دغدغه ی فاصله فرهنگی بین دانشآموزان و کتابهای درسی، مسئلهای فراتر از یک درس خاص و یک مقطع مشخص است؛ آن نشانه یک گسست ارتباطی عمیق است. دانشآموز امروز با دنیایی چند لایه، متصل به فضای مجازی و سرشار از پرسشهای بیپاسخ رشد می کند اما با متونی مواجه میشود که اغلب به زبان رسمی، یک دست و دور از هیاهوی زندگی واقعی او سخن میگویند. این کتابها گویی از روزنه ای دیگر می نگرند و از مسائلی میگویند که برای نوجوانی که دغدغه هویتش در اینستاگرام، فشار روانی کنکور، یا تنشهای خانوادگی را تجربه میکند؛ انتزاعی و بی ارتباط به نظر میرسد.
این فاصله تنها به بیعلاقگی ختم نمیشود، بلکه تبدیل به یک بیگانگی فعال میگردد. دانشآموز، محتوای درسی را نه به عنوان ابزاری برای فهم جهان پیچیده اطرافش، بلکه به مثابه مانعی برای گذر از سد امتحانات میبیند. در این حالت، دانش از ذات پویا و نقادانه خود تهی شده و به کالایی برای مبادله در ازای نمره تبدیل میشود. شاهد این مدعا، حفظ محوری افراطی و فرار از هرگونه بحث تحلیلی در کلاسهای درس است.
ریشه این شکاف را باید در چندین لایه جست و جو کرد. آینده آموزش در گرو آن است که فاصله بین متن کتاب و زمین زندگی روزمره درنوردیده شود.
نخست، ساختار سلسله مراتبی تألیف کتابهای درسی است که قادر به همگامی با شتاب سرسامآور تحولات فرهنگی و اجتماعی نیست. این کتابها اغلب متعلق به دیروزند و نه امروز. دوم، سیطره نگاه تکبعدی که هدف را تنها ارائه یک روایت خاص در نظر دارد، نه پرورش قدرت نقد و تحلیل.
وقتی همه پاسخها از پیش آماده هستند ؛ پرسش دانشآموز مزاحم تلقی میشود.

سوم و شاید از همه مهمتر، نادیده گرفتن کامل زیست جهان دیجیتال نسل جدید است. این نسل در فضای مجازی نفس میکشد، عاطفه میورزد، هویت میسازد و معترض میشود. اما کتاب درسی یا این فضا را نادیده میگیرد، یا تنها با نگاهی منفی و آمرانه به آن مینگرد، بیآن که بخواهد زبان و فرهنگ آن را بفهمد یا درباره اقتضائات و آسیبهایش گفتوگویی برابرطلبانه آغاز کند.
پیامد این وضعیت، فارغالتحصیلانی است با دانشی منفک از زندگی. آنان ممکن است فرمولها و تاریخها را بدانند، اما در مواجهه با مسائل پیچیده شخصی و اجتماعی، درمانده و بیسلاح هستند. این گسست به بیاعتمادی به نهاد علم و آموزش، احساس پوچی و رویآوردن منفعلانه به منابع فرهنگی بیگانه میانجامد.

کلید حل این بحران، در تغییر نگرش از آموزش به مثابه انتقال معلومات به آموزش به مثابه برقراری گفت و گو است. کتاب درسی باید از نقطه پایان تفکر، به نقطه آغاز یک مکالمه تبدیل شود. این تحول نیازمند اقداماتی جسورانه است: بازنگری در محتوا با مشارکت متخصصان، معلمین و حتی خود دانشآموزان؛ تبدیل کلاس درس به کارگاهی برای بحث مسائل واقعی جامعه با استفاده از مفاهیم کتاب؛ توانمندسازی معلمان به عنوان تسهیلگران گفتوگو، نه مقلدان صرف متن؛ و به رسمیت شناختن فرهنگ دیجیتال به عنوان بخشی جداییناپذیر از زندگی نسل جدید و گنجاندن سواد نقد رسانهای در متن دروس.
آینده آموزش در گرو آن است که فاصله بین متن کتاب و زمین زندگی روزمره درنوردیده شود. تنها زمانی کتاب درسی میتواند ادعای آمادهسازی نسل جوان برای فردا را داشته باشد که امروز آنها را به رسمیت بشناسد، صدایشان را بشنود و جسارت ورود به میدان نقد و گفتوگوی بیواسطه با دنیای پرتلاطمشان را به آنان هدیه کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان