گروه گزارش/

« فاطمه مهاجرانی ؛ سخنگوی دولت مسعود پزشکیان و رئیس سابق مدارس سمپاد ( تیزهوشان ) در آموزش و پرورش » در شبکه ی اجتماعی فیلتر شده « ایکس » نوشت :
« معترضان فرزندان ما هستند و ریخته شدن هر قطره خون دل دولت را به درد می آورد.
دولت با شنیدن صدای معترضان اجازه نمی دهد اعتراضات به نفع جریان های خاص مصادره شود .

به دستور رییس جمهور همه وزارتخانه ها و دستگاه ها نیز متناسب با وظایف خود موظف شده اند برای گفت وگو و پی گیری مطالبات مردم اقدام کنند » .
پرسش « صدای معلم » از خانم مهاجرانی آن است که پیش از این اعتراضات ؛ آیا مسئولان و مقامات مستقر در دولت پزشکیان وظیفه و یا رویکردی برای « گفت وگو و پی گیری مطالبات مردم » نداشته و با گسترش و رادیکال شدن این اعتراضات ، وظیفه و یا کارکرد جدیدی برای آنان تعریف و تبیین شده است ؟
آیا سخنگوی دولت پزشکیان می داند که « علیرضا کاظمی » از زمان انتصاب به عنوان « وزیر آموزش و پرورش دولت مسعود پزشکیان » و گرفتن رای اعتماد توسط مجلس شورای اسلامی حتی یک « نشست خبری » با رسانه ها نداشته و با وجود اعتراضات و انتقادات خبرنگاران این حوزه وقعی به آنان نگذاشته و خود را سرگرم جلسات سرکاری « ملاقات های مردمی » کرده و در این راستا روابط عمومی و سایر بخش ها بازار گرمی می کنند و فضا را « غیرواقعی » جلوه می دهند ؟

آیا خانم مهاجرانی می داند که برگزاری نشست های خبری در آموزش و پرورش نظم و قاعده ای ندارد و نزدیک به دو ماه است که این نشست ها تعطیل شده اند ؟
بخوانید :
« نشست صمیمی و البته انتقادی خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش با رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در باشگاه فرهنگیان تهران به مناسبت « روز خبرنگار » برگزار گردید
خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش : معاونت ها و دوایر پاسخ گو نیستند . وزیر می گوید من رسانه ای نیستم ! ( این جا )
خانم مهاجرانی که خود را همواره جزئی از آموزش و پرورش و متعلق به خانواده بزرگ آن می داند چرا ارتباطی با معلمان و خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش ندارد و از آنان در نشست های خبری خود دعوت نمی کند ؟

آیا سخنگوی دولت پزشکیان تاکنون به جد از خود پرسیده که چرا با وجود برگزاری نشست های فراوان و متنوع در « حوزه ی آموزش و پرورش » هنوز این بخش اولویت حاکمیت نبوده و به « مساله » برای « همه » تبدیل نشده است ؟
این چه رسمی در این مملکت است که تا مردم دچار مشکل و کمبود و رنج به « خیابان » نیایند و شعار ندهند ؛ متاسفانه مقامات و مسئولان آنان و مطالبات شان را « جدی » نمی گیرند ؟ و از کنار آن می گذرند .
اهمال ، عدم پاسخ گویی و امروز و فردا کردن در پاسخ گویی به مطالبات قانونی و بر حق آحاد جامعه و معلمان موجب شده تا « اعتماد » جامعه به حاکمیت به حداقل ( صفر ) برسد و در مقابل جامعه ی پرسش گر و مطالبه گر هم به حرف های مسئولانش توجهی نکند .

این چرخه غلط و شومی است که متاسفانه در این بیش از چهار دهه ساری و جاری بوده و تغییر موثری هم در آن حاصل نشده است .
این ها نکاتی هستند که بارها در گزارش های « صدای معلم » مورد توجه و تاکید بوده اما گوش شنوایی نیافته است .
مسئولان باید بدانند :
اعمال دستور و بخشنامه برای پاسخگویی نشان میدهد که گفتوگو با جامعه هنوز به یک «فرهنگ نهادینه» تبدیل نشده و سیاستمداران تنها پس از فشار و اعتراض عمومی متوجه ضرورت آن میشوند. تا زمانی که نشستهای رسانهای و تعامل واقعی با معلمان و خبرنگاران شکل نگیرد، اعتماد عمومی همچنان در پایینترین سطح باقی خواهد ماند.
پاسخگویی تکلیفی ذاتی است که با دستورالعمل و بخشنامههای نمایشی ایجاد نمیشود؛ دولت زمانی صدای مردم را میشنود که پیش از کشیده شدن اعتراضات به خیابان، به قفلِ بستهی درهای اتاق وزیران و سکوتِ رسانهای آنان پایان دهد.
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان