به قرار شنيده ها :
مسعود شکوهي در جلسه سه شنبه 24/06/1405 در نهاد رياست جمهوري گفت (نقل به مضمون):
در صورت تثبيت ماهيت خصوصي صندوق، صفر تا صد تخصيص حقوق مالکانه را ظرف 9 ماه انجام مي دهم و تقديم اعضا مي کنم.
به همين دليل؛
سعيد شهسوارزاده عضو شوراي نويسندگان صداي معلم، با مجموعه يادداشت ها با اعضاي محترم صندوق ذخيره فرهنگيان به گفت و گو مي نشيند:
طبق آمار تقريبي ، شش ميليون و هشتصد و شصت خانوار فرهنگي ذي نفعِ موسسه خصوصي صندوق مي باشند. پر واضح است آجر به آجر اين موسسه با ريال به ريال صرفه جويي و اندوخته ي ما فرهنگيان ، بنا شده است .
براي حراست از اموال مان و حفظ ارزش دارايي خود، محتاج هيچ حکمران خوب يا هيچ نهاد نظارتي حاکميتي نيستيم.
ما به حکمراني خوب ( اجراي مکانيسم هاي مدرن مديريت = حاکميت شرکتي ) مصرح در اساسنامه 1403نياز داريم . هيچ گربه اي محض رضاي خدا، موش نمي گيرد!
جهت صيانت ار سرمايه ي خانوار خود ، فقط به زانوي خودمان تکيه مي کنيم و براي درک مفاهيم ساده و ابتدايي با هم، همراه مي شويم تا در سايه اتحاد، خودمان مديريت اموالمان را به دست بگيريم و اجازه ندهيم کسي دست در جيب ما کند.
در گفتار مقدماتی ، « پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان زیر ذره بین " صدای معلم " ؛ صفر تا صد تخصیص حقوق مالکانه ( بخش نخست ) - این جا ؛ بیان شد :
در سلسه مطالبي تلاش مي کنيم اول مزيت هاي نقش آفريني بيش از يک ميليون و هشتصد هزار عضوِ صندوق ذخيره فرهنگيان در مديريت اموال خود را نمايان کنيم و در ادامه راهکار تبديل عضوِ طلبکار به عضو مالک را بررسي کنيم تا در آينده با اين تصميم مواجه نشويم که مديران صندوق، جلسه با مالکان را براي پاسخ گويي به دولتمردان لغو کنند .

آدام اسميت:
« فساد زماني آغاز مي شود که فاصله ميان « تصميم گيرنده » و « صاحب هزينه » بيش از حد زياد شود » . چرا با وجودِ ساختارهایِ مدیریتی، گاهی احساس میکنیم تصمیمات، با منافعِ ما به عنوانِ اعضا همسو نیست؟
جهت صيانت از سرمايه ي خانوار خود ، فقط به زانوي خودمان تکيه مي کنيم و براي درک مفاهيم ساده و ابتدايي با هم، همراه مي شويم تا در سايه اتحاد، خودمان مديريت اموال مان را به دست بگيريم و اجازه ندهيم افرادي با چشمان ناپاک و دست آلوده در جيب ما، سرمايه ما را به يغما ببرند. هيچ گربه اي محض رضاي خدا موش نمي گيرد!
صندوقِ ما، داراییِ ماست. اما تا زمانی که «مالکیت» در عمل اعمال نشود، این دارایی در «وضعیتِ تعلیق» قرار دارد. برای اینکه این صندوق به جایگاه واقعی خود به عنوان حامیِ آینده اعضا بازگردد، باید از «مدیریتِ غیرپاسخ گو» به سمت «حاکمیتِ اعضا» حرکت کنیم.
اگر صندوق تبدیل به یک نهادِ غيرخصوصي شود، ما «عضو» نیستیم، بلکه «جیرهخوار» میشویم. اما در ماهیتِ خصوصی، ما «مالک» هستیم و حق داریم در مورد سرنوشتِ پولمان تصمیم بگیریم.
«پیامِ نهایی»
«دوستان عزیز، تفاوتِ صندوقِ ما با یک صندوقِ غير خصوصي در یک کلمه است: حقِ مالکیت. اگر میخواهیم پولِ ما در مسیرِ درست سرمایهگذاری شود، باید حاکمیت شرکتی را از مدیریت صندوق طلب کنیم.

نظارت، دیگر یک پیشنهاد نیست؛ یک وظیفه است. بیایید با هم، از یک تماشاگرِ نگران، به یک مالکِ ناظر تبدیل شویم.»
گفتار اول: مبانی حکمرانی خوب
عنوان: چرا حکمرانیِ خوب، مهمتر از «سودِ فصلی» است؟
همکارانِ گرامی،
در این مجموعهی نوشتارها، تصمیم داریم سفری داشته باشیم به دنیای «حکمرانیِ شرکتی»؛ جایی که سرنوشتِ داراییها و حقوقِ ما به عنوان ذینفعانِ یک نهاد بزرگ اقتصادي تعیین میشود.
پرسشِ آغازینِ ما این است:
چرا در بسیاری از ساختارهای بزرگ، سودآوری به جای آن که در خدمتِ اعضا باشد، به حاشیه میرود؟ چرا دست ديگران در جيب ما فرو مي رود؟
بسیاری از ما فکر میکنیم وقتی نهادی بزرگ است، سیستمهای مدیریتیاش به صورت خودکار به بهترین شکل کار میکنند. اما تجربه نشان داده است که «بزرگیِ مقیاس» بدونِ «حکمرانیِ خوب»، صرفاً ریسکِ خطاهای مدیریتی را بیشتر میکند.
حکمرانی خوب یعنی تدوین قوانینی که «قدرت» را مهار و «منافع» را تضمین میکند. اگر حکمرانی خوب در یک مجموعه ضعیف باشد، حتی بهترین فرصتهای اقتصادی هم تبدیل به فرصت سوزی میشود. ما باید بدانیم که سرمایهی ما، یک داراییِ منفعل نیست؛ بلکه حقی است که باید با نظارتِ تخصصی، حفظ شود.
اما این سوال پیش میآید: چرا با وجودِ ساختارهایِ مدیریتی، گاهی احساس میکنیم تصمیمات، با منافعِ ما به عنوانِ اعضا همسو نیست؟
پرسش چنين است:
چه گسستی میانِ «مدیریت» و «بدنه» وجود دارد که باعث میشود تصمیمات از واقعیتِ نیازهای ما دور شود؟
( ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.