
کودکستان یا منبع درآمد؟ روایت یک مؤسس از آنچه بر کودکستانهای ضمیمه دولتی میگذرد
من به عنوان یکی از مؤسسان کودکستان ضمیمه دولتی منطقه ۴شهر تهران، این یادداشت را نه از سر دشمنی با آموزش و پرورش، بلکه از سر نگرانی برای آینده آموزش کودکان و وضعیت کودکستانهایی مینویسم که سالهاست بار بخشی از آموزش و تربیت کودکان این کشور را بر دوش کشیدهاند.
سالهاست از اهمیت دوران کودکی، عدالت آموزشی و نقش تربیت در آینده کشور سخن گفته میشود. سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک نیز با همین شعارها تأسیس شد. اما پرسش اینجاست که در عمل چه اتفاقی افتاده است؟ آیا کیفیت آموزش و تربیت کودک در مرکز توجه قرار گرفته یا آنچه بیش از همه دیده میشود، درآمدزایی، مزایده، اجاره و دریافت هزینه از مؤسسان است؟
کودکستانهای ضمیمه دولتی عمدتاً به خانوادههای متوسط و کم برخوردار خدمات ارائه میکنند. بسیاری از والدین با دشواریهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و پرداخت شهریه برای آنان آسان نیست. در چنین شرایطی انتظار میرود سیاستگذاریها با درک واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی انجام شود.
اما آنچه بسیاری از مؤسسان تجربه میکنند، چیز دیگری است. فضاهای مدارس دولتی از طریق مزایده واگذار میشوند و گاه اجارههایی تعیین میشود که تناسب آن با شرایط واقعی فعالیت کودکستان محل سؤال است. در منطقه ۴ تهران، بسیاری از مؤسسان معتقدند نرخهای اجاره در مقایسه با سایر مناطق به شکل قابل توجهی بالاتر بوده و فشار سنگینی بر مراکز وارد کرده است.
مشکل فقط اجاره نیست. در سال جاری، بسیاری از مؤسسان با تأخیر در ابلاغ شهریه مواجه شدند. در حالی که دریافت شهریه از خانوادهها باید در ابتدای سال و بر اساس نرخ مصوب انجام شود، ابلاغ شهریه با تأخیر صورت گرفت. نتیجه چه بود؟ مؤسس در پایان سال با مطالبات وصول نشده از خانوادهها روبهرو شد، اما تعهدات مالی او به قوت خود باقی ماند.
از سوی دیگر، بخشی از سال آموزشی با شرایط غیرعادی سپری شد و آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری شد. اما آیا واقعاً میتوان آموزش مجازی را معادل آموزش حضوری در دوره پیش دبستانی دانست؟
پیشدبستانی یک فعالیت صرفاً آموزشی نیست؛ یک فعالیت عمیقاً تعاملی است. کودک در این سن از طریق بازی، تعامل با همسالان، ارتباط مستقیم با مربی، فعالیتهای گروهی و حضور در محیط آموزشی رشد میکند. حتی در دستورالعملهای آموزش مجازی نیز ساعات آموزش کمتر از ساعات حضوری پیشبینی شده بود. زیرا روشن است که کودک پنج یا شش ساله توان و ظرفیت حضور طولانیمدت در کلاس مجازی را ندارد.
با این حال، هنگام محاسبه تعهدات مالی، گویی همه چیز مانند شرایط عادی و حضوری بوده است. از مؤسس انتظار میرود اجاره کامل پرداخت کند، در حالی که بخشی از سال امکان بهرهبرداری عادی از فضای آموزشی وجود نداشته است. از سوی دیگر، خانوادهها نیز در مواردی نسبت به پرداخت کامل شهریه در شرایط آموزش مجازی تردید داشتهاند. در نهایت، تمام فشار میان دو سنگ آسیاب بر دوش مؤسس باقی میماند.
نگرانی دیگر، روند حرفهایسازی حوزه کودک است. اگر دوران کودکی مهمترین دوره رشد انسان است، چرا هنوز بسیاری از فعالان این حوزه احساس میکنند تجربه عملی، سابقه کار با کودک و مهارتهای تخصصی به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد؟ آیا صرف داشتن یک مدرک دانشگاهی یا گذراندن چند دوره آموزشی کوتاه میتواند تضمینکننده صلاحیت برای ورود به یکی از حساسترین حوزههای تربیتی کشور باشد؟
بسیاری از مؤسسان و مربیان امروز احساس میکنند که صدای آنان شنیده نمیشود. هرگاه از مشکلات مالی، تأخیرهای اداری، شرایط خانوادهها یا دشواریهای آموزش کودک سخن میگویند، پاسخها عمدتاً حول تعهدات مالی و الزامات اداری میچرخد. گویی کودک، مربی و خانواده در حاشیه قرار گرفتهاند و آنچه در مرکز توجه است، اجرای بیانعطاف فرآیندهای اداری است.
این یادداشت دعوت به حذف تعهدات یا نادیده گرفتن قوانین نیست. مطالبه ما چیز دیگری است: انصاف، توجه به واقعیتهای میدانی، درک شرایط خانوادهها، احترام به تخصص فعالان حوزه کودک و بازنگری در سیاستهایی که گاه بیش از آنکه کودکمحور باشند، درآمدمحور به نظر میرسند.
اگر قرار است از آینده کشور سخن بگوییم، باید به خاطر داشته باشیم که آینده از همین کودکستانها آغاز میشود. کودکستانهایی که امروز بسیاری از مؤسسان و مربیان آنها احساس میکن درمیان فشارهای مالی، تصمیمات اداری وبی توجهی به واقعیت های میدانی ، تنها مانده اند.
« دیدگاه ها و نظرات افراد و گروه ها لزوما نظر صدای معلم نیست ؛ این رسانه آماده انتشار پاسخ مسئولان و افراد مخاطب می باشد »
« آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در صدای معلم »
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.