در پرتو متن ارائه شده در کانال یادگیری، بالندگی، توسعه* (بیتا)، در نقد دیدگاه وزیر آموزش و پرورش درباره موسیقی در مدرسه از منظر جامعهشناسی و آموزش، میتوان از منظر علم برنامهریزی درسی به اظهارات وزیر آموزش و پرورش و نقدهای مطرحشده از سوی علیرضا شریفی یزدی نگاهی تحلیلی و انتقادی داشت.
از دیدگاه برنامهریزی درسی نوین، مدرسه صرفاً محل انتقال دانش شناختی نیست، بلکه نهادی است برای رشد همهجانبه یادگیرنده؛ شامل ابعاد شناختی، عاطفی، اجتماعی، فرهنگی و زیبایی شناختی. موسیقی، بهعنوان یکی از عناصر بنیادین فرهنگ و هنر، نقشی انکار ناپذیر در پرورش این ابعاد ایفا میکند.
حذف یا طرد موسیقی از محیط مدرسه، برخلاف اصول برنامهدرسی جامع (Holistic Curriculum) است که بر تعادل میان عقل، احساس و خلاقیت تأکید دارد.
اظهار نظر وزیر مبنی بر اینکه «مدرسه جای آهنگ و موسیقی نیست» نشان دهنده نوعی نگاه تقلیلگرایانه به برنامه درسی است؛ نگاهی که آموزش را به آموزش صرفاً دروس رسمی و حافظه محور محدود میکند. این رویکرد، در تضاد با اسناد علمی برنامهریزی درسی و تجربه نظامهای آموزشی موفق است که هنر و بهویژه موسیقی را ابزار افزایش انگیزش، تعلق به مدرسه، یادگیری عمیق و سلامت روان دانشآموزان میدانند.

همانگونه که شریفی یزدی اشاره میکند، ممنوعیت موسیقی در مدرسه نه تنها به حذف آن از زندگی دانشآموزان منجر نمیشود، بلکه کنترل تربیتی مدرسه بر این عنصر فرهنگی را از بین میبرد. از منظر برنامهریزی درسی، یکی از کارکردهای اساسی مدرسه، «هدایت آگاهانه تجربههای یادگیری» است. وقتی موسیقی از مدرسه حذف میشود، این تجربهها به فضاهای غیررسمی و کنترلنشده منتقل میگردد و مدرسه نقش تربیتی خود را از دست میدهد.
افزون بر این، اشاره شریفی یزدی به افت شدید میانگین معدل دانشآموزان، مسئلهای کلیدی در تحلیل برنامه درسی است. افت کیفیت یادگیری ریشه در برنامههای درسی ناکارآمد، روشهای تدریس غیرجذاب، بیتوجهی به علایق دانشآموزان و نادیدهگرفتن نیازهای روانی و اجتماعی آنان دارد.
پژوهشهای برنامهریزی درسی نشان میدهد که حذف عناصر نشاطآور و معنابخش مانند هنر، خود یکی از عوامل گسست دانشآموزان از مدرسه و افت عملکرد تحصیلی است.
در نهایت، استدلال مربوط به «قداست مدرسه» نیز از منظر برنامهریزی درسی قابل نقد است. قداست مدرسه نه در حذف مظاهر فرهنگی و هنری، بلکه در کیفیت تربیت انسان آگاه، مسئول و خلاق معنا مییابد.

همانگونه که شریفی یزدی اشاره میکند، موسیقی در قالبهای مذهبی نیز حضور دارد و این امر نشان میدهد که مسئله، خود موسیقی نیست، بلکه نوع نگاه ایدئولوژیک و غیرعلمی به برنامه درسی است.
جمع بندی آن که :
از منظر علم برنامهریزی درسی، سیاست حذف موسیقی از مدارس نه تنها فاقد پشتوانه علمی است، بلکه میتواند به تضعیف کارکرد تربیتی مدرسه، کاهش انگیزش یادگیری و تعمیق شکاف میان دانشآموز و نظام آموزشی بینجامد. برنامهریزی درسی اثربخش مستلزم پذیرش هنر و موسیقی بهعنوان مؤلفههایی ضروری برای تربیت نسل آینده و توسعه پایدار کشور است.
* کانال یادگیری، بالندگی، توسعه. (بیتا). نقد دیدگاه وزیر آموزشوپرورش درباره موسیقی در مدرسه از منظر جامعهشناسی و آموزش [پست تلگرامی]. تلگرام.
https://t.me/ssmovahed2
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان