صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« درد زخم هایی که انگار هرگز خوب شدنی نیستند و باید تا همیشه برایمان باز باشند »

گذر و نظری بر " زخم " های نظام آموزشی و تحصیل کرده های موفقی که در درون فسرده و خسته اند

بیت الله محمودی

 گذر و نظری بر زخم های نظام آموزشی ایران و تحصیل کرده های موفق در درون فسرده و خسته در صدای معلم چند روزی گرم صحبت مجازی و بگو و بشنو با دوستان دوران دبیرستان هستم. ۲۵ سال از آن دوران چهارساله نوجوانی می گذرد. دورانی از نوجوانی که گویا خاطره ها به شکل باورنکردنی در آن رسوخ و رسوب عجیبی پیدا می کنند و کمتر غبار فراموشی بر آنها سایه می اندازد.

ویژگی روان شناختی این دوران از یک طرف و وقوع رخدادها و تجارب زیسته غیر متعارف تحصیلی از طرف دیگر، باعث شده است تا این دوران و خاطرات آن برایمان ماندگار و نوستالژیک باشد. نوستالژیی از حجم وسیعی از دردها و رنج های تحمیلی سیستم آموزشی در کنار نسیمی کوتاه و گذرا از خوشی های با هم بودن هایمان در کلاس های درس، در خوابگاه دانش آموزی، در سلف غذاخوری و در برنامه های فوق برنامه.

سیستم آموزشی دبیرستان نمونه و ارکان مدیریتی و اجرایی آن، صرفا از ما نمی خواست که به چیزی به غیر از درس فکر نکنیم، بلکه فراتر از آن، انتظار داشت که به آداب و مناسک علم آموزی در چنین مدرسه ای تمام قد احترام بگذاریم. مناسکی که در اغلب اوقات، اثر معکوس داشت و از درس و درس خواندن بیزارمان می کرد و چه دوستانی که با انصراف، عطای درس رو به لقایش بخشیدند و رفتند و دیگر بازنگشتند.

درب اتاق های خوابگاه را برداشته بودند تا کنترل و تسلط بر بچه ها بیشتر باشد، درس خواندن بر روی تخت اتاق فقط به طور چهار زانو مجاز بود. شب ها باید به نوبت نگهبانی می دادیم و اجازه استفاده از حمام را نداشتیم. منطق حاکم بر اجرای چنین مناسکی ما را به مثابه موجوداتی وحشی تلقی می کرد که به جز رفع نیازهای جنسی قادر به فکر کردن در مورد چیز دیگری نبودیم. سرمای منهای ۲۰ درجه بروجن هم مزیت بر علت بود تا فضای مدرسه و درس خواندن بیش از پیش سرد و یخ زده باشد.

بخش مهمی از دردهای وجودی امروزمان مرهون اتفاقات همان دوران است. درد زخم هایی که انگار هرگز خوب شدنی نیستند و باید تا همیشه برایمان باز باشند. امروز هر کدام مان جایی مشغولیم. اما یک چیز اتصال گر و پیوند دهنده بین ماست و آن هم همین زخم هاست. زخم ها و دردهای مشترک، همدلی عجیبی بین ما ایجاد کرده است که بازگویی آنها به این همدلی عمق بیشتری نیز می بخشد.

ما امروز از علایق دورنی و سرکوب شده خود با هم سخن می گوییم که در پستوی دکتر و مهندس بودن مان، محصور مانده اند و دیگر جرأت و فرصت و حوصله تحقق بخشیدن شان را نداریم. ما را نمونه می شناختند؛ اما ما عاشق معمولی بودن بودیم. ما از این می گوییم که دوست داشتیم بچگی کنیم و داد بزنیم و بلند بخندیم. دوست داشتیم نشسته در سلف غذا بخوریم نه بشقاب به دست و سرپا. دوست نداشتیم یک هفته حمام نرویم. دوست نداشتیم تحقیر می شدیم و کتک می خوردیم. دوست نداشتیم با صدای کلید درب خوابگاه بیدار شویم. ما دوست نداشتیم با زور و تهدید نماز صبح بخوانیم و ... .

گذر و نظری بر زخم های نظام آموزشی ایران و تحصیل کرده های موفق در درون فسرده و خسته در صدای معلم

ما با هم از سیستم آموزشی ای سخن می گوییم که علوم انسانی را برای درس خواندن نمونه ها به رسمیت نمی شناخت! سیستمی که به زور می خواست ما مهندس یا دکتر باشیم. بله سیستم موفق بود و به اهدافش نیز رسید و ما امروز اغب مهندس و دکتریم. اما ما خودمان نیستیم ؛ از خود بیگانه ایم. ما با تحصیلات مان و شغل هایمان غریبه ایم. ما تحصیل کرده های موفقی هستیم که در درون فسرده و خسته ایم.

اما با این حال کنار هم که باشیم عمیقا می خندیم. امروز تمام آن مناسک و آداب منزجرکننده دیروز، دست مایه خنده ها و قهقهه های عمیق ماست. امروز به آن سیستم آموزشی مثلا هوشمند و دقیق می خندیم. حتی به زجرهایی هم که کشیدیم می خندیم. اما به معلمان و مسئولان اجرایی مدرسه نمی خندیم چون می دانیم که آنها نیز اسیر همان سیستم معیوب بودند و امروز برای سلامتی تک تک شان که در قید حیات اند دعا می کنیم و برای رفتگان طلب رحمت داریم.

ما به سیستم فعلی آموزشی می گوییم که با دانش آموزان مهربان باشید و قبل از هر کاری، ابتدا چگونه مهر ورزیدن را خود بیاموزید بعد مهرورزی را به دانش آموز با ساختار، کلام و رفتار خود منتقل کنید. می گوییم از ما و نسل های بعد ما که گذشت اما نگذارید از این نسل کنونی هم بگذرد. چون آنها شاید به سادگی و دل رحمی ما نباشند و دیگر بخششی در کار نباشد!.

@Beytollahmahmoudi


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گذر و نظری بر زخم های نظام آموزشی ایران و تحصیل کرده های موفق در درون فسرده و خسته در صدای معلم

دوشنبه, 24 آذر 1404 21:32 خوانده شده: 174 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +7 -1 --
ناشناس 1404/09/25 - 07:28
دانشجویان عراقی تبریز را تسخیر کرده اند،
تبلیغ اسلامی است یا ارزآوری صرف و یا
تخریب فرهنگ خودی؟

نصر: علیرضا نوین در گفت‌وگو با خبرنگاران با تاکید بر اینکه عدم توجه به مولفه‌های توریسم آموزشی در تبریز، تجربه تلخ توریسم سلامت را تکرار خواهد کرد، تصریح کرد‌: هیچ‌کس مخالف درآمدزایی از طریق جذب دانشجویان خارجی نیست اما این افراد به‌جای پذیرش در دانشگاه تبریز می‌توانند در سایر دانشگاه‌ها توزیع شوند. نباید به بهانه درآمدزایی، اعتبار و جایگاه علمی دانشگاه تبریز را خدشه‌دار و این نهاد علمی را به مدرک‌فروشی مشهور کرد.
وی در پایان تاکید کرد: دولت سالانه برای ارتقاء علمی جامعه هزینه می‌کند و وزارت علوم باید ترتیبی اتخاذ نماید که دلار دانشجویان خارجی موجب فروپاشی علمی جامعه و انتقال پیام تبعیض به دانشجویان ایرانی نشود.
پاسخ + +8 -2 --
جذب نیروی توهّم زده 1404/09/25 - 09:01
گاه که جذب نیرو در گذشته و حال، تف ریز شد، حکایت حال و آینده تبریز شد.
پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1404/09/26 - 08:34
معلم های 30 سال پیش الان بیان بهتر از معلم های حالا درس میدن.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1404/09/26 - 10:04
دقیقاً
پاسخ + +4 0 --
تنها 1404/09/27 - 06:23
برخی از معلمان و تحصیل کرده های موفقی که در درون فسرده و خسته اند؛ گویا فراموش کرده اند که صبر بر تنهایی از قوت عقل است
آنها چگونه موفقانی هستند که از درون فسرده و خسته اند؟ یا به اندازه کافی تحصیل نکرده اند؟

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

با کدام گزینه موافق هستید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور