
صدای معلم :
« بر اساس « اصل پارکینسون » در « علم مدیریت » هرکار دقیقاً به اندازه زمانی که برای آن تعیین شده طول می کشد و این مدت ارتباط چندانی با میزان و ماهیت آن کار ندارد .
به عنوان مثال ؛
اگر تمیز کردن خانه خود را ۳۰ روز در نظر بگیرید، ۳۰ روز طول خواهد کشید. اگر ۳ ساعت در نظر بگیرید ۳ ساعت طول خواهد کشید .
از زمانی که چشم مان را باز کرده ایم ؛ با وجود انواع قوانین و آیین نامه ها همچنان مشکلات فرآیند به اصطلاح « ثبت نام » به قوت خود باقی هستند .
در واقع ؛ بر اساس همان اصل پارکینسون ؛ اراده ای برای حل این مسائل وجود ندارد و یا تابع روزمرگی و استحاله زمان هستند .
وزارت آموزش و پرورش بخشنامه می کند و در رسانه ها و تلویزیون برای مدیران مدارس خط و نشان می کشد که حق دریافت وجه چه در زمان ثبت نام و چه در زمان دریافت کارنامه دانش آموزان ندارید اما به تکالیف خودش در زمینه تامین بودجه مدارس بی اعتناست.
اگر واقعا حاکمیت و وزارت آموزش و پرورش به عنوان زیر مجموعه ی آن پول و اعتبارات کافی متناسب با نیازهای هر مدرسه البته با نظارت دقیق و جامع قرار دهد ؛ کدام مدیر مدرسه حاضر خواهد بود که دست گدایی پیش مردم باز کند و آبروی خودش و مدرسه را ببرد ؟
اگر واقعا مدارس دارای بودجه مستقل و پایدار باشند چرا مدیر مدرسه باید بشود کارپرداز و هزاران حرف برای این پول ها بشنود ؟
آقای روستایی
شما در صحبت هایتان اشاره داشتید که کارکرد دوم اداره کل شما نظارت و بازرسی است و به « نگاه پیش گیرانه » استناد کردید .
در این جا به تجربه ی خودم اشاره می کنم .

من هفته ای یک بار برای دوچرخه سواری به « پیست » می روم .
بسیاری اوقات و شاید هم همیشه کسانی هستند - البته تعدادشان کم هم نیست – عادت کرده اند که در پیست دوچرخه سواری ، پیاده روی می کنند و یا حتی در آن ورزش های دیگر انجام می دهند و این باعث ایجاد خطر و سانحه هم برای خودشان و هم برای دوچرخه سواران می شود .
به تذکرات و علایم نصب شده هم معمولا اعتنایی نمی کنند .
یک بار تصمیم گرفتم که به ایستگاه پلیس مراجعه کنم و مساله را بگویم .
ایستگاه پلیس نزدیک پیست بود و تعدادی مامور هم در آن بودند و در حال خوردن چای و استراحت بودند .
به یکی از آنان مساله را شرح دادم .
خیلی راحت و خونسرد پاسخ داد که این مشکل آنان نیست !
وظیفه پلیس دخالت در این گونه امور نیست !
پرسیدم : وظیفه شما چیست در حالی که روی یونیفورم رسمی آنان نوشته بود :
« پلیس پیش گیری » .
توضیح داد که هر موقع شما در پیست دچار حادثه شوید و کار به زد و خورد و دعوا و مشاجره بکشد و به 110 زنگ بزنید ما دخالت می کنیم .
این تفسیر « نگاه پیش گیرانه » در این کشور پهناور است .
به نظر می رسد این نگاه در کل این سیستم ساری و جاری بوده و به نوعی آن را « آلوده » کرده است .
پرسش من از شما این است :
اگر در وزارت آموزش و پرورش ؛ نهادی که تحت عنوان « ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات » با وظایف مصوب و مشخص در حال فعالیت است اگر واقعا به آن وظایف عمل می کرد به عنوان مثال این همه شکایت و عریضه در « دیوان عداات اداری » مطرح و ثبت می شد ؟
طبق اعلام مسئولان قوه قضاییه ؛ بیشترین شکایت ها مربوط به آموزش و پرورش و معلمان است .
این چیزی جز ضعف در کارکردها را در اداره کل شما نشان نمی دهد .
البته خانم حکیم زاده در نشست خبری قبلی چیزهایی در مورد آموزش مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی و به طور مشخص از آموزش یک مهارت در یک پایخ سخن رانده بود اما من خبر ندارم که کار تا کجا پیش رفته است ....
هر چند اگر واقعا این مهارت های زندگی در مدرسه آموزش داده می شد دیگر شاهد این همه برخورد و استرس و تزاحم و.... نبودیم .
در مورد « طرح حامی » هم که معاونت محترم آموزش ابتدایی بارها در نشست های مختلف به آن اشاره کرده اند ؛ نقدهای زیاد و جدی وارد است .
البته ایشان گزارش های « صدای معلم » را بر خلاف برخی و شاید بسیاری از مسئولان فعلی می خوانند و برخی اوقات به « صدای معلم » بازخورد می دهند .
پرسش من از خانم حکیم زاده آن است که در سال تحصیلی گذشته ( 1404 – 1405 ) دانش آموزان ابتدایی به طور مشخص چند روز سال را در مدرسه حاضر شدند ؟

روستایی:
خیلی ممنونم از آقای پورسلیمان به نگاه و نقدی که دارید.
پاسخ نقد قطعا این نیست که گفته شود نقد شما واقع نیست ؛ نه ، شما اشتباه می کنید .... من اصلا به این اعتقادی ندارم . قطعا هم هیچ کاری صد در صد مطلوب به نتیجه نمی رسد . مهم این است که ما فرایند را شروع کردیم و داریم برای اصلاحش پیش می رویم.
ما مدعی هستیم در نگاه پیش گیرانه ای که خدمت شما عرض کردم یکی از کارهایی که برای پیش گیری تعریف می کنیم حضور موثر و مستمر در مدارس است. وقتی تعریف بازرسی مان را صد در صد می کنیم مثلا در مدارس هیئت امنایی. الآن در کلیه مدارس هیئت امنایی موجود در کشور بازرسی صد در صدی داریم اما با چه نگاهی ؟
هنوز در مدارس متوسطه اول و دوم ما ثبت نام را شروع نکرده اند با نگاه پیش گیرانه ، تذکری و گفتمان سازی .
بازرسی های دوره ای را طراحی کردیم . همه مدیران مدارس یک خوداظهاری برای ما ارسال می کنند. این خوداظهاری یعنی انتقال شرح وظایف به مدیر ، یک بار دیگر به شکل کلی.

نگاه پیش گیرانه را ما این گونه انجام می دهیم. در مورد آن نهاد یا دستگاهی که شما مثال زدید خودشان می دانند و تعریف ما از پیش گیرانه این بوده است : آموزش ؛ حضور موثر و مستمر.
در مورد این که شکایت عددش زیاد است ؛ من در مورد دیوان عدالت اداری این توضیح را عرض می کنم. دیوان عدالت اداری به شکایت ها با این نگاه رسیدگی نمی کند ، به جایی که حق ارباب رجوع و حق مردم از سوی اداره ای ضایع شود. مثلا یکی از جاهایی که ما خیلی مراجعه داریم موضوع « گزینش » است. چون در قانون گفته است اگر مرحله اول و دوم و سوم رسیدگی به حق تو نشد می توانی به دیوان عدالت اداری مراجعه کنی تا به حقت رسیدگی بکند.
به نظر من ( نظر شخصی بنده ) پرونده های تشکیل شده در دیوان عدالت اداری نگاهش نگاه شکایتی نیست ؛ نگاه نقض قوانین از نگاه مخاطب است. موضوع دیگر در حوزه ثبت نام و کمک های مردمی و اجبار مدیران ... ما باید این فرهنگ را اصلاح کنیم و این را قبول داریم اما شما به عنوان فرد با تجربه و کسی که در حوزه آموزش و پرورش و معلمی کار کردید و کار می کنید فکر می کنم بتوانید امروز این را بگویید و فکر می کنم این جمله درست باشد که ثبت نام امروز ما نسبت به سه سال پیش شرایط بهتری را دارد تجربه می کند یا از ده سال پیش شرایط بهتری را دارد تجربه می کند و قطعا با مطلوب فاصله دارد و باید تلاش کنیم که به آن نقطه مورد نظر برسیم.
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

( ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
ابوبکر و عمر و عثمان و خلفای عباسی نیز حضور موثر و مستمر در خلافت داشتند !!!!!!!