عصر روز پنج شنبه بود که در بوستان محله کنارش نشستم .
او درباره خودش و دوستانش می گفت : سال هاست که آن ها عمر گرانمایه خود را صرف تعلیم و تربیت دانش آموزان این مرز و بوم کرده بودند اما حالا پشیمان هستند که چرا دست از کار کشیده اند .
وقتی حکم بازنشستگی اش را به دستش دادند او نه تنها خوشحال نبود بلکه فکر می کرد از فردای آن روز راهی جز نشستن در نیمکت بوستان محله ندارد و فقط باید به رویاهای دست نیافتنی اش بیندیشد . وقتی در دوران جوانی معلم شد خوش قواره و جذاب بود حالا بعد از سی سال تلاش بی وقفه و صادقانه رمقی برایش نمانده ، قدم هایش را به زور بر می داشت.
دستش تهی از مادیات و اندیشه اش مضطرب ، برای تامین هزینه های سنگین زندگی به هردری و به هر کسی رو می انداخت مستاصل بود .
او می گفت آیا سر انجام معلمین عزیز ما بعد از سی سال تلاش و کوشش صادقانه روی نیمکت بوستان ها است ؟
چون من معتقدم نیمکت های مدارس بیشتر از درختان باغ ها میوه و سایه می دهند . میوه ی علم و دانش بسیار شیرین و گوارا و ریشه جهل و تاریکی را از بیخ و بن می کند و دریچه ای به سوی روشنایی و دانایی است . مثل این که قرار نیست این بندگان خدا نفس راحتی بکشند و به مشکلات معیشتی خود فکر نکنند . وقتی کنارش نشسته بودم یک آه داشت و هزار ناله ، حق با او بود چون بهترین لحظات جوانی خود را صرف فرهنگ و آموزش این جامعه کرده بود ، حالا نگران از آینده فرزندان و ازدواج و تحصیل آنها روح و جسمش را آزرده بود .
او می گفت هیچ کس ارزش کار و فداکاری معلم را نمی داند. 30 سال سر کلاس درس ، الفبای پاکی و صداقت را به کودکان این سرزمین آموزش دادیم ، حالا خود شاهد این همه بی عدالتی و تبعیض و فقر در جامعه هستیم !
خیلی دلم به درد آمده ...
چندین سال است که قرار است حقوق و مزایای بازنشستگان را با سایر ادارات همسان سازی و هماهنگ کنند تا آنان بدون دغدغه زندگی کنند .
آیا وقت آن نیست به قول و وعده های خود عمل کنند ؟
از شعارها دست بردارید !
صدای نفس هایش را می شنیدم . گاهی سرفه های شدیدی می کرد ، او می گفت ذرات گچ و نوشتن بر روی تخته سیاه و پاک نمودن به ریه هایم در طول سال های خدمتم آسیب رسانده ؛ آن موقع که تخته وایت برد نبود . او دبیر ریاضی بود . او می گفت یک سال اندی از زمان بازنشستگی ام می گذرد اما از پاداش آخر خدمتم خبری نیست . فقط انتظار می کشیم . فعلا با حرف های بی پایه و اساس ما را سرگرم کرده اند .
دیگر اطمینان و اعتمادی به گفته های آنها ندارم . آن ها در سخت ترین شرایط ما را تنها گذاشتند .
آیا کسی از حال و روز ما خبر ندارد ؟
صدای بازنشستگان را فرشتگان آسمان شنیده اند ، اما روی زمین کسی صدای حق گو این بندگان خدا را نمی شنود !
انگار گوش شنوا وجود ندارد . پاداش آخرخدمت ما را هم امروز و فردا می کنند آن هم با میوه ای که طعم آن تلخ و با تبعیض و نابرابری و تفاوت عجین شده است که قلب هر انسانی را می فشارد .
حتی بعد از سی سال قرار نیست ما طعم رفاه و آرامش و آسایش را احساس کنیم . فقط باید در مشکلات عدیده زندگی دست و پا بزنیم تا در سیلاب گرفتاری ها غرق شویم ، به همین دلیل نیازمند یک سری تسهیلات و اقدامات حمایتی هستیم که باید برای بهبود وضعیت معیشت ما قدم های مثبتی برداشته شود . این بازنشسته عزیز فرهنگی از من خواست گفته هایش را بدون تغییر برای « سایت وزین سخن معلم » بنویسم .
من هم بنابر وظیفه اطاعت امر نمودم .او اظهار می کرد حتی اگر حقوق و مزایا این قشر زحمت کش هماهنگ هم شود هنوز تا رسیدن به « خط بقا » فاصله زیادی دارند. ما بازنشستگان فرهنگی با این درآمد اندک و هزینه های سرسام آور و تورم و زیر خط فقر چگونه زندگی کنیم ؟
آیا این وضعیت نابه سامان و مه آلود در خور شان منزلت و شخصیت فرهنگیان فرهیخته است ؟
کاش می شد چند ماهی مسئولین در جای ما قرار می گرفتند تا آنها هم طعم تلخ نداری و فقر را بچشند تا بدانند شرمندگی خانواده یعنی چه ؟ با این حقوق فقط می توان زنده ماند .
آیا مسئولین صندوق بازنشستگی حاضرند دو میلیون وام بگیرند؛ آن هم با رعایت نوبت و قرعه کشی و هزاران پیچ و خم اداری و کسری بودجه و عدم تخصیص اعتبار لازم فقط مخصوص بازنشستگان فرهنگی است ؛ گویا درآمد اندک را به نام آنها سند محضری زده اند !
ما بارها اعتراض و خواسته های خود را بیان کرده ایم و به گوش مسئولین رساندیم ولی پاسخی نشنیدیم و با بی اعتنایی از همه چیز گذشتند . زندگی با عزت و آبرو مندانه و دور از هر تنش حق ماست . ما زیارت و سفر اروپا را نخواستیم اما سالی دو بار مسافرت داخل کشور برای تمدد اعصاب و کسب روحیه شاد و پرنشاط لازم و ضروری است اما با کدام درآمد و تسهیلات؟
دیگر ما به دوران جوانی بر نمی گردیم که بتوانیم فعالیت مضاعف داشته باشیم، حقوق ما کفایت ده روز را نمی دهد . اگر چه گذر عمر و دوران سالمندی برف سفیدی را بر سر و صورت ما نشانده و بر صورت جذاب جوانی ما چین و چروک هایی ظاهرشده و بیماری ها و ناتوانی ها برما غالب شده و دست روزگار عینک و عصایی را به ما هدیه داده اما ضمیر باطن ما مانند برف سفید و دور از هر ناپاکی است .
ما بازنشستگان ، عمق روح مان بلند و دستان مان گشاده و با سخاوت، سایه وجودمان موجب خیر و برکت و کلام ما پر مغز و حکایت از دانایی و توانایی و حکمت درون مان است .
حالا مسئولین ارشد کشور حمایت های خود را از ما دریغ می کنند همان کسانی که دانش آموختگان گذشته و اکنون مدیران و مسئولین این کشور هستند . این شرط عدل و انصاف و جوانمردی نیست ، مگر ما بازنشستگان فرهنگی جزء خانواده بزرگ آموزش و پرورش نیستیم ، پس چرا افزایش حقوق حاصل از طرح نظام رتبه بندی معلمان شامل بازنشستگان نمی شود یا لااقل راهکار جدیدی را برای افزایش حقوق و مزایای آنان جست و جو نمی کنند ؟ البته اکثریت بازنشستگان اتفاق نظر دارند که صندوق بازنشستگی باید به دست بازنشستگان شریف و توانا ،کاردان ، صالح و بالیاقت و سایر ادارات تابعه اداره شود چون این عزیزان بازنشسته درد آشنا و از جنس صداقت ، فرهنگ ، علم و اندیشه هستند و مشکلات همکاران خود را با گوشت و پوست و استخوان خود احساس می کنند .
هر موی سپید آن ها به دنیا می ارزد . درایت و پختگی آنان حاصل از علم و تجربه و نشانه لیاقت و شایستگی آنان است و من نسبت به همه آنها ادای احترام و ارادت و از زحمات بی وقفه آنان سپاسگزاری می کنم .
پس باید کار را به اهلش سپرد تا مطالبات و معوقات و پاداش همکاران را مجدانه و مستمر پیگیری نمایند یا در مراکز استان ها آنها نمایندگانی فعال و پی گیر داشته باشند تا خواسته های صنفی و مطالبات خود را به گوش مقامات و مراکز تصمیم گیری برسانند .
او از مسئولان صندوق بازنشستگی بسیار شاکی و گله مند بود و می گفت چرا از حق و حقوق ما بازنشستگان دفاع نمی کنند ، فقط سرگرم سمینارها ،جلسات و غیره ..... هستند که تاکنون موثر نبوده و قدرت خرید و توان مالی این عزیزان روز به روز کاهش یافته و نگرانی آنان با گرانی و تورم موجود در جامعه و ده ها هرینه پیش بینی نشده افزایش داشته است .
ما بازنشستگان از مظلوم ترین و محروم ترین اقشار جامعه هستیم که مورد بی مهری و بی التفاتی و بی توجهی مسئولین قرار گرفته ایم .
واقعا هیچ کسی به فکر ما نیست !
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور چرا قانون مدیریت خدمات کشوری را در مورد بازنشستگان اجرا نمی کند و سلیقه ا ی عمل می کند ، چون با این کارحلقه معیشت هر روز بر ما تنگ تر شده به طوری که بر وجودمان سنگینی می کند .
یکی دیگر از خواسته های به حق و منطقی بازنشستگان عزیز ما خدمات بیمه ای جامع و پاسخ گوی درمان است که در قالب تجمیع بیمه خدمات درمانی و تکمیلی می باشدکه تاکنون اقدامی صورت نگرفته است .
در این شرایط مه آلود و فضای آشفته و تاریک جامعه بازنشستگان باید به دنبال روشنی فانوسی بود تا از سوی مسئولان اقدام و گشایشی شود.
ان شاءالله
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نظرات بینندگان
گی خود را مدیریت کنید برای اینده ...در اپ هیچگاه گشایش حقوقی متناسب با تورو و رکود رخ نخواهد داد مگر در قرون اینده
آیا این انصاف است ؟
آیا این عدالت است ؟
چرا ؟؟
تبعیض ، چرا ؟؟
نمیدانم چرا پاداش ما را نمیدهند؟چرا برای طرح رتبه بندی بودجه یندی بدون برنامه ریزی انجام میگیرد ولی پاداش داده نمیشود؟
کاش میدانستید و میزان درکتان بالا بود که بازنشسته عمرجوانی خود را هزینه کرده و اکنون مورد بی مهری قرار گرفته است.
چرا تبعیض و بیعدالتی بین دریافتی های شاغلین و بازنسستگان وجود دارد؟؟
این موضوع پیامدهای ناخوشایندی در پی خواهد داشت . طرز نگاه پایین به این قشر باعث سرخوردگی افراد میشود.
آیا سازمانهای دیگر هم همین کار با افراد زحمت کشبده خود روا میدارند؟؟؟؟
باشند با این همه آه و
ناله بازنشستگان باید کاری کنند تا بیش از این در
حق ایشان جفا نشود.
صدای بازنشیتگان آپ را هم بشنوید و قدری از حقوق پایمال شده آنها دفاع کنید.
بازنشستگان 93هنوز پاداش خود را دریافت نکردند.مقدار جزیی که ما دادند آنهم بعد ازگذشت 8ماه. طرح رتبه بندی که قراربود سالهای گذشته انجلم میگرفت که بعلت ندانم کاریهای وزیزان آپ به شکل ناقص امسال انجام شده ولی این حق را هم از بازنشیتگان دریغ دانسته اند و اکنون از چند راه ما به بن بست رسیده ایم.
از شما نماینده مجلس خواهانیم از حقوق این قشر که زیر خط فقر زندگی میکند و هم اکنون تفاوت حقوقی با شاغلین آپ در حد یک شکاف عمیق پدید آمده و بعنوان یک معضل روح و روان خسته این قشر را نیز تحت فشار قرار داده ، در خانه ملت مطرح تمایید تا غم جانکاه بوجود آمده درمان پذیرد.
مجلس عریضه بنویسند ، دکتر نقوی رییس فراکسیون
انسان شریفی هستند وحتما به استناد آن درخواست
پی گیری می کنند .