
گاهی تاریخ، سالها در سکوت مینشیند تا در یک قاب عکس، خود را روایت کند.
سال ۱۳۹۰، هنگامی که از جمشید انصاری نماینده وقت زنجان پرسیدم چرا برای انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه زنجان نامزد نمیشود، پاسخ داد ــ به مضمون ــ : «مجلس دوره اثربخشی خود را از دست داده است.»
آن روز، این سخن برای بسیاری تنها یک تحلیل سیاسی به نظر میرسید؛ تحلیلی که شاید موافقان و مخالفان خود را داشت. اما سیاست، برخلاف هیاهوی روزمره، داوریاش را به زمان میسپارد.
امروز، پس از گذشت سالها، آن تحلیل دیگر صرفاً یک جمله نیست؛ به تصویری عینی بدل شده است.

عکس شماری از نمایندگان مجلس که ناگزیر شدهاند جلسه خود را نه در صحن بهارستان، بلکه در خیابانهای اطراف آن برگزار کنند، صرفاً یک اتفاق خبری نیست؛ این تصویر، روایت نمادین افول جایگاه نهادی است که قرار بود تجلی اراده ملت و قلب تپنده قانونگذاری کشور باشد.
شاید از منظر رقابتهای سیاسی، برخی انتظار داشته باشند که یک اصلاحطلب از دیدن حاشیهنشینی نمایندگان منتسب به جبهه پایداری احساس رضایت کند؛ اما چنین نگاهی، سیاست را به سطح رقابتهای جناحی تقلیل میدهد.
اندوه من، اندوه یک جناح نیست؛ اندوه فروریختن اقتدار نهادی است که نامش مجلس شورای اسلامی است.مجلس، هر ترکیبی که داشته باشد، اگر از جایگاه واقعی خود فرو بیفتد، نخستین بازنده آن، هیچ حزب یا جناحی نیست؛ بازنده، جمهوریت نظام، حاکمیت قانون و حق مردم برای اثرگذاری بر سرنوشت خویش است.

مجلس، در فلسفه وجودی خود، قرار نبود صرفاً کارخانه تصویب قوانین باشد. قرار بود محل تلاقی اراده ملت و قدرت، کانون نظارت بر حکومت، و سنگر دفاع از حقوق عمومی باشد. اما هرگاه تصمیمهای بزرگ، بیرون از مجلس گرفته شود و مجلس تنها نقش تأییدکننده یا تماشاگر را ایفا کند، دیگر نمیتوان از اقتدار پارلمان سخن گفت؛ حتی اگر ساختمان بهارستان همچنان پابرجا باشد.
اقتدار مجلس، به دیوارهای بهارستان نیست؛ به استقلال رأی نمایندگان، به آزادی نقد، به قدرت نظارت و به اعتبار رأی مردم است.
وقتی نماینده مردم، برای اعتراض به تعطیلی یا بیاثر شدن مجلس، ناچار میشود میز و صندلی خود را در خیابان برپا کند، مسئله فقط بسته بودن یک درِ ساختمان نیست؛ این تصویر، استعارهای است از درهایی که بر اقتدار پارلمان، بر جمهوریت و بر نقش نهادهای انتخابی بسته شدهاند.از همین رو، فراکسیون اصلاحطلبان خانه احزاب استان البرز با لحنی آمیخته به تأسف و طنزی تلخ، آمادگی خود را برای میزبانی از جلسات خیابانی نمایندگان معترض اعلام میکند؛ زیرا ظاهراً روزگاری فرا رسیده است که «خانه ملت» دیگر حتی مأمن صاحبان رأی مردم نیز نیست.اما این اعلام آمادگی، بیش از آن که یک شوخی سیاسی باشد، یک هشدار تاریخی است.

مجلس اگر به حاشیه رانده شود، دیر یا زود قانون نیز به حاشیه خواهد رفت. و هنگامی که قانون تضعیف شود، هیچ جریان سیاسی، هیچ مقام و هیچ شهروندی از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند.
تاریخ ایران، مجالس قدرتمند را به خاطر استقلال شان به یاد سپرده است، نه به خاطر تعداد مصوبات شان. همانگونه که مجالس ضعیف را نیز نه با نام رؤسایشان، بلکه با سکوت شان در بزنگاههای تاریخ میشناسد.
شاید سالها بعد، مورخان برای توصیف این دوره، نیازی به صدها صفحه تحلیل نداشته باشند. کافی است همین یک عکس را مقابل نسلهای آینده بگذارند؛ عکسی از نمایندگانی که به جای نشستن بر کرسی قانونگذاری، در پیادهروهای اطراف بهارستان، گرد چند میز و صندلی جمع شدهاند.
این عکس، روایت شکست یک جناح نیست؛ روایت افول نهادی است که روزگاری امام خمینی (ره) آن را «در رأس امور» میدانست.و شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که آنچه پانزده سال پیش، تنها یک پیشبینی به نظر میرسید، امروز دیگر موضوع تحلیل نیست؛ به سندی تصویری از فرسایش جایگاه مجلس تبدیل شده است.
تاریخ، گاه با قلم نوشته میشود و گاه با تصویر؛ و بیتردید، این تصویر، یکی از تلخترین صفحات تاریخ پارلمان ایران خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان