صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« جامعه ما به کار و فعالیت بیشتری نیاز دارد. فقط با حذف ارز ترجیحی یا ارائه کالابرگ برای تمامی جمعیت کشور، نمی توان به توسعه دست یافت و یا تورم را مهار کرد و یا سطح استاندارد زندگی جمعیت را در هر حیطه ای افزایش داد »

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به " توسعه نیافتگی " ایران ؟

مینو امامی

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم  چالش ؛ یعنی جدال و مبارزه. مسئله یا امری که باید برای آن چاره ای پیدا کرد. وقتی در هر بخش از زندگی با اموری مواجه می شویم که تحقق آن‌ها سخت است و ناخودآگاه یا برحسب عادت قادر به انجام آن ها نیستیم، دچار چالش می‌شویم.

از انواع چالش های مرسوم می توان به چالش برای رقابت و مبارزه در یک مسابقه علمی یا ورزشی، چالش برای حل مسایل پیچیده یا معمایی، چالش برای حل بحران های زندگی شخصی چون اخراج از شغل یا تغییر شغل، اختلافات خانوادگی و طلاق، چالش برای حفظ ثبات مدیریتی که به دلیل رفتار و کارکرد نامناسب، تَرَک های بسیاری بر پیکر آن ایجاد شده است ؛ چالش ناشی از عادت غلط اجتماعی و یا چالش در برداشت نادرست از قراردادهای زندگی اجتماعی، اشاره کرد.

چالش ها توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی، هر دو می توانند به وجود بیایند یا برخی از چالش ها ناخواسته در مورد آنان اِعمال می شود.

اضطراب، خشم، افسردگی و بایدها از عمده چالش های زندگی هستند .

از یک سو برای این گروه که از ثانیه ها و دقیقه های زندگی خود غفلت می کنند، شکست اجتناب ناپذیر خواهد بود. از سوی دیگر بی توجهی به اهمیت یا نقش بازدارنده چالش ها در امور روزمره، باعث تثبیت آن ها می شود. عده ای به جای جدال و مبارزه با هر نوع چالشی جهت عبور از آن در عمق چالش ها غرق می شوند. انباشت چالش ها موجب رسوب آن ها در لایه های عمیق زندگی و شغلی افراد و سازمان ها گردیده و به معضلی لاینحل و عمومی تبدیل می شود. چون اثرات هیچ چالشی صرفا فردی نیست و همیشه دیگران را نیز درگیر می کند. مثلا با افزایش فقر در جامعه، تضاد طبقاتی و نارضایتی توسعه می یابد.

گاه به جای برخورد و عبور از چالش ها، مشکل اصلی یک جامعه عادت دادن مردم به آن هاست. تا حدی که باعث ثبات اثرات منفی چالش ها در احساس و ادراک افراد، گروه ها و سازمان ها می گردد. آنان چالش های زندگی و شغلی خود را همانند خاکروبه در نهان خانه بی کفایتی، بی لیاقتی و ناتوانی ذهنی خود پنهان می سازند و چنین تصور می کنند که چون دیده نمی شوند پس سدی برای ادامه زندگی و فعالیت ندارند.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

اگر من نمی بینم لابد افراد دیگر هم قادر به دیدن نیستند، پس وجود ندارند. یعنی خود ارضایی ذهنی، نادیده گرفتن وجدان و انکار واقعیت برای ادامه فعالیت معیوب خود.

چالش ها می توانند مثبت یا منفی باشند. مفید یا مضر باشند.

در زیر با ذکر دو مثال، تلاش شده است برای یک چالش برطرف شده و یک چالش ماندگار، نمود عینی ذکر شود. چون هیچ چالش منفی یا مضر، نباید تا ابد ماندگار باشد.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

چالش مهمی که در دولت چهاردهم برطرف شد

یکی از مهم ترین چالش های جامعه ما که بیشتر به هنگام سفرهای رؤسای سه قوه یا دیگر مسئولین به شهرها یا شهرستان های استانی خاص مرسوم بود اجتماع هزاران نفر در زمان و مکانی خاص بود تا شخص مهم سخنرانی کند. آنان یک پا دو پا می کردند تا شاید فرجی حاصل شود. استانداران و دیگر عوامل مربوطه با ایجاد هماهنگی با سازمان ها و نهادهای مختلف بالاخص مدارس، تلاش می کردند تا جمعیت بیشتری حاضر شوند تا موجب جلب رضایت فرد مهم مملکتی گردد و اعتبار و بودجه بیشتری به آن استان اختصاص یابد یا اهتمام بیشتری برای حل کاستی های چند دهه ای از خود نشان دهد.

خوشبختانه دولت چهاردهم این رسم دیرین چهار دهه ای را برچیده و فلش ارتباط را به سوی کارشناسان و مسئولین، تغییر جهت داده است. بدین طریق که جلسات مابین مسئولان خرد با کلان و همچنین مابین کارشناسان جز با ارشد برگزار می گردد. امروز برای مردم فرصت لازم فراهم شده است تا به رتق و فتق امور زندگی و مسئولیت های اجتماعی خود بپردازند و این مدیران هستند که با شرکت در جلسات، مسایل رایج را بررسی می کنند. که یقین معاونان آن ها اداره امور را در سیر طبیعی ادامه می دهند. یعنی همان استفاده از اهل فن و کارشناسان که در مناظرات رییس جمهور وعده داده شده بود.

هر چند به دلیل نوع تعلیم و تربیت عاری از تفکر انتقادی، بسیاری از همین اهل فن نیز قادر به ارائه راه حل یا پیشنهاد مؤثر نیستند، اما حداقل بند بند مشکلات و موانع شناسایی و یادداشت می شود. خود رییس جمهور حوصله و علاقه زیادی برای انجام این مهم دارند. برای حل هر مسأله ای ابتدا باید صورت مسئله مشخص شود. مابقی به میزان همت، اراده و دانش وزیر و رئیس جمهور و معاونان ایشان مربوط می گردد.

چرا این پدیده به عنوان یک چالش معرفی می شود؟

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

به پنج دلیل:

1- چون تعداد سفر این افراد به سراسر کشور، یک رکورد دست نیافتنی اعلام می شد. کدام یک بیشترین سفر استانی رفته اند.

2-  گویی این سفرها حقیقتا حلّال مشکلات ریز و درشت آن مناطق بود و افتخار یا امتیازی بزرگ برای آن فرد به شمار می آمد.

3-  افراد گاه با میل شخصی در این اجتماع گسترده شرکت نمی جستند و اجبار موجود موجب افزایش نارضایتی می شد.

4-  خستگی روحی و جسمی آن روز بر میزان کارآیی افراد در روزهای بعد نیز اثر می گذاشت.

5- کلی زمان مفید برای انجام کار مؤثر از بین می رفت.

در این راستا؛ یک مسیر و رابطه واقع بینانه ای در علم اقتصاد وجود دارد که امکان تولید انبوه و اشتغال کامل را جهت رشد و توسعه اقتصادی ممکن می سازد. عملیاتی شدن هر یک از این موارد در این زنجیره به طور معجزه آسایی موجب تحقق دیگری می شود و با ترکیب موارد دیگر، شرط لازم و کافی برای پیشرفت یک جامعه محسوب می شود. که به ترتیب عبارت است از:

افزایش تولید، افزایش اشتغال، افزایش درآمد، افزایش پس انداز، افزایش سرمایه گذاری، افزایش رفاه اجتماعی، تحقق رشد و توسعه اقتصادی.

برای افزایش پس انداز ؛ ابتدا می باید فعالیت اقتصادی انجام گیرد و سپس درآمد مناسب و کافی نسبت به شرایط جامعه ایجاد شود تا امکان پس انداز علیرغم تمامی هزینه ها وجود داشته باشد.

برای افزایش سرمایه گذاری ؛ جمعیت بیشتری می باید درآمد و پس انداز داشته باشند. فقط با سرمایه گذاری های بخش دولتی یا خصوصی حداقل در جامعه ما نمی توان قدم های استواری برداشت. سرمایه های مردم در بخش تعاونی نیز می تواند این کانال را شارژ نماید. اما بسیار مهم است که تعداد تعاونی های تولیدی بیشتر از تعاونی های توزیعی باشد. چون بخش تعاون فقط وظیفه توزیع کالاها و خدمات را بر عهده ندارد، کارگاه ها و واحدهای کوچک تولیدی باید توسط مردم تقویت شوند که آنان نیز نیاز به درآمد ثابت دارند. ارائه وام ولو با بهره کم بانکی، به جز وابستگی علیل وار هیچ سهم مؤثری در ایجاد توانمندی در بخش تعاونی ها ندارد.

وقتی قدرت پس انداز و سرمایه گذاری ایجاد و تقویت شد، نوبت می رسد به افزایش تولید. وقتی تولید بیشتر شد، اشتغال بیشتر و بیکاری کمتر می گردد. پیمایش این مسیر به طور اتومات به ایجاد درآمد جدید و بیشتری منجر می شود که موجبات افزایش سطح رفاه اجتماعی را فراهم می سازد.

تا زمانی که ایران در این مسیر به هر دلیل و بهانه بازدارنده ای قدم نگذاشته است ؛ تصور خودکفایی، پویایی و رشد و توسعه اقتصادی سرابی بیش نیست و تورم هر روز بیشتر از قبل به موجودیت خود ادامه خواهد داد.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

جامعه ما به کار و فعالیت بیشتری نیاز دارد. فقط با حذف ارز ترجیحی یا ارائه کالابرگ برای تمامی جمعیت کشور، نمی توان به توسعه دست یافت و یا تورم را مهار کرد و یا سطح استاندارد زندگی جمعیت را در هر حیطه ای افزایش داد.

باید با تغییر شکل دادن یا ترکیب مواد اولیه و خام، تا جایی که توان داریم تولید کنیم. تولید هر کالایی برای رفع نیاز داخلی یا جهت صادرات، امتیاز بزرگی برای اقتصاد کشور خواهد بود. قرار نیست تمامی کالاهای مورد نیاز خود را حتما خود تولید کنیم اما حداقل دولت می تواند از ورود کالاهای مشابه در مقطع خاصی از زمان مثلا یک دوره پنج ساله جلوگیری نماید. تا سرمایه ها به سوی تولید بیشتر و با کیفیت هدایت شود.

هر گاه توانمندی احساس شد جهت ایجاد رقابت مسیر واردات همان کالا را می توان هموار ساخت.

فعلا هیچ سیاست هدف مندی در این راستا وجود ندارد. ارائه برخی کمک ها از سوی دولت مانند پرداخت یارانه های متعدد برای دهک هایی مشخص یا ارائه کالابرگ برای کل جمعیت و قلمداد کردن 70 یا 80 میلیون نفر جمعیت به نام فقیر، به دلیل عدم تعهد و پای بندی به این مسیر رخ می دهد.

اگر قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران تاکنون تحقق نیافته است به علت عدم حاکمیت این مسیر توسعه و نرسیدن به اشتغال کامل و تولید انبوه است که بی نیازی مهم ترین ثمره آن است.

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم

چالش مهمی که هر دولتی در ایجاد و ثبات آن سهم به سزایی داشته اند
عادی فرض کردن 80 میلیون از 92 میلیون جمعیت یک کشور به عنوان قشر فقیر، در کدام حساب و کتاب یا عقلانیت و منطق، امری طبیعی است؟! اعتراف به چنین واقعیت تلخی، بیسوادی مطلق لازم دارد تا جهالت مطلق تر خود را به نمایش بگذارید.

در کدام کتاب علمی و تخصصی نوشته شده است که بیش از 90 درصد یک جامعه می تواند فقیر باشد و برای توسعه یافتگی هم می تواند برنامه بنویسد؟!

اعتراف تلخ معاون وزیر اقتصاد در تابناک ( 18 بهمن 1404) : «حدود 80 میلیون نفر به‌ صورت مستقیم از کالابرگ بهره‌مند می‌شوند و برای حدود 10 میلیون نفر از افراد دارای وضعیت مالی مناسب نیز در صورت درخواست، امکان بهره‌مندی وجود دارد.»

یعنی در ایران فقط 10 میلیون نفر وضعیت مالی مناسب دارند و مابقی فقیر و نیازمند حمایت دولت هستند.

جملات رئیس قوه مقننه را در جلسه علنی مجلس 25 بهمن 1404 را دقیق بخوانید:

قالیباف: می‌توان حقوق‌ها را دو بار افزایش داد/ دولت هم موافق است

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، محمدباقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی درباره افزایش حقوق‌ها، گفت: « در خصوص بحث حقوق بیان می‌کنیم تا سقف 40 میلیون تومان از مالیات معاف هستند، در زمان حاضر که کالابرگ می‌دهیم بخش عمده قریب به اتفاق کارگران و کارمندان مشمول کالابرگ و فقیر هستند؛ زیرا متوسط حقوق مشخص است. در سال 1405 که حقوق را افزایش دادیم، حداقل حقوق به 19 میلیون رسیده است بنابراین حتی ما اگر ارزش افزوده برای حقوق هم بدهیم کار بدی نکردیم.»

نگاهی به برخی چالش های مهم منتهی به توسعه نیافتگی ایران در صدای معلم  برچسب فقیر بر پیشانی بیشتر گروه های شغلی در یک جامعه، از بین برنده عزت و ارزش انسانی آن ملت است. کرامت انسانی هیچ انسانی نباید به دلیل کم یا زیاد داشتن تعیین شود. در ایجاد بسیاری از دلایل فقر خود دولت مقصر است و مردم هیچ سهمی در میزان دریافتی خود ندارند.

امام على عليه السلام؛ بزرگترين فقر را كم خردى می داند. اما ظاهرا کم خردی صفتی بایسته و شایسته است که تحمل می شود و در از بین رفتن آن تلاش فردی و جمعی صورت نمی گیرد. توزیع ناعادلانه ثروت و ترویج مفاسد اقتصادی از جمله احتکار کالا در اوضاع نا به سامان اقتصادی، از عمده دلایل توسعه فقر در جامعه است. حال اگر منِ نوعی سهمی در ایجاد آن ندارم چرا باید داغ فقر را بر پیشانی خود یدک بکشم؟

افزایش یا متناسب سازی سالانه حقوق، شعار تبلیغاتی نیست که با بیان آن به فریب خاص و عام پرداخته شود. اگر دولت بزرگ ترین علت ایجاد تورم است، طبیعی است که برای حفظ تعادل و تناسب اجتماعی،   باید تمهیداتی اساسی بیندیشد. و گر نه توسعه فقر و نارضایتی اقتصادی و سیاسی، اجتناب ناپذیر خواهد بود. همچنین تأمین نیازهای اساسی و حیاتی یک ملت از وظایف هر دولتی است و وقتی یک دولت در انجام آن ناکام می ماند طبیعی است که باید از آنان حمایت و پشتیبانی نماید.

لزومی ندارد حس ناتوانی و خفت را در مردم ایجاد و تقویت نمائید. اجازه دهید آنانی که چرخ های اقتصادی را به حرکت در می آورند از حداقل رفاه اجتماعی برخوردار گردند.

از جمله کمک های دولت همانند بسیاری از کشورها از جمله آمریکا ارائه کالابرگ به اقشار گوناگون جامعه است. طبق گزارش شبکه العالم:

«در کشورهای توسعه‌ یافته، دولت‌ها برای حفظ ثبات معیشت مردم و مقابله با شوک‌های اقتصادی از ابزارهای هدف مند حمایتی استفاده می‌کنند؛ از جمله کارت‌های حمایت غذایی و بسته‌های حمایتی. این اقدامات جراحی اقتصادی واقعی محسوب می‌شوند. چرا که به‌جای تزریق مستقیم یارانه به کالاها، کمک‌ها را مستقیماً به گروه‌های نیازمند می‌رسانند و از بهره‌برداری یا فساد احتمالی جلوگیری می‌کنند.

حتی در اقتصادهای پیشرفته، میلیون‌ها نفر ممکن است در مقاطعی با دشواری دسترسی به غذای کافی روبه‌رو شوند و این ابزارها به آن‌ها امکان می‌دهد تا نیازهای اساسی خود را تأمین کنند، بدون این که منبع آن کمک خیریه یا یارانه عمومی باشد. به این ترتیب، اجرای کالابرگ و کارت‌های حمایتی، ابزاری سازمان‌یافته برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی و تضمین امنیت معیشتی است که حتی در کشورهایی با درآمد بالا کاربرد دارد.»

اگر بعد از حذف ارز ترجیحی، حرکت هوشمندانه دولت جهت ارائه کالابرگ برای کالاهای اساسی انجام نمی شد فشار سنگینی بر دوش مردم وارد می شد و نارضایتی بیشتر می گردید. ناانصافی است اگر همت دولت برای پرداخت حجم گسترده آن را نادیده بگیریم. هر چند تحقق آن زیر سایه تورم محو و بی اثر می گردد و خاصیت خود را از دست می دهد.

اما درآمد یک خانواده فقط مربوط به 11 کالای اساسی جهت تغذیه سالم نیست. وقتی میزان درآمد افراد یک جامعه امکان پس انداز را ناممکن می سازد، به طور طبیعی بودجه آموزشی، فرهنگی و رفاهی نیز در خانواده ها کاهش می یابد. هر روز چند کالا از سفره ایرانی حذف می شود تا بخش های واجب تر در اولویت قرار بگیرند؟ از جمله مهم ترین هزینه ها تحصیل فرزندان است. اما تعداد این اولویت ها نیز روز به روز کمتر می شود. مثلا حذف دندانپزشک یا چشم پزشک که ضرورتا حداقل به طور سالانه یک بار خصوصا با بالا رفتن سن باید مراجعه کرد.

چند سال است که سفر نرفته اید؟ چند سال است که کفش و پوشاک جدید نخریده اید؟ چند سال است که سینما و تئاتر و فرهنگ سرا نرفته اید؟ چند سال است که بودجه ای برای خرید کتاب اختصاص نداده اید؟

لوازم ضروری برقی خود را چند دهه است که استفاده می کنید و علیرغم خرابی یا کهنگی، قدرت خرید جایگزین ندارید؟ برای حفظ آراستگی، چند وقت یک بار به آرایشگاه می روید؟ و....

پس بیایید با صدای رسا فریاد زنیم :

لطفا ملت را دهک بندی نکنید و حق ملی و قانونی آنان را بدون هر نوع برچسب غیراخلاقی و غیرانسانی، پرداخت نمایید. لطفا گروه های مختلف شغلی را در مقابل یکدیگر قرار ندهید و به ارزیابی متفاوت آن ها نپردازید. خود شما عامل اصلی تشدید تفاوت ها در جامعه هستید. تضاد طبقاتی و شکاف عمیق اقتصادی و اجتماعی حاصل سیاست های ناعادلانه ای است که مدت هاست در جامعه ریشه دوانیده است.

اگر یک قاضی یا پزشک ارزشمند است، یک کارگر و معلم بیشتر از هر دو منزلت اجتماعی دارد. اگر شما بهای حقیقی آن را نمی پردازید دلیلی بر عدم وجود آن نیست. معلم؛ تعلیم و تربیت آن قاضی و پزشک را برعهده داشته است و کارگر با تلاش شبانه روزی خود تمامی نیازهای آن دو گروه را تولید کرده است.

لطفا از درجه بندی، طبقه بندی، مقایسه مع الفارق و صدالبته بازی با ارزش های ذاتی انسان ها بپرهیزید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جمعه, 08 اسفند 1404 14:58 خوانده شده: 63 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1404/12/08 - 17:20
این از عوارض غصب مشاغل علی الخصوص معلمی است

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

میزان و کیفیت " سواد رسانه ای " مدیران آموزش و پرورش و در سطوح مختلف آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

عالی - 10.2%
خیلی خوب - 3%
خوب - 8.9%
ضعیف - 24.3%
خیلی ضعیف - 53.6%

مجموع آرا: 304

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور