
آدمی هرچه به قلهها نزدیکتر شود، بیشتر به راز آسمان راه مییابد. برخی کوه را فتح میکنند و بازمیگردند؛ اما اندک شمارانی نیز هستند که سرانجام، خود در آغوش همان قلههایی که عمری عاشقانه پیمودهاند، جاودانه میشوند.
بامداد نهم تیرماه ۱۴۰۳، در هنگامه التهاب اخبار انتخابات ریاستجمهوری، خبر کوتاهی بر صفحه تلفن همراهم نقش بست؛ خبری که سنگینی آن، غوغای سیاست را در نظرم خاموش کرد:
استاد بهروز عطاران، فاتح نامدار قلههای ایران، در ارتفاعات جاده چالوس دچار سانحه شد و به دیدار معبود شتافت.
باور این خبر دشوار بود. تا سپیدهدم، اندوه مجال خواب را از چشمانم ربود و خاطره مردی در ذهنم مرور میشد که قامتش به استواری کوه، دلش به وسعت دشت و منش او آینهای از فروتنی، مروت و جوانمردی بود.
بهروز عطاران از تبار پهلوانانی بود که افتخار را نه در سکوهای قهرمانی، بلکه در اخلاق، خدمت و انسانیت معنا میکردند. قهرمانی نامآشنا در کشتی، مربی و داوری امین، مدیری پاکدست و کوهنوردی شیفته طبیعت؛ اما پیش از همه این عناوین، انسانی بزرگ بود.هرگاه بیتکلف به شهیدستان کرج میآمد، حضورش جان تازهای به جمع میبخشید. سخنش از جنس تجربه بود، نگاهش از جنس مهربانی و رفتارش سرشار از وقار.
او بیآن که ادعایی داشته باشد، درس زندگی میداد؛ همانگونه که کوه، بیهیاهو، استقامت را تعلیم میدهد.زادگاهش میاندوآب بود، اما دلش در سراسر ایران میتپید. از سبلان و سهند تا دماوند و علمکوه، از البرز تا زاگرس، هر قله برای او صفحهای از کتاب عظمت آفرینش بود.
بارها میگفت ایران، بهشتی برای کوهنوردان جهان است و اگر این میراث ارزشمند شناخته و پاس داشته شود، نام ایران بر تارک کوهنوردی جهان خواهد درخشید.
او سالها با دانش، انضباط و عشق کوهنوردی کرد . صدها صعود موفق را در کارنامه خود ثبت نمود و همچنان سودای فتح بلندترین قلههای جهان، آن هم بی نیاز از کپسول اکسیژن، در سر داشت؛ سودایی بلند که در پیچوخم بیمهریها ناتمام ماند.
پایان گفتوگویی که سالها پیش با او داشتم، آغاز رفاقتی صمیمانه شد.
آنچه بیش از روایت قلهها در خاطرم مانده، بزرگی روح مردی است که با همه افتخاراتش، همچنان متواضع میزیست و خود را شاگرد طبیعت میدانست، نه فاتح آن.
امروز، پیکرش از بهشت سکینه کرج راهی زادگاهش میشود؛ اما مگر میتوان مردان کوه را در خاک جست؟ آنان در مه صبحگاهی البرز، در برفهای سپید سبلان، در صخرههای استوار علمکوه و در نسیم جاری بر فراز قلهها حضور دارند.
قلهها، این بار یکی از صمیمیترین یاران خود را در آغوش کشیدهاند.و چه نیک گفتهاند که برخی انسانها نمیمیرند؛ تنها از دامنه خاک، به بلندای آسمان کوچ میکنند.
بهروز عطاران، فاتح قلهها، اینک خود قلهای است که نامش بر فراز بلندای ایران خواهد ماند.
روحش قرین رحمت واسعه الهی، یادش جاودان و نامش بر فراز قلههای ایران ماندگار باد.
باخدیم قلم قاشینا
یازدیم قبیر داشینا
سندن سورا کول اولسون
بو دونیانین باشینا








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.