آموزش به مثابه رکن جدا ناپذیر توسعه در این سامان فرازها و فرودهایی را تجربه می کند که با تثبیت و تقویت روندهای مثبت و کاستن از دشواری ها و کاستی های معطوف به توسعه همه جانبه می توان به آینده ای بهتر اندیشید و بدان امیدوار بود.
پر واضح است که دسترسی به آموزش عادلانه، فراگیر و به روز که در تربیت شهروندی تمام عیار، آشنا به حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی و مهارت های زندگی ایفای نقش ایفا می کند، ، یک ضرورت انکار ناپذیر برای بود و نمودی شایسته و جلوه ای از جوامع توسعه یافته با تفکری آینده نگرانه است.
برای «گسترش آموزش، با کیفیت عادلانه و در دسترسِ همهی مردمان جهان « که در پیام های مکرر سازمان علمی و فرهنگی یونسکو نیز به مناسبت روز جهانی آموزش مورد تاکید قرار گرفته است، باید مجالی فراخ در اندیشه ورزی و در جهت غلبه "نظام دانایی" » در حوزه تعلیم و تربیت اتفاق افتد. امر بایسته ای که البته مغفول واقع شده است!
شواهد فراوانی نشان می دهد که دسترسی عموم مردم به آموزشِ با کیفیت و عادلانه از مطلوبیت مناسبی برخوردار نیست چه این که با تنوع شگفت انگیز مدارس و طبقاتی و کالایی شدن آموزش، بحران نیروی انسانی، عدم سرمایه گزاری بهینه در آموزش، سیاست زدگی و نگاه ابزار انگارانه به آن ، نبود تجهیزات و امکانات کافی در مدارس، وجود مدارس و کلاس های فرسوده و غیر استاندارد و... دست یابی دانش آموزان به آموزش فراگیر و کیفی را با چالش های اساسی مواجه ساخته است که این امر خود دال و سنجه محکمی برای ارزیابی « حکمرانی خوب » و کارآمدی و اثر بخشی رویکردها، سیاست ها و عملکردهای سیستم از لحاظ ساختاری و از منظر کنشگران و بازیگران این عرصه می باشد .
این همه در حالی است که نظام آموزشی متمرکز، حافظه محور با متنی فربه و تمام عیار از سوداگری های مزمن و رایج در بازار مکاره کنکور ، بهترین دوران زندگی کودکان و نوجوانان این سرزمین را به منظور کسب مهارت های خوب زندگی کردن به حاشیه رانده است. نکته اساسی در این ارتباط حل و فصل دشواری های مربوط به استقرار نظام شایسته گزینش معلم و به رسمیت شناختن حقوق صنفی و مدنی آنان است .
اکنون نظام تعلیم و تربیت در ایران با فقدان تئوری مناسب و فقر نظام اندیشگی زیر ساخت های مناسب برای توسعه پایدار را ندارد و در شرایط بحران هایی نظیر کوید ۱۹ و بحران انرژی ۱۴۰۳ آسیب های آن شدت گرفته است که از جمله می توان به:
درهم شکستن ساختار نصیب برابری آموزشی و پرورشی ، فزونی روند ترک تحصیل ، شدت جریان یادگیری های از دست رفته ، پس رفت های تربیتی متناسب با الگوهای شایسته ایرانی اسلامی و سیطره وحشتناک و بی حد و مرز فضای سایبری با آسیب های سخت بر جسم و جان دانش آموزان را نام برد که هزینه ها و هزیمت های آشکار و نهانی را در پی داشته و دارد که به طور حتم باید به سرعت تدبیر شود. امری که با قواره ناموزون شاکله سیاست گزاری ها و فقدان یا ضعف مدیریت استراتژیک در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش عالی در ادوار مختلف، عنایت در خور شایسته ای بدان مبذول نشده است .
نکته اساسی در این ارتباط حل و فصل دشواری های مربوط به استقرار نظام شایسته گزینش معلم و به رسمیت شناختن حقوق صنفی و مدنی آنان است . بدیهی است که با گذر از نظام مسائل محوریت « معلم » به عنوان عامل تغییر و فقدان بهره گیری از امکانات بسیار مهمی که فنآوری های نوین در امر آموزش برای همه شهروندان در اختیار می گذارد، خسارت های روز افزونی نصیب کشور خواهد شد » .
عبور از فراز و فرودها و پس افتادگی مزمن در حوزه آموزش با تعمیق مطالعات « آینده پژوهی » و با مرجعیت اهالی شایسته تعلیم و تربیت، مبتنی بر رویکردهای واقع بینانه نسبت به اقتضائاتِ جهان امروز و فردای این سر زمین ممکن خواهد بود.
پر واضح است رسیدن به این اهداف مشروط به اجتماعی شدن مسائل آموزش و پرورش و انسداد ورودی های مزاحمی است که دورنمای حرکت به سوی الگوهای توسعه پایدار را با چالش های سختِ تمام عیار مواجه ساخته است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.