صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نمی خواهم کسی اشک هایم را ببیند

آرش | البرز

به اصرار یکی از بستگان نزدیکِ عزیزم در کنکور شرکت کرده و وارد تربیت معلم شدم .نه؛نه که بگویم ناراضی بودم ها ،نه اصلا و ابدا.چون تجربه آموزش و تعلیم به دیگران را که نوعی تعلیم دادن بود داشتم، هر چند که رسماً معلم نبودم.بیست سالی می گذرد از آن موقع ها.وقتی اولین روز سر کلاس به عنوان معلم وارد شدم ،صدایم از شدت استرس و نگرانی میلرزید و قلبم داشت از سینه بیرون می پرید.با این حال با هزار مکافات و مشقت ، زنگ اول وروز اول را سپری کردم.و همین طورروزهای اول و سال های اول دوم و... را و من که یک جوان مجرد با ارزوهای بزرگ بودم به تنها چیزی که هیچ فکر نمی کردم آینده این حرفه ی مقدس و پاک بود.حق وحقوق پایین معلمی ام و دستمزد اندک معلمان بود.تا اینکه نم نم و ذره ذره خود را گرفتار در انواع بدهی ها و قرض ها یافتم.جرأت رفتن به خواستگار ی و تشکیل زندگی مشترک از مخیله ام رخت بربسته بود.بگذریم بالاخره زور نفس بد مرام ! بر عقل عاقبت اندیش! چیره گشت و با هزار جور وام و قرض و قوله زندگی ساده و عاشقانه ی مشترکمان را با توکل بر خدای رحمان و رحیم آغازکردیم.به خدا سوگند که با وجود تمام مشقات و سختی ها هیچگاه در انجام وظایف معلمی و خدمت به دانش آموزان و بزرگ مردان آینده ی سرزمینم هیچ قصوری نکرده که هیچ ، چه بسا بیش از حد توان و ظرفیت خود چه در کلاس و خارج کلاس از جان و روانم مایه گذاشتم تا لبخندی بر لب نوشکفته ای و دانش آموزی بنشانم و شب هنگام ،آسوده ،سر بر بالین سفت خویش بگذارم.من با تمام وجود عاشق کارم بودم و هستم و خواهم بود اما و اما!چه بگویم که اگر هم گله ای هست دیگر حوصله ای نیست. دیگر تحمل دیدن رنج و مشقت همکاران دلسوخته و خسته و همراهانم را ندارم.چه شده است؟ هان؟ هنوزهم می بینم و خواهم دید که عزیزانِ معلمم با وجود تمام مشکلات معیشتی و مالی و هزاران افسوس و درد و سر افکنده و شرمنده ی فرزند واهل بیت شان، در چهار سوی ایران عزیز، این سرزمین آریو برزن ها و رستم ها ورودکی ها و بوعلی سیناها و فردوسی ها و زکریاها و خوارزمی ها و شریعتی ها ومطهری ها وهمت ها و جهان آرا ها و... دلشکسته و دست به عصا، روزگار می گذرانند و محنت و درد به جان می خرندو در قاموس و باورشان ، ذره ای خلل ایجاد نشده است.با خود می اندیشند که دست پرورده های آنان که روزگاری با عشق و همت اینان ، این معلمان فداکار، رشد و نموکردند و پر کشیدند و رفتند و حالا در جایگاهی والاتر و بالاتر ازاینان نشسته اند و به قولی بر مرکب اقبال سوارند و می تازند.همان ها که در کلاس و روز امتحان بارها و بارها اسم و فامیلشان را اشتباه می نوشتند و خیلی هاشان هم در مخیله خودشان هم نمی گنجد که چگونه توانستد سواد بیاموزند و مدرک گرفتند و رفتند.باید شعار ((هر مسئول وهرمقام یک دانش آموزدیروز)) را نهادینه کرد.به ذهن هایشان تاباند تا روزی که ملکه ذهنشان گردد و باور کنند که واقعاً اگر من و ما و معلم نبود این ها هم حتی نمی دانستند چگونه بایدنامشانرا بنویسند یا امضا کنند.همان امضا هایی که بیشترشان هیچ ثمری برای معلمان ندارند.بهشت زیر پای معلم است.آری؛ مگر علی (ع) امام بزرگوار مان نفرمود که هر کس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده ی خویش کرده است.کجایند این مریدان علی (ع) ! که ببینند بر سر انسان هایی پاکدل و بی ادعا که مصداق سخن گوهر بار حضرت علی (ع) هستند، چه بلایی آمده است.بعضی هاشان نیمه شب در خیابان های شهر به دنبال لقمه نانی بیشتر ، مسافر کشی میکنند.بعضی هاشان برای تأمین مخارج درس و کتاب فرزندان دانشجویشان در کنار خیابان بساط پهن می کنند و بعضی هاشان برای جور کردن قسط وام و بدهیشان شاگرد املاکی و خواربار فروشی وبنایی را پیشه می کنند .بغض دارد گلویم رابه شدت تمام می فشارد.می خواهم بروم .می خواهم بروم به آن دور دست ها.آن جا که بنشینم ودر تنهایی خویش ساعت ها زار بزنم تا کسی اشکهایم را نبیند. آری باید رفت تا شاید آنسوتر...

خوانده شده: 2275 دفعه شنبه, 12 ارديبهشت 1394 06:43

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

به نظر شما ؛ عزم دولت چهاردهم ( مسعود پزشکیان ) برای اصلاح سیستم آموزشی کشور تا چه میزان جدی است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور