صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

اگر از «کاپیتال‌خوانی ایدئولوژیک» به «شاهنامه‌خوانی ایدئولوژیک» برسیم، تنها کتاب تغییر کرده است، نه شیوه اندیشیدن

در جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از " فردوسی " و " شاهنامه "

رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

در فراز و فرود تاریخ فکری و فرهنگی جوامع، گاه دوره‌هایی فرا می‌رسد که جامعه در جست‌وجوی معنا، میان حسرت گذشته و رؤیای آینده سرگردان می‌ماند. وضعیتی که جامعه‌شناسان آن را با مفاهیمی چون «آنومی» یا بی‌هنجاری و گسست تعادل اجتماعی توضیح داده‌اند .

دکتر احمد حکیمی‌پور، عضو اسبق شورای اسلامی شهر تهران، با اشاره به دیدگاه امیل دورکیم، جامعه‌شناس نامدار فرانسوی، بر این باور است که برخی جوامع در دوره‌های خاص، به دلیل دگرگونی‌های عمیق اجتماعی و تضعیف چارچوب‌های مشترک معنایی، وارد وضعیتی ناپایدار می‌شوند؛ وضعیتی که در آن بخشی از جامعه، گذشته را به مثابه عصر طلایی بازسازی می‌کند و بخشی دیگر، آینده‌ای آرمانی و دست‌نیافتنی را پیش چشم می‌نشاند.

گروه نخست، راه رهایی را در بازگشت به گذشته می‌بیند و گرایش محافظه‌کارانه پیدا می‌کند؛ گروه دوم، در سودای ساختن جهانی نو، به سوی رویکردهای رادیکال میل می‌کند. اما هر دو، اگر از ترازوی خرد و نقد فاصله بگیرند، به جای گشودن راهی برای برون‌رفت، ممکن است جامعه را در چرخه‌ای از توهم، تقابل و دور شدن از واقعیت گرفتار کنند. فردوسی سخن خویش را با ستایش «جان و خرد» آغاز می‌کند؛ زیرا در دستگاه فکری او، خرد داور نهایی همه چیز است؛ حتی شاهان و پهلوانان.

البته باید به یاد داشت که علوم انسانی، عرصه قطعیت‌های مطلق نیست. نظریه‌های جامعه‌شناختی نه احکام تغییرناپذیر، بلکه چراغ‌هایی برای بهتر دیدن پیچیدگی‌های جهان انسانی‌اند.

ارزش یک نظریه در آن است که قدرت توضیح و پرسش گری ما را افزایش دهد، نه آنکه خود به جای حقیقت بنشیند.

در همین چارچوب، روایت دکتر جهاندیده، استاد دانشگاه رشت، درباره فضای روشنفکری ایران در دهه‌های گذشته، نکته‌ای درخور تأمل را پیش روی ما می‌گذارد. او با استناد به خاطرات زنده‌یاد بزرگ‌ علوی اشاره می‌کند که در دهه سی خورشیدی، بخشی از محافل روشنفکری ایران، شب‌های خود را با خواندن کاپیتال کارل مارکس سپری می‌کردند و در دهه پنجاه نیز آثار مارکسیستی با دشواری بسیار تکثیر و میان علاقه‌مندان دست‌به‌دست می‌شد. اما مسئله، خود کتاب و اندیشه مطرح‌شده در آن نبود؛ مسئله، شیوه مواجهه با متن بود. گاه کتاب، از جایگاه یک اثر فکری که باید خوانده، نقد و فهمیده شود، فراتر رفت و به نوعی مرجع حقیقت مطلق تبدیل شد. متن، به جای آنکه پنجره‌ای برای دیدن جهان باشد، به دیواری برای جدا کردن انسان از پرسش بدل شد.

این تجربه تاریخی، تنها به یک کتاب یا یک جریان فکری محدود نمی‌شود. هرگاه یک متن، چه فلسفی و سیاسی و چه ادبی و تاریخی، از قلمرو اندیشه به میدان ایمان ایدئولوژیک رانده شود، نخستین قربانی آن، روح پرسش گری است.

امروز گسترش محافل شاهنامه‌خوانی در شهرهای مختلف ایران، بی‌تردید نشانه‌ای امیدبخش از بازگشت جامعه به ریشه‌های فرهنگی خویش است. شاهنامه فردوسی نه فقط یک اثر ادبی، بلکه گنجینه‌ای از زبان، اسطوره، تاریخ و حافظه جمعی ایرانیان است. با این همه، حتی این میراث سترگ نیز زمانی زنده و الهام‌بخش خواهد ماند که در حصار تقدیس و تفسیرهای بسته گرفتار نشود.

مسئله، شاهنامه نیست؛ مسئله، شیوه خواندن شاهنامه است.

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

آیا شاهنامه را می‌خوانیم تا در آیینه آن، انسان، قدرت، عدالت و اخلاق را بهتر بشناسیم؟ یا آن را به ابزاری برای تأیید باورهایی تبدیل کرده‌ایم که پیش از خواندن، به آنها رسیده‌ایم؟

این پرسش در یکی از نشست‌های شاهنامه‌ خوانی‌کرج برای نگارنده عینیت یافت؛ آنجا که یکی از نقالان افراطی در دفاع از ضرورت حفظ نظام پادشاهی گفت:«برای حفظ پادشاهی، حتی باید ضحاک ماردوش را نیز تحمل کرد.»

این سخن، فارغ از نیت گوینده، بازتاب قرائتی است که استمرار قدرت را بر عدالت مقدم می‌نشاند؛ در حالی که روح شاهنامه و جهان‌بینی فردوسی، بر چنین برداشتی صحه نمی‌گذارد.

اگر پادشاهی، صرفاً به دلیل پادشاهی بودن، ارزش مطلق داشت، داستان ضحاک، خیزش کاوه و ظهور فریدون چه معنایی می‌یافت؟

فردوسی در سراسر شاهنامه، مشروعیت فرمانروایی را نه از زور و تبار، بلکه از «داد» و «خرد» می‌گیرد.ضحاک، نماد قدرتی است که از عدالت تهی شده و برای بقای خویش، انسان را قربانی می‌کند. در برابر او، کاوه آهنگر نه یک شخصیت صرفاً تاریخی یا اسطوره‌ای، بلکه نماد وجدان بیدار جامعه‌ای است که در برابر بیداد، خاموش نمی‌ماند.

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

فردوسی اندیشه سیاسی و اخلاقی خویش را در این ابیات جاودانه فشرده است:

«فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی»

در جهان‌بینی فردوسی، عظمت انسان نه در قدرت، بلکه در دادگری و خردورزی است.

از همین منظر، دیدگاه استاد حسینعلی، از مدرسان جلسات شاهنامه‌خوانی زنجان، نیز شایسته توجه است. او معتقد است بسیاری از مواجهه‌های امروز با شاهنامه، نگاهی «عمودی» دارند؛ نگاهی که یا به تقدیس مطلق این اثر می‌انجامد یا به داوری‌های سطحی و شتاب‌زده.

در مقابل، آنچه امروز بدان نیازمندیم، نگاهی «افقی» است؛ نگاهی که شاهنامه را در جایگاه یک شاهکار ادبی، اسطوره‌ای و تاریخی و در متن زمانه و فرهنگ خویش مطالعه کند.

در تکمیل این نگاه، مهندس حسین‌نجاری، شاعر و روزنامه‌نگار، بر این باور است که راه رسیدن جامعه به تعادل، نه در سکون گذشته است و نه در استقرار در آینده؛ بلکه در توانایی زیستن خردمندانه در اکنون است.

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

اکنونی که از گذشته می‌آموزد، اما در آن متوقف نمی‌شود؛ و به آینده می‌اندیشد، اما گرفتار خیال‌پردازی‌های بی‌پشتوانه نمی‌گردد.

از سوی دیگر، مهندس صفر حیدری، پژوهشگر فرهنگی ـ اجتماعی، با نگاهی انتقادی‌تر به جایگاه شاهنامه در فرهنگ ایرانی می‌نگرد. او معتقد است شاهنامه در بخشی از خوانش‌های اجتماعی، به تبلور آرزوها و حسرت‌های تاریخی جامعه‌ای تبدیل شده است که گاه میان واقعیت‌های تاریخی خویش و تصویر آرمانی قهرمانان اسطوره‌ای فاصله‌ای عمیق احساس کرده است.از نگاه او، ممکن است جامعه‌ای در دوره‌هایی که با ضعف، شکست یا تجربه‌های تلخ تاریخی روبه‌رو بوده، به روایت‌های حماسی و قهرمانان افسانه‌ای پناه برده باشد تا تصویری از شجاعت، مقاومت و سربلندی را در حافظه جمعی خود بازسازی کند.

این دیدگاه، هرچند محل بحث و نقد است، پرسشی مهم را پیش روی ما می‌گذارد:

نسبت میان اسطوره و واقعیت تاریخی چیست؟ آیا آثار حماسی صرفاً بازتاب شکست‌ها و کمبودهای تاریخی یک ملت‌اند یا می‌توانند نیرویی برای بازسازی هویت، اخلاق و امید اجتماعی باشند؟

بی‌تردید شاهنامه را نمی‌توان تنها به عنوان جبران روانی یک ملت در برابر ناکامی‌های تاریخی تفسیر کرد؛ همان‌گونه که نمی‌توان آن را صرفاً کتابی برای ستایش گذشته دانست.

شاهنامه، در کنار روایت پهلوانی و حماسی، سرشار از هشدار درباره پیامدهای خودکامگی، بی‌خردی، غرور قدرت و فروپاشی اخلاقی فرمانروایان است.از این منظر، حتی نقدهای تند نسبت به کارکرد اجتماعی شاهنامه نیز می‌تواند فرصتی برای بازخوانی عمیق‌تر این اثر باشد؛ زیرا ارزش یک میراث فرهنگی بزرگ، در آن نیست که همه درباره آن یکسان بیندیشند، بلکه در توانایی آن برای برانگیختن پرسش، گفت‌وگو و تأمل است.

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

شاید مهم‌ترین نکته آن باشد که نه شاهنامه را به جای خرد بنشانیم و نه خرد را از گفت‌وگو با میراث‌های فرهنگی محروم کنیم.

جامعه‌ای که بتواند هم قهرمانان خود را نقد کند و هم از تجربه‌های تاریخی و فرهنگی خویش بیاموزد، به جای گرفتار شدن در افسانه‌سازی یا خودتحقیری تاریخی، راه شناخت واقع‌بینانه‌تری از خویشتن خواهد یافت.

گذشته، زمانی سرمایه است که موضوع شناخت و نقد باشد، نه موضوع پرستش.

آینده نیز زمانی راهگشا خواهد بود که بر پایه خرد محاسبه‌گر، تجربه تاریخی و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه بنا شود، نه بر وعده‌های یک آرمان‌شهر دست‌نیافتنی.

شاید بزرگ‌ترین نیاز جامعه امروز، رهایی از مطلق‌اندیشی باشد؛ چه مطلق‌سازی گذشته و چه مطلق‌سازی آینده.

جامعه‌ای که گذشته را نقد کند، اکنون را بفهمد و آینده را عاقلانه بسازد، کمتر در دام دوگانه‌های فرساینده گرفتار خواهد شد.

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

شاهنامه، کتاب پاسخ‌های بسته نیست؛ کتاب پرسش‌های ماندگار است. پرسش از نسبت قدرت و عدالت، انسان و سرنوشت، دولت و ملت، پهلوانی و اخلاق.

از همین روست که فردوسی سخن خویش را با ستایش «جان و خرد» آغاز می‌کند؛ زیرا در دستگاه فکری او، خرد داور نهایی همه چیز است؛ حتی شاهان و پهلوانان.

امروز بیش از حافظان شاهنامه، به مفسران خردورز آن نیازمندیم؛ کسانی که این اثر سترگ را نه برای اثبات باورهای خویش، بلکه برای سنجش و پالایش اندیشه‌های خود بخوانند.

اگر از «کاپیتال‌خوانی ایدئولوژیک» به «شاهنامه‌خوانی ایدئولوژیک» برسیم، تنها کتاب تغییر کرده است، نه شیوه اندیشیدن.

فرهنگ با پرسش، گفت‌وگو و نقد زنده می‌ماند؛ اما ایدئولوژی با یقین‌های تغییرناپذیر. و شاید پیام ماندگار فردوسی برای امروز ما همین باشد:از گذشته بیاموزیم، در اکنون با خرد زندگی کنیم و آینده را با چراغ دانایی بسازیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی جست‌ و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از فردوسی و شاهنامه در صدای معلم

جمعه, 19 تیر 1405 16:15 خوانده شده: 21 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور