صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آیا اگر در حرفه ی حساس و راهبردی مانند « معلمی » شرایط سخت باشد ؛ باید « ماند » و آن را با « کنش گری » و « مطالبه گری » ، « اصلاح » کرد و یا آن که از آن « فرار » کرد ؟

نمایش " استعفای معلمان "

علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

« در دنیا هیچ کاری سخت‌تر از صداقت و صمیمیت نیست، هیچ کاری هم آسان‌تر از تملق و چاپلوسی .

در صداقت و صمیمیت، حتی اگر یک درصد دروغ و تزویر باشد، فوری نغمه‌ی ناسازش بلند می‌شود و کار را به رسوایی می‌کشاند. برعکس، اگر همه‌ی حرف‌ها تا نقطه‌ی آخرش دروغ و تزویر باشد، مثلِ نغمه‌ی گوش‌نواز به دل می‌نشیند و لذت می‌بخشد .

چاپلوسی، هرچقدر هم که نتراشیده و زننده باشد، دستِ‌کم نیمی از آن همیشه به نظر حقیقت می‌آید‌. ربطی هم به موقعیت اجتماعی آدم‌ها و این طبقه و آن طبقه ندارد، همه را دربرمی‌گیرد. حتی یک راهبه را هم می‌شود با تملق از راه به در کرد. آدم‌های معمول که جای خود دارند » .

داستایوفسکی

کتاب: جنایت و مکافات

***

سونامی استعفای معلمان ، موج شدید استعفای معلمان و... تعابیری هستند که در روزهای اخیر و البته منحصرا در « فضای مجازی » اصطلاحا « ترند » شده اند .

برای وزارت آموزش و پرورش کار دشواری نخواهد بود که بخواهد آماری از این کناره گیری از « حرفه ی معلمی » منتشر کند هر چند وزیر آموزش و پرورش با به کار گیری ادبیات سیاسی و دو قطبی کردن فضا سعی کرده است به قول معروف و مطابق با عادت مالوف، « صورت مساله » را پاک کند .

علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش می گوید :

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

« شایعه استعفای معلمان نمونه‌ای از فضاسازی و شایعه‌سازی رسانه‌ای است؛ در حالی که امروز بیش از ۶۵۰ هزار کلاس درس با حضور معلمان در حال برگزاری است .

در چند روز گذشته تیم‌های رسانه‌ای قوی در کشورهای مختلف، به‌صورت مستمر اقدام به پمپاژ شایعات می‌کنند؛ برای نمونه، شایعه استعفای معلمان در حالی مطرح شده که بیش از ۶۵۰ هزار کلاس درس با حضور معلمان در حال فعالیت است.

چهار نفر که معلم نیستند و نبوده‌اند پست می‌گذارند که استعفا داده‌اند و گاهی ممکن است این اخبار باور شود؛ خیلی حواسمان باشد.

دشمن با شایعه‌ سازی، دروغ ‌پراکنی و فریب تلاش می‌کند فضای مسمومی میان جوانان، نوجوانان و حتی معلمان ایجاد کند و از حوزه‌های اقتصادی، رسانه‌ای و صنفی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کند ..

جنگ اصلی، جنگ نظامی یا اقتصادی نیست؛ جنگ اصلی، جنگ شناختی، ادراکی و فرهنگی است و آموزش‌ و پرورش یکی از میدان‌های اصلی این جنگ است . هر کسی به فکر خودش است منهای تصویر این واقعیت غیر قابل فرار که همه سرنشینان یک قایق هستیم .

نمونه آن، دوقطبی‌سازی درباره حضوری و مجازی بودن آموزش در ابتدای سال تحصیلی بود؛ پس از بازگشایی مدارس نیز موضوعات دیگری برای ایجاد فضای منفی در مدارس مطرح شد » .

حرف های وزیری که در مدت حضور دو ساله اش بر مسند وزارت حتی شهامت و توان برگزاری یک نشست خبری با رسانه ها را نداشته به لحاظ منطقی و عقلانی نمی توان و نباید جدی گرفت در حالی که همین فرد دائما در مراسمی با عناوین مختلف مانند  همایش ها ، رونمایی ها ، مراسم گرامی داشت ، مراسم آیین بهره برداری و... شرکت می کند ؛ کاری که از عهده ی هر کسی بر می آید با ذکر این نکته که آیا واقعا آقای کاظمی در این همه مناسک ، حرفی برای گفتن دارد و یا دچار « کلیشه گویی » شده است ؟

فردی هم که به عنوان « سخنگوی وزارت آموزش و پرورش » از طرف ایشان منصوب شده نه سواد کافی و وافی و نه تجربه لازم برای « اقناع » خبرنگاران مستقل را ندارد و پاسخ های او به پرسش ها هم از نوع « کلیشه ای » است .

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

اما چیزی که برای من اساسا قابل فهم و درک نیست آن که چرا این نمایش « استعفای معلمان » به فرض در سال تحصیلی قبل رخ نداد ؟ و اکنون که مسئولان وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده اند مدارس حضوری هستند و حتی در شدیدترین و سخت ترین وضعیت تعطیل نخواهند شد ، این بازی استعفا به راه افتاده است ؟

شنیدن واقعیت و تفکر در مورد آن چه انجام می دهیم بدون آن که عصبانی شویم و بدون توسل به مکانیسم های دفاعی روانی با قضیه منطقی و عقلانی برخورد کنیم ، به واقع سخت ترین کار برای ما ایرانی هاست .

پرسش من از کسانی که از حرفه ی معلمی استعفا کرده اند و جماعت کثیری که آن ها را حمایت روانی و یا معنوی می کنند آن است که پاسخ دهند در سال تحصیلی گذشته از 9 ماه دقیقا معلمان چند روز در کلاس ها حضور یافتند ؟

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

البته این روزها « مد » شده است که هم مسئولان و هم مردم ریشه ی هر گونه نقص و کاستی را به « جنگ » و « شرایط جنگی » نسبت می دهند اما آیا کشورهایی که در حال حاضر آن ها هم به نوعی درگیر جنگ و تبعات آن هستند ؛ مدارس خود را مانند ما بی حساب و کتاب تعطیل می کنند ؟

و یا در تجربه دوران کرونا ؛ کدام کشور در دنیا ، مدارس را مانند ایران بیش از دو سال تعطیل کرد ؟

کدام معلم و فرهنگی در این مدت نسبت به تعطیلی مدارس اعتراض جدی کردند ؟ آیا معلمی استعفا کرد ؟

آن گونه که از کلیپ ها و روایت ها بر می آید ؛ ریشه ی این گونه کنش ها را معیشتی و اقتصادی معرفی می کنند که البته سخن حق و درستی است .

اما پرسش این است که آیا وضعیت کارمندانی که مشمول « قانون مدیریت خدمات کشوری » هستند از معلمان بهتر است ؟

من در این کلیپ ها کسی را ندیدم که به مساله « تبعیض » کوچک ترین اشاره ای داشته باشد در حالی که آزار دهنده تر از میزان حقوق همین وضعیت « تفاوت های غیرقانونی » است .

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

بارها در گزارش ها و یادداشت ها و نشست های خبری نوشته و فریاد زده ام که :

 اگر پول هست باید برای همه باشد و اگر نیست برای هیچ کس نباید باشد .

این سخنی است که کسی نمی تواند در آن مناقشه کند و یا تعریضی بر آن ایجاد کند .

پرسش آن است که آیا در سال گذشته وضعیت معیشتی و اقتصادی خوب بود و اکنون بد شده است ؟

و پرسش دیگر این که آیا کسی که از حرفه معلمی استعفا می کند قبل از ورود به این حرفه وضعیت و شرایط آن را مطالعه کرده و یا آن که اصطلاحا ، « الله بختکی » وارد آن شده است ؟

تجارب و مشاهدات نشان می دهند که افراد متقاضی شغل پیش از انتخاب آن شغل ، شرایط و مختصات آن را می سنجند و هر جا که وضعیت و امکانات بهتری باشد ، آن را انتخاب می کنند .

آیا کسانی که از معلمی استعفا کرده اند ؛ از شرایط و وضعیت « آگاه » نبودند و یا آن که فکر می کردند در میانه ی کار ممکن است « معجزه ای » و یا « تحول خاصی » رخ دهد و وضعیت از این رو به آن رو شود ؟

نقدی بر استعفای معلمان از دیدگاه علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

آیا اگر در حرفه ی حساس و راهبردی مانند « معلمی » شرایط سخت باشد ؛ باید « ماند » و آن را با « کنش گری » و « مطالبه گری » ،  « اصلاح » کرد و یا آن که از آن « فرار » کرد ؟

درست مانند نزدیک به 10 میلیون ایرانی که در بیش از 4 دهه گذشته با عناوین و بهانه های مختلف و با رویای « زندگی بهتر » ؛ « فرار » کردند – فارغ از هر اسم و عنوانی که بر روی آن می نهند مانند « مهاجرت و کوچ و... » و طفیلی این دولت و آن دولت شده اند  – آیا وضعیت ایران بهتر شد ؟

علت العلل این مصایب و گرفتاری ها در همین نهفته است که ما ایرانی ها صرف نظر از هر شغل و برچسبی که داریم ؛ اهل « صداقت » نیستیم .

 هر کسی به فکر خودش است منهای تصویر این واقعیت غیر قابل فرار که همه سرنشینان یک قایق هستیم .

جمعه, 10 مهر 1405 15:28 خوانده شده: 100 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
امامی 1405/07/10 - 17:08
با سلام و احترام
جناب آقای پورسلیمان،

نکته نظر شما کاملا متین. باید ایستاد.
اما به نظر من همانند خودسوزی افراد جلوی سازمان ملل یا برخی مراکز اداری و سازمانی که
متاسفانه سرایداری که خود را آتش زد را هنوز به خاطر داریم، این افراد جسارت طرح مساله و رساندن پیام به مردم را برعهده دارند. آنان فیتیله خطر را به آتش می کشند تا خفتگان بیدار و آگاه شوند.
مگر برای همکار ارجمند ما مفت خور نگفته بودند؟
شخصا آتش زدن خود را توسط هیچکس
تایید نمی کنم اما اگر قصد انتقال پیام دارند اوج از خودگذشتگی است.
معلمان استعفا داده جوان و در آغاز فعالیت خود هستند. به نظرم حق دارند مسیر زندگی خود را انتخاب کنند. یا انتخاب نادرستی داشته اند یا کار از حد توان آنان سخت تر بوده است. یا انتظارات مادی آنان بی پاسخ مانده است.

ادامه دارد...
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1405/07/10 - 17:30
درود

خانم امامی

1- چیزهایی مانند خودکشی و خودسوزی و... نهایت درماندگی و استیصال را در افراد جامعه نشان می دهند .

البته نوع ، سطح و استمرار « مطالبه گری » به فرهنگ عمومی غالب در آن جامعه بر می گردد .

این کارها موقتی بوده و در لحظه انعکاس دارند اما تاثیر پایدار و سازنده ندارند .

2- وقتی معلمان در 9 ماه سال تحصیلی حتی نیمی از آن را هم سر کلاس نمی روند .
( البته تعطیلات تابستان حق آنان است )

و حتی بابت این همه تعطیلی ، کسی اعتراض جدی نمی کند ؛ انتظار دارید جامعه چه قضاوتی نسبت به معلمان داشته باشد ؟

3- بقیه را در یادداشت پاسخ داده ام .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1405/07/10 - 17:09
اگر قدرت تغییر نداریم لازم به تحمل ناخواسته ها نیست. ظرفیت ها و انگیزش ها متفاوت است.
شاید همین استعفاها باعث ایجاد تغییر در سیاست گذاری های آموزش و پرورش شود.
به نظر شما یک عمر یعنی کل عمر چوخ بختیار بودن ستودنی است؟!

سپاس و سرافراز
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1405/07/10 - 17:33
صحیح است .

اگر قدرت « تغییر » نداریم اما کسی نگفته که همراه و موید جریان غلط و پوپولیسم شویم و ایده خود را قورت دهیم .

چیزی که « قدرت » را پاسخ گو می کند فقط « قدرت » است .

قدرت هم در « نهادسازی » و تقویت « حوزه عمومی » است .

پایدار باشید .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1405/07/10 - 17:25
گاه برای طرح مساله باید از خود گذشت.
گاه بهترین راه برخلاف مسیر آب حرکت کردن است.
آموزش و پرورش با اصرار فقط خود نوشته را عامل
است و برای دیگر نوشته ها، دیدگاه ها، تجارب ارزشی قائل نیست.
البته قضاوت در مورد دلایل اصلی این افراد بدون
شناخت درست نیز غیر منطقی است.
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1405/07/10 - 17:42
مغلطه ای که در جامعه ایرانی غالب است و قالب شده در مورد واژه و مفهوم « قضاوت » است .

چه کسی گفته قضاوت بد و یا غیر منطقی است ؟

در طبقه بندی « اهداف آموزشی » مرتبط با « حوزه شناختی بلوم » عالی ترین سطح بعد از « تجزیه و تحلیل » و « ترکیب » ؛ « ارزیابی » و یا همان قضاوت است .

پایدار باشید .

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور