ما برای نهاد آموزش و پرورش چه کارکردی قائل هستیم ؟ آموزش و پرورش چیست و آیا تمام انتظاراتی که ما مطرح می کنیم اصلا وارد به آموزش و پرورش است یا نه ؟
با عرض سلام و وقت به خیر. من فکر می کنم در ابتدا بهتر است از این صحبت بکنیم که مدرسه چه نیست؟ بسیار خوشوقتم که خدمت تک تک شما هستم.
بنده قادری هستم هیئت علمی دانشکده علامه طباطبایی رشته برنامه ریزی درسی. من سخنم را با یک قضیه تاریخی شروع می کنم راجع به این که مدرسه چه نیست؟ بحث های من ریشه تاریخی دارد. وارد تاریخ که می شوید اولین انسان ها، انسان های " نئانتدرتال" بودند. انسان های " نئانتدرتال " که پنجاه میلیون سال پیش در کره زمین زندگی می کردند. اینها در قبائل شصت، هشتاد نفره زندگی می کردند و شکارچی بودند و هر موقع جنگی اتفاق می افتاد با قبائل دیگر می جنگیدند و قتل عام می کردند و آن گستره شکار را که قرار بود در آن شکار انجام بشود تسخیر می کردند. در این انسان های نئانتدرتال انسانی را پیدا کردند که انسان "پکن" بود. انسان"پکن" انسانی بود که قدیمی ترین انسان نئانتدرتال است. در غارهایی در پکن جمجمه هایی را پیدا کردند که داخل جمجمه آنها یک سوراخ کوچکی است. سوراخی به اندازه نی که مشخص بود که وقتی اینها را کشتند مغزشان را خورده اند. این نشان می دهد که انسان از ابتدا متوجه بوده که مغز جای مهمی است ، ذهن جای مهمی است. باور این بوده و برداشتی که باستان شناسان کرده اند که قدرت این انسان ها منتقل می شود به قبیله ای که ظفرمندانه پیروز شده است. اگر شما آزادی را کنار بگذارید هیچ انسان درستی را نمی توانید تربیت بکنید.
فوکو می آید و راجع به همین صحبت می کند که در عصر کشاورزی به جای این که شما بروید مغزها را تسخیر بکنید می آیید و نیروی کار را تسخیر می کنید. در دوران فئودالیسم تاکید بر این بوده که نیروی کار کشاورزی را فئودال ها می گرفتند و کشاورزی را خودشان انجام می دادند و بخشی از محصول را به دهقان ها و بقیه می دادند این یک گونه ای از استثمار بود . کمی جلوتر که می آییم به عصر مدرنیسم می رسیم که در آن اتفاقی نمی افتد و استثمار بدن کمتر اتفاق می افتد به جای آن استثمار ذهن است. یعنی عده ای سعی می کنند از طریق تسخیر ذهن و نفوذ در ذهن و انضباط ذهن، افراد را به تسخیر خودشان در بیاورند و در این میان مدرسه بهترین جا است . به تعبیر فوکو مدرسه بهترین جا برای تسخیر ذهن است. شما ذهن ها را کنترل بکنید همه چیز اتفاق می افتد.
یک فردی است به نام مایکل اپل دوستانی که رشته تعلیم و تربیت خوانده اند با اسم ایشان آشنا هستند. ایشان می گوید برنامه درسی مدرسه مانند اسب تروا است شما این اسب را می فرستید داخل مدرسه و می توانید همه چیز را تسخیر بکنید همان طور که تروایی ها شکست خوردند چون یک اسبی را آورده اند و شبانه از داخل این اسب بیرون آمدند و به داخل قلعه نفوذ کردند و و توانستند آنجا را تسخیر بکنند.
اما مدرسه چه نیست؟ مسئله اصلی ما این است که مدرسه چه نیست؟
مدرسه یک نهاد اقتصادی است ، یک بنگاه اقتصادی است ؛ من می گویم مدرسه بنگاه اقتصادی نیست. تمام پدر و مادرها تمام مسئولین آموزش و پرورش امروزه این صحبت را دارند که آیا ما می توانیم مدرسه را یک نهاد اقتصادی حساب بکنیم ؟ چون ذهنیت تمام والدین ایرانی متاسفانه این است که بچه شان را که می فرستند به مدرسه تا برایش شغل انتخاب کنند. این پسر باید مهندس بشود این باید پزشک بشود یعنی ذهنیت اقتصادی خیلی غالب شده مخصوصا در سال های اخیر بیشتر و بیشتر هم می شود.
آیا مدرسه بنگاه اقتصادی است؟ جایی است که راجع به تجارت و بیزینس و چیزهایی از این قبیل باید فکر بکنیم. راجع به تربیت شغلی باید فکر بکنیم ؟ راجع به کارآفرینی که اخیرا در آموزش و پرورش بیان می شود و باید راجع به آن صحبت بکنیم. من اعتقاد دارم خیر، مدرسه یک بنگاه اقتصادی نیست.
آیا مدرسه یک حزب سیاسی است ؟ یک مرکز سیاسی است ؟ جایی است که احزاب سیاسی می توانند در آن نفوذ بکنند ؟ من می گویم مدرسه یک مکان سیاسی نیست که نیروهای سیاسی منویات های سیاسی شان را ایدئولوژی سیاسی در مدرسه پیاده بکنند چرا چون قاعدتا پیش فرض ما این است که گروه های سیاسی منفعت شخصی خودشان را دارند.
آیا مدرسه یک نهاد مذهبی است؟ گروه های مذهبی ، دینی و ایدئولوژیک می توانند دیدگاه های خودشان را در مدرسه مطرح بکنند و آن باورهای دینی را به کودکان القا بکنند ؟ خیر، من اعتقاد دارم مدرسه جای مذهبی هم نیست.
ممکن است بگویید که مدرسه جای سیاسی نیست جای اقتصادی، مذهبی، دینی نیست، مگر مدرسه یک جایگاه اجتماعی نیست ، مگر یک نهاد فرهنگی نیست ؛چرا؟ مدرسه یک نهاد فرهنگی است منتها جایش این نیست که ما این همه ایدئولوژی اقتصادی، فکر اقتصادی، فکر سیاسی و فکر مذهبی را در ذهن بچه ها بریزیم.؛ چه اتفاقی می افتد؟ همه روان شناسان و همه جامعه شناسان ، همه فلاسفه تعلیم و تربیت روی سلف یا خود تاکید می کنند. مسئله اصلی و محور اصلی تمام نظریات جدید بحث سلف است. شما سلف را نابود می کنید. چگونه؟ شما در نظر دانش آموزی که کلاس اول است مانند یک سیب سرخ است . سیب سرخی که خیلی تر و تازه و قرمز و قشنگ است و خیلی ها طمع دارند که به داخل آن نفوذ کنند چرا چون اگر شما به آن ذهن نفوذ کردید مانند اسب ترو می توانید جامعه ای را مدیریت کنید.
گروه های سیاسی دوست دارند این کار را بکنند. گروه های مذهبی دوست دارند این کار را بکنند. اقتصاددانان و صاحبان کسب و کار دوست دارند کارمند و کارگر سر به راه داشته باشند. قطعا همه دوست دارند این کار را انجام بدهند.
اگر شما آمدید به مدرسه، مدرسه را جایی برای قرارداد و استفاده سیاسی ، استفاده اقتصادی و استفاده مذهبی قرار دادی ؛ خود را یا سلف را دارید نابود می کنید !
ما از کودکی از همان سال اول از مهد کودک شروع به این می کنیم که این سلف را دستکاری بکنیم. دستکاری های فراوان سیاسی و مذهبی که دارد در مدارس ایجاد می شود که این مسئله شما را به یاد آن انسان های پکن می اندازد که مغز انسان های دیگر را می نوشید فکر می کرد که قدرتش به او منتقل می شود. اینجا هم همین اتفاق دارد می افتد.
شما در همه جا که بروید می بینید در آمریکا ژاپن چین همین اتفاق دارد می افتد. مدارس محلی شده اند برای تلقین برای این که شما بتوانید منویات خودتان را به نسل جدید منتقل بکنید. این اتفاقی که می افتد مانند این است که شما داخل سیب قرمز کرم هایی را بفرستید. کرم سیاسی، کرم مذهبی، کرم اقتصادی و این سیب از درون می پُکد. ظاهر سیب ظاهر تمیزی است ظاهر مدرسه ظاهر خوبی است . صبح بلند می شوید می بینید که می روند به مدرسه ولی باطن مدرسه باطن قشنگی نیست. چرا بچه های ما از مدرسه فراری اند ؟ چرا بچه های ما در مدرسه دوام نمی آورند ؟ می خواهند زودتر از مدرسه بیرون بیایند چون مدرسه برایشان یک زندان تداعی شده است و من موافق کسانی هستم که شعار مرگ مدرسه را می دهند و می گویند نرو... به یک تعبیری موافقم که باعث مرگ خود می شود سلف را از بین می برد اولین کاری که من حس می کنم حتی عقلانیت را از بین می برند. من مثالی می زنم. به تعبیر فوکو مدرسه بهترین جا برای تسخیر ذهن است. شما ذهن ها را کنترل بکنید همه چیز اتفاق می افتد
آقای مایکل اپل می گوید حتی مدرسه باعث عدم عقلانیت می شود. باعث دیوانگی می شود. باعث ظهور بی عقلی می شود. چرا چون نیازهای کاذبی را به شما تحمیل می کند. نیازها اقتصادی است ، مال کودک است ؟ خیر. نیازها سیاسی است ، مال کودک است؟ خیر . نیازها مذهبی است ، مال کودک است؟ خیر.
تنها چیزی که ما به آن فکر نمی کنیم نیازهای رشد خود کودک است. این خود، بالنده نمی شود. اگر این خود بخواهد بالنده بشود شما پزشک تربیت بکنید ، قاضی تربیت بکنید شما سیاست مدار تربیت بکنید قطعا داخل اینها کرم است. سیب سرخ است ولی متخصص و یک پزشک ماهر که جلوی شما نشسته و خیلی قشنگ با شما صحبت می کند منتها حاضر نیست از دستگاه پز استفاده بکند به خاطر مالیات !
سیاست مدار خیلی خوب صحبت می کند و خیلی خوب هم نظریه پردازی می کند اما حاضر نیست نیازهای مردمی را برطرف بکند.
من موافق مدرسه مردمی هستم.
مدرسه یک بنگاه اقتصادی نیست ، یک نهاد سیاسی نیست ، یک نهاد مذهبی نیست ، چرا ؟ ذهنیت تمام والدین ایرانی متاسفانه این است که بچه شان را که می فرستند به مدرسه تا برایش شغل انتخاب کنند.
چون اگر این نهادها دخالتی بکنند تعلیم و تربیت بچه های ما از آزادی به دور خواهد بود.شما دارید تلقین می کنید.
اگر شما آزادی را کنار بگذارید هیچ انسان درستی را نمی توانید تربیت بکنید.
شما فکر می کنید ژان ژاک روسو در کتاب امیل چرا امیل را فراری داد فرستاد روستا؟ به خاطر ترس از نهادهای سیاسی ، به خاطر ترس از نهادهای مذهبی ، به خاطر ترس از نهادهای اقتصادی. تا جایی که امیل یک کودک طبیعی شد. طبیعی رشد کرد. چون از تلقین این نهادها به دور بود.
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی
پایان گزارش/
نظرات بینندگان
عصر مدرنسیم.
دوم آن که انسانهای اولیه آدمخوار بوده اند ، ربطی به خوشمزه بودن مغز و یا اهمیت آن اصلا ندارد. قلبش را هم می خورد پس انسان برای همین احساساتی شده است؟
سوم متن اصلا روان نیست و شبیه گفته های یک
دکتری تعلیم و تربیت نیست.
چهارم هنوز این اشتباه در جامعه ما وجود دارد که اگر دو جمله از مجموع خوانده های دوران
تحصیل ات به هر نوع جمعی ، بیان داری ، بیانگر
سطح بالای سواد شما و عامل تسلط و پذیرش شما
توسط خوانندگان است.
کاش شما که مدرک دکتری تعلیم و تربیت دارید مصداق ایرانی از متخصصان می دادید تا حداقل
منطق و سنخیتی با جامعه داشت.
در ضمن مدرسه مردمی در ایران مساوی دادن
شهریه و پول به مدارس است ، کدام مردم و کدام
مدارس مردمی ؟!
ظاهرا در ایران زندگی نمی کنید و فرزندی به مدرسه نمی فرستید.
این روزها که در به در دنبال وزیر هستند ، خیلی ها
به وجد آمده اند و قلمبه سخن می گویند. کو درمان
درد آقای دکتر؟
نه
انسان درستی نمی توانید تربیت کنید.
بسیاز زیباست ، باطنش با ظاهرش مخالف
است. خوش خیالید جناب دکتر.
واقعا که بعضی ها به عمق بحث ها نمی روند. ساده اندیشی تا گی؟ این جا منظور دکتر قادری نفی بحث های اقتصادی، سیاسی، مذهبی در مدرسه نیست، بحث تلقین ایدئولوژی سیاسی، مذهبی، اقتصادی است. این ها نهاد کودکان را ویران می کنند. کودک باید در آزادی رشد کند . این نهادها توان تفکر مستقل را از کودکان ایرانی می گیرند.
شستشوی مغزی .
آقای دکتر واقعا خوب تحلیل کرده اند نهادهای سیاسی و مذهبی و اقتصادی بیش از حد در آموزش و پرورش دخالت می کنند تا جایی که در انتخابات در حقوق و معیشت معلمان هم دخالت می کنند . و جدا از هستی دانش آموز هستی دانش آموزان هستی معلمان نیز در معرض فشار است. معلمان نیز آزادی عمل و استقلال در تربیت ندارند.
ضمن سپاس از انعکاس اين مطلب در تار نماي وزين " گروه صداي معلم " که نگاه بخشي از جامعه ( موسسه رحمان ) به آموزش و پرورش را نمايان مي کند ! در قالب يک فرايند توسعه گرا ديده شود !
براي آشنايي بيشتر مطالب ذيل از تار نماي اين موسسه تقديم مي گردد.
1. مؤسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه) مؤسسهای مردمنهاد است که با همت جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاهها، در سال 1386 پایهگذاری شده است. این مؤسسه برای بهبود و توسعه وضعیت اجتماعی کشور و کاهش آسیبهای اجتماعی، با رویکردی علمی- فرهنگی و از طریق فعالیتهای دانشمحور تلاش میکند. کودکان، نوجوانان، جوانان، زنان و گروههای آسیبپذیر و آسیبدیده مهمترین گروههای هدف رحمان هستند.
نظر ادامه دارد.
3. کمیتهها و کمیسیونهای تخصصی اين موسسه بشرح ذيل است :
کمیتههای برنامهریزی از گروههایی از صاحبنظران و متخصصان متناسب با اولویت گروههای اجتماعی و موضوعهای ملّی در زمینهی آیندهنگری و پیشگیری از آسیبهای عمومی تشکیل میشوند و کمیسیونهای تخصصی برای بررسی مسائل فراگیر و حاد اجتماعی، مطابق آئین نامهای که به تصویب هیأت مدیره خواهد رسید تشکیل میشوند. اسامی این کمیتهها و کمیسیونها به شرح زیر است:
– کمیتهی برنامهریزی کودکان و نوجوانان
– کمیتهی برنامهریزی جوانان
– کمیتهی برنامهریزی زنان
– کمیتهی مطالعه و برنامهریزی کلان
– کمیسیون تخصصی بیکاری و اشتغال
– کمیسیون تخصصی مبارزه با فقر و حاشیهنشینی
– کمیسیون تخصصی مبارزه با اعتیاد
– کمیسیون تخصصی اوقات فراغت
نظر ادامه دارد.
فرهنگيان فرهيخته
ورود اين موسسه به بحث " مدرسه " را به فال نيک بگيريم و از مسولين محترم اين موسسه تقاضا کنيم با ايجاد
" کميته اصلاح ساختار آموزش و پرورش "
کمبود بزرگ ِ کميته هاي فوق الذکر را پوشش دهند ! زيرا هرچه بيشتر و گسترده تر به آموزش و پرورش نگاه شود ! راه اصلاح ساختار آموزش و پرورش نيز هموار تر مي شود !
با تقديم شايسته ترين احترامات ارادتمند شما شهسوارزاده
استاد گرانمایه ،
جناب آقای شهسوارزاده،
البته در قبول نگاه و عمل نافذ و مؤثر به
آموزش و پرورش ، بُخلی نیست ، اما چرا
خودمان در غفلت و خواب باشیم و تمنای
رهایی یکسویه از اساتید داشته باشیم؟
این جریان وقتی فرخنده است که دست
در دست هم دهیم به مهر ، میهن خویش
کنیم آباد.
و گرنه سودی نخواهد داشت ، یک پزشک هم
درد را از خود دردمند می شنود .
سپاس از اطلاعات تان. پایدار باشید.
استاد بزرگوار ، انديشمند گرامي ، سر کار خانم امامي سپاس بيکران از محبت شما که با حقير به ديالوگ نشسته ايد !
سلام و درود بر شما استاد انديشمند و عزیز
شما به نکته بسيار بسيار مهمي اشاره نموده ايد !
با شما کاملأ موافق هستم . جهت تأئيد فرمايش حضرتعالي مي گويم :
بار ها اعلام کرده ام و باز هم اعلام مي کنم :
به باور کارشناسان ، آموزش و پرورش بايد پرچمي را بر افزايد تا همه پزشکان ، مهندسان ، اساتيد دانشگاهي ، حقوق دانان ، کارگران ، کشاورزان ، اصحاب رسانه، نخبگان و... نهاد هاي مدني وابسته به اين گروه ها گرد اين پرچم جمع شوند و اصلاح ساختار آموزش و پرورش را رقم بزنند !
درخواست از گروه رحمان براي تشکيل
"کميته اصلاح ساختار آموزش و پرورش "
ناقض وظيفه خطير فرهنگيان فرهيخته اي چون حضرتعالي و ديگر خوانندگان فهيم اين تار نماي وزين نيست !
اگر از اظهار نظر ِ حقير چنين استباطي متبادر شده است از حضرتعالي و ديگر خوانندگان فهيم ، صميمانه و خاضعانه پوزش مي طلبم .
با تقديم شايسته ترين احترامات ارادتمند شما شهسوارزاده
با حسن کل کل نکن
با همه کل کل نکن
با کسی کل کل بکن
که ....
گفتم آقای فرماندار دست از سر این بچه های بی گناه بردارید مدرسه نیاز به آرامش و ثبان دارد چرا این محیط را مغشوش می کنید فرمودند: حق التاس است شما نمی توانید این حق را از ما بگیرید ما باید مردم و انش آموزان را روشن کنیم.
کرم سیاسی، کرم مذهبی، کرم اقتصادی و این سیب از درون می پُکد.
کرم سیاسی، کرم مذهبی، کرم اقتصادی و این سیب از درون می پُکد.
کرم سیاسی، کرم مذهبی، کرم اقتصادی و این سیب از درون می پُکد.
سکولاریسم یکی از برزگترین دستاوردهای بشر است
آیا مدرسه بنگاه اقتصادی است؟ جایی است که راجع به تجارت و بیزینس و چیزهایی از این قبیل باید فکر بکنیم. راجع به تربیت شغلی باید فکر بکنیم ؟ راجع به کارآفرینی که اخیرا در آموزش و پرورش بیان می شود و باید راجع به آن صحبت بکنیم. من اعتقاد دارم خیر، مدرسه یک بنگاه اقتصادی نیست.
آیا مدرسه یک حزب سیاسی است ؟ یک مرکز سیاسی است ؟ جایی است که احزاب سیاسی می توانند در آن نفوذ بکنند ؟ من می گویم مدرسه یک مکان سیاسی نیست که نیروهای سیاسی منویات های سیاسی شان را ایدئولوژی سیاسی در مدرسه پیاده بکنند چرا چون قاعدتا پیش فرض ما این است که گروه های سیاسی منفعت شخصی خودشان را دارند.
آیا مدرسه یک نهاد مذهبی است؟ گروه های مذهبی ، دینی و ایدئولوژیک می توانند دیدگاه های خودشان را در مدرسه مطرح بکنند و آن باورهای دینی را به کودکان القا بکنند ؟ خیر، من اعتقاد دارم مدرسه جای مذهبی هم نیست.
که در هر نفسی دو نعمت موجود است
در تائید فرمایش بسیارزیبای آقای قادری اضافه می کنم که اگر آزادی نباشد هیچ فرد دینداری هم نمی توانید بسازید. . خداوند هستی که اول معلم ماست در پذیرش اصل دین با همه حقانیتش، اکراه واجبار قرار نداده چرا که هدفش تربیت وتعالی، ماست.
فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ
لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ
پس تذكر ده كه تو تنها تذكردهندهاى.
بر آنان تسلّطى ندارى
این اکراه و اجباری هم که فرمودین باز هم تفاسیر متفاوتی ازش دادن. اگر یه مسلمان از مسلمانی دست بردارد حکمش مرگ است. می بینید نمی تونید با آیه و سوره جلو برید چون تفاسیر بی شماری از ش استباط میشه. اصلا حقوق اقلیت های دینی مگه تو نظام چه قدر رعایت میشه که می فرمایید اکراه در دین نیست. این تنها در حرف و تفسیر در عمل ...