صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« مدرسه، بسته به اینکه در چه ساختاری و با چه سیاستی عمل کند، می‌تواند هم پل تحرک باشد و هم دیوار بازتولید »

وعده مدرنیته و معمای " شایسته سالاری " در کارکرد مدرسه

دکتر محمد امین چهاردولی/ جامعه شناس

نقدی بر وعده مدرنیته و معمای شایسته سالاری در کارکرد مدرسه و نظام آموزش و پرورش در صدای معلم   وعده‌ی بزرگ مدرنیته این بود:

مدرسه، آسانسور اجتماعی است.

قرار بود نظام آموزشی، استعدادها را از میان توده‌ها صید کند، شایستگی را بر پایگاه موروثی چیره سازد و جامعه‌ای «شایسته‌سالار» بسازد. اما پس از بیش از یک سده گسترش آموزش همگانی، پرسشی سمج و معذب‌کننده همچنان روی میز مانده است:

چرا نابرابری‌های آموزشی نه تنها ناپدید نشده‌اند، که در بسیاری جوامع، در حال بازتولید و حتی تعمیق‌اند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به قلب یکی از مهم‌ترین منازعات نظری در جامعه‌شناسی آموزش می‌برد: آیا مدرسه ناجی برابری است، یا ماشین ظریف بازتولید نابرابری؟

نظریه‌پردازان کلاسیک، از همان آغاز، به این پرسش با دو صدا پاسخ گفتند :

امیل دورکیم و کارکردگرایان پس از او، آموزش را نهادی ضروری برای انسجام اجتماعی می‌دیدند که افراد را بر اساس توانایی و تلاش فردی در سلسله‌مراتب اجتماعی جایابی می‌کند. در این روایت، اگر کسی در مدرسه شکست می‌خورد، این شکست بازتابی از محدودیت‌های شخصی بود، نه نقصان ساختاری. در برابر این تصویر آرمانی، کارل مارکس و سنت تضادگرا، زبانی تلخ‌تر داشتند. مارکس نظام آموزشی را «ابزار سلطه طبقاتی» می‌خواند: نهادی که نه در پی کشف استعدادها، که در کار بازتولید نظم موجود و مشروعیت‌بخشی به موقعیت برتر طبقه حاکم است. ماکس وبر نیز با طرح مفهوم «قدرت» و «گروه‌های منزلتی» نشان داد که آموزش صرفاً درباره دانش نیست، بلکه عرصه‌ای برای رقابت گروه‌ها بر سر تصاحب موقعیت‌های اجتماعی ممتاز است.

نقدی بر وعده مدرنیته و معمای شایسته سالاری در کارکرد مدرسه و نظام آموزش و پرورش در صدای معلم

این دوگانگی نظری تا نیمه دوم قرن بیستم به قوت خود باقی ماند، تا آنکه پییر بوردیو انقلابی مفهومی در این حوزه پدید آورد. او با مفاهیم «سرمایه فرهنگی»، «بازتولید» و «خشونت نمادین»، سازوکاری را آشکار کرد که از چشم کارکردگرایان پنهان مانده بود.

بوردیو استدلال می‌کرد که مدرسه، بی‌آن که آگاهانه قصد تبعیض داشته باشد، به طور سیستماتیک به سود کودکانی عمل می‌کند که از پیش در خانواده با «فرهنگ مشروع» آشنا شده‌اند؛ همان فرهنگی که برنامه‌های درسی، زبان آموزش و شیوه‌های ارزشیابی را شکل می‌دهد. شکست کودکان طبقات فرودست در مدرسه، نه نتیجه کم‌استعدادی، که حاصل شکاف میان سرمایه فرهنگی موروثی و انتظارات پنهان نظام آموزشی است.

به این ترتیب، مدرسه نابرابری را نه با اجبار آشکار، که از مسیر «شایسته‌سالاری دروغین» بازتولید می‌کند: نظام آموزشی وانمود می‌کند که همه را با یک ترازو می‌سنجد، در حالی که خودِ آن ترازو به نفع طبقات ممتاز کالیبره شده است.

نقدی بر وعده مدرنیته و معمای شایسته سالاری در کارکرد مدرسه و نظام آموزش و پرورش در صدای معلم

پژوهش‌های معاصر، این تصویر را نه تنها تأیید، که پیچیده‌تر کرده‌اند. یکی از تأثیرگذارترین جریان‌های پژوهشی در دهه‌های اخیر، کار اقتصاددانان و جامعه‌شناسانی است که با بهره‌گیری از کلان‌داده‌ها، تصویری بی‌سابقه از «موتور نابرابری آموزشی» ارائه داده‌اند. برای نمونه، راج چتی و همکارانش در «پروژه فرصت» با تحلیل داده‌های چند دهه از زندگی میلیون‌ها دانش‌آموز و والدینشان در آمریکا نشان دادند که تحرک اجتماعی بین‌نسلی، بیش از آنکه به کیفیت کلی مدارس وابسته باشد، به «سرمایه اجتماعی» محله‌ها گره خورده است. کودکانی که در محله‌های با شبکه‌های اجتماعی متنوع‌تر (ارتباط بین طبقاتی) بزرگ می‌شوند، شانس بسیار بیشتری برای گریز از فقر دارند. این یافته، ضربه‌ای مهلک به این توهم بود که «مدرسه خوب» به‌تنهایی می‌تواند ناعدالتی‌های ساختاری را جبران کند. نابرابری آموزشی، نه فقط در کلاس درس، که در بافت اجتماعی پیرامون مدرسه تنیده شده است. نابرابری آموزشی یک «رخداد طبیعی» یا پیامد اجتناب‌ناپذیر تفاوت‌های فردی نیست؛ بلکه ساخته‌ای اجتماعی، تاریخی و سیاسی است.

در سطح جهانی، گزارش‌های مستمر یونسکو و OECD نیز ابعاد تازه‌ای از این مسئله را روشن کرده‌اند. همه‌گیری کرونا، به‌مثابه یک آزمایش طبیعی عظیم، نشان داد که شکاف آموزشی تا چه اندازه به «سرمایه دیجیتال» خانواده‌ها وابسته است.

پژوهش‌های تطبیقی در اروپا، آسیا و آفریقا آشکار کردند که در دوران تعطیلی مدارس، کودکان خانواده‌های کم‌درآمد و اقلیت‌های قومی نه تنها دسترسی کمتری به ابزارهای دیجیتال داشتند، بلکه والدین آن‌ها نیز از «سرمایه فرهنگی» لازم برای همراهی مؤثر در فرایند یادگیری از راه دور بی‌بهره بودند. بدین ترتیب، بحرانی جهانی، نابرابری‌های کهنه را عمیق‌تر کرد و «شکاف دیجیتال» را به عنوان لایه‌ای جدید بر تن نابرابری آموزشی نشاند.

هم‌زمان، رویکردهای فمینیستی و پسااستعماری، تحلیل‌های بوردیویی را از زوایایی تازه نقد و بسط داده‌اند. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که نابرابری آموزشی صرفاً مسئله‌ای طبقاتی نیست، بلکه با محورهای جنسیت، نژاد، قومیت و جغرافیا درهم‌تنیده است. برای نمونه، پژوهش‌های تطبیقی درباره آموزش دختران در جنوب جهانی آشکار کرده‌اند که موانع فرهنگی، هنجارهای جنسیتی و ناامنی مسیر مدرسه، گاه قدرتمندتر از فقر اقتصادی عمل می‌کنند. در جهان توسعه‌ یافته نیز، مفهوم «سقف شیشه‌ای آموزشی» برای اقلیت‌های نژادی و مهاجران همچنان موضوع پژوهش‌های داغ است. این یافته‌ها به‌خوبی نشان می‌دهند که نابرابری آموزشی پدیده‌ای تک‌عاملی نیست، بلکه حاصل تقاطع چندین ساختار سلطه است.

نقدی بر وعده مدرنیته و معمای شایسته سالاری در کارکرد مدرسه و نظام آموزش و پرورش در صدای معلم

در سپهر اندیشه معاصر، صداهای رادیکال‌تری نیز به گوش می‌رسند که اساساً وعده‌های نظام آموزشی مدرن را زیر سؤال می‌برند. ایوان ایلیچ، با نگاهی تیزبین و پیش‌گویانه، دهه‌ها پیش از «مدرسه‌زدایی» سخن می‌گفت و استدلال می‌کرد که مدرسه به‌عنوان یک نهاد انحصاری، خود به مانعی در برابر یادگیری اصیل بدل شده است. ایده‌های او در عصر پلتفرم‌های دیجیتال و آموزش باز، جانی تازه گرفته‌اند.

امروزه برخی نظریه‌پردازان آموزش، با نقد «پلتفرمی‌شدن» آموزش، هشدار می‌دهند که غول‌های فن آوری در حال خلق شکل تازه‌ای از نابرابری آموزشی‌اند: نابرابری در دسترسی به «داده»، «الگوریتم» و «هوش مصنوعی». در جهانی که یادگیری شخصی‌سازی‌شده به امری لوکس بدل می‌شود، شکاف میان کسانی که می‌توانند هزینه معلم خصوصی دیجیتال را بپردازند و آنان که به آموزش‌های توده‌ای بسنده می‌کنند، به مرز تازه‌ای از نابرابری تبدیل خواهد شد.

جمع‌بندی همه این صداها، از مارکس و بوردیو تا راج چتی و تحلیل‌گران شکاف دیجیتال، ما را به نتیجه ای واحد می‌رساند:

نابرابری آموزشی یک «رخداد طبیعی» یا پیامد اجتناب‌ناپذیر تفاوت‌های فردی نیست؛ بلکه ساخته‌ای اجتماعی، تاریخی و سیاسی است. مدرسه، بسته به اینکه در چه ساختاری و با چه سیاستی عمل کند، می‌تواند هم پل تحرک باشد و هم دیوار بازتولید.

وعده مدرنیته مبنی بر «شایسته‌سالاری» تنها در صورتی محقق می‌شود که جامعه اراده کند فراتر از دروازه‌های مدرسه را ببیند و به نابرابری‌هایی که کودکان هر روز در کوله‌پشتی خود به کلاس درس می‌آورند، پایان دهد. تا آن زمان، مدرسه همچنان به روایت قدیمی خود ادامه خواهد داد: اعطای مدارک برابر به کودکانی که هرگز از نقطه‌ای برابر آغاز نکرده‌اند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر وعده مدرنیته و معمای شایسته سالاری در کارکرد مدرسه و نظام آموزش و پرورش در صدای معلم

جمعه, 23 مرداد 1405 17:03 خوانده شده: 17 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور