
صندوق ذخیره فرهنگیان همواره موضوع مورد توجه تشکلهای فرهنگیان و مطالبه گران بوده است. انتشار بیانیهها، تشکیل گروههای مطالبهگری و دیدار با مسئولان، همگی نشان میدهد که بخشی از فعالان صنفی و سیاسی فرهنگیان، دغدغه احیای حقوق مالکانه معلمان عضو و اجرای صحیح قوانین مربوط به صندوق را دارند. این دغدغه ارزشمند و ضروری است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا این نوع مطالبهگری، بدون شناخت ریشههای مسئله و بدون حضور گسترده صاحبان اصلی صندوق، میتواند به تغییرات واقعی منجر شود؟
به نظر میرسد مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان را نمیتوان صرفاً یک مسئله حقوقی یا مدیریتی دانست. اگرچه اجرای قانون و بازگرداندن نقش واقعی اعضا در اداره صندوق اهمیت فراوانی دارد، اما مسئله اصلی عمیقتر و بنیانی تر است؛ یعنی بحران مشارکت و بحران نمایندگی.
اگر معلمان مالکان واقعی صندوق هستند، چرا تنها گروهی محدود خود را «مطالبهگر صندوق» معرفی میکنند؟ چرا صدها هزار عضو صندوق، که صاحبان اصلی این سرمایه هستند، در این مطالبهگری حضور ندارند؟
آیا این بیتفاوتی صرفاً ناشی از کمبود اطلاعرسانی است یا ریشه در کاهش اعتماد و احساس بیاثری دارد؟

پرسش فوق ، مهمترین مسئلهای است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بدون پاسخ به این سؤال، هرگونه مطالبهگری، هر چند صادقانه و دلسوزانه، بی نتیجه خواهد ماند.
از سوی دیگر، مطالبهگری زمانی مؤثر است که بر پایه یک تحلیل روشن از مسئله استوار باشد.
آیا تشکلها و گروههای مطالبهگر تاکنون دیدگاه منسجمی درباره صندوق ذخیره فرهنگیان ارائه کردهاند؟ آیا مشخص کردهاند که ریشه بحران صندوق چیست و چگونه باید آن را حل کرد؟ آیا مسائل صندوق را میتوان جدا از ساختار اقتصاد سیاسی ایران تحلیل کرد؟
به نظر می رسد پاسخ منفی باشد .
صندوق ذخیره فرهنگیان بخشی از ساختار اقتصاد سیاسی ایران است و نمیتوان آن را مستقل از مناسبات دولت، بازار و نهادهای عمومی غیردولتی فهمید.
تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که روند خصوصیسازی در ایران در بسیاری از موارد به گسترش نهادهای خصولتی انجامیده است؛ نهادهایی که نه کاملاً دولتیاند و نه به معنای واقعی خصوصی. صندوق ذخیره فرهنگیان نیز از این بستر تاریخی و نهادی جدا نیست.

در چنین شرایطی، طبیعی است که تصمیم گیران و سیاستگذاران تمایل داشته باشند نقش تعیینکننده خود را در مدیریت صندوق حفظ کنند؛ زیرا اداره چنین مجموعه اقتصادی بزرگی، صرفاً یک موضوع صنفی نیست، بلکه بخشی از سازوکار توزیع قدرت و منابع اقتصادی در کشور محسوب میشود. احیای صندوق ذخیره فرهنگیان، پیش از هر چیز نیازمند احیای سرمایه اجتماعی آن است ؛ سرمایهای که نامش «اعتماد و مشارکت معلمان» است.
بنابراین، تصور اینکه صرفاً با چند بیانیه، چند دیدار یا چند مطالبه حقوقی بتوان این ساختار را تغییر داد ؛ واقعبینانه نیست.
مسئله دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، نگاه خود فرهنگیان به صندوق است.
آیا تاکنون پژوهشی جامع درباره نگرش اعضای صندوق انجام شده است؟
آیا میدانیم اکثریت فرهنگیان صندوق را متعلق به خود میدانند یا آن را نهادی دولتی تلقی میکنند و یا فقط یک صندوق برای اندکی سرمایه گذاری می دانند ؟ آیا احساس میکنند حضور و رأی آنان میتواند در سرنوشت صندوق اثرگذار باشد؟

به احتمال زیاد، پاسخ بسیاری از این پرسشها منفی است. همین امر نشان میدهد که بحران صندوق، پیش از آن که بحران قانون یا مدیریت باشد، بحران اعتماد و مشارکت است.
نباید فراموش کرد که طراحان صندوق ذخیره فرهنگیان هنگام تأسیس آن، هرگز تصور نمیکردند این مجموعه روزی به یکی از بزرگترین هلدینگهای اقتصادی کشور تبدیل شود؛ نهادی که سرمایه آن حاصل مشارکت بیش از یک و نیم میلیون فرهنگی در طول سه دهه گذشته بوده است. اما هرچه صندوق بزرگتر شده، فاصله آن با مالکان اصلی نیز بیشتر شده است.
امروز صندوق از نظر اقتصادی عظیم است، اما از نظر سرمایه اجتماعی، با چالشی جدی روبهروست.برخی رویدادها و اخبار در دهه های گذشته نیز بر چالش سرمایه اجتماعی افزوده است .
از این منظر، مطالبه احیای مالکیت معلمان، مطالبهای درست و ضروری است؛ اما این مطالبه زمانی معنا پیدا میکند که خود معلمان نیز احساس کنند مالک صندوق هستند و برای اعمال این مالکیت، به میدان بیایند.
مالکیت، صرفاً یک عنوان حقوقی نیست؛ مالکیت واقعی، با مشارکت، نظارت، مطالبهگری و مسئولیتپذیری معنا پیدا میکند.
لازم است به چند پرسش بنیادین پاسخ داده شود:

چرا اکثریت اعضای صندوق در این مطالبهگری حضور ندارند؟
چگونه میتوان اعتماد آنان را بازسازی کرد؟
جایگاه صندوق در اقتصاد سیاسی ایران چیست؟ و چه راهبردی میتواند میان حقوق قانونی معلمان و واقعیتهای ساختاری کشور پیوند برقرار کند؟
اگر این پرسش ها بی پاسخ بمانند، مطالبه گری نیز در خلأ انجام خواهد شد؛ کنشی که شاید بازتاب رسانهای داشته باشد اما توان تغییرات پایدار را نخواهد داشت.
احیای صندوق ذخیره فرهنگیان، پیش از هر چیز نیازمند احیای سرمایه اجتماعی آن است ؛ سرمایهای که نامش «اعتماد و مشارکت معلمان» است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.