چرا هموطنان عزیز ما نسبت به میراث فرهنگی خود عملاً بی تفاوت هستند؟!
علاقه و عشق در اثر شناخت ایجاد می شود. این شناخت را جوانان ما اول از خانواده ها و بعد از آموزش و پرورش کسب می کنند. خانواده ها عموماً به دلیل مشغله و شاید عدم شناخت نمی توانند در جوانان انگیزه ای ایجاد کنند. در این شرایط آموزش و پرورش وظیفه اصلی دادن شناخت از زادگاه و فرهنگ را به عهده دارد که در عمل پس از مواجه با دیوان سالاری دست و پاگیر ناکارآمد می شود.
به عنوان نمونه ( که مشتی از خروار است) امروز برای حل مسئله بازدید دانش آموزی تصمیم گرفتم که شخصاً تا دریافت مجوز بازدید اقدام کنم. راستش را بخواهید از پیگیری مدرسه و تلاش مسئول پرورشی به نتیجه نرسیده بودیم. گفتم از طریق مسئول بالاتر شاید بتوانیم دست اندرکاران موزه را قانع کنیم که اگر تصمیم برای برنامه ریزی بازدید می گیرند خوب است که شرایط مدارس و امکان بازدید را مد نظر داشته باشند.
تعیین ساعت یک ربع به دوازده که برای بازدید دانش آموزان دبیرستانی در نظر گرفته شده است چگونه ممکن است؟ مدارسی که یک ساعت تا موزه فاصله دارند چطور می توانند در این زمان، بازدید مناسبی داشته باشند؟ بازدید و بازگشت به مدرسه در این ساعت امکان پذیر نیست.
از ساعت 9/5 صبح پای تلفن نشستم و میراث فرهنگی بعد روابط عمومی میراث، امور موزه ها، امور استان تهران، مسئول امور استان، موزه ملی، روابط عمومی موزه ملی، مدیریت موزه، امور کودک و نوجوان و دست آخر پس از حدود 2 ساعت شماره گیری و تلفن های مکرر به هیچ پاسخی نرسیدم. خواستم بگویم که:
مسئولین محترم میراث فرهنگی، مدیران ارشد آموزش و پرورش، گروه های درسی تاریخ، معلمان دلسوز و علاقه مند به تاریخ، عاشقان ایران زمین و میراث کهنش در مقابل این غول دیوان سالاری (بوروکراسی) که ظاهراً به قصد تسهیل امور اداری ایجاد شده و در عمل تبدیل به ترمز رشد اجتماعی شده من تسلیم شدم.
من تسلیم شدم. من تسلیم شدم....
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.