خبرگزاری تسنیم؛ وزیر آموزش و پرورش:
«سال تحصیلی جدید از اول مهر ماه به صورت حضوری آغاز میشود.» ! ( 11 مرداد ماه 1405 )
گاه بیان یک جمله همانند پتک بر فرق سر آدمی فرود می آید. یک جمله ای که در اصل ترکیب چندین کلمه و حرف از الفبای فارسی است. که اصولا با وازگان و اصطلاحات غیرفارسی نیز ترکیب می شود. اما آنچه که اهمیت دارد مکان و زمان بیان جمله و موقعیت اجتماعی و سیاسی گوینده آن جمله است. برای من بازنشسته که از عالم شبکه شاد و غیر آن بی اطلاعم و تاکنون حتی یک بار از سر کنجکاوی بدان مراجعه نکرده ام، این شبکه ناملموس و ناپیداست. حتی نمی دانم مجوز ورود بدان دارم یا نمی توانم وارد این شبکه شوم؟ همانند نداشتن اجازه ورود به مدرسه ناحیه ای که در آن دهه ها تدریس کرده ام.
بعد از گذشت 14 سال از دوران بازنشستگی، جرأت نگاه از در آن به داخل را نیز ندارم. غمی عجیبی بر تمام وجود سنگینی می کند که باید به این مرحله برسید و تجربه کنید.
پس در باور و پنداشت من، مدارس کشور طی چندین ماه غیراستاندارد و غیرمنطبق با تعریف زمان آموزش مناسب و لازم، تعطیل است. تعطیلی مدارس، یعنی قطع ارتباط عاطفی و آموزشی معلمان و مدارس با دانش آموزان گروه های مختلف سنی در پایه های متفاوت.
تعطیلی مدارس یعنی عدم خون رسانی به مغز و قلب جامعه. یعنی ایست قلبی و سکته مغزی جامعه. تعطیلی مدارس یعنی مسدود ساختن سیر طبیعی حیات طیبه یادگیری و یادگیری و یادگیری. یعنی انسداد توانایی ها و استعدادهای کودکان و نوجوانانی که هیجان و شوق مدرسه رفتن آنان را با جاروی جادویی به دنیای تخیل، تفکر و تعقل می برد.

تعطیلی مدارس یعنی مرگ غیرطبیعی جامعه ای که زیر خروارها مشکلات لاینحل و قابل حل و فصل، به دلیل نداشتن نبض سیستماتیک، مدفون گردیده است. جامعه ای که حدود پنج دهه فرد خارق العاده ای با قدرت خیالی سوپرمن، بتمن و مردعنکبوتی کودکانه ما، در آن پیدا نشده است تا هر اصل لازم را در جای خود بگذارد و پیچ مهره آن را چنان سفت و محکم سازد که هیچ روزنه نفوذی از بی عاری و بی کفایتی، باقی نماند.
وقتی جمله وزیر آموزش و پرورش را مبنی بر حضوری بودن مدارس از آغاز مهر ماه سال جاری شنیدم علیرغم بازنشسته بودن ندانستم از خوشحالی به آسمان بپرم یا از عصبانیت و شرمندگی زیر زمین!
لعنت بر روزی که واژه حضوری و غیرحضوری وارد لغت نامه آموزش و پرورش شد. لعنت بر روزی که فضای مجازی سپر بلای ضعف ها و ناتوانی های حضرات گردید و به حساب خردمندی و توانمندی استفاده از آن، خِرد در جامعه ما به قتل رسید و خاکسپاری نشده توسط هر اهل و نا اهلی همانند توپ فوتبال به هر کسی پاس داده شد. هر کسی که داخل میدان و بازیکن اصلی بود و هر کسی که هیچ ارتباط دور و نزدیکی با مسأله نداشت.
وعده یا خبر مسرّت آمیزی که توسط وزیر محترم آموزش و پرورش جناب آقای کاظمی؛ دال بر حضوری بودن مدارس در اول مهر ماه داده شد با کدام پشتوانه اجرایی یا قانونی؛ ضمانت اجرایی خواهد داشت؟ جنگ تمام شده؟ خیر. هراز چندگاهی دشمنان هوس آتش بازی می کنند ؛ غرب، شمال، جنوب را هدف حمله قرار می دهند و ما با شنیدن هر صدای رعب انگیزی، فوری مدارس را غیر حضوری می کنیم تا امنیت جانی همه در مدارس تأمین شود.
مگر در خانه های خود چنین تأمینی داریم؟
دشمن آدمی نیز همان بِه که خردمند باشد! آیا می شود دانش آموزان مشرق که نسبتا از جنگ به دور هستند در مدارس باشند و مابقی تاوان مرزنشینی در غرب و شمال و جنوب را بپردازند؟
فردا گرما، سرما، نبود سوخت و انرژی، وجود گرد و غبار و ریزگردها، حتی ضرورت میدان داری و... مدارس را با موج سهمناک تعطیلی مواجه نخواهد ساخت؟
چرا نمی خواهیم اعتراف کنیم که آموزش و پرورش به عنوان دومین نهاد اجتماعی؛ کارکرد اصلی خود را برای جامعه پذیری و درونی شدن ارزش ها و هنجارها و همچنین آماده سازی کودکان جهت برعهده گرفتن نقش های گوناگون موجود در جامعه از دست داده است؟
پس امروز در ورای شبکه شاد و یا آموزش در تلویزیون، کارکرد مناسب این وزارتخانه رسما به کارکرد نامناسب تنزیل یافته است. ما به جای آن که رسانه آموزشی را به کلاس درس بیاوریم و شرایطی را در آن به وجود آوریم كه تحت آن شرایط دانش آموزان اطلاعات، رفتار و مهارت های جدیدی را با درک كامل به دست آورند و از زمان آموزش بکاهیم ؛ آموزش و کلاس درس را به رسانه (تلویزیون) برده ایم تا قلب تپنده آموزش از جریان باز نایستد.
من شخصا اگر کودک امروز بودم در یک جامعه ناشاد و پر از غم های ریز و درشت، حوصله و میل نشستن اجباری رودرروی شبکه شاد را نداشتم. واقعا معلمان امروز چگونه بدین رسالت تحمیلی قادرند هیچ نمی دانم و برایم قابل تصور نیست!
با توجه به اضافه پرداخت های بهانه ای سازمان ها و ادارات گوناگون، آیا برای این همت و رنج همکاران، اضافه پرداختی شامل می شود تا درصدی از قشار رنج تحمیلی بکاهد؟ چرا نفس کشیدن عده ای در این جامعه سکه می اندازد اما ایثار و فداکاری معلمان، سکه می خورد؟
روز به روز از معنای عدالت آموزشی نیز فاصله می گیریم. با وجود تضاد طبقاتی شدید موجود جامعه و با توجه به کاهش شدید ارزش پول ملی، کودکان شهرها و مناطق محروم جامعه چگونه خود را به رقابت با کودکان خانواده های دارایان برای آموزش غیرحضوری می رسانند؟ در برابری با آنان در آموزش حضوری که فرسنگ ها فاصله داشتند، حال این فاصله شدیدتر نگردیده است؟ کودکان کار یا کارگر کشاورزانی که داشت و برداشت محصول برای خانواده آنان حیاتی تر است اجازه نشستن در برابر شبکه شاد را دارند؟ اگر بلی با داشتن کدام ظرفیت ها؟!

اصولا نام گذاری ها در جامعه ما خود خبر از عدم دسترسی ما بدان است. شبکه شاد! کدام شاد و شادی؟ با نام گذاری صرف یک شبکه اجتماعی نمی توان شادی را به دانش آموزان کشور تزریق کرد. شاد زیستن برای خود الفبایی دارد که مهم ترین اصل آن توانایی با هم و در کنار هم زیستن است. ما کودکان را به زندان های انفرادی محکوم کرده ایم و انتظار داریم از پشت یک صفحه شیشه ای موبایل با هم ارتباط برقرار کنند.
در برابر خبر وزیر؛ جمله صحیح می باید چنین بیان شود:

جنگ به پایان رسیده است. ایران در صلح و امنیت پایدار در حال برقراری ارتباط با دیگر کشورهای جهان در تمامی ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است و مدارس کشور در مهر ماه 1405 رسما فعالیت خواهند داشت. طبق ماده واحده مصوب 18 شهریور ماه 1376 مجلس شورای اسلامی؛ که زمان بازگشایی مدارس در سراسر کشور را همه ساله اول مهر ماه و تا پایان اردیبهشت ماه دانسته و بلافاصله در تاریخ 19 شهریور همان سال به تأیید شورای نگهبان رسیده است.
وقتی چنین قانون عمومی و ساده ای اهمیت تصویب در دو مجلس مهم کشور را داشته است یعنی تعدّی از آن جرم است و اهمیت آموزش و پرورش در جامعه فرضی واجب و حیاتی است.
تنها ناقض استثنایی در این ماده واحده که پیش بینی شده است تعیین تکلیف مناطق گرمسیری که امکان ادامه تحصیل تا پایان اردیبهشت ماه را به دلیل گرمای زودرس ندارند به عهده هیئت دولت گذاشته است.
دیگر هیچ منعی برای بهانه تعطیلی مدارس وجود ندارد.
پس چرا در چنین اوضاع قمر در عقربی، کلاف سره از ناسره را گم کرده ایم؟
مدارس، دانش آموزان، معلمان و دبیران و دیگر اولیای مدارس چه زمانی به سیر و جریان طبیعی آموزشی برخواهند گشت؟
کار به جایی رسیده است که از تب آموزش نوین نیز در می گذریم و به همان آموزش سنتی کهنه اندیش کهنه بین کهنه آموز اعلام نیاز حیاتی می نماییم.
شاید باید گفت: « قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید».
و یا باید بگوییم: «از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید».
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
در حال نوشتن یادداشتی جدید در خصوص هوم اسکول ها هستم. مایل بودید در چند هفته پیش رو
مطالعه نمایید.
با اجازه در پاسخ به پرسش شما نظر شخصی بنده این است که خیر بهتر نیست. در همان یادداشت دلایل را
می توانید مطالعه نمایید.تشکر
تصویب رسیده؟ مگر قبل از آن و حداقل از
سال ۶۸ و بعد از جنگ نیازی به تعریف نبوده؟
لابد در سال ۷۵ ولوله تغییر زمان بازگشایی مدارس
بوده؟
برای از ما بهتران، آینده نیامده هیجان انگیز است
و برای ما که آینده گنگ و مبهم است فقط خاطرات گذشته خوشایند است.
به قول آن ترانه مشهور سال سال دریغ از پارسال
الان دو میلیمتر برف می بارد مدارس و حتی دانشگاه ها نیز تعطیل می شود!
چرا؟ تردد از معابر و خیابان ها سخت است، گاز نیست، ناز نازی ها مریض میشن و چندین بهانه دیگر.
تربیت نسلی اراده شکن و تسلیم پذیر در برابر شدائد طبیعی و غیرطبیعی غایت تمنا و آرزوی آموزش و پرورش و نظام است.
از همین یک حرکت کوچک اما با اثرگذاری
بسیار بزرگ آغاز می شود.
تکلیف ما بسیار روشن است. امروز نتیجه
دیروز است.
تغییر چارت سازمانی آموزش و پرورش بعد از اصلاح ساختار
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به تدوین احکام اصلاح ساختار این وزارتخانه بر اساس قانون برنامه هفتم پیشرفت، گفت: این احکام پس از طی مراحل کارشناسی در سازمان اداری و استخدامی و سازمان برنامه و بودجه، اکنون در صحن هیئت وزیران برای تصویب قرار دارد و پس از تصویب، چارت سازمانی آموزش و پرورش نیز متناسب با آن تغییر خواهد کرد.
از بی عرضگی آموزش و پرورش پیشین و کنونی همین بس که از 26 تیر 1389 که قرار بود کارنامه های علمی آزمون استخدامی را صادر کنند تا کنون چنین کاری را نتوانسته اند انجام دهند.
هیچ برنامه مدونی ندارند به یک بهانه کوچک مدارس را تعطیل می کنند اصلأ آموزش برایشان مهم نیست تقی به تُقی می خوره مدارس و دانشگاه تعطیل میشه !!
این همه هزینه میشه خروجی اش شد بیسوادی دانش آموزان ودانشجویان!!
آینده این مملکت را این بیسوادان می خواهند اداره کنند!!؟
به گفته فرهادی، تقریباً تمام مدارس آسیبدیده در جنگهای تحمیلی دوم و سوم تعمیر و بازسازی شدهاند. تعداد محدودی از مدارس که میزان تخریب آنها بیشتر از ۸۰ درصد بوده نیز تا پایان تابستان مرمت میشوند تا برای بازگشایی مدارس در اول مهر آماده باشند.
خبر فوری/ نایبرئیس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی ایران:
محاصره دریایی اگر شدید شود، بیش از ۳ ماه توان مقابله نداریم/ این به معنی ایجاد کمبود کالا در کشور، به ویژه در حوزه مواد غذایی خواهد بود/ تولیدات کشاورزی ما در حدی نیست که با همین مصرف فعلی، بتواند کالاهای ضروری ما از جمله گندم، جو و ذرت را تأمین کند.
و طبیعی ترین نیاز هر جامعه ای است. وقتی وزیر
آموزش و پرورش یک و نیم ماه قبل آن چنین خبری را رسانه ای می کند یعنی شرایط غیر طبیعی وجود و ادامه دارد.
در دورانی که در دولت بودم و هنگام خروج از دولت، بحث ادغام وزارتخانهها مطرح بود، خبرنگاری از من پرسید که وزارت آموزش و پرورش باید با کدام وزارتخانه ادغام شود؟ پاسخ دادم «با وزارت نفت». دلیل این پاسخ آن بود که هر مقدار بودجهای که از فروش نفت بهدست میآید، باید صرف دانشآموزان شود. ما حدود ۱۸ میلیون دانشآموز داریم که فرزندان تمام مردم هستند و همه مردم در این موضوع شریکاند؛ لذا این بودجه باید در اختیار آنها باشد تا بتوانند آموزشی درست را بنا کنند. اگر این امر محقق میشد، قطعاً موفقیتهای بیشتری به دست میآوردیم، اما متأسفانه در برخی دولتها با مخالفت مواجه شد و اجرا نشد.
حاجی بابایی کارنامه های آزمون علمی استخدامی سال 89 آموزش و پرورش را صادر می کرد بهتر می بود؛ 16 سال است که از انجام این وظیفه، تکلیف و شفاف سازی ساده عاجز است.
اهمیت و اولویت مسایل را با هم مخلوط نکنید. آموزش حضوری درکل مردود و لفظی هموار کننده برای آموزش غیر حضوری است. فقط باید در حالت مشروع و حقوق اجتماعی آن را بیان کرد یعنی بازگشایی مدارس. تا بدین ترتیب به سیطره چندین ساله تعطیلی مدارس و محکوم کردن آن نیز اشاره شود.
در مورد خودروهای فرسوده حق با شماست. اما امیدوارم فرهنگ بهینه سازی زندگی را بر نیازهای حیاتی خود ترجیح بدهیم. مگر از چرخه های معیوب تعطیلی مدارس، آلودگی هوا نیست؟ مگر خودروهای فرسوده در این مهم، نقش کلیدی ندارند؟ پس چرا به جای ابراز خرسندی، نگران مسافرکشی معلمانی هستید که معاش مناسبی ندارند اما هیزم ریز آتش تعطیلی مدارس هستند؟
.
.
تین نیوز/ عمر مفید خودرو در دنیا ۵ سال است
رئیس پژوهشکده مهندسی خودرو دانشکده خودرو دانشگاه علم وصنعت ایران با تاکید بر اینکه عمر مفید خودروها در همه ی دنیا پنج سال، خودروهای تولید سال ۱۳۹۰ به قبل را فاقد کارایی لازم دانسته و معتقد است که سازمان ملی استاندارد باید یک مرکز استراتژیک داشته باشد و با تبیین استانداردهای لازم مطابق با شرایط جامعه، به فکر طراحی تولید محصولات جدید با پلتفرم های جدید باشد.
برای همین به قول شما با دادن یارانه نقدی و اخیرا کالابرگ تلاش دارند تا فقیرزدایی کنند که یقین
نمی توانند موفق شوند .چون درآمد ملی و رشد اقتصادی در حدی نیست که رفاه اجتماعی در پی داشته
باشد.
من فقط با توجه به شرایط سعی دارم گزینه بهتر را
ترجیح دهم. و گر نه. ۴۰۰ میلیون وام برای خرید خودرو با بهره ۸ درصد طی سه سال هم واقع بینانه نیست .
شما بد بد را می پسندید یا تایید می کنید یا بد را؟
پس مثل تمامی موارد دیگر راضی به پذیرش بد هستیم.
مشکلات ما زنجیروار به هم متصل هستند و بیشتر به زیرساختارها مربوط هستند. بنا را کج گذاشتیم تا ثریا
خواهد رفت.
چرا خودروی ۲۰ سال به بالا استفاده می شود؟ چون درآمدها ناکافی است. تکلیف آلودگی هوا چیست؟
هزینه خودروی جدید به درمان من و شما و خانواده ما منتقل می شود.
دقت کنید چه ارزش هایی در حال نهادینه شدن هستند؟
شناسنامه قانون- علاءالدین رفیعزاده، رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور گفت: چه اشکالی دارد فردی که به صورت جانفدایی به مردم خدمت میکند، یک و نیم برابر کارمند دیگری حقوق بگیرد؟ چه اشکالی دارد دو برابر کارمند دیگری دریافتی داشته باشد؟ چه اشکالی دارد این سیستم را راهاندازی و نهادینه کنیم؟
داده اند!
به گزارش ایران جیب، حذف سهمیه سوخت و اعمال محدودیتهای نقلوانتقال برای خودروهای فرسوده بالای 20 سال به تعویق افتاد؛ اما این فرصت تنها شامل مالکان خودروهایی میشود که در سامانه نوسازی ناوگان و اسقاط خودروهای فرسوده ثبتنام کنند.
یک معلم اگر در حفظ و تثبیت موقعیت شغلی خود برنیاید، هیچ کس دیگری این مهم را محقق نخواهد ساخت. به دنبال تناسب شغل دوم با حرفه اصلی خود باشید. بلی، انتخاب ها زیاد و اختیاری نیست، اما باید به همه جوانب اندیشید.
شرف شغل را دارنده آن تضمین می کند.
بنده نگفتم شغل بدی است، عرض کردم یک معلم
اگر قرار است غیر تدریس در کلاس، کار دیگری انجام
دهد بهتر است در همان زمینه تدریس باشد.
هر کسی قادر به مسافرکشی هست، اما هر کسی قادر به تدریس نیست.
همین که می گویید توان و تخصص مسافرکشی ندارید
خود از اهمیت دهی حضرتعالی به امر تدریس است.
مسافرکشی به تخصص نیاز ندارد، اگر فوت و فن آن
را در شهر و محله خود یاد بگیرید، کافی است.
فقط دو چیز لازم دارد گواهینامه و خودرو. و صد البته
مثل تمامی مشاغل وجدان و انسانیت هم لازم دارد.
دوم نوشتم مسافرکشی به تخصص نیاز ندارد، اگر فوت و فن آن را در شهر و محله خود یاد بگیرید، کافی است.
سوم وقتی از در و دیوار عصبانی هستید فشار و سنگینی آن را بر سر هر کسی خالی نکنید.
چهارم ساختار معیوب مدیریتی و آموزشی در کشور ما نمی تواند تنها بهانه ناکارآمدی ها باشد. من و شما هم کم بی تقصیر نیستیم. ما آن را با تحمل خود مدعی می سازیم.
ششم احترام به مشاغل فقط به خاطر نیاز ما شکل نمی گیرد، آنها محترم هستند چون قبل از هر چیزی انسان هستند.
هفتم همه ما از شرایطی خاص ناراضی هستیم اما زبان اعتراض هم سازوکار خود را دارد. همه تا پاسی از شب میدان نیستند، اما میدان داری کثیری برای آنان کافی نیست؟
هشتم با قدری آرامش و متانت، می توانید به مسایل دید روشن تر و مؤثرتری داشته باشید. به جای خشم و عصیان، به تحلیل مسایل بپردازید. حاصل سی سال تلاش بی امان، قلم فرسایی است نه درون ریزی ناشناسانه.
1) معلمان و شغل دوم ؟!
2) آسیب های شغل دوم بر معلم و معلمی
3) تفاوت های معلمی با دیگران ... یک معلم هستم ولی پشیمان نیستم !
4) پس از معلمان ؛ " شغل دوم و کاذب " دامن گیر اساتید دانشگاه هم شد!
تعطیل شد.
خراسان رضوی (ایسنا) - تولیت آستان قدس رضوی گفت: گردش مالی حاصل از حضور این تعداد زائر در مشهد، رقم قابلتوجهی است و بخش مهمی از این رونق اقتصادی به برکت وجود حضرت رضا (ع) در این شهر است و انتظار ما این است که سهمی از این درآمدها برای توسعه زیرساختها و خدمات مورد نیاز زائران اختصاص پیدا کند.
یک سری مشکلات ریز و درشت رو پشت سر هم بیان کردند و حواستن غری زده باشن
بدون راهکار و بدون پیشنهاد
بدون مقایسه شرایط جنگی ما با شرایط جنگی دیگران و کنش های مشابه
راهکار و پیشنهاد لازم نیست.
اول: وزیر محترم شما چنان وعده حضوری شدن مدارس در مهر ماه پیش روی داده اند که گویی قرار بوده غیراین باشد.
دوم: از وزیر برای تحقق و تداوم این خبر مسرت بخش، پشتوانه اجرایی و قانونی و تضمین خواسته شده است.
سوم: سه هزار و خرده ای خواننده فهمیده اند و شما به تنهایی خیر، جای تعجب است!
چهارم: بازگشایی مدارس به چنان معضلی تبدیل شده است که شما انتظار پیشنهاد و مقایسه دارید؟
یعنی دیگر تحت هیچ شرایطی تعطیلی مدارس و دانشگاه ها را نخواهیم داشت؟
یاسوج - نماینده وزیر آموزش و پرورش در امور پروژه مهر گفت: این وزارتخانه با اتمام فرآیندهای کلیدی پروژه مهر شامل تعیین معلمان، توزیع کتابهای درسی، سنجش سلامت نوآموزان و ثبت نام پیش دبستانیها، خود را برای برگزاری شکوهمندترین و منظمترین بازگشایی مدارس در سالهای اخیر آماده میکند.
یعنی پس از شروع جنگ بخوانید تا به سئوالات
خود پاسخ یابید.
راهکار و پیشنهاد برای تک جمله وزیر می خواهید؟
چون متن، جمله وزیر را زیر ذره بین برده است.
شما مطمئن هستید یک فرهنگی هستید؟
یا فقر فرهنگی واقعیتی اجتناب ناپذیر است؟
بازمانده از تحصیل هستند؟
هوم اسکول را ترجیح داده اند؟
مهاجرت به دیگر کشور یا قاره کرده اند؟
کودکان کار بیشتر تر خواهد شد؟
اختیار والدین بیشتر از قانون شده و تصمیم نهایی
برعهده آنان است و آموزش و پرورش حق یا توانایی دخالت ندارد؟
نماینده مقام عالی وزارت آموزش و پرورش در سیستان و بلوچستان با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای آموزش حضوری و مجازی و استمرار فعالیت مدارس در شرایط خاص افزود: تصمیمگیری درباره نحوه فعالیت مدارس باید متناسب با شرایط هر منطقه انجام شود تا ارتباط دانشآموزان با مدرسه و فرآیند یادگیری حتی در شرایط بحرانی حفظ شود.
از بی عرضگی آموزش و پرورش و حامیان و تاییدکنندگان پیشین و کنونی همین بس که از 26 تیر 1389 که قرار بود کارنامه های علمی آزمون استخدامی را صادر کنند تا کنون چنین کاری را نتوانسته اند انجام دهند.
می شود و آب از آب تکان نمی خورد، چرا مجلس چنین کشوری، مجازی نگردد؟
خانه ملت از خیابان به جان پناه مجازی!
بیان بدیهیات از بهر چی؟
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به نزدیک شدن آغاز سال تحصیلی جدید، از آمادگی کامل مجموعه آموزش و پرورش برای بازگشایی حضوری مدارس خبر داد و گفت: تلاش میکنیم سال تحصیلی پیشرو بهصورت حضوری، آرام، کمدغدغه و با کمترین مشکل برای دانشآموزان و معلمان آغاز
شود.
اگر هنر مدیریتی دارید همانند آمریکا کودکان استثنایی را در مدارس عادی ثبت نام کنید تا دیگر هیچ مدرسه استثنایی وجود نداشته باشد.
سایت دولت
وزیر آموزشوپرورش با اشاره به اهمیت حضور دانشآموزان استثنایی، دارای معلولیت و با نیازهای ویژه در بین دانشآموزان عادی و آموزش تلفیقی دانشآموزان، گفت: آرزو دارم هیچ مدرسه استثنایی در کشور وجود نداشته باشد و پیشنهاد دادم هرچقدر میتوانیم بحث فراگیری و فراگیری تلفیقی را در آموزشوپرورش بالا ببریم.