گروه رسانه/

خبرگزاری « ایسنا » به تازگی پژوهشی را در مورد « رتبه بندی معلمان » منتشر کرده است . ( این جا )
ایسنا می نویسد :
« نظامهای آموزشی در کشورهای مختلف برای حفظ کیفیت آموزش، بیش از هر چیز به نیروی انسانی خود بهویژه معلمان توجه میکنند. معلمان نه تنها مجریان برنامههای درسی هستند، بلکه نقش اساسی در شکلدهی به نگرش، مهارتها و آینده دانشآموزان دارند. به همین دلیل، سیاستگذاران آموزشی در تلاشاند با طراحی سازوکارهایی مشخص، انگیزه، توانمندی و جایگاه حرفهای معلمان را ارتقا دهند. یکی از این سازوکارها، نظام رتبهبندی معلمان است که با هدف شناسایی شایستگیها، ایجاد مسیر پیشرفت شغلی و افزایش کیفیت تدریس طراحی میشود. این نظامها معمولاً بر پایه معیارهای حرفهای، آموزشی و عملکردی بنا میشوند تا بتوانند تصویری نسبتاً دقیق از تواناییهای معلمان ارائه دهند. جامعه ای که هوس « تغییر » و « توسعه » دارد اما کوچک ترین التفات و یا توجهی به الزامات و مختصات توسعه ندارد
در ایران نیز طی سالهای اخیر، نظام رتبهبندی معلمان بهعنوان یکی از برنامههای مهم آموزشی اجرا شده است. هدف اصلی این طرح، ارتقای منزلت اجتماعی و حرفهای معلمان، افزایش انگیزش شغلی و بهبود اثربخشی آموزش عنوان شده است. با این حال، تجربه اجرای این نظام نشان داده است که فاصله ای میان اهداف اعلام شده و واقعیتهای اجرایی وجود دارد.
بسیاری از معلمان و مدیران آموزشی از ابهام در معیارها، پیچیدگی فرایندها و نبود شفافیت گلایه دارند. همچنین، برخی معتقدند تمرکز بیش از حد بر جنبههای اداری و اقتصادی باعث شده ابعاد واقعی حرفه معلمی و نقشهای تربیتی و آموزشی آن کمتر دیده شود. همین مسائل، ضرورت بررسی علمی و دقیق این نظام را بیش از پیش آشکار کرده است.
به همین منظور، زینب صادقی، استادیار گروه مدیریت آموزشی دانشگاه فرهنگیان با همکاری دانشگاه تهران، پژوهشی را درباره آسیبشناسی نظام رتبهبندی معلمان انجام داده است. این پژوهش با تمرکز بر تجربهها و برداشتهای افرادی که بهطور مستقیم با این نظام درگیر بودهاند، تلاش کرده تصویری روشنتر از چالشها و پیامدهای آن ارائه دهد. در این مطالعه، به بررسی این موضوع پرداخته شده که نظام رتبهبندی تا چه اندازه توانسته به اهداف حرفهای و توسعهای خود نزدیک شود و در چه بخشهایی با مشکل رو به روست.

روش انجام این پژوهش کیفی بوده و از رویکردی به نام «پدیدارنگاری» استفاده شده است. به زبان ساده، در این روش تلاش میشود تجربهها و برداشتهای متفاوت افراد درباره یک پدیده مشخص شناسایی و دستهبندی شود. پژوهشگر برای اجرای این مطالعه، از مشارکت ۱۵ نفر از مدیران، معاونان، معلمان و کارکنان ستادی آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی بهره برده است. دادههای بهدستآمده سپس با روشی نظاممند تحلیل شده و برای اطمینان از دقت و اعتبار نتایج، بازبینی و بررسی مجدد دادهها نیز انجام گرفته است.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که چالشهای نظام رتبهبندی معلمان را میتوان در چند دسته اصلی خلاصه کرد. بخشی از مشکلات به عوامل بیرونی مانند سهم پایین آموزش و پرورش از بودجه کشور، مسائل معیشتی معلمان و کاهش منزلت اجتماعی آنان بازمیگردد. در کنار این موارد، نگاه صرفاً اقتصادی به رتبهبندی و بی توجهی به نقش آن در توسعه حرفهای معلمان، باعث شده بسیاری از فرهنگیان رتبههای تعیین شده را نپذیرند یا نسبت به آن بی اعتماد باشند.
در بخش دیگری از نتایج، به مشکلات اجرایی و ساختاری اشاره شده است. ابهام و یکنواختی شاخصها، ضعف آموزش ارزیابان، فرسایشی شدن فرایندها، نبود بازخورد مناسب به معلمان و مشکلات زیرساختهای فناورانه از جمله مسائلی است که در این پژوهش برجسته شده است. همچنین، پیامدهایی مانند احساس نابرابری، کاهش رضایت و تعهد شغلی، تقویت مدرکگرایی و حتی هدررفت منابع آموزشی، بهعنوان نتایج ناخواسته اجرای فعلی نظام رتبهبندی مطرح شدهاند.
بر این اساس، اصلاح این نظام نیازمند نگاهی جامع و بلندمدت است.
پژوهشگر پیشنهاد میکند ابتدا استاندارد شغلی معلمان بهصورت دقیق تعریف و بهروشنی به آنان ابلاغ شود. سپس، شاخصها و معیارهای رتبهبندی بر اساس این استانداردها بازنگری شوند تا با واقعیتهای حرفه معلمی تناسب بیشتری داشته باشند. تربیت ارزیابان حرفهای، بهبود شیوه تخصیص آنان و استفاده از روشهای نوین ارزیابی مانند کانونهای ارزیابی، از دیگر پیشنهادهای مطرح شده هستند.
در کنار این موارد، ترکیب نظام رتبهبندی با برنامههای توسعه حرفهای معلمان و تقویت زیرساختهای فن آورانه میتواند به افزایش اثربخشی این طرح کمک کند. آموزش بهتر معلمان درباره فرایندها و حقوقشان، شفافسازی مراحل ارزیابی و ایجاد نظام پایش مستمر، از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد و مشارکت فرهنگیان را افزایش دهد.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد که بدون توجه همزمان به ابعاد انسانی، حرفهای و ساختاری، نظام رتبهبندی نمیتواند به اهداف اصلی خود دست یابد.
لازم به ذکر است این یافتههای علمیپژوهشی در دو فصل نامه «مدیریت و برنامهریزی در نظامهای آموزشی» منتشر شدهاند؛ نشریهای که وابسته به دانشگاه شهید بهشتی است و به انتشار پژوهشهای علمی در حوزه سیاستگذاری، مدیریت و برنامهریزی آموزشی میپردازد » .
« صدای معلم » از معدود رسانه های حوزه « آموزش » در ایران است که از بیش از یک دهه ی قبل تاکنون به موضوع « رتبه بندی معلمان » در قالب گزارش ، گفت و شنود ، یادداشت ، طرح در نشست های خبری و... پرداخته است .
نتایج این پژوهش نیز تماما نقدها و آسیب های مورد نظر « صدای معلم » را مطرح و تایید می کند :

جمعه 17 آبان 1403 ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان : « رتبه بندی معلمان ؛ بنایی که از ابتدا " کج " بنا نهاده شد ! » نوشت : ( این جا )
« با تاسف باید به این واقعیت تلخ اشاره کرد که آن چه در جریان رتبه بندی معلمان انجام شد هیچ گونه تجانس و یا تطابقی با هدف اصلی رتبه بندی یعنی تعریف ، احصا و تثبیت صلاحیت های حرفه ای معلمان نداشت » .
این رسانه در آخرین گزارش خود در مورد رتبه بندی معلمان با عنوان : « معلمی که با جعل مدارک و با هر توجیهی رتبه ی خود را ارتقاء می دهد ؛ قرار است حامل کدامین الگوی اخلاقی و تربیتی برای دانش آموزان و جامعه باشد ؟ » رزومه سازی برای رتبهبندی معلمان ؟ آقایان تحویل بگیرید ! ؛ ( این جا ) نوشت :

« آن چه از ابتدا تا انتهای رتبه بندی معلمان صورت گرفت تکیه محض بر ارزش گذاری و امتیاز دهی مدارکی بود که توسط افراد ذی نفع انجام شد فارغ از این که آیا واقعا این مدارک و اسناد واقعی هستند و مهم تر از همه :
ارزیابی دقیق و علمی معلمان در میدان تدریس و آموزگاری توسط معیارهای مشخص ، علمی و حرفه ای توسط نهادی بود که در این زمینه صاحب نظر و صاحب صلاحیت باشد .
از نظر « صدای معلم » این نهاد ناظر بر « سازمان نظام معلمی » است که نامی از آن نیست و در اظهارات رئیس جدید مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش و پرورش هم اصلا به آن پرداخته نشده است » .
آن گونه که از شواهد بر می آید ؛ اراده ای برای تاسیس نهاد سازمان نظام معلمی وجود ندارد و مسئولان ترجیح می دهند همان رویه غلط و غیرعلمی پیشین را استمرار دهند بدون آن که به این مهم بیندیشند که قرار است از درون چنین موضوعاتی چه چیزی بیرون آید ؟
معلمی که تاکنون عملکردش در « میدان تدریس » مورد مشاهده علمی و مستمر آن هم توسط خبرگان و متخصصان آموزش قرار نگرفته و به معلم در مورد کارش بازخورد داده نشده قرار است چه تحولی را در « آموزش » ایجاد کند ؟

معلمی که با جعل مدارک و با هر توجیهی رتبه ی خود را ارتقاء می دهد ؛ قرار است حامل کدامین الگوی اخلاقی و تربیتی برای دانش آموزان و جامعه باشد ؟
جامعه ای که هوس « تغییر » و « توسعه » دارد اما کوچک ترین التفات و یا توجهی به الزامات و مختصات توسعه ندارد » .
آیا رتبه بندی تاثیری در آن چه در کلاس رخ می دهد داشته و یا این که فقط به نارضایتی بیشتر و تبعیض های درون سازمانی افزون تر انجامیده است ؟
با این حال و با وجود همه ی این انتقادات؛

علی باقرزاده رئیس مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری و دبیر اجرایی قانون نظام رتبه بندی معلمان از آغاز بارگذاری مدارک و مستندات مشمولين ارتقاء رتبه خبر داد و گفت: مشمولین ارتقای رتبه میتوانند از ۲۸ دی ماه وارد سامانه my.medu.ir شده و گزینه پورتال شخصی را انتخاب و از بخش رتبه بندی، نسبت به بارگذاری مدارک، مستندات مرتبط با رتبه بندی را اقدام کنند . ( این جا )
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
برای تحقیق در هر حیطه ای است.
با سهمیه شغل بگیری
و بعد بشی مثلا وزیر آموزش
خب ببینید نتیجه چی میشه ؟
اشتباهی دارید به رتبه بندی حمله می کنید
مشکل اصلی این هست که گفتم
و تا هست مشکلات زیاد است
اگر به داخل نگاه کنیم میبینیم با روشهای مختلف جامعه را از صندوق دور و مایوس کردند. وزیر علوم نمیتواند یک رئیس دانشگاه بگذارد. من به عنوان یک ایرانی از وزیر آموزش و پرورشی که الان سر کار است، خجالت میکشم. بگردید از او دو جملهی درست حسابی پیدا کنید!
۶۰ سال پیش در این مملکت، دکتر خانلری وزیر آموزش و پرورش بود، دکتر حسابی دهه ۳۰ وزیر فرهنگ بوده است. دههی ۵۰ دکتر منوچهر گنجی را داشتیم، از نظر شخصیتی به دههی ۶۰ نگاه کنید و آقای رجایی و آقای باهنر را ببینید، دههی ۸۰ آقای نجفی کار میکرد که ریاضیدان بود. الان وزیر آموزش و پرورشی داریم که از نظر فکری در حال و هوای وقتی است که معلم پرورشی یک شهرستان بوده است! شرایط آموزش و پرورش طوری است که به تعداد بچه مدرسهایهایی که دارید، اذیت میشوید.
همین اولویت نماز را هم بپذیریم، کافی است سرزده به مدرسهای بروند و ببینند آیا پنج نفر بلد هستند نماز را از ابتدا تا آخر فقط از حفظ بخوانند؟ یعنی حتی این کار را هم نتوانستند درست انجام بدهند. نهادهای بودجهخوار، مفتبر یا آویزان (یا هر اسم دیگری)، حتی با دیدن تحت فشار بودن دولت، حاضر نشدند به شکل نمادین، بخشی از بودجهشان را به دولت بدهند تا مثلا مرغ بخرد و مشکلی را حل کند.
۳۰