
گفتم غم آموزش دارم، گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید
گفتم ز معلمان رسم وفا بیاموز
گفتا ز مجروحان این کار کمتر آید
هر چیز در حد خود و به جای خود در این شرایط جنگی، حائز اهمیت است. نمی توان ارزش و اهمیت یکی را بیشتر یا کمتر از دیگری دانست. اما با تعهد شغلی یا با توجه به ارزش ذاتی آموزش، نگرانی خود را باید از توقف نبض آموزش در جامعه ابراز کنیم.
قبلا در یادداشتی تحت عنوان « 9 ماه بودن یک سال تحصیلی فقط یک حرف مفت است ! » در « صدای معلم » ( این جا ) از نادرست بودن تقویم آموزشی کشور سخن گفته ام. حال علاوه بر تمامی آنچه که به عنوان حقیقت در آن یادداشت ذکر شده است اضافه کنید :
واقعیت جنگ 12 روزه خرداد و جنگ حاضر را در دو سال تحصیلی متواتر.
تعطیلی مدارس در شرایط جنگی، شاید طبیعی باشد و انتظاری غیر از آن نیست. اما باید بررسی کرد مثلا آموزش در کشور اوکراین طی چند سال جنگ با روسیه، در چه وضعیتی است؟ فعلا منبعی برای یافتن پاسخ وجود ندارد. اما اگر ورزشکاران اوکراینی علیرغم جنگ در محافل رسمی ورزشی در سطح بین المللی چون المپیک و پاراالمپیک شرکت می جویند لابد به مدیریت آموزش در مدارس و دانشگاه ها نیز قادر هستند.

حداقل دو وزیر آموزش و پرورش و آموزش عالی، علیرغم دیر شدن، از منابعی معتبر مطلع شوند که اوضاع آموزش در شرایط جنگی دیگر کشورها چگونه بوده است تا اگر عقلانیت، خلاقیت یا سوزی در این دو وزارتخانه نیست ؛ حداقل از تجارب عملی آن کشورها استفاده نمائیم. یقین نیاکان هر یک از ما جوهر تجارب خود را برای ما به امانت گذاشته اند. آن جا که می گویند:
« ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است » . خفتگی آموزش برخاسته از شراط لاجرم جنگی است اما نقوش ناخواسته آن بر تارو پود هر دانش آموز و دانشجو خصوصا کودکان دوره ابتدایی، حک خواهد کرد.
آموزش فقط به منزله یاد دادن آب بابا یا دادن مدرک نیست ؛ آموزش به معنای کلی کلمه با تمامی تأثیراتی که گروه های مختلف سنی خصوصا کودکان پیش دبستانی و کلاس اول تا پایان دوره ابتدایی، از آن می گیرند.
کودک شش ساله شرایط جنگی را چگونه تحلیل می کند و آثار مخرب روحی روانی آن بر روی جمعیت بیش از یک میلیونی دوره ابتدایی چیست؟

او قبل از فراگیری حروف الفبای فارسی جهت جمله سازی و بیان احساس و افکار خود از یادگیری مهارت ها و مفاهیمی چون دوستی، رفاقت، رقابت، همکاری، سازگاری، همدلی، مهربانی، دوست داشتن دیگران و... نیز محروم مانده است و آثار این عدم تأثیر پذیری بر تاروپود او مادام العمر باقی می ماند.
شرایط تعطیلی مطلق آموزش بر روی این کودکان بیشتر از مابقی، اثرات سو دارد و خواهد داشت. تکلیف والدین در این شرایط حقیقتا و بدون اغراق استراتژیک است. زمان، همانند آب و روغن ریخته شده بر روی زمین است، وقتی رفت دیگر برنمی گردد. اگر شرایط مساعدی برای ایفای نقش کلیدی و حسّاس معلمان با وجود شبکه شاد یا بی آن وجود ندارد، شما پدران و مادران به صف شوید و رسالت خود را نسبت به آموزش فرزندان خود در شرایط جنگی بجا بیاورید.
باید نگران باشیم که آموزش به معنای کلی آن از پیش دبستانی تا دوره دکترای رشته های مختلف در شرایط بحرانی جنگ و اینترنت، چه سرنوشتی دارد و یا خواهد داشت؟ جنگ تا چه زمانی ادامه دارد، نامعلوم است اما با امید به پایان هر چه سریع تر آن نیازمند پای بندی به پویایی و استمرار آموزش در دوران بعد از جنگ علیرغم تمامی ویرانی ها و تخریب ها تا آخرین روز شهریور هستیم و چیزی به نام تعطیلات تابستانی، حداقل امسال نباید داشته باشیم.

خفتگی آموزش برخاسته از شراط لاجرم جنگی است اما نقوش ناخواسته آن بر تارو پود هر دانش آموز و دانشجو خصوصا کودکان دوره ابتدایی، حک خواهد کرد.
باید بیندیشیم که یک دانشجو چرا ترجیح می دهد تا امتحانات خود را از طریق فضای مجازی انجام دهد؟ تا به صورت هم فکری با دوستان پاسخ گوی سئوالات باشد یا قصد استفاده از تکنولوژی و حفظ جان خود دارد؟
بیایید ما نیز همراه با دو وزیر مربوط به امر آموزش، بیندیشیم چگونه می توانیم با حفظ امنیت خود و کودکان، رسالت انکارناپذیر آموزش را زنده نگه داریم؟
کاش شعار این سال حول آموزش و فرهنگ بود!
جنگ جنگ تا پیروزی
آموزش آموزش تا خردمندی
سال جدید بر تک تک سروران هموطن خجسته باد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
در یمن جنگ زده.
کوچک تر و عقب مانده تر از ایران.
در حیرتم.
یا عکس درس خواندن یقین دختران
دانش آموز اوکراینی.
ما وارث همان نظام آموزشی هستیم
که سال ها آرزوی تعطیلی مدارس به
دلیل بارش برف زیاد و سرما هستیم.
یا مشتاق رسیدن دقایق آخر زنگ مدرسه.
شکر در بیش از یک دهه آخر، بهانه های
تعطیلی مدارس فقط در همین خلاصه نمی شد و از ده انگشت دست فراتر رفته
بود.
عزم و اراده و ضرورتی در وجود مسئولان
وارث همان نظام وجود ندارد.
جنگ تا پیروزی خواسته هر ایرانی
وطن دوست است اما برای این همه
بی اعتنایی به جریان آموزش، همه
ایرانیان تاوان سخت و جبران ناپذیری
خواهند داد.
با تشکر از همت والای مدیر محترم سایت. پایدار باشید.
دلیل بارش برف زیاد و سرما را داشتیم.
خانم امامی
پایدار باشید .
می خوانند و از دیوارهای باقیمانده
به عنوان تخته نویس استفاده
می کنند؟!!!!!
حال برخی می گویند چون عقب مانده
هستند. اما از هر کسور پیشرفته ای
مصمم تر و با اراده تر هستند و در ضمن
عاقل تر که می دانند اگر جریان آموزش
متوقف شود خشک می شود و همه چیز را می خشکاند.
ناشناس محترم تشکر و پوزش.
بالا در ۵ فروردین تصحیح نموده ام.
می بازد آن هم از خرابه های جنگی
یا غفلت برخاسته از ترس مردم!
رئیس پلیس آگاهی فراجا از دستگیری یک هزار و ۴۹ سارق و مالخر از ابتدای جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونی علیه کشور عزیزمان خبر داد.
جنگی برای تمیز کردن منازل مردم تهران.
ظاهرا فقط تهران.
دانشجویان جزوه و کتاب را کنار
گذاشته اند و مشغول جهادی خودجوش
هستند. به جای شیشه فعلا نایلون نصب
می کنند برای پنجره های شیشه شکسته.
جارو می زنند، گردگیری می کنند.شستنی ها را می شویند.
کوچه به کوچه هر جا که آسیب دیده.
حرکتی ارزشمند اما به دور از آموزش.
از ۹ خرداد ثبت نمرات توصیفی را
معلمان دوره ابتدایی آغاز کنند.
ماست مالی
پارتی بازی
همین جوری
دل بخواهی
خاطر خواهی
عقده ترکانی و ...
آموزش در تمامی مقاطع تا آخر
فروردین ماه مجازی است و برای
اردیبهشت ماه بعدا اطلاع رسانی
خواهد شد.
معلمان همه مقاطع کتب درسی را به
پایان برسانند چون ۹ خرداد آغاز امتحانات
است.
ظاهرا وزیر می داند جنگ کی تمام می شود.
حداقل بعد تعطیلات خرداد و از ۱۵ خرداد
به بعد تعیین می کردید.
وقتی شرایط جنگی است چه اصراری
دارید حتما خرداد امتحانات داده شود؟
این همه مقرراتی نباشید.
ماست مالی
پارتی بازی
همین جوری
دل بخواهی
خاطر خواهی
عقده ترکانی و ...
۷ صبح است!!
بعد بیش از یک ماه تعطیلی، چه
کسی در این شبکه حاضر خواهد بود؟
آن هم ۷ صبح!
حداقل در آموزش مجازی ملاحظه کنیم.
نتایجی در مدیریت صرفه جویی سوخت
حین جنگ خواهد داشت؟!
باشکوه است اما منطقی نیست.
مذاکره ( امید قابل اعتماد باشد)
می توان مدارس را باز کرد.
منتهی بدون تعطیلی حتی روز جمعه.
هر روز ارزش طلایی برای اتمام کتب
درسی دارد.
امتحانات نهایی و کنکور حائز اهمیت است. چون سرنوشت هر دانش آموز
تعیین می شود.
قاطعیت در جنگ را به مدارس نیز
ببریم.
مهاجری با اشاره به انتقادات از مذاکره با آمریکا گفت: برخی از این منتقدان اساسا تجربهای از واقعیتهای میدانی و موضوعات جنگی ندارند و در کل عمرشان اسلحه دست نگرفته و حتی یک گلوله هم شلیک نکردهاند. به همین دلیل، ارزیابی دقیقی از هزینهها و پیامدهای تصمیمات در مقطع فعلی جنگ ندارند.
محمد مهاجری درباره تیپ شناسی مخالفان مذاکره گفت: حملات و هجمههای تندروها علیه تیم مذاکرهکننده پدیدهای نه صرفا ناشی از اختلافنظر سیاسی، بلکه حاصل ترکیبی از الگوهای رفتاری ریشهدار در بخشی از جریانهای داخلی است.
بخشی از این افراد اساسا بهطور ساختاری با هر پدیدهای مخالفت میکنند و مهم نیست چه کسی سخن میگوید یا چه تصمیمی اتخاذ میشود، اینها همواره در موضع مخالفت قرار دارند. این نوع مواجهه بیش از آنکه سیاسی باشد، به نوعی رفتار تثبیتشده و همیشگی شباهت دارد که در طول زمان تغییر چندانی نمیکند.