
لحنم ، لحن معلمی بود و نه لحن سخنران ، چون به معلمی عادت کرده ام و جور دیگر نمی توانم حرف بزنم .
ده بیست سال پیش ما رفته بودیم به مجلس شورای ملی ، تماشا کنیم ببینیم آن جا چه جور جایی است . آن روز وکلا بر سر یک لایحه به جان هم افتاده بودند و با هم دعوا داشتند . یک عده کشمکش می کردند و یک عده هم چُرت شان گرفته بود .
در میان این ها ، آقایی بود که نه چرت می زد و نه کاری به این ها داشت . یک گوشه نشسته بود و به هیچ کس کاری نداشت . اما هر وقت شلوغ پلوغ می شد ، بلافاصله ناراحت می شد ، بلند می شد و می رفت پشت تریبون و می گفت که :
« آقایان ! این جا آخر ، مجلس است ! ساکت باشید ! یک کمی ادب را رعایت کنید ! » باز می رفت و می نشست و دیگر کاری نداشت تا باز شلوغ می شد .
آن کسی که پهلوی من نشسته بود ، گفت : این معلم است ! فقط و فقط می خواهد کلاس را آرام کند ! ولو وکیل مجلس هم باشد ، نمی تواند از معلم بودنش دربیاید ، تا آخر عمرش هم دلش می خواهد تخته سیاهی باشد و بچه ها ساکت بنشینند ! بچه های مجلس شورای ملی !
این است که نمی شود از معلم بودن که یک رنگ تندی دارد و با هیچ صابون ، عطری و آب زمزمی شسته نمی شود ، دست کشید .
دکتر علی شریعتی ، مجموعه آثار 20 ، 124
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
گزارش اقتصادنیوز به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه، در پی اعلام جرم دادستانی علیه صادق زیبا کلام،با توجه به مستندات و تحقیقات صورتگرفته قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست پرونده صادر شد.
هفته گذشته و در پی مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا (برنامه پل حافظ)، دادستانی تهران علیه نامبرده و رسانه منتشرکننده اظهارات وی اعلام جرم کرد.
پس از تشکیل پرونده قضایی برای نامبردگان، متهمان به مرجع قضایی مراجعه کردند و پس از اخذ دفاعیات، تفهیم اتهام شدند.
هم متعجب می شوید؟