مهر آمد؛ مهر آمد، مهری بی مهر آمد. مهری بال و پر شکسته آمد. مهری بدون حال و هوای معطّر پدران و مادران و معلمان دیروز آمد.
مهر آمد اما با خود مهر نیاورد. گویی در عالمی دیگر قرار است همه دانش آموزان به صف شوند تا یک به یک پا به عرصه مدرسه و کلاس درس بگذارند. اما این پاها که روزگاری در هوای مدرسه و کلاس درس می دوید و جمعه نیز به مکتب می آمد، اکنون میل و رغبت پیش گذاشتن ندارد.
شاید با این همه یأس و نومیدی، صادق هدایت را کیش و مات کردم. اما درد و رنج او چه بود و ناکامی دانش آموزان امروز چیست؟
و امروز بسیار می کوشند تا در هر رسانه ای اخبار خوش و شعف انگیزی بدهند. اخباری مانند:
- پرداخت فوقالعاده ویژه به حدود 40 هزار معلم
- پاداش استمرار خدمت بازنشستگان در مناطق محروم به 1.5 برابر حقوق ماهانه افزایش یافت
- مجوز استخدام 7 هزار سرایدار و خدمتگزار صادر شد
- دستور فوری و ویژه وزیر برای پرداخت فوری مطالبات معلمان
- افزایش حقوق معلمان از مهر ماه
- از اول مهر، حقالتدریس معلمان شاغل و بازنشسته دو برابر میشود
و.....
حتی پای مرغ و کالابرگ نیز به بخش اخبار آموزش و پرورش باز شده است و مکتوب خانه که ویترین اخبار آموزش و پرورش است اجازه کپی نمی دهد!
ظاهرا آموزش و پرورش قصد دارد کم کاری و بیکاری 47 ساله خود را در همین مهر ماه دفعتا جبران کند.

جناب وزیر
نگران ظرفیت ما معلمان و فرهنگیان شاغل و بازنشسته هم باشید تا مبادا با این همه خبر خوش ایست قلبی کنیم و یا خدای نکرده به این اخبارِ فعلا حباب گونه عادت کنیم و سطح انتظارات ما شدیدا بالا رود.
معلوم نشد بالاخره تیر ماه امسال بعد از یک سال تأخیر، پاداش استمرار خدمت بازنشستگان پرداخت شد یا خیر؟ چون عدم دریافت را فریاد زدند اما برای دریافت هیچ نگفتند.
حال این همه وعده و چندین وعده دیگر، برای همین سال تحصیلی محقق خواهد شد یا فقط بعد از تعطیلی بلند مدت مدارس، قصد روحیه دهی به زمین و آسمان را دارید؟ که دل اولیا قرص باشد و فرزندانِ خود را به مدارس بفرستند. چون اخبار جا ماندگان از ثبت نام، نگران کننده اما تازه نیست:
سایت آوش در 20 مرداد همین سال نوشت:
«بحران خاموش پشت نیمکتهای خالی؛ ماجرای 3 میلیون دانشآموز ثبتنام نکرده، چیست؟»
یا پایگاه خبری تحلیلی دیده بان ایران در 18 شهریور امسال نوشت: «آمار دانشآموزان ثبتنام نکرده اعلام شد؛ 10 هزار دانشآموز در شهرستانهای تهران ثبتنام نکرده اند.»
و تیزلند نوشت: « آمار ثبتنام دانشآموزان در مدارس تا تاریخ 18 شهریور نشان میدهد حدود 700 هزار دانشآموز هنوز موفق به ثبتنام نشدهاند و برخی به دلیل کمبود ظرفیت مدارس با مشکل "جا نداریم" مواجهاند.»

می دانم طرح این مسأله را منطبق با حکایت پیرمرد و کودک و خر، خواهید خواند. اما به عنوان یک معلم این گونه مثال بزنم:
معلمی؛ دانش آموزی بسیار ضعیف در کلاس درس خود دارد و با هیچ ترفندی نمی تواند پیشرفت تحصیلی او را محقق سازد. فصل امتحانات فرا می رسد و همین دانش آموز در درس این معلم، نمره 18 می گیرد.
حال باید چگونه اندیشید؟
در خوش باورانه ترین تصور، بالاخره دانش آموز ضعیف فهمید و تلاش کرد و موفق شد. اما بیش از حد خوش بینانه نیست؟
47 سال خواب آموزش و پرورش را با بیداری یک ماه اخیر آن هم بعد از یک تعطیلی بلند مدت، چگونه می توان تعبیر یا تفسیر کرد؟ شاید آموزش و پرورش هم بالاخره فهمید و تلاش کرد؟
البته از سوز و دلبستگی رییس جمهور نسبت به آموزش و پرورش همان لحظه ای که بیل به دست شد و آجر بر روی آجر گذاشت تا خاطره جوانی خود را در ساخت چندین خانه بهداشت و درمانگاه روستایی زنده سازد، باخبریم اما این همه، در حد توانایی وزیر نیست.

تصور می کنم آقای کاظمی حداقل یک چیز را طی این مدت خوب یادگرفته اند و آن استفاده از توانایی و دانش کارشناسان اهل فن است. و گرنه ایشان چگونه از «طراحی طرح واره تحول برنامه درسی» خبر داده اند؟ این مهم صد در صد به کارشناسی ارشد علوم تربیتی با گرایش برنامه ریزی درسی و کارشناسی مدیریت برنامه ریزی آموزشی نیاز دارد و این هنر غیر نیست.
برداشتن چنین قدمی نیکوست و یقین موجب ایجاد تحولاتی خواهد شد. اما با پیوند دادن آموزش و پرورش با حوزه های علمیه جهت هم افزایی تربیتی، این قدم چگونه فقط آموزشی و پرورشی خواهد بود؟ یا تفاهمنامه همکاری وزارت آموزش و پرورش و ستاد توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار با هدف اجراییسازی سند توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار. این حرکت ها مقتضای نظام سیاسی هست اما در راستای آموزش نوین، هیچ نیست.
بیان این مسایل به منزله بی دینی نیست اما انتظار دارید نقصان و ضعف کارکرد خانواده ها را در تربیت معنوی و مذهبی کودکان بر دوش آموزش و پرورش بگذارید و چون از عملکرد دبیران پرورشی و معلمان دین و زندگی هیچ راضی نیستید یا به آنان اعتماد ندارید پس درِ حوزه ها را می زنید.
چرا آموزش و پرورش ایران نمی تواند مستقل باشد؟ البته دلایل و دیدگاه شما پای عمل است اما باور و ایمان ما به علم و دانش، خیر.
پیشنهاد :
شما که به انجام هر دل خواسته ای توانایید پس نام وزارتخانه را تغییر دهید تا زبان در دهان، پاسبان سر باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
( الوین تافلر )
و هنوز با اعتقاد به محدودیت های جنسیتی، دختران ایرانی نیازمند پاسداری اند!
شکر انتقاد به چشم چرانی پلیس های مرد شنیده شده و همجنس بودن را در حفظ امنیت محترم شمرده اند.
با افزایش 100 درصدی قیمت نوشتافزار خانوادهها برای کاهش هزینهها خرید اقلام ضروری را در اولویت قرار دادهاند
چه بسا غصب کننده ای که از غصب خود بی خبر است.
حدود ۴۰۰ هزار دانشآموز فلسطینی در سراسر نوار غزه، در میان ویرانیها و خسارات گسترده بر جای مانده از جنگ، به کلاسهای درس بازگشتهاند.
در آستانه سال تحصیلی جدید، پویش «کوله پر از مهر» با همت گروه جهادی شهدا در شهرستانهای خوشاب و سبزوار استان خراسان رضوی برگزار شد.در این پویش، نزدیک به 100 کولهپشتی به همراه لوازمالتحریر، با یاد و نام 168 دانشآموز شهید شهرستان میناب آماده شد تا در اختیار دانشآموزان قرار گیرد.این اقدام جهادی با هدف گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دانشآموز و ترویج فرهنگ همدلی، ایثار و مسئولیت اجتماعی، در روستای ترخاص شهرستان خوشاب و شهرستان سبزوار برگزار شد.
چرا برای ۱۶۸ دانش آموز مینابی، ۱۰۰ کوله پشتی؟
ساخت مدرسه کافی نیست؛ کیفیت آموزش باید تغییر کند
ببینم!
برخوردهای فیزیکی یا تنبیهی تا چه اندازه امر امنیت آموزشی را برهم خواهد زد؟
اولویت اصلی آموزش و یادگیری خواهد بود یا
داشتن حجاب اجباری؟
خبرگزاری دانشجو : مسعود پزشکیان گفت: مدام حقوق اضافه میکنند از آن طرف تورم بالا میرود و حقوق بیارزش میشود.
راهحل این مسئله نه اجبار و تهدید است و نه تسلیم شدن در برابر خواسته کودک؛ بلکه باید با همدلی، تنظیم تدریجی روال زندگی، همکاری خانواده و مدرسه و در صورت تداوم مشکل، کمک گرفتن از متخصص، کودک را برای بازگشت به مدرسه آماده کرد.
رئیسجمهور: هر دانشآموز یک لامپ خاموش کند، ۱۵ میلیون لامپ میشود. نخواهیم گذاشت چرخ کارخانهها بخوابد.
دانش آموزان هرمزگانی از شنبه چهارم مهرماه به جای حضور در مدرسه، آموزش خود را از طریق بسترهای مجازی، سامانههای آموزشی و ظرفیت رسانه ملی دنبال میکنند؛ وضعیت مدارس پس از این دوره دوباره بررسی خواهد شد.
نعمت بزرگی که لذت آن را فراموش کرده بودیم.
قلب جامعه به طپش در آمد.
افزایش قیمت خوراکیها، هزینه میانوعده دانشآموزان را به یکی از مخارج قابلتوجه خانوادهها در آغاز سال تحصیلی تبدیل کرده؛ هزینهای که در برخی برآوردها میتواند ماهانه به چند میلیون تومان برسد.
طرح های بی حاصل و بی خاصیت که عدم شان
به ز وجودشان است.
همانند بسیاری از طرح های دیگر ابتر ماند.
در آغاز هر سال تحصیلی.