گروه استان ها و شهرستان ها /

پنج شنبه 8 اسفند ؛ « صدای معلم » خبری را با عنوان : « ضرب و شتم یک معلم در عنبر آباد کرمان » منتشر کرد . ( این جا )
در این خبر آمده بود :
« بر اساس گزارش های رسیده به « صدای معلم » ؛ سه شنبه 5 اسفند سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی هنرستان فنی شهید بهشتی واقع در شهرستان عنبرآباد کرمان توسط دو تن از کارکنان اداره آموزش و پرورش این شهرستان مورد ضرب و شتم قرار می گیرد .
یکی از فرهنگیان این شهرستان به « صدای معلم » گفت :
« آقایان محمد توکلی (سرگروه آموزشی مدیران فنی شهرستان عنبرآباد) و منوچهر صباحی (کارشناس مسئول متوسطهی دوم آموزش و پرورش شهرستان عنبرآباد) در تاریخ ۵ اسفند ١۴٠۴ به هنرستان فنی شهید بهشتی مراجعه میکنند .
متاسفانه هنگام صحبت با یکی از معلمان (سید طه موسوی دبیر زبان انگلیسی)، آقای موسوی انتقاداتی را با آقای توکلی مطرح میکنند که موجب عصبانیت ایشان میشود.

آقای توکلی با خشونت دست معلم را میکشد تا احتمالن از مقابل دوربین خارج شوند اما هنگامی که معلم امتناع میورزد، آقای توکلی با خشم به صورت معلم سیلی میزند و سپس درگیری ادامه پیدا میکند » .
پس از گذشت دو روز از این واقعه ، پی گیری خاصی توسط مسئولان مربوطه صورت نگرفته است .
به گفته ی شاهدان ؛ متاسفانه پردهی گوش معلم مضروب دچار پارگی شده است و از ضاربین شکایت شده است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و پاسخ مسئولان در این موضوع اعلام می کند .
پس از گذشت نزدیک به سه ماه از وقوع این درگیری آن هم در محیط مدرسه ، تحول خاصی در پی گیری این پرونده رخ نداده مسئولان مرتبط با موضوع در این مورد پاسخ گو نبوده اند .
موسوی معلمی که در مدرسه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است در یادداشتی که برای « صدای معلم » ارسال کرده چنین می نویسد :

« سه ماه از روزی میگذرد که در راهروی یک هنرستان، مقابل چشم دانشآموزان، حرمت یک معلم شکسته شد؛ سه ماه از روزی که به جای امنیت، احترام و شأن معلم، خشونت و تحقیر در فضای مدرسه جریان یافت .
وقتی معلمی در محیط رسمی مدرسه و مقابل چشم دانشآموزان که باید در مدرسه احترام، اخلاق و امنیت را می آموختند مورد ضرب و جرح قرار میگیرد، انتظار افکار عمومی این است که مسئولان آموزش و پرورش در کنار حقیقت، عدالت و شأن معلم بایستند؛ نه اینکه بلافاصله پشت تریبون رسانه قرار بگیرند و با روایتسازی، اصل ماجرا را تحریف کنند .
اما درست در روزهایی که افکار عمومی هنوز در شوک انتشار فیلم برخورد فیزیکی با یک معلم توسط عوامل مرتبط با آموزش و پرورش بود، سایه موشک های دشمن و جنگ بر کشور افتاد، اینترنت از دسترس خارج شد و هیاهوی موشک ها و اخبار جنگ، حقیقت این ماجرا را زیر غبار خود پنهان کرد؛ حقیقتی که شاید موقتاً فراموش شد، اما هرگز از بین نرفت .
آقای ایمان علی توکلی، مدیر آموزش و پرورش شهرستان عنبرآباد، در مصاحبههای رسمی که از سوی روابط عمومی آموزش و پرورش استان کرمان نیز منتشر شد، بارها تأکید کرد:
«این موضوع اختلاف شخصی بوده و هیچ ارتباطی با فعالیتهای سازمانی و حرفهای آموزش و پرورش ندارد.» واقعا چه انگیزه و توانی برای « معلمان » - معلمانی که در مناسبت هایی مانند « روز معلم » مقام شان به عرش وصل می شود – برای ادامه خدمت در حرفه ی معلمی برای آنان باقی خواهد ماند ؟
این در حالی است که :
حادثه در هنرستان شهید بهشتی، در محیط رسمی آموزشی، در محل خدمت و میان افراد مرتبط با ساختار اداری آموزش و پرورش رخ داده است؛ حادثهای که فیلم آن منتشر شده، برای آن پرونده قضایی تشکیل شده و پزشکی قانونی نیز آسیب وارده به معلم را تأیید کرده است .
چگونه ممکن است حادثهای که:
- در مدرسه اتفاق افتاده
- در وقت اداری و توسط عوامل رسمی آموزش و پرورش رخ داده
- و ریشه آن در تنشها و مسائل کاری و اداری بوده
"فاقد ارتباط با امور سازمانی" معرفی شود؟
چرا به جای پاسخ گویی درباره اصل خشونت رخ داده علیه یک معلم، تمام تلاش رسانهای صرف تغییر روایت ماجرا شد؟
چرا در روایتهای رسمی، نقش برخی افراد کم رنگ یا حذف شد اما مدیر و معاون مدرسه به دلیل بازتاب رسانهای ماجرا برکنار شدند؟
چرا پیش از پایان رسیدگی قضایی، افکار عمومی با یک روایت یکطرفه و جهت دار مواجه شد؟
امروز، پس از گذشت ماهها و زیر سایه جنگ تحمیلی به کشور که ظاهرا برای برخی تبدیل به موقعیتی شد تا از زیر بار مسولیت شانه خالی کنند:
- نه عذرخواهیای صورت گرفته،
- نه مسئولیتی پذیرفته شده،
- و نه افکار عمومی پاسخی روشن دریافت کرده است .
در روزهایی که دانشآموزان مدرسه شجره طیبه قربانی موشکهای دشمن شدند، جامعه بیش از هر زمان دیگری فهمید که مدرسه باید امن ترین نقطه این سرزمین باشد؛ و هنگامی که در همان سرزمین، در راهروی مدرسه، حرمت معلم شکسته میشود، این فقط یک درگیری ساده نیست؛ زخمی است بر اعتماد، بر شأن آموزش و بر تصویری که دانشآموز از معلم و مدرسه در ذهن خود میسازد .
مسئله فقط یک درگیری نیست؛ مسئله این است که آیا در ساختار آموزش و پرورش، حقیقت قربانی حفظ جایگاههای مدیریتی میشود یا نه؟
وقتی مدیری در بالاترین سطح شهرستان، به جای حفظ بی طرفی، پیشاپیش حادثه را «شخصی» اعلام میکند، افکار عمومی حق دارد بپرسد :
آیا این دفاع از حقیقت است یا تلاش برای شانه خالی کردن از مسئولیت اداری؟
این پرونده تا روشن شدن حقیقت، احقاق حقوق قانونی و دفاع از شأن معلم پی گیری خواهد شد؛ چه در مراجع قضایی، چه در هیئتهای رسیدگی به تخلفات اداری و چه در برابر افکار عمومی .
تحریف حقیقت زمانی خطرناک تر میشود که از پشت تریبونهای رسمی و جایگاههای مدیریتی صورت بگیرد؛ و سکوت در برابر آن یعنی عادی سازی بیعدالتی.
حقیقت شاید مدتی زیر آوار خبرها دفن شود اما فراموش نخواهد شد » .
دلایلی که برای اقدام به خشونت علیه یک معلم آن هم در برابر دانش آموزان از سوی افراد به اصطلاح « مسئول » ارائه شده فاقد منطق آموزشی و مدیریتی است و قابل پذیرش نیست .

نه فقط یک معلم بلکه همه افراد صرف نظر از مقام و موقعیت شان برابر قانون از حقوق برابر برخوردارند و اگر فردی احتمالا تخلفی را مرتکب شده ؛ « قانون » تکلیف را معین کرده است .
پرسش « صدای معلم » از این مسئولان آن است که بر چه اساسی این برخورد را انجام داده اند ؟

آیا اگر کسی نقدی را – درست و غلط – متوجه مسئولی کند ؛ باید مورد خشونت و بی حرمتی قرار گیرد ؟
مسئولانی که مرتکب چنین فجایعی در محیط مدرسه می شوند چه انتظاری است که سایر افراد غیرفرهنگی و مسئول مانند اولیای دانش آموزان و... چنین برخوردهایی را با معلمان انجام ندهند ؟
و در این صورت و واقعا چه انگیزه و توانی برای « معلمان » - معلمانی که در مناسبت هایی مانند « روز معلم » مقام شان به عرش وصل می شود – برای ادامه خدمت در حرفه ی معلمی برای آنان باقی خواهد ماند ؟
آیا اگر معلمان دارای نهاد تخصصی ، حرفه ای و مستقل مانند « سازمان نظام معلمی » بودند ؛ آیا احدی از مسئولان و مقامات جرات می کرد که دست به چنین حرکات سخیفی بزند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.