شاید به سختی میتوان باور کرد که مسئولان ردهبالا مداخلات بیجا و بیمارگونه در کار مدارس داشته باشند. اما این واقعیت دارد؛ آنها با ارسال رگباری دستورالعمل و بخشنامه و دعوت نامه و طرح و برنامه و تفاهمنامه و ...نامه و ...نامه و ...نامه، و وادار کردن معلمان و مدیران مدارس به کارهای زاید و بیهوده، آنها را کلافه میکنند.
صحبت از صدور بیامان فرمان از سوی وزارت نشینان و کارکنان سازمان و ابلاغ بیوقفۀ آن به مدرسهها و انتقال بیصدای ادعای سروری و سیادت فرادستان بر آموزگاران و کارکنان مدارس و اعمال قدرت از ستاد به صفّ است.
صحبت از رگبار بیوقفۀ تحکّم و دستور است که به طور چهار فصل جریان دارد و صرف نظر از محتوا و نتیجه -جملگی- اقدامات وقتگیر و توانفرسایی را به نیروی کار مدارس تحمیل میکنند و اهالی مدرسه را تا سرحدّ خفگی می آزارند! فرسایشگرهای نرم و نامرئیای که مکانیزم فرسایشی و قدرت کاهندگی و آثار تخریبی آنها بسیار گسترده و متنوع است.
شاید بارها از زبان معلمان و مدیران مدارس شنیدهایم که تعداد و حجم بخشنامهها و کاغذبازیها و طرحها چنان زیاد است که مجال سر خاراندن برایشان بافی نمیگذارند و روح و روانشان را به شدت میآزارند!
آنها همیشه از اینکه زمان و انرژی زیادی را صرف پاسخ گویی به بخشنامهها و اجرای طرحها و برگزاری مراسمات و تهیه و ارسال گزارشات میکنند، گلهمندند. آنان تحمیل این قبیل کارها را مزاحمت و دخالت بیجا و بیش از اندازۀ فرادستان در کار خود میدانند و از این موضوع به شدّت ناراحتند و ابراز ناخرسندی میکنند. اما آنچه ته ماندههای امید به مرجعیت کلاسهای درسی را بر باد میدهد، طوفان طرح است.
تعداد طرحهای حاشیهساز و رمقسوزی که وزارتنشینان به عنوان نسخههای مکمل برنامههای پرورشی برای مدارس میپیچند، آن قدر زیاد است که میتوان عنوان « طوفان » را برایشان انتخاب کرد.
لیست نه چندان کامل زیر تا حدودی، شدت و ماهیّت این طوفان را به تصویر میکشد:
طرح "کرامت"، طرح "جابر"، طرح "تدبیر"، طرح "نظارت و رهبری آموزشی"، طرح "ارزیابی از دفاتر ارزشیابی"، طرح "مسابقهٔ برنامه هفتگی"، طرح "برگزاری آزمون آغازین"، طرح "ارتقای آموزش علوم تجربی"، طرح "الگوهای برتر تدریس"، طرح "همیار معلم"، طرح "درس پژوهی"، طرح "مصباح الهدا"، "طرح تعالی"، "طرح مدام"، طرح "پیشتازان و فرزانگان"، طرح "اعتلای دینی و قرآن "، طرح "ارتقای آموزش قرآن"، طرح "در محضر قرآن"، طرح "همگام با قرآن"، طرح "ستارگان قرآن"، "طرح سی و سه روزه برای سوم ابتدایی"و... از جمله طرحهایی هستند که در ذهن شعار زدهٔ وزارتنشینان بیکار شکل گرفته و روانهٔ مدارس میشوند و همان کاری را با برنامه آموزشی میکنند که توهّم تفکیکپذیری پرورش از آموزش.

اما دامنهٔ فرسایشگرهای نرم و نامریی در مدارس، باز هم به همینجا ختم نمیشود. برهوت جلسات و مراسمات و همایشهای بیهودهٔ تکراری نیز به همان اندازه وقتکش و فرصت سوزند و آزادی و ابتکار عمل را از مسئولان مدارس میستاند و آنها را به رفتارهای کلیشهای وامیدارد.
برگزاری مجالس و مراسم و همایشهای اداری -که عمدتاً غیرآموزشی بوده و اغلب مقاصد سیاسی و ایدئولوژیکی را دنبال میکنند- در کنار انبوهی از بخشنامهها و دستورالعملهای حجیم و طرحهای دستوپاگیرِ سریالی، زمان زیادی را از مدیران مدارس میگیرند و فرصت ظهور در نقش «مدیریت آموزشی » را آنها سلب مینمایند و آنها را از حضور در صحنۀ واقعی آموزش و وارد شدن در گودگاه نقش اصلی خویش -که کمترین نمود آن با معلم بودن و در کنار دانشآموز بودن است- باز می دارند! و این همان چیزیست که هم زیستی و هم افزایی مدیر و معلّم و دانشآموز را خدشهدار میسازد. چرا که فزونی مشغلههایی از جنس اداری و مالی و خدماتی و تبلیغاتی و سیاسی و ایدئولوژیکی برای مدیر، حضور او در صحنۀ اصلی نقش خویش یعنی رهبریت جریان آموزش در مدرسه را قهراً کم رنگ کرده و این معنا را به اذهان تداعی میکند که مدیر، نه در اندیشۀ اعتلای دانش و فرهنگ، بلکه در بند دوگانۀ «خوش خدمتی » و «سود و زیان خویش» است! و همین ظنّ و گمان، برای ایجاد شکاف بین کادر اداری و آموزشی مدرسه و تضعیف رکن رکین آموزش یعنی «رهبری آموزشی» و فروپاشی تصویر زلال و اصیلی که آموزگاران و دانشآموزان از مدیر مدرسه به عنوان «رهبر آموزش» و «هموار کنندهٔ بستر تربیت » در ذهن خود دارند، کافیست.
در کنار این همه فرسایشگر نرمِ بیامان، آوار انواع تفاهمنامههای الزامآور را نیز داریم که پرداختن به آن، نیازمند مجال دیگریست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.