فرهنگیان عضو صندوق با امید به دوران بازنشستگی،هر ماه بخشی از حقوق یا درآمدشان را به صندوق ذخیره فرهنگیان میسپارند تا این سرمایه در آینده پشتوانهای برایشان باشد ؛ اما پرسش اساسی این است:
آیا سرمایهای که با مشارکت فرهنگیان شکل گرفته، بهگونهای مدیریت میشود که ارزش و قدرت خرید آن حفظ شود؟ در اقتصادی که تورم پیوسته ارزش پول را کاهش میدهد، اعلام سود اسمی بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت باشد. آنچه اهمیت دارد، بازده واقعی سرمایه و حفظ منافع اعضاست. اگر ارزش واقعی دارایی اعضا کاهش یابد، صرف اعلام سود نمیتواند جای صیانت از سرمایه را بگیرد.
فرهنگیان عضو صندوق نباید خود را مشتری یا دریافتکننده کمک بدانند. آنان در شکلگیری این سرمایه سهیماند و حق دارند درباره وضعیت داراییها، نحوه سرمایهگذاری، بازدهی و چگونگی برخورداری از منافع آن آگاهی و پاسخ روشن داشته باشند. از همین رو، موضوع «ارزش مالکانه» باید در رأس مطالبات فرهنگیان عضو صندوق قرار گیرد. این مطالبه صرفاً بحثی اداری یا مالی نیست؛ سخن از بهرسمیتشناختن سهم و حقوق اعضا در داراییای است که با مشارکت آنان شکل گرفته است.
تحقق ارزش مالکانه به تصمیمها و اقدامات روشن و پاسخگو نیاز دارد؛ از جمله شفافیت درباره وضعیت سرمایهها و ترکیب داراییها، توضیح دقیق درباره شیوه محاسبه سهم اعضا، ارائه برنامه زمانبندیشده برای اجرای حقوق مالکانه و پاسخگویی درباره روند تصویب و اجرای آییننامههای مربوط. بیش از یک میلیون و هشتصد هزار عضو صندوق حق دارند بدانند این مسیر در چه مرحلهای قرار دارد و چه موانعی پیش روی اجرای آن است. همچنین لازم است وعدهها و برنامههای اعلامشده، از جمله موضوع فاز نخست تخصیص حقوق مالکانه از مسیر شرکت سهامگستر و ورود به بازار سرمایه، با اطلاعات دقیق و قابل پیگیری همراه باشد.

یکی از پیششرطهای تحقق ارزش مالکانه، استمرار مطالبهگری و انسجام میان اعضاست. مطالبهای که مقطعی و پراکنده بماند، بهسادگی به حاشیه میرود؛ اما استمرار و پیگیری جمعی میتواند مدیران را به پاسخگویی وادار کند. بااینحال، انسجام نباید بهانهای برای واگذاری حق مطالبهگری اعضا به چند فرد یا محدودکردن صدای فرهنگیان باشد. استمرار مطالبهگری نیز به معنای سپردن اختیار آن به کسانی نیست که خود را نماینده همه اعضا معرفی میکنند.
فرهنگیان باید درباره افرادی که بهطور مداوم در نشستهای مدیران صندوق حضور دارند، پرسش گر و هوشیار باشند: این افراد با چه سازوکاری انتخاب شدهاند؟ از سوی چه کسانی نمایندگی میکنند؟ گزارش نشستها و نتیجه گفتوگوها را چگونه و به چه کسانی ارائه میدهند؟ آیا حضور آنان به تقویت مطالبه جمعی میانجامد یا مطالبات را تعدیل و محدود میکند؟ حضور مکرر در جلسات، بهخودیخود به معنای نمایندگی همه اعضا نیست و هیچکس نباید به نام انسجام یا استمرار، قیومیت مطالبهگری فرهنگیان را بر عهده بگیرد.
این حساسیت از آن رو ضروری است که ممکن است برخی افراد، آگاهانه به نام مطالبهگری در نشستها حاضر شوند، اما بهجای پیگیری خواستههای اصلی اعضا، مطالبات را تعدیل کنند یا خود را نماینده جریانی معرفی کنند که نه آنها را برگزیده و نه به آنان اختیار داده است. مطالبهگران واقعی باید بتوانند با هم گفتوگو و هماهنگی کنند، اما تصمیمگیری درباره مطالبات و ارزیابی نتیجه نشستها باید در برابر اعضا شفاف باشد.هیچ فرد یا گروهی نباید جایگزین آگاهی، اراده و کنش گری مستقیم فرهنگیان شود.
ازاینرو، هر عضو صندوق باید آگاهی خود را درباره ارزش مالکانه و اهمیت مطالبهگری افزایش دهد، پی گیر اطلاعات و پاسخهای رسمی باشد و در حد توان خود در این مسیر کنش گر بماند.

نباید به این تصور بسنده کنیم که «افرادی هستند که از طرف ما مطالبه میکنند». نمایندگی، حتی اگر از سوی جمعی به فرد یا گروهی سپرده شود، نباید به معنای کناررفتن اعضا از پیگیری حق خود باشد. اعضا باید بتوانند مطالبات را خود بشناسند، درباره مسیر پی گیری آن نظر بدهند و گزارش عملکرد نمایندگان احتمالی را مطالبه کنند.
حق مطالبهگری را نمیتوان برای همیشه به دیگری واگذار کرد.
صندوق ذخیره فرهنگیان سرمایهای برخاسته از مشارکت اعضاست و صیانت از آن به شفافیت، مدیریت پاسخگو و رعایت حقوق مالکانه نیاز دارد.
اعضای صندوق مطالبه گرایانه خواهان روشنشدن وضعیت سرمایهها، انتشار اطلاعات قابل اتکا، اجرای شفاف و زمانبندیشده حقوق مالکانه و پاسخگویی مدیران درباره تأخیرها و موانع باشند. مهمتر از همه، تحقق این خواستهها به فرهنگیانی نیاز دارد که آگاه، پی گیر و کنش گر باشند؛ مطالبهگرانی که برای رسیدن به انسجام تلاش میکنند، اما اجازه نمیدهند به نام انسجام، صدای اعضا مصادره یا مطالبهگری آنان به افراد دیگر واگذار شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.