
دانشگاه فرهنگیان در سال ۱۳۹۰ با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شد و از سال بعد کار خود را آغاز کرد. این نهاد نتیجه تجمیع مراکز تربیت معلم بود و ریشه در سابقه حدود یک قرنی تربیت معلم رسمی در ایران دارد. تأسیس آن مستقیماً به سند تحول بنیادین گره خورده است. راهکار 11 / 1 همان سند بر راهاندازی دانشگاهی با رویکرد آموزش تخصصی و حرفهای تربیتمحور تأکید میکند.
مأموریت اعلام شده روشن است:
تربیت مربی در تراز جمهوری اسلامی.
دانشگاه فرهنگیان نهاد محوری یکی از شش زیرنظام اصلی سند تحول، یعنی «زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی» است. این زیرنظام کل چرخه جذب، آمادهسازی، حفظ، ارتقا و ارزشیابی معلمان را هدف قرار میدهد. در مبانی نظری تحول و خود سند، معلم نه صرفاً انتقالدهنده دانش، بلکه « مربی » معرفی شده است:
فردی فکور ، پژوهشگر، هدایتکننده و اسوهای امین و بصیر که مؤثرترین عنصر در تحقق مأموریت نظام تعلیم و تربیت رسمی است.بنابراین پیام زیر نظام کاملا روشن است ؛ دانشگاه باید « مربی » تربیت کند . بر پایه منطق مبانی فلسفه ای که در اسناد تحولی به ویژه زیر نظام تربیت معلم بازتاب یافته، مربی کسی است که از طریق تشدید وجود خود یعنی حرکت جوهری و ارتقای مرتبه وجودی به شاهدی زنده برای متربی تبدیل میشود و او را بیشتر از راه حضور و اثرگذاری غیرمستقیم هدایت میکند. پنج شایستگی (تعقل، ایمان، علم، عمل، اخلاق) و چهار عرصه ارتباطی (خود، خدا، خلق، خلقت) آمده در زیرنظام برنامه درسی نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکنند.

بیش از یک دهه بعد، فاصله میان این ادعا و واقعیت آشکار است. برنامههای درسی بسیاری از رشتهها همچنان نظریه محورند. نسبت واحدهای عملی به نظری نامتوازن است و کارورزی عمق لازم را ندارد. انطباق محتوا با منطق اسناد تحولی و زیرنظام تربیت معلم ناقص ارزیابی شده است.
بهدلیل بازخوانی سطحی نسبت پنج شایستگی و چهار عرصه در زیر نظام برنامه درسی ، لایه وجودی تربیت مربی عملاً غایب مانده است. آنچه شکل گرفته ترکیبی آشناست: دانش محتوایی رشتهای، واحدهای عمومی تربیتی و لایهای از مضامین دینی. این ترکیب به الگوهای رایج دانشگاهی نزدیک است و با ایده تربیت مربی از طریق تشدید وجود فاصله معناداری دارد. پژوهشها نیز نشان دادهاند ارتباط میان راهکارهای اجرایی سند تحول و اصول نظری زیرنظام تربیت معلم ضعیف است و بخش قابلتوجهی از اصول نظری فاقد راهکار متناظر اجراییاند.
اظهارنظر اخیر رییس دانشگاه فرهنگیان این فاصله را ملموستر کرده است. وی اعلام کرده پذیرش بدون آزمون امسال نیز در برنامههای دانشگاه قرار دارد و افرادی که در المپیادها، حفظ قرآن یا افتخارات ورزشی موفق بودهاند، مستقیماً به حوزههای متناظر هدایت میشوند: حافظ قرآن بهعنوان معلم قرآن، قهرمان ورزشی بهعنوان معلم تربیتبدنی و مانند آن. این رویکرد از نظر جذب نیرو ممکن است کارآمد به نظر برسد، اما از منظر زیرنظام تربیت معلم و اسناد تحولی دقیقاً همان الگوی رایج را بازتولید میکند:
تخصص محوری بهعلاوه واحدهای تربیتی. هدایت یک متخصص حوزهای به سمت تدریس همان حوزه، با ایده تربیت مربی وجودی همخوان نیست.

وقتی بالاترین مقام دانشگاه چنین مسیری را اعلام میکند، پیام روشن است: آگاهی از انتظار اسناد بالا دستی تحول بنیادین وجود دارد، اما اراده عبور از الگوی متعارف و رایج دانشگاهی هنوز شکل نگرفته است.
چالشهای ساختاری این فاصله را عمیقتر کردهاند. کمبود هیئت علمی متخصص، نسبت نامطلوب دانشجو به استاد، ضعف امکانات و مشکلات جذب، گزارشهای مکرر سالهای اخیرند. بحث بازآرایی ساختار و تبدیل دانشگاه به واحدهای استانی نیز نگرانی تازهای ایجاد کرده است.بهدلیل بازخوانی سطحی نسبت پنج شایستگی و چهار عرصه در زیر نظام برنامه درسی ، لایه وجودی تربیت مربی عملاً غایب مانده است.
مقایسه با مدلهای پیشرو تصویر را کاملتر میکند.
در فنلاند تربیت معلم پژوهشمحور و در سطح کارشناسی ارشد است؛ کارورزی با نظریه درهمتنیده میشود و معلم بهعنوان کارورز بازاندیش تربیت میگردد.
سنگاپور با مدل TE21 گزینش سختگیرانه و مسیر شغلی شفاف را از ابتدا تضمین میکند.
ژاپن سنت درس پژوهی را برای پیوند نظریه و عمل به کار گرفته است. در این کشورها سه رکن مشترک دیده میشود:
گزینش دقیق، تعادل قوی نظریه و عمل، و پیوند عمیق برنامه با فلسفه ملی آموزش.

دانشگاه فرهنگیان در هر سه محور فاصله دارد. افزون بر این، آنچه در اسناد تحولی و زیرنظام تربیت معلم ایران بهعنوان تربیت مربی وجودی مطرح شده، در برنامههای فعلی و سیاستهای جذب بازتاب عملی نیافته است.
بخشی از این ناکامی به خود اسناد تحولی بازمیگردد. زیرنظام برنامه درسی و زیرنظام تربیت معلم هنوز نسبت شایستگیهای پنجگانه و چهار عرصه را با دقت آموزه های فلفسی مبتنی بر حکمت متعالیه تبیین نکرده و آن را به زبان طراحی درسی و تربیت معلم ترجمه نکرده است. وقتی منطق متافیزیکی اسناد ناتمام بماند، دانشگاه نیز ابزار معرفتی لازم برای ساخت برنامهای متمایز را در اختیار ندارد.
دانشگاه فرهنگیان ظرفیت ساختاری و تعهد رسمی لازم را دارد و بهعنوان نهاد محوری زیرنظام تربیت معلم تعریف شده است. اما تا وقتی برنامه درسی از سطح افزودن واحدهای تربیتی و مضامین دینی فراتر نرود، سیاست جذب همچنان تخصصمحور باقی بماند، چالشهای نیروی انسانی و کارورزی برطرف نشود، و ایده تربیت مربی از طریق تشدید وجود به محور اصلی طراحی برنامه ها تبدیل نگردد، فاصله میان ادعا و واقعیت پابرجا خواهد ماند.
موفقیت تربیت معلم بیش از ساختار اداری، به گزینش دقیق، پیوند عمیق نظریه و عمل، و وفاداری عملی به فلسفه ملی تعلیم و تربیت مورد تاکید در اسناد تحولی بالادستی وابسته است؛ سه عنصری که هنوز بهطور کامل محقق نشدهاند.
منابع
- سند تحول بنیادین آموزش و پرورش. (۱۳۹۰). شورای عالی انقلاب فرهنگی.
- مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران.
- برنامه زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی. (مصوب حدود ۱۳۹۸). شورای عالی آموزش و پرورش.
- برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران. (۱۳۹۱). سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی.
- برنامه زیرنظام برنامه درسی. (۱۳۹۹). مصوب جلسه ۹۸۸ شورای عالی آموزش و پرورش.
- اساسنامه دانشگاه فرهنگیان. (۱۳۹۱).
- اظهارنظر رئیس دانشگاه فرهنگیان درباره پذیرش بدون آزمون و هدایت بر اساس افتخارات علمی، قرآنی و ورزشی (اظهارات اخیر، ۱۴۰۴).
- پژوهشهای انطباق برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان با سند تحول و تحلیل رابطه راهکارهای تربیت معلم با الگوی نظری زیرنظام (مگیران و نشریات دانشگاه فرهنگیان، ۱۴۰۰–۱۴۰۵).
- گزارشهای مربوط به چالشهای هیئت علمی، کارورزی و ساختار (تسنیم، مهر و مطالعات تطبیقی تربیت معلم، ۱۴۰۲–۱۴۰۵).
- مطالعات تطبیقی تربیت معلم فنلاند، سنگاپور و ژاپن.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
آقای خوش خلق
و سپاس بابت همکاری تان با این رسانه .
پایدار باشید .