صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« مدارس، دانش آموزان، معلمان و دبیران و دیگر اولیای مدارس چه زمانی به سیر و جریان طبیعی آموزشی برخواهند گشت؟ »

سال تحصیلی 1405 به صورت حضوری آغاز می شود ... با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی؛ با کدام ضمانت ؟!

مینو امامی

گزارش صدای معلم از چگونگی آغاز سال تحصیلی 1405 با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی و با کدام ضمانت اجرایی وزارت آموزش و پرورش  خبرگزاری تسنیم؛ وزیر آموزش و پرورش:
«سال تحصیلی جدید از اول مهر ماه به‌ صورت حضوری آغاز می‌شود.» ! ( 11 مرداد ماه 1405 )

گاه بیان یک جمله همانند پتک بر فرق سر آدمی فرود می آید. یک جمله ای که در اصل ترکیب چندین کلمه و حرف از الفبای فارسی است. که اصولا با وازگان و اصطلاحات غیرفارسی نیز ترکیب می شود. اما آنچه که اهمیت دارد مکان و زمان بیان جمله و موقعیت اجتماعی و سیاسی گوینده آن جمله است. برای من بازنشسته که از عالم شبکه شاد و غیر آن بی اطلاعم و تاکنون حتی یک بار از سر کنجکاوی بدان مراجعه نکرده ام، این شبکه ناملموس و ناپیداست. حتی نمی دانم مجوز ورود بدان دارم یا نمی توانم وارد این شبکه شوم؟ همانند نداشتن اجازه ورود به مدرسه ناحیه ای که در آن دهه ها تدریس کرده ام.

بعد از گذشت 14 سال از دوران بازنشستگی، جرأت نگاه از در آن به داخل را نیز ندارم. غمی عجیبی بر تمام وجود سنگینی می کند که باید به این مرحله برسید و تجربه کنید.

پس در باور و پنداشت من، مدارس کشور طی چندین ماه غیراستاندارد و غیرمنطبق با تعریف زمان آموزش مناسب و لازم، تعطیل است. تعطیلی مدارس، یعنی قطع ارتباط عاطفی و آموزشی معلمان و مدارس با دانش آموزان گروه های مختلف سنی در پایه های متفاوت.

تعطیلی مدارس یعنی عدم خون رسانی به مغز و قلب جامعه. یعنی ایست قلبی و سکته مغزی جامعه. تعطیلی مدارس یعنی مسدود ساختن سیر طبیعی حیات طیبه یادگیری و یادگیری و یادگیری. یعنی انسداد توانایی ها و استعدادهای کودکان و نوجوانانی که هیجان و شوق مدرسه رفتن آنان را با جاروی جادویی به دنیای تخیل، تفکر و تعقل می برد.

گزارش صدای معلم از چگونگی آغاز سال تحصیلی 1405 با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی و با کدام ضمانت اجرایی وزارت آموزش و پرورش

تعطیلی مدارس یعنی مرگ غیرطبیعی جامعه ای که زیر خروارها مشکلات لاینحل و قابل حل و فصل، به دلیل نداشتن نبض سیستماتیک، مدفون گردیده است. جامعه ای که حدود پنج دهه فرد خارق العاده ای با قدرت خیالی سوپرمن، بتمن و مردعنکبوتی کودکانه ما، در آن پیدا نشده است تا هر اصل لازم را در جای خود بگذارد و پیچ مهره آن را چنان سفت و محکم سازد که هیچ روزنه نفوذی از بی عاری و بی کفایتی، باقی نماند.

وقتی جمله وزیر آموزش و پرورش را مبنی بر حضوری بودن مدارس از آغاز مهر ماه سال جاری شنیدم علیرغم بازنشسته بودن ندانستم از خوشحالی به آسمان بپرم یا از عصبانیت و شرمندگی زیر زمین!

لعنت بر روزی که واژه حضوری و غیرحضوری وارد لغت نامه آموزش و پرورش شد. لعنت بر روزی که فضای مجازی سپر بلای ضعف ها و ناتوانی های حضرات گردید و به حساب خردمندی و توانمندی استفاده از آن، خِرد در جامعه ما به قتل رسید و خاکسپاری نشده توسط هر اهل و نا اهلی همانند توپ فوتبال به هر کسی پاس داده شد. هر کسی که داخل میدان و بازیکن اصلی بود و هر کسی که هیچ ارتباط دور و نزدیکی با مسأله نداشت.

وعده یا خبر مسرّت آمیزی که توسط وزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای کاظمی؛ دال بر حضوری بودن مدارس در اول مهر ماه داده شد با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی؛ ضمانت اجرایی خواهد داشت؟ جنگ تمام شده؟ خیر. هراز چندگاهی دشمنان هوس آتش بازی می کنند ؛ غرب، شمال، جنوب را هدف حمله قرار می دهند و ما با شنیدن هر صدای رعب انگیزی، فوری مدارس را غیر حضوری می کنیم تا امنیت جانی همه در مدارس تأمین شود.

مگر در خانه های خود چنین تأمینی داریم؟

دشمن آدمی نیز همان بِه که خردمند باشد! آیا می شود دانش آموزان مشرق که نسبتا از جنگ به دور هستند در مدارس باشند و مابقی تاوان مرزنشینی در غرب و شمال و جنوب را بپردازند؟

فردا گرما، سرما، نبود سوخت و انرژی، وجود گرد و غبار و ریزگردها، حتی ضرورت میدان داری و... مدارس را با موج سهمناک تعطیلی مواجه نخواهد ساخت؟

چرا نمی خواهیم اعتراف کنیم که آموزش و پرورش به عنوان دومین نهاد اجتماعی؛ کارکرد اصلی خود را برای جامعه پذیری و درونی شدن ارزش ها و هنجارها و همچنین آماده سازی کودکان جهت برعهده گرفتن نقش های گوناگون موجود در جامعه از دست داده است؟

پس امروز در ورای شبکه شاد و یا آموزش در تلویزیون، کارکرد مناسب این وزارتخانه رسما به کارکرد نامناسب تنزیل یافته است. ما به جای آن که رسانه آموزشی را به کلاس درس بیاوریم و شرایطی را در آن به وجود آوریم كه تحت آن شرایط دانش آموزان اطلاعات، رفتار و مهارت های جدیدی را با درک كامل به دست آورند و از زمان آموزش بکاهیم ؛ آموزش و کلاس درس را به رسانه (تلویزیون) برده ایم تا قلب تپنده آموزش از جریان باز نایستد.

من شخصا اگر کودک امروز بودم در یک جامعه ناشاد و پر از غم های ریز و درشت، حوصله و میل نشستن اجباری رودرروی شبکه شاد را نداشتم. واقعا معلمان امروز چگونه بدین رسالت تحمیلی قادرند هیچ نمی دانم و برایم قابل تصور نیست!

با توجه به اضافه پرداخت های بهانه ای سازمان ها و ادارات گوناگون، آیا برای این همت و رنج همکاران، اضافه پرداختی شامل می شود تا درصدی از قشار رنج تحمیلی بکاهد؟ چرا نفس کشیدن عده ای در این جامعه سکه می اندازد اما ایثار و فداکاری معلمان، سکه می خورد؟

روز به روز از معنای عدالت آموزشی نیز فاصله می گیریم. با وجود تضاد طبقاتی شدید موجود جامعه و با توجه به کاهش شدید ارزش پول ملی، کودکان شهرها و مناطق محروم جامعه چگونه خود را به رقابت با کودکان خانواده های دارایان برای آموزش غیرحضوری می رسانند؟ در برابری با آنان در آموزش حضوری که فرسنگ ها فاصله داشتند، حال این فاصله شدیدتر نگردیده است؟ کودکان کار یا کارگر کشاورزانی که داشت و برداشت محصول برای خانواده آنان حیاتی تر است اجازه نشستن در برابر شبکه شاد را دارند؟ اگر بلی با داشتن کدام ظرفیت ها؟!

گزارش صدای معلم از چگونگی آغاز سال تحصیلی 1405 با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی و با کدام ضمانت اجرایی وزارت آموزش و پرورش

اصولا نام گذاری ها در جامعه ما خود خبر از عدم دسترسی ما بدان است. شبکه شاد! کدام شاد و شادی؟ با نام گذاری صرف یک شبکه اجتماعی نمی توان شادی را به دانش آموزان کشور تزریق کرد. شاد زیستن برای خود الفبایی دارد که مهم ترین اصل آن توانایی با هم و در کنار هم زیستن است. ما کودکان را به زندان های انفرادی محکوم کرده ایم و انتظار داریم از پشت یک صفحه شیشه ای موبایل با هم ارتباط برقرار کنند.

در برابر خبر وزیر؛ جمله صحیح می باید چنین بیان شود:

گزارش صدای معلم از چگونگی آغاز سال تحصیلی 1405 با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی و با کدام ضمانت اجرایی وزارت آموزش و پرورش

جنگ به پایان رسیده است. ایران در صلح و امنیت پایدار در حال برقراری ارتباط با دیگر کشورهای جهان در تمامی ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است و مدارس کشور در مهر ماه 1405 رسما فعالیت خواهند داشت. طبق ‌ماده واحده مصوب 18 شهریور ماه 1376 مجلس شورای اسلامی؛ که زمان بازگشایی مدارس در سراسر کشور را همه ساله اول مهر ماه و تا پایان اردیبهشت ماه دانسته و بلافاصله در تاریخ 19 شهریور همان سال به تأیید شورای نگهبان رسیده است.

وقتی چنین قانون عمومی و ساده ای اهمیت تصویب در دو مجلس مهم کشور را داشته است یعنی تعدّی از آن جرم است و اهمیت آموزش و پرورش در جامعه فرضی واجب و حیاتی است.

تنها ناقض استثنایی در این ماده واحده که پیش بینی شده است تعیین تکلیف مناطق گرمسیری که امکان ادامه تحصیل تا پایان اردیبهشت ماه را به دلیل گرمای زودرس ندارند به عهده هیئت دولت گذاشته است.

دیگر هیچ منعی برای بهانه تعطیلی مدارس وجود ندارد.

پس چرا در چنین اوضاع قمر در عقربی، کلاف سره از ناسره را گم کرده ایم؟

مدارس، دانش آموزان، معلمان و دبیران و دیگر اولیای مدارس چه زمانی به سیر و جریان طبیعی آموزشی برخواهند گشت؟

کار به جایی رسیده است که از تب آموزش نوین نیز در می گذریم و به همان آموزش سنتی کهنه اندیش کهنه بین کهنه آموز اعلام نیاز حیاتی می نماییم.

شاید باید گفت: « قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید».

و یا باید بگوییم: «از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید».


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پنج شنبه, 22 مرداد 1405 19:07 خوانده شده: 63 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور