
چند روز قبل برای خرید به فروشگاهی در نزدیکی محل سکونت مان مراجعه نمودم . پس از احوال پرسی با صاحب فروشگاه ، چندین مشتری که همزمان در محل حضور داشتند از گفت و گوی ما متوجه شدند که من دبیر هستم .
یکی از آنها ، نگارنده را مورد خطاب قرار داد که از زمستان تا کنون در خانه هستید و حقوق کامل را دریافت میکنید . چه شغل خوب و بی دردسری دارید و سایر مشتریان هم او را همراهی کرده و فرد دیگری که از ظاهر و ادبیاتش ؛ ناموجه بودنش عریان بود من را مورد خطاب قرار داد که معلمان پول مفت می گیرند و استراحت می کنند ( عین کلام ) .
با این وجود من فرزندم را اصلا به معلم شدن توصیه نمی کنم چون حقوق شان کم هست و همیشه هشت شان گرو نه شان است و همواره هم در حال اعتراض هستند در حالی که نیمی از سال در خانه هستند.

مخلص کلام این که پس از بحث نسبتا طولانی بین حاضرین با ادبیاتی که طرح آن در این مقال امکانپذیر نمی باشد ، حسابی از خجالت جامعه فرهنگیان درآمدند.
من که فضا را برای پاسخ گویی مهیا نمی دیدم با لبخندی از روی نارضایتی خداحافظی نمودم .
در مسیر بازگشت به فکر فرو رفتم که :
چرا در جامعه ما هویت معلم این چنین فراموش شده و جایگاه اجتماعی این قشر مورد آسیب قرار گرفته است. چه عواملی سبب شده است که این گونه بخشی از جامعه به خود اجازه دهند جامعه بزرگ فرهنگیان را مورد عتاب قرار دهند ؟
بی تردید در یک جامعه آماری با حدود یک میلیون شاغل تعداد انگشت شماری ممکن است وظایف خود را آن گونه که شایسته است انجام ندهند لیکن بخش عمده معلمان افراد شریف ، وظیفه شناس و متعهدی هستند.

آموزش و پرورش به عنوان فراگیرترین و تاثیرگذارترین نهاد دولتی با مخاطبانی بیش از ۴۰ میلیون با همه ی آحاد مردم به اشکال مختلف در ارتباط هست.
تعلیم وتربیت انسان ها درکشورهای توسعه یافته از جایگاه والایی برخوردار است وهر حکومتی تلاش می کند تا برای تربیت و پرورش نسل های آینده کشور برنامه ریزی دقیق و اساسی انجام دهد.
در کشور ما متاسفانه دولت ها طی دوره های گذشته علی رغم شعارهای فراوان و پرطمطراق در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی در عمل بی توجهی نسبت به آموزش وپرورش روا داشته اند و به این نهاد به عنوان دستگاهی مصرف کننده نگریسته و این دستگاه عریض و طویل را دچار خمودگی و ایستایی کرده و از تحرک و پویایی باز داشته اند.
اگر اقدامات صورت گرفته در یک کشور به شکلی باشد که خانواده ها در زمان تحصیل فرزندان شان اولویت آنها شغل معلمی باشد در آن صورت می توان گفت کشور در مسیر توسعه ی فرهنگی و پیامد آن توسعه ی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است.

در نظام آموزشی ما همواره اجرای برنامه های تعلیم و تربیت به صورت آزمون و خطا صورت گرفته است و همین مسئله بزرگ ترین ضربه را به این دستگاه وارد کرده است.
توسعه ی فرهنگی با صدور بخشنامه ، ایجاد محدودیت و اقدامات سلبی میسر نمی شود.
توسعه ی فرهنگی با ابزار فرهنگی صورت می پذیرد. یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگی ، « معلم » است. اصلی ترین چالش نظام تعلیم و تربیت در شرایط کنونی بازگرداندن هویت معلم به جامعه فرهنگیان است که موجب ایجاد اعتماد عمومی به نهاد آموزش و پرورش شده و سرمایه اجتماعی عظیمی برای کشور محسوب میشود.
وقتی از مطالبات فرهنگیان سخن گفته می شود تنها مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست بلکه بازگرداندن هویت معلم و تمام الزامات شغل معلمی است.در صورتی که بتوان با یک برنامه مدون کوتاه و میان مدت در نظام آموزشی ، جایگاه معلم را بازتعریف کرد و هویت معلم را به جامعه فرهنگیان بازگرداند می توان اصلی ترین چالش این دستگاه را مرتفع نمود.

از دیگر چالش های وزارتخانه ، اقتصاد آموزش وپرورش است که پاشنه ی آشیل همه ی وزرای قبلی از بدو انقلاب بوده است و همواره از آن به عنوان اهرمی برای فشار بر وزیر و گرفتن امتیاز از سوی نمایندگان مجلس مورد استفاده قرار گرفته است.
اگر نگاهی کلی به برنامه های توسعه در دولت های مختلف بیاندازیم متوجه خواهیم شد آنچه در گفتار ، مکتوبات و تبیین نظری می آید در عمل فراموش می شود و به آموزش و پرورش به مثابه ی فرزند ناتنی دولت ها نگریسته شده است .
در حال حاضر نظام تعلیم و تربیت با چالش های فراوانی رو به رو ست که از آن جمله می توان به کمبود نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده در مقطع ابتدایی ، ازدحام کلاس های درس ، اجرای ناقص و نیم بند رتبه بندی و عدم پرداخت معوقات سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بازنشستگان و شاغلین پس از نزدیک به ۵ سال ، عدم توازن هدایت تحصیلی دانش آموزان با توجه به نیازهای جامعه ، لزوم بازگشایی حضوری مدارس با توجه به شرایط خاص کشور ، سراریز شدن دانش آموزان مدارس غیردولتی به دولتی به دلیل شرایط نا به سامان اقتصادی و پیامد آن ازدحام دانش آموزان در یک کلاس ، درخواست شهریه های بی حساب و کتاب در مدارس دولتی و غیردولتی و ناتوانی والدین در پرداخت آن ، عدم توجه به زیرساخت های لازم سخت افزاری و نرم افزاری برای نظام نوین آموزشی مطابق با استانداردهای بین المللی و... اشاره کرد.
هر چند حل ریشه ای مشکلات و معضلات آموزش و پرورش در شرایط کنونی کشور با توجه به وضعیت امنیتی و اقتصادی در کوتاه مدت دور از انتظار است ولی با انتخاب یک وزیر باتجربه و توانمند و یک عزم ملی در همه ی ارکان نظام از جمله قوای سه گانه و سایرنهادهای حاکمیتی در میان مدت امکان پدیر است .
بدیهی است در دستگاهی با این حجم مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری جابه جایی یک وزیر بدون کمک و همراهی سایر نهادهای حاکمیتی پاک کردن صورت مسئله است .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.