صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« نظام آموزشی نگاه چندان مثبتی به مفهوم شهروندی که زیربنای مشارکت سیاسی است ندارد »

آموزش و پرورش در ایران ؛ نهادی رها شده با کارکرد " تولید بی عدالتی و نارضایتی " و " نادیده گرفته شدن " ؟

سیدهادی عظیمی/ عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

کشور ما روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد و با موقعیتی سخت و طاقت فرسا رو به رو است . حوادث روزهای 18 و 19 دی آن چنان سنگین بوده اند که تا مدت ها از ضمیر جامعه فراموش نمی شود . در حال حاضر دیدگاه های مختلفی در مورد چرایی بروز این حوادث و میزان بالای نارضایتی و شعارهای داده شده مطرح می‌شود. دیدگاه‌هایی که هر کدام از منظری به این حوادث می‌ نگرند و مسائل را می‌کاوند.

این یادداشت در پی پاسخ به این سوال است که آموزش و پرورش چه نقشی در حوادث اخیر داشته است؟ تعداد زیادی از افرادی که در این حوادث جان خود را از دست دادند و بازداشت شدگان را دانش آموزان تشکیل می‌دهند. برخی آمار غیررسمی از اینکه 27 درصد دستگیرشدگان را دانش‌آموزان تشکیل داده‌اند خبر می دهند.  ضمن اینکه اگر این آمار ار بپذیریم که 50 درصد بازداشت شدگان از سنین بین 18 تا 30 سال است هم نشان دهنده تاثیر بالایی است که نسل جوان در این حوادث داشته‌اند.

 یک نکته بسیار مهم  این است که وقتی از تاثیر آموزش و پرورش می گوییم ؛ از تاثیر چه پدیداری صحبت می‌کنیم ؟

آموزش و پرورش علاوه بر معلم و مدرسه شامل محتواهای آموزشی و پرورشی ، سیاست‌ها و ساختارهای اداری هم می‌شود. از این رو وقتی از آموزش و پرورش صحبت می‌کنیم برآیند معلم ، مدرسه ، سیاست ها ، محتواها و سازمان اداری را باید در نظر گرفت . نگاه به این برآیند نباید صرفا به یکی از موارد فوق محدود شود. معلم بدون محتواهای آموزشی یا سیاست‌ها ، شرایط مدرسه و سازمان‌های اداری و سایر موارد به تنهایی تاثیرگذار نیستند.

پنج عامل مهم به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذار آموزش و پرورش در حوادث اخیر قابل ذکر هستند :

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

اول) آموزش و پرورش به مثابه تولید بی عدالتی :

آموزش و پرورش در طول سال های اخیر به تدریج به سمتی رفته است که بیش از اینکه عدالت را تحکیم کند به بی عدالتی دامن می‌زند. انواع مدارس که به 24 عنوان می‌رسد از جمله مواردی است که از تبعیض سازمان‌ یافته در آموزش و پرورش خبر می‌دهد. تعداد بالای دانش آموزان مدارس غیردولتی و مدارس خاص که با رتبه بالا به دانشگاه‌ها راه می یابند نشانه دیگری  از شکاف طبقاتی در آموزش و پرورش است .

فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایــران گزارشی را دهم تیرمــاه 1401 منتشر نمود کــه بــر اساس آن « 30 درصد از جمعیت 18 تا 24 سال از تحصیلات متوسطه برخوردار نیستند و 56 درصد از جمعیت کشور فاقد تحصیلات کامل متوسطه هسـتند. در توصیف شرایط موجود و آموزش و پرورش می توان گفت که آموزش و پرورش و واقعیت‌های جامعه ایران در جهان موازی قرار دارند و ارتباط چندانی بین آن ها نیست .

این گـزارش بـه نتایج آزمون های تیمز و پرلز اشاره می کند و تأکید دارد کـه بـر اساس نتایج آزمون های پرلز و تیمز ، دانش‌آموزان ایرانی از کیفیت مناسب آمـوزش و یادگیری برخوردار نیستند. این موارد در کنار تعداد بالای بازماندگان از تحصیل و ترک تحصیل نشان می‌دهد که آموزش و پرورش نهادی است که در حال حاضر به تولید بی عدالتی به صورت سازمان یافته مشغول است .

شرایط فوق باعث شده است که دانشگاه‌های برتر ایرانی پذیرای طبقات متوسط به بالا و مرفه باشد و برخلاف گذشته به تدریج  امکان تحصیل طبقات محروم تر در دانشگاه‌های برتر کشور کاهش یابد .

دوم ) آموزش و پرورش و مسئله نئولیبرالیسم :

دعوای نئولیبرالیست ها و مخالفان شان در سپهر فکری جامعه ایران امری آشنا است. در طول سه دهه گذشته جریان های فکری طرفدار اقتصاد بازار آزاد همواره کوشیده اند راهکارهایی برای پیوستن ایران به  قطار بازار آزاد طراحی و پیشنهاد کنند. در بیشتر موارد برنامه فوق ناکام مانده است یا  اصلا اجرا نشده ولی اندیشه نئولیبرال برای برای کاستن از بار دولت جاده صاف کن دیدگاه هایی می شود که می خواهند حقوقی را که ملت دارد کنار گذاشته شوند.

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ آموزش و پرورش یک حق  مسلم و بدیهی است  که دولت باید آن را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه به صورت رایگان فراهم سازد. اندیشه های نئو لیبرال مسئولیت‌های آموزش و پرورش را از دوش ملت برداشته‌ است ولی وظیفه‌‌ای در مورد حمایت از دانش آموزان آسیب‌پذیر و حاشیه نشین یا دانش‌آموزانی که در مناطق محروم حضور دارند پیشنهاد نمی‌دهند.

برنامه‌‌ عدالت آموزشی بیشتر در حالت روتین و نمایشی هستند . آموزش و پرورش کاملا به اولیا واگذار شده و مدارس مجبورند برای گذران خود از اولیا مبالغی بگیرند که بیشتر اوقات به نارضایتی اولیا می‌انجامد .

بیشتر امور مربوط به ساخت و تجهیز و نوسازی مدارس نیز بر عهده خیرین مدرسه‌ ساز گذاشته شده است. آموزش و پرورش تبدیل به نهادی رها شده است که نقش مهمی در تولید بی عدالتی و نارضایتی دارد.

اندیشه‌های نئولیبرال تا کنه وجود آموزش و پرورش رخنه کرده اند. در حالی که بر اساس اصل 43 قانون اساسی آموزش و پرورش یک نیاز اساسی محسوب می‌شود که باید تامین گردد ولی در حال حاضر آموزش و پرورش در حال تبدیل به یک کالا است . کالایی شدن آموزش نتیجه‌ای جز ایجاد احساس نادیده گرفته شدن ندارد .

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

سوم) گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک و گفتمان مقاومت :

در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی ، گفتمان‌های متفاوت کوشیده‌اند تا  مطلوب خود را از طریق وزارت آموزش و پرورش تعیّن بخشند. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان یک معرفت تعیّن یافته، نمایندگی یک گفتمان را برعهده دارد.

این گفتمان می خواهد: « دانش آموز بعد از پایان دوره متوسطه «اصول اعتقادات اسلامی»، «صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند»، «ولایت فقیه و ارتباط آن با امامت»، «منشا حاکمیت در جمهوری اسلامی »، و «نیروهای استکبار جهانی را بشناسد»، پوشش اسلامی را مراعات کند و منشا حاکمیت در نظام های عمده جهانی را براساس جهان‌بینی اسلامی نقد کند » ( رضایی، محمد، ناسازه های گفتمان مدرسه، تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزی، تهران، جامعه و فرهنگ.ص 19). این گفتمان را می توان معادل گفتمان سنت‌گرای ایدئولوژیک دانست.

بشیریه معتقد است گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک در اواخر دوران پهلوی تکوین یافته و پس از انقلاب اسلامی غلبه‌ یافته است. این گفتمان از حیث عناصر تشکیل دهنده، گفتمان پیچیده ای است و برخی از دیدگاه های سنتی را از نظر مسائل عصر مدرن بازسازی می‌کند. ضدیت با لیبرالیسم غربی و سنت روشنگری، و تاکید بر بسیج توده‌ای و نخبه‌گرایی، و رهبری و اطاعت، و انضباط و همبستگی بر اساس هویت مذهبی از عناصر اصلی آن است (بشیریه، حسین،عقل در سیاست؛ سی و پنج گفتار در فلسفه، جامعه شناسی و توسعه سیاسی، تهران، نشر نگاه معاصر.:ص 702).

گفتمان فوق در طول سه دهه گذشته به تدریج مهم ترین گلوگاه‌های سیاس گذاری و تولید محتوا را در آموزش و پرورش به دست آورده است و حتی در دولت اعتدال گرای حسن روحانی و دولت میانه روتر پزشکیان مجاری تولید محتوا در اختیار گفتمان یاد شده است. مهم ترین برنامه این گفتمان را باید  تعیّن بخشیدن به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش دانست.

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

این گفتمان با هر نوع پذیرش چند فرهنگ گرایی مخالف است. چند فرهنگ گرایی در این جا به معنای وجود تفاوت های فرهنگی در جامعه است. جامعه ای مانند ایران از باورها و سبک های متفاوت تشکیل شده است. در حالی که گفتمان سنت‌گرای ایدئولوژیک خواهان تبدیل همه دانش آموزان به یک نوع سوژه مومن با یک دیدگاه مشترک هستند . گفتمان سنت‌گرای ایدئولوژیک هیچ نوع تکثر و چند فرهنگ گرایی و تنوع سبک زندگی را در سطح دانش‌آموزان به رسمیت نمی‌شناسد. این رفتارها موجب شکل گیری نوعی گفتمان مقاومت در دانش آموزان شده است . گفتمان مقاومت در برابر سیاست ها و برنامه های رسمی آموزشی گفتمان دیگری است که در آموزش و پرورش وجود دارد. این گفتمان گرچه آشکارا ابراز وجود نمی کند، اما در رفتارهای دانش‌آموزان، و خانواده‌ها بروز و ظهور می یابد. این گفتمان از آن جهت مقاومت نامیده شده است که از عمل به برنامه های آموزشی خودداری می کند، و از پذیرفتن تکالیف مترتب بر آنها طفره می رود. ظهور سوژه مقاوم در بین دانش‌آموزان از نتیجه وجود این گفتمان است. سوژه مقاوم، دربرابر سوژه مومن که آموزش و پرورش از طریق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در جهت تولید آن می‌کوشد، مقاومت می‌کند. سوژه مومن یکی از مهم‌ترین معرفت‌های تعین یافته در عرصه تعلیم و تربیت است که وجود گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک را منعکس می سازد.

«سوژه مقاوم شکل های متعدد دارد و تنها یکی از آن ها تن ندادن به برنامه درسی و اجرا و انجام تکالیف و آموزه ها و امر و نهی مدرسه است » ( فاضلی، نعمت الله، مسئله مدرسه ؛ بازاندیشی انتقادی در آموزش و پرورش ایران، تهران، هوش ناب .ص59). در حوادث اخیر می توان به وضوح این گفتمان مقاومت را دید. اگر به منشا شکل‌گیری این گفتمان مقاومت توجه نشود امکانی برای برون از شرایط موجود  وجود ندارد .

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

چهارم ) فقدان آموزش مشارکت سیاسی :

 قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران در اصولی  مانند اصل ششم  مبنای اداره امور کشور را به اتکای آرای عمومی می‌داند و بر اساس اصل پنجاه و ششم نیز حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ کس حق ندارد این حق الهی را از انسان سلب یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد .

به‌ نظر می‌رسد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در تضاد با اصول فوق قرار دارد . بر اساس این سند تحقق حیات طیبه منوط به چهار نوع تربیت است  : تربیت زیستی و بدنی ، تربیت اجتماعی و سیاسی ، تربیت اقتصادی و حرفه ای و تربیت علمی و فن آوری .

این سند ؛ تربیت اجتماعی و سیاسی را « ناظر به آماده سازی فردی و اجتماعی متربیان در مسیر تحقق شان اجتماعی و سیاسی حیات طیبه » بر می شمرد . سند تحول یکی از ارکان فرآیند تربیت را حکومت می‌داند و تاکید دارد که :« هدف از تشکیل حکومت در جامعه اسلامی بر اساس مبانی دینی ، تحقق جامعه صالح در راستای بر پایی جامعه عدل جهانی است و لذا این نوع حکومت باید زمینه هدایت آحاد مردم به سوی تحقق حیات طیبه را فراهم سازد » .

متون فوق نشان می‌دهد نگاه نویسندگان سند تحول به مشارکت سیاسی کاملا با اصول قانون اساسی در تضاد است و مشارکتی سامان مند برای نیل به هدفی که خود تعیین کرده اند را مطلوب می‌داند. از این منظر سند مرزبندی کاملی با مفهوم شهروندی دارد و همه مردم از جمله دانش آموزان را در چارچوب تعریفی از حکومت اسلامی قرار می دهد .

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

در تعریف مربوطه از حکومت اشاره ای به حق رای و حاکمیت مردم و راهکارهای آموزش و پرورش برای تربیت دانش آموزان در مسیر مشارکت سیاسی مذکور در قانون اساسی نمی شود . در بخش دیگری از سند تحول بنیادین اصولی برای تربیت ذکر می گردد که از جمله آن ها حفظ و ارتقای آزادی متربیان است. ولی در تعریف آن تاکید می‌شود که: « آزادی عمل و اراده و عمل در جنبه های مختلف آن (شامل آزادی ، عقیده ، بیان ، گوش کردن و فعالیت ) باید به طور معقول و در چارچوب نظام معیار اسلامی مورد نظر قرار گیرد ». این تعریف از آزادی به منزله فقدان آزادی است ، زیرا آزادی را در چار چوب هایی غیر شفاف قرار می‌دهد که به راحتی قابل تحدید است .

نگاه مذکور  نشان می‌دهد که نظام آموزشی نگاه چندان مثبتی به مفهوم شهروندی که زیربنای مشارکت سیاسی است ندارد و ترجیح می ‌دهد دانش‌آموزان را در کانال‌هایی که مطلوب می‌دانند راهنمایی نماید. این نگاه باعث می شود مفاهیمی همچون حزب و نحوه اعتراض عملا بی معنا باشند و دانش آموزان برای  استفاده  راهکارهای موجود در قانون اساسی برای مشارکت سیاسی آماده نباشند. نگاه مبنایی نظام آموزش و پرورش ما به مقوله مشارکت سیاسی این است که باید بپذیری و راهی هم برای مشارکت سیاسی وجود ندارد .

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

پنجم ) نگاه ابزاری به آموزش و پرورش :

برخی از اندیشمندان از جمله لویی آلتوسر ، اندیشمند فرانسوی ، به تفصیل به نقش مدرسه و ارتباط آن با ایدئولوژی پرداخته اند. بنا بر اندیشه آلتوسری  نهاد آموزش ؛ «  کلیدی ‌ترین  دم و دستگاه ایدئولوژیک مسلط در بازتولید قدرت دولت و مناسبات آن نیز محسوب می‌شود و از طرفی مهم‌ترین آن نیز به حساب می آید » . (علی محمدی ، امین ،علم / ایدئولوژی در نظرگاه لوئی آلتوسر ؛ جایگاه نظام آموزش در مناسبات قدرت ،فصل نامه سیاست ،شماره 13، بهار 1396،ص 96) از این منظر گریزی از این نیست که نظام آموزش را مهم‌ترین  نظام برای شناخت ، تولید معنا و تخصص بدانیم ولی  مشکل از آن جا آغاز می ‌شود که دم و دستگاه آموزش فقط به یک ابزار کاهش یابد . اینکه نظام های سیاسی از طریق نظام آموزش  بخواهند سوژه های مطلوب خود را  در مناسبات قدرت تولید کنند امری پذیرفته شده است ولی اینکه حد و مرز این تولید مشخص نباشد و دستگاه آموزش فقط به عنوان یک ابراز در نظر گرفته شود که باید از طریق سخنرانی و مستقیم سوژه هایش را  تربیت کند منجر به واکنش های مختلفی خواهد شد . از جمله این نگاه ابزاری موجب می شود که محصولات دستگاه آموزش در برابر آنجه دستگاه آموزش می گوید مقاومت کنند .

فهم نادرست از دستگاه آموزش و این گمان که می توان با ابزارهایی مثل گزینش و بدون توجه به بافت و شرایط جامعه و تحولات جهانی  و مسائل اقتصادی و اجتماعی  از آموزش و پرورش بهره جست امری عبث است . این نگاه ابزاری به نهاد آموزش باعث شده است که کمتر به صحبت‌‌های دانش آموزان توجه شود و نگاه آن ها مورد توجه قرار گیرد . فهم نادرست از نهاد مدرسه و نظام آموزشی منجر به این می‌شود که دستگاه آموزش به جای اینکه به تولید سوژه های مطلوب بپردازد تولید کننده نارضایتی باشد .

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

سخن پایانی  : جهان های موازی:

در این یادداشت تلاش شده است که نسبت بین شرایط موجود و آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گیرد و به پنج عامل مهمی که آموزش و پرورش در به وجود آمدن شرایط موجود نقش داشته است اشاره شود. بی عدالتی در نظام آموزشی عملا راه را برای آموزش با کیفیت  و همگانی بسته است و تفکرات نئولیبرال نگاهی را به وجود می‌آورد که حس نادیده گرفته شدن را تشدید می‌کند.

گفتمان سنت‌گرای ایدئولوژیک  به تقویت گفتمان مقاومت می‌انجامد  و نگاه منفی به آموزش مشارکت سیاسی در آموزش و پرورش منجر به این می شود که زمینه شکل گیری نگاه  مشارکت محور از طریق انتخابات و حزب مسدود بشود. نگاه ابزاری به آموزش و پرورش نیز  عملا آموزش و پرورش رابه نهاد تولید ناراضی تبدیل کرده است . بشیریه معتقد است گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک در اواخر دوران پهلوی تکوین یافته و پس از انقلاب اسلامی غلبه‌ یافته است.

پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان که موج چهارم آن در سال 1402 به صورت غیررسمی منتشر شده است نیز نشان می‌دهد که علی رغم تلاش‌های صورت گرفته و اهداف سند تحول ؛ بخش مهمی از دانش‌آموزان با آموزه‌های اساسی آموزش و پرورش همراهی ندارند.

در بخش دینداری پیمایش فوق و در پاسخ به این سوال که آیا دینداری به قلب پاک است، حتی اگر آدم نماز نخواند؟ 25 درصد کاملا موافق، 36.8 درصد موافق، 6.8 درصد نه موافق و نه مخالف، 21.4 درصد مخالف و 9.9 درصد کاملا مخالف بوده اند. به این ترتیب بیش از 50 درصد پاسخ دهندگان با گزاره فوق موافقت داشته اند. در سنین 15 تا 29 سال 29 درصد کاملا موافق، 39.5 درصد موافق، 9.1 درصد نه موافق و نه مخالف، 16 درصد موافق و 6.4 درصد کاملا موافق بوده اند. به این ترتیب 68.5 درصد سن 15 تا 29 سال با گزاره فوق موافقت داشته‌اند. نمونه فوق به خوبی تضاد میان آموزه‌های آموزش و پرورش با تربیت شدگان آن را به خوبی نشان ‌می‌دهد.

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

 در توصیف شرایط موجود و آموزش و پرورش می توان گفت که آموزش و پرورش و واقعیت‌های جامعه ایران در جهان موازی قرار دارند و ارتباط چندانی بین آن ها نیست .

نهاد آموزش و پرورش اهداف و برنامه‌هایی را پی گیری می‌کند که با واقعیت‌های موجود هم خوانی ندارند و واقعیت در مسیری است که دستگاه آموزش و پرورش کشور چندان اهمیتی به آن نمی‌دهد .

دستگاه آموزش و پرورش با ادامه زندگی در جهان موازی امکانی برای تغییر خود و دست زدن به تغییراتی که بتواند نقش موثری داشته باشد را از دست می‌دهد.

جهان های موازی باعث می‌شود آموزش و پرورش و مخاطبانش در فضاهای فکری جداگانه باشند . پیشگیری از تکرار حوادث تلخی همچون دی ماه 1404 نیازمند گفت و گوهای صریح است .

فقط آموزش و پرورش مسئول این حوادث نیست ولی آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم ترین دستگاه های فرهنگی کشور  هم در این حوادث نقش دارد .این نقش را باید در سیاست ها و محتواهای  نهاد آموزش و پرورش جست که به مواردی از آن ها اشاره شد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر کارکرد نهاد آموزش و پرورش در ایران در زمینه تولید بی عدالتی و نارضایتی و نادیده گرفته شدن در صدای معلم

یکشنبه, 24 اسفند 1404 17:21 خوانده شده: 130 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1404/12/24 - 19:10
سلام و درود بر دولت و حکومت صاحب الزمان (عج) که شرط استخدام در دولتش، سن و سال نیست.
پاسخ + +6 0 --
ناشناس 1404/12/26 - 00:50
الان جنگنده راحت بمباران می کند حتی یک آژیر خطر وجود ندارد آموزش وپرورش که کلا رها شده بوده وهست
پاسخ + +5 0 --
مظلوم -8156/68686/23 - 18:59
خانه ای که به ستم سازی، سگ کند در آن بازی

قرار بود 26 تیرماه 1389 تا آخر همان ماه کارنامه های آزمون علمی استخدامی را صادر کنند؛ چرا تاکنون در این 16 سال نتوانستند ؟؟!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور