خبر را که میخوانی، در نگاه اول اتفاق مهمی است: شهرداری تهران قرار است ۸۰ مجتمع آموزشی و پرورشی بسازد و خشت نخست ۱۰ مجتمع هم با حضور رییسجمهور گذاشته شده است.
مدرسه ساختن اتفاق خوبی است. مشارکت شهرداری هم اتفاق خوبی است. هیچکس با ساخت مدرسه مخالف نیست. اما متن خبر را که دقیقتر بخوانی، چند سؤال بیپاسخ باقی میماند؛ سؤالهایی که اتفاقاً بیشتر از خود پروژه، به نوع روایت سازمان نوسازی مدارس مربوط است.
رییس سازمان در این مراسم گفته است: «امروز با حضور رییسجمهور، خشت نخست ۱۰ مجتمع آموزشی و پرورشی حیات طیبه ... بر زمین نهاده شد؛ اقدامی که میتواند به الگویی برای همافزایی ملی ... تبدیل شود.»
بعد هم گفته است این اتفاق «آغاز یک مسیر مهم و ماندگار در مدرسهسازی کشور» است.
اینجا اولین سؤال پیش میآید:
کدام آغاز ؟
اگر منظور، آغاز ساخت این ۱۰ مجتمع با مشارکت شهرداری تهران است، حرفی نیست. اما اگر منظور آغاز مسیر مجتمعهای حیات طیبه و مدارس بزرگمقیاس در کشور است، تاریخ با این روایت همراه نیست.
متن خبر رسمی سازمان نوسازی مدارس: ( این جا )
چون «حیات طیبه» ایدهای نیست که امروز متولد شده باشد. سالهاست که این عنوان در ادبیات آموزش و پرورش و سازمان نوسازی مدارس وجود دارد و برای آن پروژه تعریف و اجرا شده است.
حتی در سال ۱۴۰۰، خبرگزاری ایرنا از بهرهبرداری ۱۴ مجتمع آموزشی «حیات طیبه» خبر داده و در همان گزارش، به سابقه ۵۴ مجتمع اشاره شده بود. ( این جا )
پس امروز اگر خشت نخست چند مجتمع جدید گذاشته شده، این میتواند آغاز یک مرحله تازه باشد؛ اما «آغاز مسیر حیات طیبه» نیست.
مسیر سالها پیش آغاز شده بود. و این را نمیشود با یک جمله روابط عمومی از تاریخ حذف کرد.

وقتی «نخستین» هم محل سؤال میشود
ماجرا وقتی جالبتر میشود که به یکی از اظهارات قبلی رییس سازمان نوسازی مدارس برسیم.
در شهریور ۱۴۰۴، حمیدرضا خانمحمدی در شهرستان مبارکه اصفهان گفت:
«احداث مدرسه حیات طیبه هنوز در کشور شروع نشده است، اما نخستین مجتمع آموزشی حیات طیبه کشور را تا ۲ سال آینده به دانشآموزان این شهرستان تحویل خواهیم داد.»
خبرگزاری ایمنا این اظهارات را با همین مضمون منتشر کرده است : ( این جا )
حتی اداره کل نوسازی مدارس استان اصفهان نیز خبر مربوط به تفاهمنامه ساخت نخستین مجتمع حیات طیبه در مبارکه را منتشر کرده است . ( این جا )
اینجا دیگر با یک سؤال ساده مواجهیم:
اگر در سال ۱۴۰۰، رییس وقت سازمان نوسازی مدارس از بهرهبرداری مجتمعهای حیات طیبه سخن گفته است، چگونه در سال ۱۴۰۴ گفته میشود احداث مدرسه حیات طیبه هنوز در کشور شروع نشده و قرار است نخستین مجتمع در مبارکه ساخته شود؟
ممکن است پاسخ این باشد که منظور، «حیات طیبه» مطابق تعریف جدید و الزامات برنامه هفتم بوده است. اگر چنین است، اشکالی ندارد. اما باید همین را صریح گفت. چون «نخستین مجتمع حیات طیبه کشور» با «نخستین مجتمع حیات طیبه مطابق تعریف و چارچوب جدید برنامه هفتم» دو معنای کاملاً متفاوت دارد.
مخاطب نمیتواند از ذهن مدیر بفهمد منظور کدام است.
وقتی گفته میشود «نخستین»، یعنی پیش از آن نمونهای وجود نداشته است. در حالی که گزارش رسمی ایرنا از سال ۱۴۰۰ چیز دیگری میگوید.
حتی در همان سالها پروژههایی با همین عنوان در استانهای مختلف کشور در حال اجرا یا بهرهبرداری بودهاند. برای نمونه، خبرگزاری ایرنا درباره مجتمع حیات طیبه کرمان نیز از یک مجتمع بزرگ آموزشی با امکانات متعدد آموزشی، ورزشی و تربیتی گزارش کرده بود . ( این جا )
بنابراین اگر امروز تعریف تازهای ارائه شده، بهتر است گفته شود «نسخه جدید» یا «الگوی منطبق با برنامه هفتم»؛ نه اینکه گذشته حذف شود و نقطه صفر دوباره تعریف شود.

تکلیف قانونی یا ابتکار مدیریتی؟
اما مسئله مهمتر از این اختلاف در واژهها، قانون برنامه هفتم است.
در بند «د» ماده ۹۲ قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، وزارت آموزش و پرورش مکلف شده است با استفاده از منابع ناشی از مولدسازی املاک، زمینها و مدارس کوچک مقیاس یا تخریبی، اعتبارات تملک دارایی و سایر منابع از جمله مشارکتهای اجتماعی و خیرین، نسبت به احداث حداقل ۲۰۰ مجتمع آموزشی و پرورشی بزرگمقیاس «حیات طیبه» اقدام کند.
یعنی قانون از عبارت «وزارت آموزش و پرورش مکلف است» استفاده کرده است.
این نکته مهمی است.
چون در خبر اخیر سازمان نوسازی مدارس، از این پروژه به عنوان یک «مأموریت فراسازمانی» سخن گفته شده و تأکید شده است که تحقق چنین هدف بزرگی صرفاً با ظرفیت وزارت آموزش و پرورش و سازمان نوسازی مدارس امکانپذیر نیست.
طبیعی است که برای اجرای چنین پروژه بزرگی باید شهرداری، خیرین، دستگاههای دولتی و سایر نهادها مشارکت کنند. اما مشارکت دیگران، مسئولیت قانونی دستگاه مکلف را از بین نمیبرد.
قانون نیز دقیقاً به همین دلیل، مشارکتهای اجتماعی و خیرین را در کنار منابع دولتی به عنوان یکی از منابع اجرای طرح پیش بینی کرده است.
متن و گزارش مربوط به حکم برنامه هفتم . ( این جا )
پس اگر شهرداری تهران ۸۰ مجتمع میسازد، باید از این مشارکت استقبال کرد. اما این ۸۰ مجتمع، بخشی از یک تکلیف ۲۰۰تایی است؛ نه جایگزین آن.
اینجا سؤال اصلی باید این باشد:
از آن ۲۰۰ مجتمع، امروز دقیقاً چند مجتمع در چه مرحلهای قرار دارند؟
- چند مورد زمین دارند؟
- چند مورد طراحی شدهاند؟
- چند مورد وارد عملیات اجرایی شدهاند؟
- چند مورد پیشرفت فیزیکی دارند؟
- و چند مورد واقعاً به بهرهبرداری رسیدهاند؟
اینها سؤالاتی است که میتواند اجرای قانون را قابل سنجش کند.

«الگوی جدید» یا همان حیات طیبه قدیمی؟
بخش دیگری از خبر هم قابل تأمل است. رئیس سازمان نوسازی مدارس گفته است:
«این مجتمعها قرار است الگوی جدیدی از فضای آموزشی و تربیتی باشند؛ فضایی که در آن آموزش، پرورش، ورزش، مهارتآموزی، خلاقیت، فن آوری، نشاط و زیست اجتماعی دانشآموزان در کنار یکدیگر دیده میشود.»
اما پرسش این است:
کدام بخش این تعریف جدید است؟ اگر قرار است دولت با مردم صادق باشد، نخست باید روایتهای ارائهشده از درون دستگاههای خودش را با اسناد و سابقه عملکرد تطبیق دهد .
سالهاست که درباره مجتمعهای حیات طیبه با همین ادبیات صحبت میشود.
در گزارش ایرنا درباره مجتمعهای حیات طیبه نیز از مجتمعهایی با امکاناتی مانند سالن ورزشی، سلف، آمفیتئاتر و سایر فضاهای آموزشی و تربیتی سخن گفته شده است . ( این جا )
پس وقتی امروز گفته میشود حیات طیبه قرار است آموزش، ورزش، مهارت، فن آوری و تربیت را در کنار هم قرار دهد، بخش مهمی از اینها اصلاً فلسفه وجودی همین الگو بوده است.
* اگر قرار است چیز تازهای اضافه شود، بهتر است دقیقاً گفته شود چیست ؟
* اگر نوآوری در معماری است، شاخص آن چیست؟
* اگر در فن آوری است، چه تفاوتی با نمونههای قبلی دارد؟
* اگر در شیوه مدیریت و بهرهبرداری است، چه تغییری اتفاق افتاده است؟
و اگر قرار است همان الگوی قبلی در مقیاس بزرگتر و مطابق الزامات برنامه هفتم اجرا شود، شاید تعبیر دقیقتر این باشد:
توسعه و بازطراحی الگوی حیات طیبه، نه تولد یک الگوی جدید.

یک توصیه به دولت؛ حافظه سازمانی را پاک نکنید !
یک توصیه هم بد نیست به دولت و مدیران ارشد آموزش و پرورش داشته باشیم.
آقای رییسجمهور، آقای وزیر و همکاران محترم دولت؛ قرار نیست با تغییر مدیران، حافظه سازمانی کشور هم پاک شود.
بسیاری از این ایدهها، طرحها و ادبیات را سالهاست در آموزش و پرورش میشنویم.
وزیر آموزش و پرورش نیز به دلیل سابقه طولانی حضور در بدنه مدیریتی این وزارتخانه، طبیعتاً با این ادبیات و روندها بیگانه نیست؛ همانطور که آقای حاجیمیرزایی و خانم مهاجرانی نیز در جایگاههای دولتی، با فضای تصمیمگیری و گزارشهای دستگاههای اجرایی، آن هم در آموزش و پرورش آشنایی دارند.
بنابراین انتظار زیادی نیست اگر پیش از آن که روایتهای روابط عمومی یک سازمان به عنوان «دستاورد جدید» روی میز رییسجمهور قرار بگیرد، یک راستیآزمایی ساده درباره سابقه، آمار و میزان تحقق آن انجام شود.
رییسجمهور برای تصمیمگیری به گزارش دقیق نیاز دارد، نه صرفاً گزارش خوشخوان.
اگر قرار است دولت با مردم صادق باشد، نخست باید روایتهای ارائهشده از درون دستگاههای خودش را با اسناد و سابقه عملکرد تطبیق دهد.
چه بسا با همین یک بررسی ساده، معلوم شود بخشی از آنچه امروز «آغاز»، «نخستین» یا «الگوی جدید» معرفی میشود، سالها پیش آغاز شده، اجرا شده و حتی به بهرهبرداری رسیده است.
دولت چهاردهم بیش از هر چیز به حافظه سازمانی، راستیآزمایی و گزارش عملکرد نیاز دارد؛ نه بازتولید ادبیات روابط عمومی به عنوان واقعیت جدید.

مسئله اصلی، روایت عملکرد است
من با ساخت ۸۰ مجتمع مخالف نیستم. با مشارکت شهرداری تهران هم مخالف نیستم. اتفاقاً اگر این ۸۰ مجتمع ساخته و به موقع تحویل دانشآموزان شود، باید از آن استقبال کرد.
بحث بر سر نسبت دادن کار جدید به چیزی است که بخش مهمی از آن پیشتر طراحی، اجرا و حتی بهرهبرداری شده است.
ساخت مدرسه، پروژهای نیست که با هر تغییر مدیریت، تاریخش از صفر شروع شود. مدیری که کار مدیر قبلی را ادامه میدهد، چیزی از کارنامهاش کم نمیشود.
برعکس، اگر مدیری بتواند یک ایده قدیمی را بهتر، سریعتر و با کیفیت بالاتر اجرا کند، این خودش دستاورد مدیریتی است.
اما وقتی یک مسیر قدیمی با عنوان «آغاز یک مسیر مهم و ماندگار» معرفی میشود، طبیعی است که این سؤال پیش بیاید که سهم کارنامههای قبلی در این روایت کجاست؟
۵۴ مجتمع حیات طیبه در سال ۱۴۰۰ در گزارش ایرنا مطرح شده است. این عدد را منتقدان امروز نگفتهاند؛ رییس وقت سازمان نوسازی مدارس کشور در گفتوگو با ایرنا مطرح کرده است.
از سوی دیگر، در سال ۱۴۰۴ رییس فعلی سازمان در مبارکه گفته است: «احداث مدرسه حیات طیبه هنوز در کشور شروع نشده است.»
این دو گزاره دستکم نیازمند توضیح روشن هستند.
یک بار گفته شده مجتمعهای حیات طیبه وجود دارند و به بهرهبرداری رسیدهاند؛ بار دیگر گفته شده اساساً احداث حیات طیبه هنوز شروع نشده است.
اگر منظور از حیات طیبه در این دو اظهارنظر متفاوت است ؛ وظیفه روابط عمومی و مدیران دستگاه است که این تفاوت را برای افکار عمومی روشن کنند ؟ نه اینکه مخاطب خودش از میان چند خبر، تعریف متفاوت را حدس بزند.
خشت امروز را ببینیم؛ خشتهای دیروز را هم فراموش نکنیم. «حیات طیبه» ایدهای نیست که امروز متولد شده باشد. سالهاست درباره آن حرف زده شده، برایش طراحی شده، پروژه تعریف شده و مجتمع ساخته شده است.
امروز میتوان این مسیر را ادامه داد. میتوان آن را توسعه داد. میتوان کیفیت معماری و تجهیزات را ارتقا داد. میتوان اشکالات نمونههای قبلی را برطرف کرد. و حتی میتوان الگوی بسیار بهتری ساخت.
همه اینها ارزشمند هستند. اما ادامه یک مسیر را نباید به آغاز یک مسیر تبدیل کرد. و یک تکلیف قانونی را هم نباید صرفاً در قالب یک «حرکت ملی و فراسازمانی» روایت کرد.
قانون تکلیف را مشخص کرده است. سابقه هم وجود دارد. حالا چیزی که باقی میماند، گزارش دقیق عملکرد است. از ۲۰۰ مجتمع قانونی، چند مورد جلو رفته است؟ از ۸۰ مجتمع شهرداری تهران، چند مورد از مرحله تعهد عبور کرده و وارد عملیات اجرایی شده است؟

چه تعداد قرارداد بسته شده؟
چه میزان اعتبار تخصیص یافته؟
و چه زمانی اولین گروه دانشآموزان وارد این مجتمعها خواهند شد؟
اینها پرسشهایی هستند که پاسخ به آن ها میتواند عملکرد را نشان دهد. نه مراسم خشتگذاری. نه تعداد تفاهمنامهها. نه عبارتهای بزرگ در خبرها.
شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم:
«خشت نخست یک مسیر مهم و ماندگار بر زمین نهاده شد».
بگوییم:
خشت دیگری از مسیری که سالها پیش آغاز شده، بر زمین نهاده شد.
حالا مهم این است که بدانیم خشت بعدی چه زمانی گذاشته میشود و خشت آخر چه زمانی به دست دانشآموز میرسد.
ماجرا یک شاهد جالبتر هم دارد :

در سال ۱۳۹۵، مجتمع آموزشی «حیات طیبه» در زیباشهر زاهدان با حضور محمدباقر نوبخت افتتاح شد. در خبر ایسنا، علیرضا راشکی، مدیرکل وقت نوسازی و تجهیز مدارس سیستان و بلوچستان، درباره همین مجتمع توضیح داده است؛ مجتمعی که در سه مقطع تحصیلی ساخته شده بود و بیش از ۱۰ هزار مترمربع زیربنا داشت.
امروز همان راشکی، معاون برنامهریزی و توسعه مشارکتهای مردمی سازمان نوسازی مدارس کشور است. بنابراین وقتی در روایتهای امروز گفته میشود «احداث مدرسه حیات طیبه هنوز در کشور شروع نشده» یا از پروژهای به عنوان «آغاز مسیر» یاد میشود، موضوع فقط اختلاف میان دو خبر قدیمی و جدید نیست؛ بخشی از حافظه سازمان نوسازی مدارس و حتی حافظه مدیریتی مدیران فعلی همین سازمان در برابر این روایت قرار دارد. اگر آن مجتمع سال ۱۳۹۵ حیات طیبه نبوده، خوب است سازمان دقیقاً توضیح دهد آن پروژه چه بوده است و اگر حیات طیبه بوده، پس تعبیر «آغاز» و «نخستین» دقیقاً به چه معناست؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.