
آقای وزیر
با سلام و تحیات ما گلادیاتور و بردگان انتخاباتی نیستیم !
اگر سیری در تاریخ و تمدن بشری داشته باشید ؛ "کولوسئوم" بزرگترین تماشاخانه یا آمفی تئاتر در مرکز روم باستان را می بینیدکه برای سرگرمی و تفریح روزمره امپراطوران و اشراف زادگان ساخته شده بود تا در این بنای عظیم نبرد بین گلادیاتورها را تماشا کنند . گلادیاتورها به عنوان برده ی خوار و خفیف شمرده می شدند و اغلب مردان و زنانی بودند که در این میدان با یکدیگر می جنگیدند تا یکی کشته می شد و دیگری به مرحله بعد می رسید و.... در هر صورت فجیع ترین جنایات رخ می داد و هزاران انسان بی گناه کشته و خونشان پایمال می شد .

جناب وزیر !
ظاهرا برخی از نمایندگان محترم، وزارت آموزش و پرورش را به عنوان بزرگترین سالن آمفی تئاتر و تماشاخانه برای" تماشای مرگ الفبا و کودکان و آموزش آنان " و نیزمعلمین را گلادیاتورهایی می دانند که به جان هم انداخته اند تا بتوانند اسباب تفریح و سرگرمی خویش و نمایش قدرت و اقتدار خود را در میدان زورآزمایی انتخاباتی آتی نشان دهند !
همه شاهدیم که بدون ادله و بی جهت و به خاطر فوبیای آقایان طی مدت 3 سال گذشته" چهار مدیر کل و سرپرست را برای آموزش و پرورش لرستان بنا بر پیشنهاد و مداخله هوس خواهانه این وکلای محترم عزل و نصب نمودید" تا جائی که که آموزش و پرورش لرستان انگشت نمای کشور و حتی جهانی شد .

نگاه نمایندگان محترم لرستان به فرهنگیان این استان ظاهرا نگاهی گلادیاتوری است که باید در این تماشاخانه و آمفی تئاتر فرهنگی با یکدیگر بجنگند تا بتوانند رقیب را شکست دهند و در مرحله بعد به عنوان "بردگان انتخاباتی "وارد کارزار کاندیداتوری و عمله های جمع آوری رای انجام وظیفه کنند .

به عنوان یک معلم برخود لازم می دانم که به حضرتعالی متذکر شوم انتصاب هر 8 ماه یک مدیر کل برای مدیریت اداره کل آموزش و پرورش لرستان نه بر مبنای علم مدیریت است و نه بر اساس فلسفه تعلیم تربیت و سند چشم انداز تحول بنیادین ؛ تنها دلیلی که می تواند توجیه کننده این تصمیم تحمیلی باشد تعبد شما در برابر ایده نمایندگان لرستان که معلمان را (بردگان انتخاباتی )و آموزش و پرورش را آمفی تئاتری را برای تماشای مرگ تعلیم و تربیت می دانند در حالی که ما گلادیاتور نیستیم !
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مدتی است که در رسانههای اجتماعی فیلمی منتشر میشود که شرح تلاشهای فراوان یک معلم در یکی از سخت گذرترین مناطق لرستان و ایران، برای باسواد کردن فرزندان میهن است. این فیلم راوی تلاشهای ایثارگرانه و خارج از توان و وظایف معلمیِ عزیز محمدیمنش است که با کمترین امکانات، تمام توان خود را برای باسواد کردن کودکان لرستانی به کار گرفته است و حتی با به خطر انداختن جان خود میکوشد در دورافتادهترین نقاط کشور، کودکی به خاطر نداشتن معلم از تحصیل بازنماند.
عزیز محمدی منش معلمی از جنس «عشق و جنون» است که همهچیزش را در اختیار مردم نهاده است و به همین دلیل هم مردم به او گگه gaga (برادر) میگویند.
نگرانیهای عزیز دو چیز است: از بین رفتن جنگلهای بلوط زاگرس و تحصیل بچههای عشایر که تا پایان دوره ابتدایی بیشتر دوام پیدا نمیکند و این فقط میتواند از نگرانیهای روحی بزرگ و جانی مجنون باشد که به همهچیز پشت پا زده است.
همچنین «تجارب زیسته عاشقانه» او، به قلم علی نورآبادی به نام «سرزمین خارج از نقشه» به رشته تحریر درآمده است که شرح جانفشانیها و عاشقیهای این معلم عجیب و فداکار است که ناشر آن نه دولتی، بلکه موسسهای خصوصی به نام قدیانی است که هوشمندانه، ارزش محتوای کتاب را تشخیص داده و به چاپ آن اقدام کرده است.

اما آنچه موجب حیرت است، سکوت آموزش و پرورش و سازمانهای وابسته به آن در مقابل چنین اتفاق مهمی است؛ در سایت وزارتخانه که قاعدتاً یکی از وظایفش باید حمایت و معرفی چنین معلمان زحمتکشی باشد، نه خبری از معرفی ایشان است و نه انتشار کتابش را پوشش خبری داده است و اگر نبود مراسم رونمایی از این کتاب که توسط برخی از خبرگزاریها منتشر شد، شاید امثال بنده نیز از انتشار آن بیخبر میماندیم.
گرچه شاید بیتوجهی آموزش و پرورش تا پیش از پخش گسترده فیلم اقدامات عزیز محمدیمنش برای مناطق عشایری، توسط صدا و سیما و سایر رسانههای اجتماعی، قابل توجیه باشد، ولی با استقبالی که کاربران فضای مجازی از فیلم نشان دادند و آن را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشتند، انتظار میرفت، وزارت آموزش و پرورش و اداره کل آموزش و پرورش استان لرستان تکانی به خود بدهند و در قدردانی از این معلم، نه سنگ تمام که حداقل اقدامی حداقلی انجام دهند. ولی دریغ و صددریغ.
عزیز نه اولین معلمی است که چنین مورد بیمهری قرار گرفته است و نه آخرین آن خواهد بود. بهظاهر این سنت، ریشهدار است؛ چراکه حافظ نیز میفرمود:
هر خدمتی که کردم بیمزد بود و منت
یارب مباد کس را مخدوم بیعنایت
در پایان اگر نگارنده بهجای وزیر آموزش و پرورش بودم، بهپاس قدردانی از چنین معلمانی، راهی لرستان میشدم و به نمایندگی از مردم ایران بر دستان او بوسه میزدم که چنین کسانی مایهی آبروی این آب و خاکاند. شایسته و بایسته است که یکی از روزهای هفته معلم نیز به صورت ثابت به نام «آموزگار فداکار» نامگذاری شود و هرسال از چنین معلمانی قدردانی گردد.

امیدوارم عزیز محمدی منش، همچنان که نزد مردم عزیز است و گرامی، پیش مدیران نیز عزیز شود و قدر و عزت بیند و به آرزویی که در کتابش آورده است برسد:
«در این ده دوازده سال دورهی تدریسم، هنوز دانشآموزی، اول مهر با گل وارد کلاس نشده یا کسی روز معلم را به من تبریک نگفته است. اصلاً در آن مناطق که من میروم، کسی نمیداند روز معلم چیست و چه روزی است که بخواهد تبریک بگوید… وقتی در اخبار میشنوم یا میبینم که اول مهر وزیر آموزش و پرورش یا مسئولان دیگر، زنگ شروع مدارس را در فلان مدرسهی تهران به صدا درمیآورند، آه میکشم.
آیا میشود یک سال هم آقای وزیر زنگ شروع مدارس را در مدرسهی کپری یا سنگی ما بزند؟… این برای ما به آرزو تبدیل شده است. البته مدارس ما هم زنگ ندارند. اگر ایشان بیاید، باید با خودش زنگی هم بیاورد…
مگر دانشآموز عشایری که زیر کپر درس میخواند، با دانشآموزی که در مدرسهی هوشمند تهران است، فرق دارد؟»
آيا عزیز محمدی منش به آرزویش خواهد رسید؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
در حالی که روز به روز فرهنگ امنیتی در وزارت بطحایی پر رنگ تر می شود و علیه معلمان منتقد و رسانه های مستقل شکایت می شود ، فعالان صنفی معلمان به هیات های تخلفات اداری احضار و برای آنان پرونده تشکیل می شود .... با این حال مدیرانی در آموزش و پرورش پیدا می شوند که قدر " منتقد " را دانسته و از آن قدردانی می کنند .
کانال فرهنگیان سلام در این مورد گزارشی را تهیه کرده است که می خوانیم .
گروه استان و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان لرستانی برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه گزارش/
مطابق اظهارات معاون عمرانی وزارت آموزش و پرورش و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور در سال 96 ؛ 30 درصد از مدارس غیر مقاوم بوده که قرار است تا پایان برنامه ششم توسعه تمامی مدارس غیر مقاوم، مقاوم سازی شوند.
در این راستا « صدای معلم » در سال 95 در گزارشی از همه فرهنگیان و معلمان درخواست کرد تا گزارشی از این گونه مدارس را برای ما ارسال فرمایند . ( این جا )
مهم ترین نتیجه این گونه گزارش ها جلب توجه بیشتر افکار عمومی و حساسیت آن ها برای توجه به " مدرسه " به عنوان واحد اساسی و بنیادین دستگاه تعلیم و تربیت است .
ضمن تشکر و قدردانی از آقای صالح سوری گزارش زیر تقدیم شما می گردد.
جناب آقای وزیر
آشفتگی شاید محترمانه ترین واژه ای باشد که با آن بتوان اوضاع امروز آموزش و پرورش لرستان را با آن توصیف کرد ، نه به دلیل ضعف مدیر کل منصوب شما در لرستان ،بلکه به دلیل فشارهای وارده از جانب نمایندگان استان که مستقیم یا به واسطه فرادستان وزارت خانه و نیز مسئولان ارشد اجرایی استان بر این نهاد نحیف و در حال احتضار وارد می شود .
هرچند رویکرد تعاملی با نمایندگان مجلس برای حمایت از برنامه های آموزش و پرورش که فرایندی منطقی و مطلوب برای به حداقل رساندن مشکلات آموزش و پرورش به شمار می رود به خصوص در دو سه سال گذشته با شدت بیشتری برای ماندن وزیر در مسند وزارت جای خود را به کنار آمدن با نمایندگان و واگذاری عزل و نصب ها به ایشان که معمولا نه بر اساس برنامه محوری و شایسته سالاری که با هدف تشکیل سبد رای نمایندگان در سال 98 می باشد تغییر یافته و برخی معاونت ها به خصوص معاونت پارلمانی جنابعالی که تعامل بیشتری با نمایندگان دارند، به جای ترغیب نمایندگان به کمک های حقوقی و قانونی به نفع آموزش وپرورشی که قادر به پرداخت سرانه ها نیست، برای دومین سال متوالی نتوانسته است اعتبار شیر مدارس را تامین کند و... بیشتر اهتمام خویش را برای به حداقل رساندن ریسک " استیضاح " به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه ها وزیر براین موضوع قرارداده است .

جناب آقای بطحایی هیچ جایگاه حقوقی روشنی برای دخالت نمایندگان در عزل و نصب ها پیش بینی نشده است
به نظر نمی رسد از اخبار آموزش و پرورش لرستان بی خبر باشید ،اگر هم نمی دانید بنده عرض می کنم خدمت تان ؛ از آنجا که در سال 98 انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش رو می باشد و از ابتدای سال 98 عملا نمایندگان فعلی مجاز به اعمال فشار بر مدیران جهت تغییر و تحول مد نظر خویش نیستند و با توجه به آنکه معلمان و مجموعه آموزش و پرورش در همه ی این سال ها در انتخابات نقش براتعلی و پسران را ایفا کرده اند [خلاصه داستان این که براتعلی 11پسر داشت در مواقعی که گرفتاری پیش می آمد روی قدرت بدنی و زور بازو و.... آنها حساب باز کرده و استمداد می طلبیدند اما هرگاه مراسم جشن وشادی بود آنها را به سبب زیادی بودن تعداد به حساب نمی آوردند ،این حکایت به نظر خیلی شبیه اوضاع امروز آموزش وپرورش و دیگر دستگاههای دولتی است ] از همین الان مورد توجه جدی نمایندگان قرار گرفته اند ؛ لذا سعی و اهتمام نمایندگان این است تغییرات مدنظر خود را در سال جاری انجام دهند .
شاهد مدعای نگارنده کمپین های مختلفی است که توسط معلمان برخی شهرستان های لرستان همانند بروجرد و الشتر در حمایت از مدیران فعلی راه اندازی شده که به نظر مدیرکل محترم استان نیز دلیلی برای مخالفت و برکناری ایشان نمی بینند .

وزیر محترم آموزش و پرورش
معلمان از دخالت های فراتر از وظایف قانونی نمایندگان در آموزش و پرورش خسته اند !
از آموزش وپرورش در برابر نمایندگان مسئولانه عمل کنید نه وامدار گونه!
براساس نص صریح قانون اساسی ، دو وظیفه اصلی برای نمایندگان پیش بینی شده است :
1- قانون گذاري (بررسي و تصويب طرح هاي قانوني خود نمايندگان، لوايح قانوني هيات دولت و طرح هاي مصوب شوراي عالي استان ها)
2- نظارتي (حق سوال از رئيس جمهور و يا وزرا در باره وظايف آن ها، حق تذكر كتبي، استضاح رئيس جمهور و وزرا، حق تحقيق و تفحص، نظارت بر اجراي بودجه سالانه كشور، نظارت بر حسن اجراي قوانين)
براین اساس هیچ جایگاه حقوقی روشنی برای دخالت نمایندگان در عزل و نصب ها پیش بینی نشده است ،اما برخی اوقات ضعف وزیر و مدیران و یا علاقه مندی شدید ایشان به میزهای مثلا خدمت و ترس از استیضاح و برکناری ،این فضا را فراهم می کند که آموزش و پرورش به عنوان تاثیر گذارترین دستگاه با داشتن حدود یک میلیون نفر معلم و بیش از 13میلیون نفر دانش آموز در اختیار نمایندگان قرار گیرد .

و سخن پایانی با وزیر محترم این که ؛
معاونت سیاسی امنیتی استانداری لرستان در توئیتی پر مفهوم نوشته است :
زمزمه هایی به گوش می رسد که باز هم می خواهند نحیفی را به مسلخ ببرند ،....آه کودکان مظلوم دیارم ....که از فحوای کلام ایشان می توان این گونه استنباط کرد که خبری از راهروهای استانداری یا وزارت آموزش وپرورش شنیده باشند مبنی بر به مسلخ بردن مدیر کلی که هنوز جوهر ابلاغ وی خشک نشده است .
از جنابعالی انتظار می رود ضمن همراهی با معلمان و حمایت از مدیرکل آموزش و پرورش ، معاونان محترم را به جای اعمال فشار و دخالت در حوزه های مدیریتی استانی ترغیب به حمایت از مدیران جسور و توانمند نموده و بر این نکته تاکید ورزید که نمایندگان محترم باید حامی معلمانی باشند که ایشان را آموزش داده و در منصب نمایندگی قرارداده اند ،نه قیم و تصمیم گیر در امور اجرایی و انتصابات و به قهقرا کشانیدن آموزش و پرورش .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بعد از هفتهها سکوت اداره کل آموزش و پرورش لرستان در رابطه با سوال از نحوه هزینه کرد درصدهای دریافتی از فروشگاههای طرف قرارداد با آموزش و پرورش و بیمه خودرو فرهنگیان، جناب آقای جعفری کارشناس بیمه شهرستان دلفان جوابیهای را تنظیم نموده و در فضای مجازی منتشر نموده است.
پایگاه خبری— تحلیلی عصر دلفان در رابطه با جوابیه جناب آقای جعفری، چند نکته را به استحضار مخاطبان محترم میرساند:
۱. جناب آقای جعفری در مورد طرح سوال پایگاه خبری- تحلیلی عصر دلفان نیتخوانی کرده و علت مطرح نمودن اینگونه سوالات را ناشی از ضدیت طراح سوالات با نماینده محترم شهرستان دلفان و وجود اختلاف ایشان با مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دلفان و همچنین اختلافات شخصی ایشان با آموزش و پرورش عنوان کردهاند. اینگونه تفسیر و تعبیرها به ساختار و ذهنیت قومی و قبیلهای اندیشه کارشناس محترم تعاون شهرستان دلفان برمیگردد .
جناب آقای جعفری باید به خود گوشزد نماید که در یک نهاد و سازمان مدرن و بورکراتیک مشغول خدمت است و از الزامات این چنین سازمانهای مدرن و بورکراتیکی پاسخگویی به ارباب رجوع است نه نیتخوانی .
2. در هیچ قسمتی از متن سوالات به هیچ یک از نمایندگان محترم استان لرستان اشارهای نشده است. حال جناب آقای جعفری بنا به کدام حساب و منطقی از نماینده محترم شهرستان هزینه مینمایند به رابطه بین ایشان و چگونگی انتصاب ایشان به این منصب مربوط میگردد؟!
۳. بنا بر هر دلیلی از مدیرانی که در یک سازمان و نهاد عمومی متصدی هستند طرح سوال شود با نیتخوانی از طراح سوال، از مدیران جهت پاسخگویی سلب مسئولیت نمیگردد و شهروندان و همه افکار عمومی در اسرع وقت انتظار پاسخگویی و در صورت قصور و تخلف، برخورد قانونی و جبران خسارت وارده را مطالبه دارند.
4. جناب آقای جعفری در مورد سوال اول دریافتی آموزش و پرورش شهرستان دلفان از سه درصد فروشگاهها را حدودا ( دو میلیون در ماه ذکر کرده) و در ادامه توپ را به زمین سازمان آموزش و پرورش استان لرستان انداخته و از آموزش و پرورش دلفان سلب مسئولیت نموده است و در مورد هزینه کرد این مبالغ اظهار بیاطلاعی نموده است.
-بر اساس اطلاعات موثق پایگاه عصر دلفان مبالغ واریزی به نسبتهای معینی بین سازمان و ادارات تابعه ماهیانه توزیع و تقسیم میگردد و همچنین فقط از یک فروشگاه در مدت زمان محدود فعالیت ( 60000000 شصت میلیون تومان بابت سه درصد به حساب آموزش و پرورش شهرستان دلفان واریز شده است) در ثانی بر اساس اطلاعات کاملا دقیق عصر دلفان از افرادی که در آموزش و پرورش شهرستان از این مبالغ نجومی بهرهمند میگردند نیز باخبر است ( شخص مدیر، معاون مالی، حسابدار مالی و کارشناس تعاون جناب آقای جعفری شخصی که اظهار بیاطلاعی نمودهاند)در نتیجه ادعای ایشان کذب محض است.

5. بابت بیمه خودرو ایشان به طور ضمنی پذیرفتهاند که درصد کسر شده به نسبتی بین استان و شهرستان تقسیم میگردد ، برای کسر آن مبنای وزارتی قائل شده ولی تصویری از این بخشنامه ارائه نکرده و عجیبتر آنکه در حالی که پذیرفتهاند که درصد کسر شده بین افرادی در سطح استان و شهرستان توزیع میگردد اما مدعی شده که باید وزارتخانه پاسخگو باشد!( به اصطلاح عامیانه مخاطبین محترم را سرکار گذاشته و پی نخود سیاه فرستادهاند) ؛ بر کسی پوشیده نیست که فرمهای اولیه و پیش نویس بیمه خودرو در دفتر مسئول کارشناس تعاون تنظیم میشود و در قرار و مدارهای فی مابین بین سهمبران از درصد کسر شده، کارشناس تعاون از بالاترین میزان برخورد میگردد. حال نباید از دفاع متناقض، ناشیانه و تمام قد ایشان از این قرارداد چندان تعجب نمود.
6. اما عجیبتر آن که در مورد یک درصد کسر شده از وام صندوق فجر، جناب آقای جعفری تمام تقصیرها را متوجه سیستم رایانه نموده است:
نقل قول مستقیم:
" در مورد یک درصد کارمزد، سیستم به صورت خودکار از وام فجر کسر مینماید . "
و در ادامه چنین ذکر کرده اند:
" همین سیستم، هزینه هیات مدیره و غیره را باز به صورت خودکار و تعریف شده کسر نموده و در پایان هر سال مانده یک درصد که چیزی حدود هفتاد درصد مبلغ کسر شده از وام افراد وام گیرنده میباشد به حساب ایشان برگشت داده میشود " .
البته ایشان توضیح ندادهاند که چه کسی و یا چه کسانی چنین برنامه قشنگی به سیستم دادهاند؟ هزینه هیات مدیره و غیره چیست و شامل چه مواردی میشود؟ و چرا این هزینه ها را باید فرهنگیان پرداخت نمایند؟ و اگر قرار بر عودت بیش از هفتاد درصد برداشتی از وام است پس چرا از همان ابتدا برداشت میگردد که بعدا برگشت داده شود؟!
این سیستم کارشناس تعاون اداره آموزش و پرورش مخاطبین را به یاد فیلمهای علمی تخیلی میاندازد که رباتها بر سرنوشت انسانها مسلط میشوند .
اما خوشبختانه سیستم کارشناس تعاون جناب آقای جعفری هرچند بر سرنوشت فرهنگیان نگون بخت دلفان مسلط شدهاند اما همچنان کماکان در خدمت جناب آقای جعفری ایفای وظیفه مینمایند چنانچه هفتاد درصد مابقی که از قول آقای جعفری که باید عودت داده شود سیستم تاکنون به حساب هیچ کدام از فرهنگیان برگشت نداده است.
7. چرا در نهاد عریض و طویل آموزش و پرورش که به شکل رسمی اداره روابط عمومی مسئول پاسخگویی به چنین سوالاتی است تاکنون سکوت نموده و جناب آقای جعفری به قبایش بر خوده و چنین پاسخی همراه با الفاظ ناشایست بیان نموده است؟
عصر دلفان برای این سوال نیز پاسخ دارد .
فردی که در تعاون پست میز جلوس نموده یکی از افرادی است که از هر سه مورد بهرهمند است و بهرهمندی ایشان به اندازهای است که ماهیانه بر میلیونها تومان بالغ میگردد بیهوده نیست که برای این مسند سر و دست میشکنند و دست به دامان افراد ذی نفوذ میشوند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
این روزها خبری تکان دهنده تر از مرگ دانش آموز سنندجی از زبان رئیس سازمان نوسازی مدارس به گوش رسید.
رئیس سازمان به نقل از خبرگزاری مهر اعلام کرده بود:
در سه استان سيستان و بلوچستان، تهران و لرستان میزان فرسودگی مدارس نسبت به دیگر استانهای کشور بیشتر است . باز هم لرستان در عمران و آبادانی در قعر جدول قرار گرفت.
مدال طلا یا نقره و برنز فرسودگی به لرستان رسید.
این خبر یعنی دانش آموزان لرستانی در خط مرگ و جراحت ناشی از فرسودگی مدارس هستند.
دانش آموز کشته شده را نمی شود زنده کرد اما آیا این زنگ خطر نمی تواند اراده مسئولان را جهت پیشگیری از خطر قریب الوقوع برای دانش آموزان بر انگیزد؟
متاسفانه مدیریت فعلی که به واسطه و از استانی دیگر وارد استان لرستان شد ؛ چند ماهی است که بار سفر بسته ولی چنانچه به گوش می رسد باندبازی در سطح استان و مدیران سایه و بازنشسته در آموزش و پرورش مانع نوسازی در سازمان فرسوده نوسازی که عملکردش مقام برتر را در فرسودگی دارد ، شده است.

باند بازی و گرایش های غیر تخصصی و خدای نکرده دست درازی به شکل دلالی برای پس زدن نیروی های متخصص و خلاق در راس سازمان نوسازی ؛ باعث تاسف است.
در واقع این افراد متخصص نیستند که مقهور لابی های غیر اخلاقی می شوند بلکه این دانش آموزان لرستانی هستند که با تعلل و پیچیده کردن موضوع نوسازی سازمان نوسازی مدارس لرستان ، فردا روزی به کام مرگ می روند.
شاید بهتر باشد به جای ارسال پیام تسلیت ؛ علاج حادثه را قبل از وقوع کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید