صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

«هیچ چیز ارزشمندتر و نجات بخش تر از این نیست که کودکان و جوانانی را تربیت کنیم که هر موقع، با داده های بیرونی مواجه گشتند که خلاف افکارشان را نشان می دهند در آن صورت، به آسانی به جای چسبیدن بر افکار غلط خود و بازگشت به غار تاریک افلاطونی، جرات داشته باشند به نفع داده های بیرونی حرکت کنند یعنی جرات پوست اندازی! »

آیا تاریخ در ایران یک علم به حساب می آید ؟ آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم ؟

علی مرادی مراغه ای

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

امروزه، نوشتن در هیچ حوزه ای به اندازه حوزه تاریخ سخت نیست به دو علت:

اولا، همه در حوزه تاریخ خود را متخصص می دانند!
ثانیا، در ایران، هر دوره ای از تاریخ صاحب دارد!

قبلا یک همسایه ای داشتیم که کارش غسالی بوده وقتی با او صحبت می کردم در تمام حوزه های تاریخ اظهار نظر می کرد! من حق نداشتم در پیش او از غسل میت یا نوع کافور یا تابوت...صحبت کنم اما او در مورد تمامی شاهان، اظهار و نظر می کرد! به نادر و رضاشاه علاقه داشت. ده سال در مورد رضاشاه صحبت کردیم اما نتوانستم یک اپسیلون نظرش را تغییر بدهم مخصوصا که الان اوضاع اقتصادی و فساد بدتر شده این رفیق غسال ما در عقیده اش مصمم تر گشته...!

توده های مردم به تکیه گاه نیاز دارند ؛ به قهرمانان تاریخی که به آنان تکیه کنند تا در سایه آن آرامش پیدا کنند و لذت ببرند و اگر چنین قهرمانی در تاریخ وجود نداشته باشد در ذهن خودشان آن را می سازند...! برای بلوغ و بالیدن، پی در پی نیاز داریم افکار و قهرمانان تاریخی مان را از پستوهای ذهنی خود بیرون کشیده آنان را داخل کوره آتش کرده وقتی حسابی سرخ شدند آنگاه رو سندان گذاشته و به ضربات پتک های نقد بسپاریم تا ببینیم چند مَرده حلاجند .

همچنان که گفتم هر برهه ایی از تاریخ در این کشور صاحب دارد از تاریخِ باستان تا الان...

اگر به یک ملای ده در دویست سال پیش بنویسی بالای چشمش ابرو بوده، انگار بر کل این طبقه توهین کرده ای، چه برسد به اینکه مثلا در مشروطه به نقد عملکردهای میرهاشم یا میرزا حسن مجتهد یا شیخ فضل الله نوری ...بپردازی، چون با دو یا سه واسط به پیغمبر و خدا وصل می شوند و در نتیجه شما انگار به خدا جسارت کرده ایی...!

یا نوشتن و نقد احزاب دوران معاصر مثلا حزب توده یا چپ ها و یا راست ها هم دردسر و انگ های مخصوص خودشان را دارند که بلافاصله بر سر نویسنده نگون بخت آوار می کنند ؛ هر کدام از احزاب طرفداران و بازماندگانی دارند که همچنان چماق به دست دم در ِ آن حوزه ایستاده...!

هر برهه ای از تاریخ صاحب دارد . دوستان ترک به دوره قاجاریه حساس هستند مثلا اگر تو بر حرمسرای فتحعلی شاه و زنان تنبان فنری او، کوچک ترین نقدی بنویسی حتما طیفی را گله مند ساخته ای! اگر بر جنایات آقامحمدخان در تفلیس اشاره کنی، بلافاصله گلایه ها آغاز می گردد که تو دیگه چرا؟!

در مقدمه کتاب خاطرات غلام یحیی، عملکردهای این آدم را نقد کرده بودم . یکی از این دوستان ماه ها قهر کرد! مدام می گفت : « شما دیگه چرا؟! »

اما سفت و سخت ترین و افراطی ترین طرفداران، پهلویست ها هستند چون هم زنده و هم متشکل اند. در نتیجه، هر نوشته ای و نقدی در مورد رضاشاه که نوشته ام با رکیک ترین فحش ها در پیوی مواجه شده ام، انگار طرفدارانش این فحش ها را از خود آن مرحوم به ارث برده اند چون خود رضاشاه یکی از قهارترین فحاشان تاریخ بود.

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

و آرزو می کنند که او برگردد با پزشک احمدی اش و سرپاس مختاری اش...! ایرانیان متأسفانه، مردمی به شدت رمانتیکی، احساساتی و گرفتار افراط و تفریط هستند و در دوره هایی که اوضاع سخت تر می گردد این افراط و تفریط در داوری ها به اوج خودش می رسد .

ده ها کتاب در دفاع از رضاشاه نوشته شده اما هیچ کدام نتوانسته اند خدمتی بکنند به اندازه خدمتی که اوضاع اسف بار اقتصادی فعلی بر رضاشاه کرده...!

چنین می نماید که در میان مردم ایران، هنوز تاریخ به عنوان یک علم شمرده نمی شود و در این حوزه، پژوهش حرکت از مجهول به سوی معلوم نیست بلکه در ابتدا همه چیز برایمان معلوم و روشن است ؛ تنها تلاش می کنیم برای تایید تابوی ذهنی مان!.

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

حمله کنندگان به نوشته هایم در این کانال، هرگز در پی این نبوده اند که آیا منابع و ماخذی که آورده ام متقن و دست اول و کافی بوده اند یا نه؟! هرگز نمی نویسند که چرا نقد می کنی؟! بلکه می گویند چرا تخریب می کنی؟! ...به راستی مرز نقد و تخریب کجاست؟

ایرانیان متأسفانه، مردمی به شدت رمانتیکی، احساساتی و گرفتار افراط و تفریط هستند و در دوره هایی که اوضاع سخت تر می گردد این افراط و تفریط در داوری ها به اوج خودش می رسد...

آنان نیازمند یک دوره روشنگری و تحول فرهنگی بوده اند که باید از سر می گذراندند اما به جای آن، آنها تنها دو بار انقلاب فیزیکی کرده اند!

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

برای بلوغ و بالیدن، پی در پی نیاز داریم افکار و قهرمانان تاریخی مان را از پستوهای ذهنی خود بیرون کشیده آنان را داخل کوره آتش کرده وقتی حسابی سرخ شدند آنگاه رو سندان گذاشته و به ضربات پتک های نقد بسپاریم تا ببینیم چند مَرده حلاجند...

هیچ چیز ارزشمندتر و نجات بخش تر از این نیست که کودکان و جوانانی را تربیت کنیم که هر موقع، با داده های بیرونی مواجه گشتند که خلاف افکارشان را نشان می دهند در آن صورت، به آسانی به جای چسبیدن بر افکار غلط خود و بازگشت به غار تاریک افلاطونی، جرات داشته باشند به نفع داده های بیرونی حرکت کنند یعنی جرات پوست اندازی...

کانال تاریخ تحلیلی ایران


آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

شنبه, 06 آذر 1400 11:31 خوانده شده: 2690 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +4 -2 --
مدرس آزاد 1400/09/06 - 12:54
تاریخ قدیم و معاصر، سر ا سر غیبت است؟
____________________________

چه عبرت گیران کمند!
پاسخ + 0 0 --
حمید کریمی 1400/10/09 - 20:08
کلا حکومت‌ها معمولا چکیده ملتها هستند ضاهرا ظرفیت ما هم همین قدر است
پاسخ + +3 -2 --
ناشناس 1400/10/16 - 14:17
مقاله ات هیچی نداشت
فکر کنم فقط می خواستی بگی رضاشاه فحاش بوده
دیگه چرا لقمه دور سرت چرخوندی
همون اول عنوان مقاله ات می کردی
شما برو واز انقلاب نوین اسلامی و برکتهای بی پایانش بنویس
پاسخ + 0 0 --
sz 1400/11/26 - 15:35
من در مورد برکت های بی پایانش نوشتم: از افزایش تعداد مسجد و امامزاده گرفته تا تعداد زائرین، مداحان، وعاظ و منابر و چادر و.....
پاسخ + 0 0 --
sz 1400/11/26 - 15:32
سلام. آقای مرادی، ظاهرا یادت رفته موضوع بحث چی بوده. کل بحث شما این بوده که وقتی کسی را به نقد می کشم (خصوصا رضاشاه) بر نمی تابند و ناسزا می گویند؛ می دانی که در این دوره متون تاریخی قاجار و به ویژه پهلوی کاملا به نفع نظام و قشر خاصی تغییر یافته. با کدام داشته ها و داده های تاریخی به جنگ رضاشاه میری؟ در این دوره و با این شرایط، چقدر جنگ با رضاشاه نیاز این مردم است؟ کم نقدش کردند؟ کدوم تحلیلگر نمیدونه که رضاشاه یک ناجی نبوده؟
قبول داری که نقدهای فراوانی بر کاشانی، فضل الله نوری، فداییان اسلام، بهبهانی، طباطبایی، غالب مراجع و روحانیون دوره قاجار و پهلوی وارد است که میتونستی هزاران نقد بنویسی و وقایع تاریخی رو برای مردم روشن و تبیین کنی؟ چند تا نوشتی؟ در چند کتاب یا مقاله به تحلیل واقع گرایانه جایگاه تک تک روحانیون (مطالعه موردی) در تاریخ معاصر، و نقد آن ها پرداختی؟ زندگی سیاسی نوری، کاشانی و یا امثالهم را به نقد بکش، اونوقت ببین، تنها فحش نثارت می کنند یا خودت و دودمانت رو به سلاخه می کشند.
پاسخ + 0 0 --
حمیدخلیفه هاشمی فرد 1401/02/07 - 14:55
سلام علیکم باتشکراززحمات آقای مرادی ///یکی ازعلل عقب ماندگی مادرنداشتن آگاهی ازتاریخ گذشته ومعاصراست ای کاش زوایای پنهان وآشکارتاریخ برای همگان روشن می شدتاجامعه ازنابسامانیها و.....نجات پیدامی کرد.
ا

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

به نظر شما ؛ عامل اصلی نارضایتی معلمان کدام است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور