صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

" در ایام مرگ ، مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی می کنیم"

انشای یک دانش آموز درباره " مرگ و زندگی " !

ناصر سبزیان پور

مرگ مدرسه و انشای یک دانش آموز درباره مرگ و زندگی

معلمی از دانش آموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند! آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانش آموزان است و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!

"به نام خدا

انشایم را با نام زندگی آغاز می کنم.

آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد! ما از صبح که بیدار می شویم عزرائیل یار جدا نشدنی ماست. مثلا همین جمعه ای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند. خواب بودم که مادرم داد زد :

" الهی خدا مرگت بده! پا نمیشی از این وسط!!!" همین را که گفت فهمیدم یعنی زود بیدار شو و اتاقت را جمع کن. بعد بابا در حمام را باز کرد و گفت خبر مرگشون کی میان؟ بعد هم که خاله پری آمد و همه خوب و خوش بودیم. البته شوهر خاله پری معتقد است ما خوشی نداریم و با این گرانی ها همه باید سرمان را بگذاریم و  برویم بمیریم. بعد هم که خواستند بروند هر چه مامان اصرار کرد، برای ناهار بمانند گفت به مرگ خودم ناهار خوردیم! و رفتند! مثلا خود ما آقا، می گوییم خدا کند فلان معلم بمیرد! یا شما خودتان آقا همش می گویید : 

"مرگ! چه مرگتونه".

دایی ام می گوید کاش صاحب خانه اشان بمیرد. من فکر می کنم صاحبخانه اش هم، هر ماه که اجاره دایی عقب می افتد همین دعا را به جانش می کند! مطمئنم اگر مرگ نبود هیچ کس به ادمه ی زندگی امیدی نداشت!
برای همین من مرگ را خیلی دوست دارم. ما هر روز صبح مرگ را سر صف صدا می کنیم و برای خیلی ها آرزوهای مرگ می کنیم.

ماشین بابا هر روز صبح روشن نمی شود و ما می فهمیم که باز یک مرگش شده؛ طوری که بابا می گوید :

" عزرائیل خودت بیا و راحتم کن!  "
کلا مرگ خوب است. بابا می گوید دیدن مرگ آدم های بد هم خیلی خوب است چون یاد می گیریم کار بد نکنیم.

در ایام مرگ ، مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی می کنیم. آقا ما این قدر مرگ را دوست داریم که بعد از فوتبال و والیبال و کشتی...بعد از وزنه برداری چه ببریم و چه ببازیم بالاخره برای یکی آرزوی مرگ می کنیم. 

عمو احمد میگوید مرگ رحمت خداست و اگر مرگ می آمد نصف مملکت می مردند، جمعیت کم می شد و مشکلات بیکاری، کم آبی و فقر هم رفع می شد!
من فکر می کنم مرگ واقعا چیز خوبی است.

پدربزرگم هم که مرد همه می گفتند خدا را شکر که مُرد؛ راحت شد.

مرگ آن قدر خوب است که ما صبح عید نوروز سر قبر همه آدمهای فامیل که مرده اند می رویم و مرده ها را بیشتر از زنده ها دوست داریم.

نمی خواهم شعار بدهم اما من فکر می کنم عزرائیل در ایران خیلی پر کار است. 

این بود انشای من!

انشای دانش آموز که به اتمام رسید معلم گفت:

"بمیری...برو بتمـــــرگ"

کانال دکتر سعید صفایی موحد


مرگ مدرسه و انشای یک دانش آموز درباره مرگ و زندگی

دوشنبه, 24 تیر 1398 21:47 خوانده شده: 2583 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
رومئو 1401/09/28 - 19:25
واییی عالی بود انشای خیلی طنز و واقعی بود

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

انتصابات علیرضا کاظمی تا چه میزان با تعهدات و قول های مسعود پزشکیان هم خوانی داشته و توانسته رضایت معلمان را جلب کند ؟

خیلی زیاد - 1.9%
زیاد - 0.9%
متوسط - 2.3%
کم - 2.5%
خیلی کم - 92.4%

مجموع آرا: 1986

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور