اگر آمارهای منتشرشده درباره ششماهه نخست سال ۱۴۰۴ صحیح باشد، استان البرز با ۵۵ درصد، تهران با ۵۲.۵ درصد و مازندران با حدود ۵۰ درصد در صدر نسبت طلاق به ازدواج قرار گرفتهاند؛ آماری که اگر تأیید شود، باید آن را هشداری جدی برای آینده خانواده ایرانی دانست.
طلاق دیگر یک مسئله شخصی نیست؛ یک بحران اجتماعی است. پشت هر پرونده طلاق، زندگیهایی قرار دارد که از هم میپاشند، کودکانی که از آرامش محروم میشوند، خانوادههایی که آسیب میبینند و جامعهای که هزینههای سنگین روانی، اجتماعی و اقتصادی آن را پرداخت میکند.
امروز گرانی، بیکاری، مشکلات معیشتی، نبود امنیت شغلی، فشارهای اقتصادی، اعتیاد، کاهش آستانه تحمل، ضعف مهارتهای زندگی، استفاده نادرست از فضای مجازی، کمرنگ شدن گفتوگو میان زوجین و متأسفانه دخالتهای بیجای برخی از بزرگان خانوادهها از مهمترین عواملی هستند که بنیان خانواده را تهدید میکنند. بسیاری از اختلافاتی که میتوانند با گفتوگو و مشاوره حل شوند، به دلیل همین دخالتها به بحرانهای غیرقابل جبران تبدیل میشوند.
واقعیت این است که خانواده، ستون اصلی امنیت اجتماعی است و هرچه این ستون سستتر شود، آسیبهایی مانند افزایش افسردگی، خشونتهای خانوادگی، اعتیاد، بزهکاری، کاهش نرخ فرزندآوری و کاهش امید به آینده نیز افزایش خواهد یافت.

اکنون زمان اقدام است، نه تماشای آمارها.
مسئولان باید با نگاهی فراتر از آمار، برای حفظ خانواده برنامهریزی کنند؛ از حمایت واقعی از زوجهای جوان، ایجاد اشتغال و مسکن، گسترش مشاورههای تخصصی رایگان، آموزش مهارتهای زندگی و فرهنگسازی برای احترام به حریم زندگی مشترک و جلوگیری از دخالتهای مخرب اطرافیان گرفته تا تقویت نهادهای حمایتی.
نجات خانواده، نجات آینده ایران است. اگر امروز برای کاهش طلاق تصمیمات مؤثر اتخاذ نشود، فردا جامعه با هزینههایی روبهرو خواهد شد که جبران آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.