چهار دهه از به وجود آمدن انواع گوناگون مدرسه در ایران بعد از انقلاب اسلامی می گذرد. از جمله دلایل این زایش نامیمون رشد جمعیت و افزایش کاستی ها، ضعف ها و ناتوانی های مجموع سازمان دهنده نظام آموزشی در ایجاد نگاه جدید به آموزش بود که موفق و مؤثر عمل نکرد.
اهل فن و منتقدین هر چه در مورد ناکارآمدی و ورشکستگی روزافزون نظام آموزشی سخن می راندند میخ آهنینی بود که در سنگ یا منطق کور فرو نمی رفت. حتی عده ای از آنان تذکر کتبی دریافت کردند یا زندانی و تبعید شدند. این بزرگواران دلسوز همان روشنفکران طرد شده جامعه بودند که نتیجه دردهای پنهان و آشکار جاری و ساری را برای سال ها و دهه های بعد پیش بینی می کردند. آنان بصیرت و آگاهی فراتر از زمان حال را داشتند اما چون در صف اقلیت بودند پس قانون شکن و سنت شکن شمرده می شدند.
بیشتر اولیای دانش آموزان با قالب و بینش فکری متفاوت از هم و در موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون، تا لحظه وقوع دو پدیده ناخوشایند یعنی ایپدمی کرونا و دو جنگ اخیر، به شرایط جدید مدارس یعنی 18 گانه بودن آن و کاهش کیفیت و حتی کمیت آموزشی، اعتراضی نداشتند. اما وقتی که در برخورد با هر دو، تعطیلی مدارس به عنوان سهل ترین تصمیم گرفته شده دانش آموزان را مجبور به استفاده از آموزش مجازی و غیرحضوری نمود، تازه به ناکارآمدی نظام آموزشی ایمان راسخ یافتند و بود و نبود آن را یکی دانستند.

سوال بیشتر اولیا این بود وقتی بدون مدرسه رفتن نیز می توان فرزندان خود را آموزش داد؛ پس چرا مدرسه و کلی دردسر آن را باید تحمل کنیم؟
اولیایی که تا دیروز تنها هنر و دغدغه آنان برتر گزینی مدرسه، معلم و حتی مدیر، ناحیه و منطقه آموزشی بود، بعد از دوران کرونا به قرار گرفتن نظام آموزشی در حالت احتضار، یقین حاصل کردند. دیگر مدارس خاص نیز تأمین کننده آمال و آرزوهای طبقاتی و کسب امتیاز ویژه برای آنان نبود.
عده ای از خانواده ها که توانمندتر بودند و هیچ آینده ای در ایران برای خانواده و فرزندان خود نمی دیدند، همه با هم بار مهاجرت ببستند و رفتند.
عده ای از اولیا که توانایی مالی مناسبی داشتند و فرزند آنان در سنین مقرّر یادگیری زبان دوم یعنی 2 تا 4 سالگی، آموزش زبان انگلیسی را آغاز کرده بودند، این بار خود را به آب و آتش زدند تا در آزمون یا مصاحبه کشورهایی خاص اعم از اروپایی یا آسیایی که بورس تحصیل دانش آموزی می دهند، فرزند خود را شرکت دهند تا قبول و پذیرش شود.
عده ای که باز نسبتا شرایط اقتصادی خوبی داشتند معلم سر خانه گرفتند و تنها تأثیر گذاری یک فرد را موجه دانستند. البته برای دوره ابتدایی امکان این امر وجود دارد اما برای پایه های بالاتر تحصیلی نیاز به تخصص های گوناگون هست و یک نفر چنین توانایی ندارد.

و عده ای هر نوع تأثیر پذیری از محیط ناایمن روحی- روانی - ذهنی - تربیتی و شخصیتی از غیر را از ریشه خشکاندند و والدین شخصا آموزش شکسته و بسته فرزند خود را برعهده گرفتند. آنان مدام تکرار کردند که آموزش در مدارس به اندازه کافی با تعطیلی ها و معلمان همه رقمی جذب شده، محرومیت ها، تضادها و بی عدالتی های آموزشی، بال و پر شکسته است، حداقل با میل و سلیقه خود این نقصان را به فرزندم منتقل سازم که تحمیل و شست و شوی مغزی در کار نباشد.
همه رسالت خود را در یک اصل واحد خلاصه می دیدند که باید داخل مغز این کودک چیزهایی انباشته کرد اما همه قادر به تشخیص ماهیت، ضرورت و تنوع نیازهای او نبودند. فقط او برخی دانسته ها را یاد بگیرد:
آیا مابین یاددهی ما ربط منطقی وجود دارد؟ مهم نیست! مدت زمان بسیاری است که تقدیر و تشکر از فرهنگ نامه روزمره ایرانی جماعت حذف گردیده است و گستاخی و پررویی رویه عادی تحصیل کرده و نکرده به یک میزان گردیده است.
آیا نیاز واقعی کودک است؟ مهم نیست!
آیا خواسته فرزند من نیز همین است؟ اصلا مهم نیست!
آیا علایق، استعداد و ظرفیت یادگیری فرزند من همین قدر است؟ چه اهمیتی دارد!
همانند سال هایی که در جامعه ما تب ثبت نام کودکان در کلاس های جورواجور وجود داشت و هر چه نام کلاس طمطراق بیشتری با خود یدک می کشید، فاصله اجتماعی شما نسبت به دیگران بیش از حد انتظار گوشزد داده می شد! نوع نگاه و خواست و گرایشات کودک هیچ اهمیتی نداشت. میل، میل اولیا بود و بس، خصوصا مادران گرامی که بسیار دلسوزترند!
به باور من، روزگاری که پدر سواد سیکل داشت و مادر بیسواد و خانه دار بود، درس خواندن کودکان و تربیت درست آنان برای والدین بیشتر حائز اهمیت بود تا امروز.

بلاتکلیفی در برزخ آموزشی بزرگسالان دقیقا به کودکان در حال انتقال است.
باید اعتراف کرد که نظام آموزشی مدت هاست که نمی داند چه چیزی برای کودکان لازم و ضروری است و چگونه باید بدان رسید. قائل به اولویتی نیست و تأخر و پس بودگی را رویه معقول و مقبول ساخته است. و اولیای همین کودکان که روزی معلم را سرچشمه محترم و معتبر تعلیم و تربیت فرزند خویش می دانست امروز به او اعتماد ندارد.
این بدگمانی همانند بوی نامطبوع از آموزش و پرورش به والدین نیز سرایت یافته است. همان زمان که از انجام تنها رسالت خود یعنی «تعلیم و تربیت» یا «آموزش» و «پرورش» کودکان طفره رفت یا عاجز ماند و به جدایی نافرجام دوقلوهای به هم پیوسته از هم تن داد یعنی پرورش را با بی رحمی و ناشی گری از آموزش جدا ساخت. محل این جدایی بیش از چهل سال است که التیام و بهبود نیافته است حتی عفونت شدید آن کمر به مرگ این دو بسته است.
امروز در شرایطی هستیم که همین اولیا در پایگاه اجتماعی متفاوت، منکر نقش زیربنایی آموزش در ایجاد شخصیت اجتماعی مؤثر در جامعه است. آنان فرزند خود را در مدارس، مثله شده از هر نوع ارزشی یافته اند.
پس اگر تمایل یا توانایی خارج فرستادن فرزند خود را ندارند جهت رهایی از این وابستگی کور و بی منطق به آموزش در مدارس ایرانی، نگاه ها به سوی هوم اسکول ها روانه می گردد.
بر خود واجب دانستم بخشی از معایب نگرش جدید را گوشزد کنم امید که این بار خطاها و لغزش های جدیدتری زاییده نشود و اگر درمانی در همین حال وجود دارد چند سال دیگر به دنبال نوشداروی بعد از مرگ سهراب یا انتظار معجزه و ظهور قهرمان و پهلوان نباشیم.
در این بخش برخی از معایب آموزش در خانه (Homeschooling) بررسی می شود:
اولین بار با آموزش در خانه در دوران کودکی با تماشای سریال استرالیایی اسکیپی آشنا شدم. جنگل بانی با دو فرزند پسر که در محل مأموریت خود مجبور به آموزش رادیویی آنان بود. تصور می کنم تمام تلاش ذهنی من به عنوان یک دانش آموز علاوه بر تحسین هوش و ذکاوت کانگوروی مهربان و وفادار، هضم نحوه آموزش آن دو کودک بود.
باید گفت که هوم اسکول ها قابلیت تأیید و تضمین حتمی ندارند. آموزش و پرورش رسمی و عمومی هر کشوری علاوه بر تعلیم و تربیت کودکان، رسالت ارائه آموزش برابر و هم سویی را برعهده دارند تا الگوهای عملی مشخصی را بر دوش آنان بگذارند. تفاوت های فردی و اجتماعی موجب مسیریابی های مختلف جهت پاسخ گویی به نیازهای جامعه می شود.

و برخی معایب دیگر هوم اسکول ها:
1- از این هسته های انفرادی آموزشی، نمی توان به نتایج واحد و شفافی رسید. چون هدف گذاری و نحوه طی مسیر یکسان و .هماهنگ نیست.
2- محتوا یا کمیت و کیفیت آموزشی کاملا سلیقه ای و دل به خواهی است.
3- در برخی موارد مادر به تنهایی و گاها با همراهی پدر، مطالبی ناپیوسته و نامربوط را آموزش می دهند. این از هم گسیختگی مفاهیم موجب سردرگمی کودک می شود. که نتیجه گیری و هدف گذاری را غیرممکن می سازد.
4- یک معلم به عنوان کسی که با این شغل درآمد کسب می کند تا نیازهای خود را برطرف سازد، مجبور به ایفای نقش و انجام شرح وظایف مقرّر است، اما مادر یا پدر یا هر دو، در زندگی روزمره خود وقت و حوصله کافی را همیشه نخواهند داشت و اختیاری بودن زمان آموزش یا نامشخص بودن آن خود گویای عدم موفقیت است.
5- مهارت و توانایی تدریس به چیزی بیشتر از سواد نیاز دارد.
6- همه خانواده هایی که بی نیازی خود به مدرسه را با آموزش فرزند خود در خانه اعلام و آغاز کرده اند قادر به خدمت گرفتن معلم سرخانه نیستند.
7- شاید به عنوان یک احتمال ممکن، برای آموزش دوره ابتدایی یک معلم پاسخ گوی نیاز کودک باشد اما برای آموزش دروس متعدد پایه متوسطه، نیاز به معلمین و تخصص های بیشتری هست که تحقق آن سخت و غیرممکن است.
8- اگر قرار است این کودک سال های متمادی در همین کشور زندگی کند با کدام سند و مدرک قرار است جذب بازار کار شود؟ همه این کودکان دور از مدرسه، قرار نیست شغل آزاد یا مهارت هنری مستقلی داشته باشند، پس چگونه قرار است فعالیت اقتصادی داشته باشند؟
9- برخی از این اولیا به صورت کاملا غیررسمی فرزند خود را در مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی ثبت نام می کنند تا خرداد ماه در امتحانات شرکت و کارنامه دریافت کند. روندی که برای خود ما به عنوان والدین سخت است چرا به کودکان تحمیل می کنیم؟ یک کودک شرایط متفاوت قرار گرفته شدن در دوزخ و برزخ یادگیری را چگونه تجزیه و تحلیل و درک خواهد کرد؟
این دوگانگی یا چندگانگی رفتار والدین با کودک یا کودکان، بر روح و روان و مهم تر از آن برداشت آنان از جامعه و نظام آموزشی چگونه تأثیری خواهد گذاشت؟ یا رفتار او نسبت به آموزش فرزندان خود چگونه خواهد بود؟
تنها مزیت هوم اسکول ها، رهایی کودکان از چنبره دور باطل ناکارآمدی آموزش و پرورش است. اما علیرغم مهم بودن همین یک مزیت، نمی توان معایب آن را برای جامعه خود نادیده گرفت.
کدام رسالت با توفیق خارق العاده به سر منزل مقصود رسیده است که این تغییر مهم در مسیر نحوه آموزش کودکان، دومی باشد؟

شاید ادعاهایی غیر این مبنی بر کارآمدی آموزش و پرورش از سوی افرادی خاص، مطرح شود و همه آنچه را که در حال گذر از یک بحران به بحرانی جدید است را انکار کنند، از این اشخاص می پرسم:
کشورهایی که در نزدیکی قطبین قرار دارند چند روز از مدت سال تحصیلی را با بهانه برودت هوا و ریزش برف سنگین بالای زانو، تعطیل اعلام می شود؟ یا کدام کشور درگیر جنگ، 4 ماه رسما تعطیل اعلام کرده است؟
یا کشورهایی که مجبور به خرید انرژی هستند و شعور و همدلی عجیبی در صرفه جویی همه انواع آن را دارند، چند روز به دلیل نبودن برق یا گاز مدارس و دانشگاه ها را تعطیل می کنند؟
مگر در جنگ 8 ساله با عراق؛ مدارس و دانشگاه ها تعطیل بودند ؟
من دیپلم خود را خرداد سال 60 گرفتم و یک روز به خاطر جنگ تعطیلی نداشتیم. دانشگاه تبریز را به خاطر دارم که هنگام بمباران دانشکده فنی با گزارش ستون پنجم مبنی بر ساخت مهمات جنگی در 28 دی ماه 1365 فقط چند روز تا یک هفته تعطیل بود. وقتی وضعیت قرمز اعلام می شد در دانشکده خود و در تاریکی به زیر زمین می رفتیم چون در هر حمله هوایی برق ها قطع می شد.
در جنگ اخیر ، ما بین ستاره ها دنبال دشمن بودیم آن هم جلوی پنجره. یا مردم خیلی عزیزتر شده اند یا به دانش فنی نظامی خود بیشتر می بالیم که از جان پناه و آژیر قرمز خبری نیست!
نتیجه همه تعطیلی ها با هر نوع بهانه موجه و بیشتر غیرموجه، پایین آمدن میانگین نمرات نهایی و غیر نهایی در آزمون های داخلی و بین المللی برای دروس و پایه مشخص بود. و باز معلمان بودند که در مظان اتهام عام و خاص قرار گرفتند.
اگر آموزش و پرورش را به صفحه شطرنج شبیه سازیم، یقین سربازان ردیف اول هر دو رنگ مهره های شطرنج، معلمان هستند. سپر بلا و پیش مرگ آموزش و پرورش.
مدت زمان بسیاری است که تقدیر و تشکر از فرهنگ نامه روزمره ایرانی جماعت حذف گردیده است و گستاخی و پررویی رویه عادی تحصیل کرده و نکرده به یک میزان گردیده است. شعور اجتماعی کم رنگ تر و خردجمعی بی مایه تر شده است. تضعیف اخلاق و ادب و فرهنگ هم تقصیر معلمان شمرده می شود. البته به نوعی حق دارند چون ارتباطی مابین معلم و دانش آموز باقی نمانده است که همه این موارد بی نقص موجودیت داشته باشد.

پس چرا معدل دانش آموزان نمونه دولتی، تیزهوشان، شاهد و غیرانتفاعی که به دست چین کردن دانش آموزان با معدل بالای 19 و نقض عدالت آموزشی شهره آفاق هستند قادر به ارتقای سطح میانگین نمرات دانش آموزان نیستند؟ در حالی که بیش از بیست و پنج سال پیش از هر کدام فقط یک مدرسه نمونه دولتی، شاهد و تیزهوشان یا سمپاد در مراکز استان ها وجود داشت و امروز برای هر منطقه و ناحیه چندین مدرسه از همین نوع مدارس وجود دارد. اما باز قادر به ارتقای میانگین معدل دروس یا پایه های مختلف از 9 تا 11 به بالا نیستند. و آن مقام مسئول برای افزایش چند صدم، ادعای پیشرفت تحصیلی می کند که مثلا معدل 10.25 شده 10.78 !
هر چقدر وزیر محترم شاد و خندان فریاد زنند همه چیز عالی است و سال جدید تحصیلی صد در صد حضوری خواهد بود، خانواده ها در پی احتمالات و در حال ترسیم مسیری جدید و دیگری هستند تا فرزند دلبند خود را از این بلاتکلیفی کُشنده نجات دهند. آنان بی تعهدی و عدم تغییر وضعیت مدارس را نمی توانند نادیده بگیرند و اعتمادی به فردا ندارند.
از مهم ترین دلایل عدم ازدواج جوانان منهای مسایل مهم دیگر، نادرست بودن زاد و ولد در شرایط فعلی جامعه است. آنان نمی خواهند نوزاد بی گناه دیگری را در این ناکجاآباد بی هدف قربانی سازند. جوانی جمعیت به تضمینی محکم جهت تأمین آینده ای پر از امید و باور نیاز دارد. جامعه بدون مدرسه و مدرسه بدون کودکان، خانه ارواحی بیش نیست.

پیشنهاد:
جلوی درب وزارتخانه و در داخل آن به طور سمبلیک مجسمه متفکر یا مجسمه اندیشهگر شبیه اثر مهم «آگوست رودن» فرانسوی ساخته و نصب کنید تا شاید به خود آییم و فلسفه یک ساعت تفکر بهتر از عبادت هفتاد ساله اسلام را چون همیشه به غربی ها هدیه نبخشیم. شاید بدین طریق ما نیز همانند آنان قادر به تحقق رنسانس شویم و معنای واقعی انقلاب فرهنگی را دریابیم!
همه جهان این مجسمه را به عنوان سمبلی از فلسفه می شناسند ما چرا اندر احوال خود غافلیم؟!
کجاست فلسفه تعلیم و تربیت؟ همه با هم بیندیشیم، ساعت تفکر فرا رسیده است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
یادش بخیر!
چقدر حرمت داشتند!
چقدر تمیز و شیک پوش بودند!
شکر که مزه استاد شاگردی را چشیده ایم!
و این " فرضاً تنها مزیّت هوم اسکولها" خود یک " ابـــر مـزیـّت " است که اگر آنرا در یک کفه ترازو و آموزش و پرورش و مزیتهایش را در کفه دیگر بگذاریم این ابر مزیت سنگینتر است.
کشوری که سیستم آموزشی ،اینترنت و برق وغیره به ظاهردارد ولی درواقعیت ندارد
درکشوری راهکارحل مشکلات قطع کردن وبستن هست چیزی جزفلاکت نمی توان انتظار داشت
فرمانده کل انتظامی کشور از افتتاح دبیرستانهای پلیس طی چند روز آینده خبر داد و تاکید کرد: دبیرستانهای پلیس مجهز به پیشرفتهترین سامانههای دیجیتال و هوشمند است تا دانشآموزان از بهترین امکانات برخوردار باشند.
لعنت خدا و پیامبران و امامان و فاطمه زهرا (س) و هر ذی حقی، بر آموزش و پرورش خودخواه و مغرور و متکبّر و محدود کننده به ناحق و هر فرد و سیستمی که مانع از این کار در حق هر برحقی و هر تهدید و تحدیدی شده است.
سرکار خانم امامی، فرهنگی محترم فرهیخته
اکو ایران
سخنگوی دولت تصریح کرد: غیر حضوری شدن آموزش شایعه است. معتقد هستیم، آموزش فرایند جمعی است و با حضور همه فراگیران در کنار هم آموزش اتفاق میافتد. آموزش حضوری است مگر اینکه اتفاق جدیدی بیفتد.
در اصفهان-
وزیر آموزش و پرورش گفت: مهمترین و اساسیترین ریل تحول در آموزش و پرورش، تغییر برنامه درسی است و همزمان از تعطیلیهای بیحساب و کتاب مدارس ابراز نگرانی کرد.
هیچجا شاخص آلودگی به اندازه ایران منجر به تعطیلی نمیشود. باید مدیریت کنیم نه تعطیل؛ در جنگ و ناترازیها مصرف را کم کنیم و در آلودگیها مراقبتها را بیشتر کنیم. گزارشی در این خصوص هفته آینده به هیئت دولت ارائه خواهم داد و از استانداران میخواهم این موضوع را در وزارت کشور پیگیری کنند.
کاظمی از طراحی طرحواره تحول برنامه درسی خبر داد و گفت: هیچ وزیری تاکنون جرئت ورود به این حوزه را نداشته است.
تغییر پایه به پایه با ۹۵۰ عنوان کتاب درسی سرمایه و انرژی سنگینی میطلبد. معماری با سازمان پژوهش و اجرا با معاونتهای آموزشی است.نظام آموزشی باید از پیشدبستانی تا دانشگاه یکپارچه شود. در متوسطه دوم فقط دو شاخه فنیحرفهای-مهارتی و نظری کافی است.باید اختیارات بیشتری به مدیران مدارس و مناطق داده شود تا بتوانند متناسب با شرایط محلی تصمیم بگیرند؛ از جمله در شیفت مدارس، تعطیلیها، جذب نیرو و سرانه.
کاظمی سه سیاست اصلی سند تحول را عدالت، کیفیت و هویت دانست و با اشاره به کیفیت در پنج محور آموزشی، گفت: نخست، پوشش پیشدبستانی بهعنوان فونداسیون کیفیت است؛ دوم، تمرکز تمام آوردهها روی دوره اول ابتدایی (پایههای اول تا سوم)؛ هیچ دانشآموزی نباید از سطح خوب پایینتر باشد زیرا شخصیت، فرهنگ، سواد و علاقه در این دوره شکل میگیرد. محور سوم محتوا شامل برنامه درسی یکپارچه، مهارتمحوری و رویکردهای تربیتی جذاب با کنشگری دانشآموز و تغییر ساختار کلاس است و چهارم، معلم توانمند برخوردار از دانش، بینش، مهارت و انگیزه؛ محور پنجم نیز ابزارهای تحول شامل فضا، امکانات و فناوریهای نوظهور بوده که با روشهای سنتی دیگر نمیتوان به کیفیت رسید.
خبرگزاری مهر
آیا عدالت و کیفیت در سند تحول بنیادین و حواشی آن به درستی تشخیص داده شده است؟
- آغاز تغییر از دوره پیش دبستانی و دبستانی باشد بعد خط تغییر تا پایه های بعدی پیش رود.
- اعتراف به ناکارآمدی برنامه درسی فعلی
- نیاز به آموزش مهارت محور
- غیرموجه بودن تعطیلی مدارس
- توجه به توانمندسازی معلمان
- تغییر ساختار نظام آموزشی و حکمرانی
انتظار تحقق، قاطعیت و توانمندی وزیر در اجرای این خیز ناگهانی را قلبا دارم. قدرت اجرایی و دانش مدیریتی وزیر را در طی سال تحصیلی پیش رو خواهیم دید.
نقدها و تحلیل ها بماند برای زمان اجرا و زمان نتیجه گیری.
برنامه درسی از سند به برنامه عمل مدرسه تبدیل میشود
البته با ماله کشی همواره توانمندند
برای تعطیلی مدارس کارزار راه می اندازند!
با سلام خدمت وزیر محترم آموزش و پرورش
ما والدین دانشآموزان دوره ابتدایی، به دلیل شرایط موجود فعلی (جنگ تحمیلی)، شروع فصل شیوع بیماریهای واگیردار که منجر به همهگیری میگردد و همچنین نبود واکسن آنفلوانزا، کمبود داروهای بیماریهای عفونی و هزینه سرسامآور داروهای موجود و درمان، که منجر به فشار مضاعف اقتصادی و نگرانیهای فراوان گردیده است، از شما خواهشمندیم ضمن غیرحضوریکردن مدارس ابتدایی، آموزشها در بستر فضای مجازی صورت پذیرد. ضمناً متعهد میگردیم بهمنظور جلوگیری از عواقب عقبماندگی تحصیلی فرزندان خود، تمام تلاش خود را با هماهنگی کادر آموزشی مدارس مربوطه بهکار خواهیم بست.
قم- ایرنا- وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اقدامات انجام شده برای بهبود حقوق و مزایای فرهنگیان تاکید کرد: حق التدریس معلمان شاغل و بازنشسته دو برابر خواهد شد.
اما چرا امنیتی و نظامی؟!
مسعود پزشکیان رئیسجمهور در آیین افتتاح دبیرستان پلیس که در فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، اظهار کرد: ابزار، وسایل و فناوریهایی که امروز در هر خانه و گوشهای از دنیا در اختیار مردم قرار دارد، توسط انسانها ساخته شده است. اگر بتوانیم روی این بچهها بهگونهای سرمایهگذاری کنیم که مهارت پیدا کنند و باور و اعتقاد داشته باشند که باید برای کشور و مردمشان تلاش و زندگی کنند، آن وقت هیچ طمعی به این مملکت و آب و خاک نمیتواند وجود داشته باشد.
محمدزاده: مشکلات آموزش و پرورش با اجرای قانون حل میشود.
همین قانون خیلی از ارزشها را بی ارزش کرده
و خیلی از بی ارزشها را ارزشمند
تفاهمنامه همکاری وزارت آموزش و پرورش و ستاد توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار با هدف اجراییسازی سند توسعه فرهنگ مهدویت و انتظار، تقویت و انسجامبخشی به فعالیتهای مهدوی و نهادینهسازی فرهنگ مهدویت و انتظار در نظام تعلیم و تربیت کشور به امضاء رسید.
و
همافزایی حوزه علمیه و آموزش و پرورش برای تقویت فعالیتهای تربیتی مدارس
مولدسازی ۱۱ ملک آموزش و پرورش در خراسان شمالی / فروش املاک مازاد برای تکمیل طرح های نیمه تمام
ایسنا
رئیس بنیاد مستضعفان با اشاره به موضوع بازماندگان از تحصیل اظهار کرد: موضوع بازماندگان از تحصیل را به شکل جدی برنامه ریزی کردهایم که آنها را به تحصیل برگردانیم و در این زمینه مسئولیت آموزشی و تحصیلی گروههای مختلف سنی دهکهای یک تا چهار را تحت پوشش گرفتهایم.
1- از این هسته های انفرادی آموزشی، نمی توان به نتایج واحد و شفافی رسید. چون هدف گذاری و نحوه طی مسیر یکسان و .هماهنگ نیست
مختصر جواب و راهکار:
می توان به نتایج واحد و شفافی رسید چون می توان از آنها امتحان گرفت.
آیا نحوه طی مسیر آموزش و پرورش بهترین است که هماهنگی با آن ارزشمندترین باشد؟
از کفایت هماهنگی همین بس که کتاب مدرسه آموزش داده شود.
1- از این هسته های انفرادی آموزشی، نمی توان به نتایج واحد و شفافی رسید. چون هدف گذاری و نحوه طی مسیر یکسان و .هماهنگ نیست
مختصر جوابی و راهکاری:
می توان به نتایج واحد و شفافی رسید چون می توان از آنها امتحان گرفت.
آیا نحوه طی مسیر آموزش و پرورش بهترین است که هماهنگی با آن ارزشمندترین باشد؟
از کفایت هماهنگی همین بس که کتاب مدرسه آموزش داده شود
2- محتوا یا کمیت و کیفیت آموزشی کاملا سلیقه ای و دل به خواهی است
مختصر جوابی و راهکاری:
اینکه کاملا سلیقه ای و دل به خواهی است همواره برای همه ایراد است؟
آیا آموزش و پرورش و سازمان پژوهشها و تالیف کتب درسی و حتی آموزشگاههای آزاد بهترین سلیقه را داشته و دارند؟
بدرستیکه حداقل با گرفتن امتحان می توان از برخی نتیجه ها آگاه شد
3- در برخی موارد مادر به تنهایی و گاها با همراهی پدر، مطالبی ناپیوسته و نامربوط را آموزش می دهند. این از هم گسیختگی مفاهیم موجب سردرگمی کودک می شود. که نتیجه گیری و هدف گذاری را غیرممکن می سازد.
مختصر جوابی و راهکاری:
در برخی موارد یا در تمامی موارد؟ آیا حکم برخی مشمول همه می شود؟ این از ضعف و ستمگری حکم و احکام است.
چه بسا پدر و مادر و خواهر و برادری که مطالب را پیوسته تر و مربوط تر و مفیدتر ارائه دهند و انسجام و نتیجه گیری و اهداف را بهتر به مقصود برسانند.
در هر صورت با گرفتن امتحان ( ترجیحاً واحد، شفاف و هماهنگ) می توان به بررسی انسجام، نتیجه و هدف رسید و برخی از عینیت های شفاهی و مستند را برای بهانه جویان و ناباوران و کج باوران به عینیت مکتوب تبدیل کرد.
( اشاره به بند 1 که خود آموزش و پرورش از امتحان واحد، شفاف و هماهنگ فرار می کند.)
4 - یک معلم به عنوان کسی که با این شغل درآمد کسب می کند تا نیازهای خود را برطرف سازد، مجبور به ایفای نقش و انجام شرح وظایف مقرّر است، اما مادر یا پدر یا هر دو، در زندگی روزمره خود وقت و حوصله کافی را همیشه نخواهند داشت و اختیاری بودن زمان آموزش یا نامشخص بودن آن خود گویای عدم موفقیت است
مختصر جوابی و راهکاری:
پیامبران با این شغل درآمد کسب نمی کردند تا نیازهای خود را برطرف سازند، چه ضعیف است جبر در نقش و شرح وظیفه معلمی و قراری که نقص و ضعف دارد.
"مادر یا پدر یا هر دو، در زندگی روزمره خود وقت و حوصله کافی را همیشه نخواهند داشت" فقط یک فرضیه است و گاه این وقت و حوصله کافی حتی برای همیشه وجود دارد و اختیاری بودن زمان آموزش گاه دارای نتیجه بهره وری بالاتر و گویای موفقیت بیشتر در زمان بسیار کمتر است.
در هر صورت با فرستادن تعدادی از دانش آموزان از مدارس به خانه یا خانه هایی که در صورت پذیرش، فرزند یا خواهر یا برادر خود را مستقیماً و یا نیابتاً در آن آموزش می دهند، مشاهده؛ و مقایسه ای با مقیاسهای درست انجام داد.
5- مهارت و توانایی تدریس به چیزی بیشتر از سواد نیاز دارد.
مختصر جوابی و راهکاری:
آیا سواد و مهارت و توانایی تدریس، منظور هر دوی اینها، محدود به دایره مسقیم و وابسته به آموزش و پرورش و هر فرد و هر مطلب تایید شده ای در آموزش و پرورش ایران و جهان است؟
آیا با سوادترها استخدام شدند؟
آیا آنها که علم خود را به نااهلان نمی دهند یا ادامه تحصیل در هر قالبی ندادند، بی سوادترند؟
آیا آنها که پایان نامه و مقاله می دهند قطعاً با سواد ترند؟
اگر آخرین و مثلاً پیشرفته ترین آزمون استخدامی آموزش و پرورش را توسط جهاد دانشگاهی ببینیم؛ خواهیم دید که زیرکی خود می دانستند که افراد با سن بالا نتوانند در آن شرکت کنند؛ آیا از حضور با سواد ترسیدند؟
همین مطالب و مطالب بسیار دیگری بطور مشابه و غیرمشابه و گسترده در مهارت و توانایی تدریس صادق است.
آیا سنجش های مهارت و توانایی تدریس در دایره آموزش و پرورش دولتی و غیردولتی درست است؟ آیا ماهرترین ها و توانمندترین ها در این دایره قرار دارند؟ و ...
معنای جهاد دانشگاهی فهمیده شد!!!!
در مورد بند 6
برخی از خانواده هایی که بی نیازی خود به مدرسه را با آموزش فرزند یا خواهر یا برادر خود مستقیماً و یا نیابتاً در خانه اعلام کرده یا نکرده اند و آغاز کرده اند و یا نکردهاند قادر به خدمت گرفتن معلم سرخانه برای خود و دیگران بطور رایگان و یا کم هزینه هستند و دیگران راغب به آن هستند و آموزش و پرورش آنها را می ترساند و می آزارد و لعن و نفرین برخی از اولیاء را به دنبال خود می برد.
در حالی که برخی از دانش آموزان، با تجربه آموزش در مدرسه و خانه، راغب به آموزش در خانه هستند.
سنگ اندازی برای امتحان گرفتن از این قبیل شاگردان یکی از رسوایی های آموزش و پرورش در نگاه مردم، شاگرد و اولیای با سواد و کم سواد است.
چهار صفت از صفات رسوا شده و شونده: زور، عدم تمایل به افشای حقّانیت، بخل و خودبرتربینی آموزش و پرورش است.
7- شاید به عنوان یک احتمال ممکن، برای آموزش دوره ابتدایی یک معلم پاسخ گوی نیاز کودک باشد اما برای آموزش دروس متعدد پایه متوسطه، نیاز به معلمین و تخصص های بیشتری هست که تحقق آن سخت و غیرممکن است.
مختصر جوابی و راهکاری:
هستند کسانی که اکثر یا تمامی دروس متوسطه را با کیفیت خوب و یا عالی و یا ممتاز ایرانی و یا جهانی آموزش دهند و یاد دارند که چگونه اگر نقطه ضعفی دارند آنرا برای آموزش جبران کنند.
هستند کسانی که از تالیف کنندگان کتب درسی و استادان روشها و مهارتهای تدریس، عالمتر و ماهرتر و متبحّرتر باشند.
و هستند کسانی که از وزیر، سرپرستان و کارشناسان آموزش و پرورش و معلمان آن و دانشگاه های معلم پرور آن و پژوهشگران و سرپرستان و رؤسای پیشین و فعلی سازمان پژوهشهای آموزش و پرورش توانمندتر باشند.
چرا آموزش و پرورش برای امتحان گرفتن از شاگرد آموزش دیده در خانه سنگ اندازی می کند؟
آموزش و پرورش اگر مرد است، دست از آزار روحی و روانی بردارد تا دیده شود که آیا کسی می تواند تمامی دروس دوره متوسطه را آموزش دهد یا خیر؟
در دنیایی که حیطه تخصص ها محدودتر و گستره آن بیشتر شده است غیرممکن است معلمی ولو با درجه فوق دکتری قادر به تدریس هم زمان فیزیک، تاریخ،
جامعه شناسی، اقتصاد، ریاضی، شیمی و.....شود.
آیا در کشور نداریم کسی را که در شش رشته یا بیشتر تحصیل کرده باشد؟
آیا نمیتوان از دانشگاه ها استعلام گرفت؟
یا پرسید که ریز نمره یک فارغ التحصیل را برای چند دانشگاه برای تحصیلات تکمیلی، فرستاده اند؟
ابن سینا، شیخ بهایی و ... دارای چند تخصص علمی نبودند؟
برای تدریس متوسطه، داشتن دو لیسانس یا فوق لیسانس علی الخصوص غیرهمراستا، نافذتر است از یک فوق دکتری علی الخصوص همراستا با مقاطع پایینتر.
ممکن است چون در سالهای گذشته نزدیک، فرد استخدام نشده ای بود که در مدرسه دولتی بطور قاچاقی و بر خلاف قانون و با اصرار اولیاء و جرأت مدیر و چشم بستن حراست و خواست دانش آموزان در مدرسه؛ فیزیک، شیمی، ریاضی، کاروفن آوری، عربی، قرآن، ریاضی، هنر، سبک زندگی را آموزش میداد و ...
برخی از مطالعات و رشته های دانشگاهی مادر رشته های دیگر هستند. حال اگر کسی در چند گروه درسی مثل مهندسی، انسانی، پایه یا هر گروه دیگری، رشته های مادر آن چند گروه را خوانده باشد؛ چگونه نمیتواند اکثر یا تمام دروس متوسطه را آنهم بطور خلاقانه، ماهرانه و با کیفیت ممتاز تدریس ننماید؟
شما قاعده برهم زن هستید.
شش رشته گفتم و مابقی را نقطه چین گذاشتم.
باز معتقدم که نمی توان همه فن حریف بود حال. با قاعده یا بی قاعده.
رویاها را از ما گرفتند، حداقل باورها را بگذارید بماند.
8- اگر قرار است این کودک سال های متمادی در همین کشور زندگی کند با کدام سند و مدرک قرار است جذب بازار کار شود؟ همه این کودکان دور از مدرسه، قرار نیست شغل آزاد یا مهارت هنری مستقلی داشته باشند، پس چگونه قرار است فعالیت اقتصادی داشته باشند؟
مختصر جوابی و راهکاری:
آسانترین و کم هزینه ترین و غیرتقلبی ترین سند و مدرک، اگر آموزش و پرورش مثل ترمیم نمره (ترمیم کوتاهی سیستم آموزش و پرورش) برای آن کیسه ندوزد، برگزاری امتحان از دانش آموخته خارج از مدرسه است.
دیگر تعدادی دانش آموز بر گردن و گردۀ آموزش دولتی سوار نمی شوند و یا پول پاک و یا ناپاک خود را در برخی غیرانتفاعی ها تباه نمی کنند
و تعدادی دانش آموز بامهارت تر و موفقتر و باسوادتر و پرورش یافته تر از مدارس دولتی و غیردولتی می شوند
9- برخی از این اولیا به صورت کاملا غیررسمی فرزند خود را در مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی ثبت نام می کنند تا خرداد ماه در امتحانات شرکت و کارنامه دریافت کند. روندی که برای خود ما به عنوان والدین سخت است چرا به کودکان تحمیل می کنیم؟ یک کودک شرایط متفاوت قرار گرفته شدن در دوزخ و برزخ یادگیری را چگونه تجزیه و تحلیل و درک خواهد کرد؟
مختصر جوابی و راهکاری:
"روندی که برای خود ما به عنوان والدین سخت است چرا به کودکان تحمیل می کنیم؟" این یک فرضیه است و این روند برای هر والدین یا کودکی سخت نیست.
یک کودک شرایط متفاوت قرار گرفته شدن در دوزخ و برزخ یادگیری را چگونه تجزیه و تحلیل و درک خواهد کرد؟
سال گذشته کودکی که آموزش در خانه و مدرسه را تجربه و درک کرده بود و به آموزش در خانه متمایلتر شده بود به یکی از ادارات آموزش و پرورش می رود تا شرایط تحصیل در خانه و مدرسه را بررسی کند.
چه چیزی دوزخ است؟ و دوزخ و برزخ را چه کسی آفریده است؟ پدر؟ مادر؟ خواهر؟ برادر؟ آموزش و پرورش؟ رئیس جمهور؟ رئیس قوه قضاییه؟ رئیس مجلس؟ و ...
امکان پاسخگویی برای طرح سئوالات شما در برابر
نکته نظرات بنده، سخت و شاید غیر ممکن است.
شما نیز همانند بنده حق بیان نظر دارید.
اجازه دهیم خوانندگان هر دو را بخوانند و بیندیشند.
بیشتر طرح پرسش کرده اید تا به قول خودتان مختصر جوابی و راهکاری!
وزیر آموزشوپرورش تأکید کرد :
اعلام نتایج دانشگاه فرهنگیان در کوتاهترین زمان/ تسریع فرایند گزینش و ارزیابی داوطلبان دانشگاه فرهنگیان
پایگاه اطلاع رسانی دولت!
تأثیر مثبت معدل به "مرگ مدرسه" منجر میشود
عضو شورای عالی آموزش و پرورش گفت: تاثیر معدل موجب بیانگیزگی دانشآموز و معلم شده و باید به مصوبه اولیه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره تأثیر قطعی سوابق تحصیلی بازگشت.
غلامعلی حدادعادل، عضو مجمع تشخیص نظام مطرح کرد: تأثیر مثبت معدل در کنکور غلط است. مصوبه تأثیر قطعی باید اجرا شود.
خبرگزاری فارس
غلامعلی حدادعادل با انتقاد از وضعیت کنکور، آن را عاملی برای برهم خوردن ساختار آموزشوپرورش دانست و تأکید کرد که نظام آموزشی کشور تحت تأثیر رقابت کنکوری از مسیر اصلی خود فاصله گرفته است.
به گزارش ایران استخدام و به نقل از خبرگزاری فارس، وزیر آموزشوپرورش دستور ویژه ای برای رفع کمبود معلم در مهر 1405 خبر داد.
وی با اشاره به پروژه مهر، افزود: پروژه مهر فقط مجموعهای از اقدامات اجرایی نیست، بلکه معیار سنجش توانمندی مدیریتی در آموزشوپرورش است. چراکه در این پروژه، توان حل مسئله، اولویتبندی، برنامهریزی، انسجام سازمانی، مشارکتپذیری و میزان آمادگی مجموعه برای آغاز سال تحصیلی بهصورت همزمان دیده میشود. کلاس بدون معلم در اول مهر قابل قبول نیست کاظمی، تأمین نیروی انسانی و تکمیل کلاسهای درس را نخستین اولویت پروژه مهر دانست و تصریح کرد: اگر در آغاز سال تحصیلی با کلاسهای بدون معلم در مناطق مواجه شویم، بخش مهمی از تلاشهای انجامشده زیر سؤال میرود.
یا فک و فامیلها و رفیقاشون
نه اونهایی که خودمون و بچه هامون پیشنهاد میدادند
حداقل شهریه ابتدایی مدارس غیردولتی با فوق برنامه ۱۷۲ میلیون تومان و برای متوسطه ۲۲۰ میلیون تومان