دکتر نعمتالله فاضلی، استاد انسانشناسی و مطالعات فرهنگی، در یکی از یادداشتهایش مینویسد (۶ فروردین ۱۴۰۵):
« تهران پایتخت ایران زیر بمباران های شدید دشمنانش زنده و سرزنده هوای بهاری و مقاومت نوروزی را تجربه می کند، مقاومتی که گوشه گوشه ایران اهورایی جاری و ساری است... چشمهای نوروزیان از غم ایران و عزیزانش که با کمک های بشردوستانه آمریکا و اسراییل نابود شده اشکبار است، اما این چشم ها بیناتر و زیباتر از همیشه هویت، تاریخ، عظمت، مدنیت، شرف و انسانیت خود را می بیند.
نوروزیان امسال را تماما در هرمزگان سپری کردند. از همان اولین محموله کمک های بشردوستانه ای که هواپیماهای آمریکایی و اسراییلی روانه ایران کردند و بمب های چند تنی برای دختر بچه های مدرسه میناب فرستادند... نوروز امسال درسآموز است. شاید امسال آمریکاییها شناخت شان از فرهنگ ایران و ایرانی بهتر شود. فعلاً پنج هزار نیروی ورزیده به تنگه هرمز روانه کردهاند تا در کلاس درس نوروزی ایران حاضر شوند و ایرانیان درس و مشق نوروزی به آنان بیاموزند.
نوروز ۱۴۰۵ آموختنی است.

ما نوروزیان معنای عملیات آمریکا و اسرائیل برای کمک به مردم ایران را دیدیم و فهمیدیم، و آنان نیز معنای تنگهگشایی نوروزی را خواهند دید و فهمید. نوروز همیشه آموختنی است.»
و من نیز، در همآوایی با این اندیشه، این شعر را میسرایم.
آنان که با کشتیهای آهنین آمدند،
در تنگهای از نور ایستادهاند،
خورشیدِ نوروز را ندیدهاند.
ما میدانیم:
هر موجی که بر ساحل میشکند،
نامهای از دریا به صخره است،
و هر تهدیدی،
فصلِ تازهای از بیداری را ورق میزند.

نوروز میآموزد:
آتش،
پیش از آن که بسوزاند،
روشن میکند،
و دریا،
پیش از آن که طوفان شود،
آینهٔ آسمان است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان