در 29 مهر 1404 طی یادداشتی با عنوان « پس از معلمان ؛ " شغل دوم و کاذب " دامن گیر اساتید دانشگاه هم شد!» در سایت صدای معلم به وضعیت معیشتی اساتید دانشگاه اشاره کردم. اخیرا در همین سایت به افزایش حقوق اساتید دانشگاه تا سقف 120 میلیون تومان چیزی حدود صد درصد یا بیشتر، چندین بار پرداخته شده است. به طور طبیعی معلمان در صف مخالف و خود اساتید تابع حتمیّت این مهم یا عدم تحقق فعلی آن، واکنش نشان دادند.
در لا به لای بیان نظر، داستان دائمی بیکاری معلمان توسط مخالفان نشانه رفته است و تعطیلی غیرمترقبه و غیراستاندارد مدارس تا حدود چهار ماه، شدت انتقادات را بیشتر کرده است. هر چند دانشگاه ها نیز همانند مدارس قبل و بعد از دو جنگ اخیر، قربانی تعطیلی های بسیار با عناوینی بیشتر غیرموجه بوده اند. قرار گرفتن این دو گروه آموزشی در مقابل هم فقط و فقط به ضرر دانش آموزان و دانشجویان است که روز به روز در اندازه گیری های مختلف، تنزیل رتبه می یابند.
به نظر شما باقی نگه داشتن معلم یا استاد دانشگاه در فهم یا عدم فهم موقعیت معیشتی خود، کدام بار ارزشی را در جامعه پیش می برد؟ یا پرداختن صرف به این موضوع، کدام جهش علمی را بر جایگاه آنان در رتبه بندی های بین المللی، می افزاید؟
در باور من برای به استضعاف کشاندن افکار یک گروه آموزشی، هیچ چیز فرومایه تر از یادآوری ناتوانی آنان در تأمین نیازهای اولیه زندگی چون مسکن و غذا نیست. در این جامعه اگر معلم و استاد دانشگاه جایگاه رفیعی داشت وضعیت هیچ رتبه بندی به شرح زیر نبود. لازم به ذکر است که جداول و آمار و اینفوگرافی چندین رتبه بندی در سنوات مختلف موجود است که فقط به دو مورد جدید اشاره کرده ام.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، در تازه ترین نسخه از رتبهبندی U.S.News Best Global Universities ؛ نام حدود 80 دانشگاه از ایران در فهرست دانشگاههای برتر جهان دیده میشود. حضوری که نشان میدهد شبکه آموزش عالی کشور از نظر تولید علم و فعالیت پژوهشی، در مقیاس بینالمللی نیز دارای گستره قابل توجهی است.
علیرغم این افتخار بی جا یا نامتّقن، اگر به اینفوگرافی متن نیم نگاهی بیندازید متوجه جایگاه جهانی 6 دانشگاه برتر ایرانی خواهید شد. دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تبریز تا رتبه پنجم و دانشگاه علوم پزشکی مشهد و دانشگاه تربیت مدرس مشترکا ششم شده اند.
حجم پژوهش، تأثیر اجتماعی دانشگاه، ارتباط دانشگاه با صنعت، نوآوری و ثبت اختراعات، حضور رسانهای، مشارکت در اهداف توسعه پایدار و تأثیرگذاری بر سیاستگذاری عمومی، حجم و کیفیت تولیدات علمی، میزان استنادها، همکاریهای بینالمللی و دسترسی آزاد به مقالات مورد بررسی از جمله عوامل مؤثر در تعیین رتبه هر دانشگاه در سطح جهان است. توجه عمیق و تأمل برانگیز به هر بند از این شاخص ها، گویای شکاف چند قرنی ما با حقیقت آموزش است.
با دقت در هر یک از شاخص های تعیین کننده رتبه جهانی دانشگاه های برتر، یک حقیقت آشکار می شود. وقتی رتبه اولین دانشگاه برتر ایران در سطح جهان 314 و رتبه ششمین دانشگاه برتر ایرانی در جهان 783 است، طبیعی است که هیچ دانشجویی از آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلیس و... داوطلب حضور در دانشگاه های ایران نباشد. برعکس دانشجویان کشورهایی که در تشابه فرهنگی نزدیک با ما به سر می برند فضای دانشگاه های ما را با حضور انبوه خود غیرقابل تنفس نمایند. به طور مثال، حضور تعداد بی شماری از دانشجویان عراقی در دانشگاه تبریز که صدای اعتراض دانشجویان ایرانی را پاییز 1404 بلند کرده بود.

یکی دیگر از این رتبه بندی ها؛ QS است که از شناخته شده ترین منابع جهانی برای مقایسه دانشگاهها است و در تصمیمگیری بسیاری از دانشجویان بینالمللی نقش به سزایی دارد. بررسی آخرین نتایج کیو اس 2027 نشان میدهد که تمام دانشگاههای ایرانی در رتبهبندی دانشگاهی دچار افت رتبه شدهاند. دانشگاه تهران از نظر کیفیت 45 رتبه سقوط کرده است. دانشگاه شریف و امیرکبیر هم با افت مواجه شده اند.
ترکیه با 25 دانشگاه، بیشترین سهم را در میان چهار کشور بررسی شده (ترکیه، عربستان، امارات و ایران) دارد.
عربستان پیشتاز در بهترین دانشگاه منطقه است. بررسیها نشان میدهد که دانشگاههای ملک فهد عربستان، خلیفه امارات، فنی استانبول ترکیه و تهران ایران، بهترین دانشگاههای منطقه در کیو اس 2027 هستند. این سه کشور متوجه چه اصل مهمی شده اند که وزرای عالی رتبه ما در وزارت علوم از دریافت آنها باز مانده اند؟
در باور من ؛ نگاه غلط ما نسبت به برداشت های فرهنگی، باعث چنین آشفته بازاری شده است. یک بار در کلاس درس در روز معلم، هنگام دریافت تبریکات فرمالیته دانش آموزان، به یکی که پدرش استاد دانشگاه بود گفتم روز معلم پدرتان نیز مبارک. برگشت و گفت پدر من معلم نیست. او چنان برافروخته شد که در یک لحظه حس یک متهم را در دادگاه پیدا کردم. اما از لحاظ فرهنگی برای یک دانش آموز سال اول متوسطه (دهه 80) چرا تفاوت معنی داری مابین معلم مدرسه و استاد دانشگاه وجود دارد؟ یکی از علل در تفاوت جایگاه این دو قشر است. تفاوتی که از نوع نگاه به تفاوت موجود در سطح علمی، سطح حقوق، سطح و محتوای تدریس یا محل تدریس و یا از تفاوت نگاه ارزشی اقشار گوناگون جامعه نسبت به آن دو برخاسته است. تفاوت موجود مابین معلم و استاد دانشگاه، صوری است یا ماهوی؟ تنها تفاوت این دو قشر، میزان حقوق ماهانه است؟
شاید کنکور به عنوان یک ماراتن آموزشی، بر شدت این تفاوت افزوده است. وجود آموزشگاه ها و افرادی که مافیای کنکور را رنگ غیرآموزشی بخشیده اند و کنکور در مقام ایجاد تفاوت در دو مکان آموزشی عمل نموده است. و گر نه اگر تمامی تلاش های انجام شده در راستای آموزش عالی کشور، جنبه مثبت و سازنده ای داشت هرگز وضعیت رتبه بندی دانشگاه های ایران چنین نبود. شما فرزند خود را به دانشگاهی که در رتبه 314 یا 783 جهان قرار دارد، جهت ادامه تحصیل می فرستید؟ یا خود شما چنین ترجیحی برای انجام تحصیلات تکمیلی دارید؟ مگر آن که شدیدا دچار خودباختگی ملی باشید.
بدون پرده اعتراف کنیم که بیشتر ما درست نیندیشیده ایم، سنگر درستی در قبال تعهد نسبت به علم نگرفته ایم و در گرداب دام 48 ساله نظام جمهوری اسلامی مبنی بر اولویت بخشیدن به اصل معیشت افتاده ایم.
نگاه من و شما خودخواهانه بوده است و فقط در منزلِ اولِ تأمینِ معاش برای زندگی و زندگی برای تأمین معاش در جا زده ایم. تعالی روح آموزش بسیار فراتر از دریافت حقوق فعلی و حقوق ایده آل دست نیافتنی در آینده است. وابسته نگه داشتن معلم و استاد دانشگاه به ریال دریافتی یعنی تهی سازی آنان از بار ارزشی جایگاهی که اصرار به پیامبر گونه دانستن آن داریم.
هیچ کشوری با رتبه های برتر دانشگاهی در قاره های مختلف جهان، معلم و استاد را پیامبر اعلام نکرده اند اما به آنان آموزش های لازم را داده اند، امکانات آموزشی و تدریس مدرن را فراهم ساخته اند، فن آوری آموزشی را جایگزین ایدئولوژی و سیاست در نظام آموزشی کرده اند و معلم را با وسواس ارزش علمی نه حراستی برگزیده اند.

به نظر می رسد با پیدایش علم آمار ، ما کیفیت را قربانی کمیت ساخته و با زبان ارقام و آمار به توصیف امور کیفی و ارزشی پرداخته ایم. یکی از کانال های عقب ماندگی آموزش در ایران همین مدخل است. آنان مابین کمیت و کیفیت هارمونی رشد و توسعه پایدار را ایجاد کردند و ما حتی در توصیف و انتقال ارزش ها و هنجارها نیز، کمیت را ملاک قرار داده ایم. در سطح ملی و جمعی، ما روح همکاری و همدلی و همراهی نداریم. برای همین ملتی خودخواه هستیم و فقط به برتری خویشتنِ خویش معتقدیم.
دانشگاه های برتر جهان، مدیون نگاه کیفی به نوع، حجم و محتوای آموزشی در مدارس خود هستند. حقوق معلم و استاد در این کشورها دغدغه نان شب آنان نگردیده است. آنان با توجه به استانداردهای شغلی و تعریف درخور انسانی از رفاه اجتماعی در کشور خود از چنان حقوق ماهانه ای برخوردارند که اولین نگرانی احتمالی، عدم آمادگی برای تدریس فرداست نه تنظیم پرداخت قسط چندم وام مسکن یا خودرو. مدیریت سیستمی و عدالت آموزشی در این کشورها مدارس را 18 گانه نساخته است. ایجاد تناسب بین تعداد دانشجو و دانش آموز با تعداد صندلی های موجود برای آموزش در این کشورها به خلاقیت ناموفق در ایجاد انواع معلم و دانشگاه منجر نشده است. اشتباه بزرگ ما آن بوده که در هر کمبود معلمی، نام جدید برای جذب آنان اختراع کردیم و در هر انباشت مشتاقان آموزش عالی، طرح دانشگاه جدیدی را ریخته ایم.
حال در تمامی رتبه بندی های علمی و آموزشی که ایران در هیچ یک جزو صد رتبه نخست نیست، فقط و فقط میزان حقوق دریافتی متغیر بازدارنده است؟ یا انتخاب مدیران ناشایسته، نگاه اعتقادی متعصبانه به امر آموزش، انتخاب نادرست و ناچاری معلم برای کلاس درس، ناکارآمدی کنکور، مشکلات اقتصادی کلان و همچنین نگاه سطحی فرهنگی نسبت به مسایل آموزشی نیز در واماندگی آموزشی در ایران مؤثر هستند؟
جنگ زرگری مابین معلمان و اساتید دانشگاه فقط یک برنده واقعی دارد که شامل دولت، وزیر آموزش و پرورش و وزیر آموزش عالی است. پس بهتر است به جای دامن زدن به چنین جنگی، هر دو گروه به فکر چاره اندیشی اساسی باشند.
مشکل اصلی عقب ماندگی آموزشی در ایران، حقوق کم یا نابرابر این دو خط موازی آموزش نیست. چون هیچ یک نادرستی شنیده ها را باور نداریم و با تضاد عنب و انگوری، سعی در باور دروغ بزرگ داریم. کم و زیاد بودن حقوق به دلیل گرانی و تورم نیست، باید اعتراف و باور کنیم « ارزش پول ملی» کاهش یافته است. پول ملی چون اعتبار خود را از دست داده است که من و شما قدرت خرید نداریم.

سال 96 در این سایت ، آرزوی معلمان دریافت حقوق سه میلیونی بود. مسکن 500 - 600 میلیون و سکه تمام حدودا یک و نیم میلیون تومان بود. آرزویی دست نیافتنی برای بیشتر ما معلمان.
امروز بعد از گذشت 9 سال، مسکن سی چهل میلیارد تومان و سکه تمام بیش از 167 میلیون تومان گردیده است. حال اگر می توانید بدوید تا شاید برسید. معلم با حقوق 26 تا 40 میلیون تومانی و استاد دانشگاه با حقوق بیش از 50 میلیون یا بالاتر از 100 میلیون تومانی، حتی قادر به خرید یک سکه تمام نیست. کل دردسر زندگی امروز همه ما در هر جایگاهی، خرید مایحتاج روزانه است. پنیری که کیلویی یک میلیون و سیصد هزار تومان است و زردآلو و گیلاسی که بیش از شش صد هزار تومان قیمت دارد و فقط یک زردآلوی نسبتا بزرگ بیش از 65 هزار تومان قیمت دارد.
بیایید برای تمامی کالاها قضاوت کنید ماجرا گرانی است یا کاهش ارزش پول ملی؟! ذهن هر یک از ما را با اصطلاحاتی چون تورم و گرانی پر می کنند چون مطرح ساختن کاهش ارزش پول ملی، هزینه های سیاسی دارد. پس برای عدم پرداخت این هزینه ها، من و شما را به جان یکدیگر می اندازند.
معلم مدرسه و استاد دانشگاهی که می باید مکمل و متمم یکدیگر باشند تا درخت دانش بار ارزشمندی داشته باشد امروز در مقابل هم قرار گرفته اند و یکدیگر را متهم به چیزی می کنند که در اصالت آن مشترک هستند. یعنی ناتوانی در تأمین معاش و کم کاری در امر آموزش. این به جان هم انداختن ها عمومیت دارد و فراتر از این دو گروه شغلی است. مثلا سرایداران و خدمتگزاران مدارس می خواهند همانند معلمان رتبه بندی شوند و استادیار و استاد خوانده شوند! و یا در نگاه معقول، خواهان رتبه بندی در لا به لای وظایف شغلی خود هستند. اما تقاضا برای افزایش حقوق این گروه شغلی نباید به مثابه بی ارزش کردن امر آموزش یا معلم باشد.
دولت و آموزش و پرورش با نیّت تأمین معاش این گروه نباید ارزش های شغل معلمان را قربانی سازد و گرنه نتیجه همان بی ارزشی حاکم است.
معتقدم اگر حرص و ولع های فردی در این جامعه نباشد، هیچ امتیاز و رتبه ای برای این کشور کسب نمی شود. در حیطه های ورزشی، آموزشی، پژوهشی، تولیدی و فن آوری؛ اشخاصی بیشتر از بقیه تلاش می کنند و مدال طلا یا رتبه برتر کسب می کنند. اما در سطح ملی و جمعی، ما روح همکاری و همدلی و همراهی نداریم. برای همین ملتی خودخواه هستیم و فقط به برتری خویشتنِ خویش معتقدیم.

منِ معلم دیروز، دانشجوی استاد دیروز هستم و استاد امروز، دانش آموز دیروز من. حال به جای حمایت و پشتیبانی از اهداف واحد و ارج نهی به خدمات خود در قبال دیگری، چرا باید افزایش حقوق یکی را منوط به تخم دو زرده گذاشتن بدانیم و خود را شدیدا مغبون حس کنیم؟ کجا رفت باور توانا بُوَد هر که دانا بُوَد/ ز دانش؛ دل پیر، بُرنا بود؟!
چرا امروز هیچ دانایی توانا نیست و از دانش، دل هیچ پیری جوان نمی گردد؟!
باز تکرار می کنم و شاید بهتر است باور کنیم که مشکل اصلی جامعه ما این است که کثیری بیشتر از حد شعور خود، تحصیل کرده اند. سنواتی را به یاد بیاورید که برخی جاه طلب به دنبال کسب مدرک تحصیلی بالاتر، هم زمان وظایف شغلی خود را فراموش می کردند. امروز ارزش هایی که در گذشته باور توانا و دانا بودن را به ما اثبات می کرد ماهیت اصلی خود را از دست داده است.
معلمان و اساتید دانشگاه هر دو مقصرند چون هر بار اجازه داده اند تا سیاست و اقتصاد برای زندگی شخصی و اجتماعی آنان تصمیم گیرنده نهایی باشند. امروز چگونه وضعیتی در دانشگاه ها و برای اساتید حاکم است نمی دانم ؛ طی سال های 65 تا 69 ایده آل یک استاد دانشگاه ثبت نام یا دور زدن موانع ثبت نام برای دریافت زمین ارزان یا چندمین خودرو از سوی دانشگاه بود. دولت از هر یک از افراد بنگاه اقتصادی می ساخت که تمامی همّ و غم آنان کسب سود و پول بیشتر، دریافت چندین قطعه زمین و مسکن و خودرو بوده است. دریافت وام های گوناگون، کوری خودخواسته اساتیدی بوده است که خود را در گردابِ «اقتصاد هدف است» انداخته است.

در این جامعه آموزش، فرهنگ، تربیت فردی و اجتماعی، رسانه ملی، قوانین، ارزش ها و هنجارها و هر سه قوه در ایجاد نگاه درست در هر زمینه ای ناکام مانده اند. وقتی نگاه درست نباشد، برداشت نیز غلط خواهد بود. وقتی مقام دولتی می گوید چون پول نفت زیاد بود برای واردات غلات و محصولات کشاورزی اختصاص دادیم، منِ معلم با خود می اندیشم چرا برای آموزش هزینه نکردید؟
منِ معلم با خود می گویم سال ها برای خودکفایی این محصولات، کشاورزان با بی آبی و بلایای طبیعی جنگیده اند تا به دلیل زیاد بودن پول نفت، آن را بر باد دهید؟ نگاه نادرست و غلط به یک موضوع، به همین سادگی آموزش را قربانی می سازد.
جایگاه پایین آموزش ایران در دو وزارتخانه آموزش و پرورش و آموزش عالی نسبت به رتبه بندی دیگر کشورها در سطح منطقه و قاره، هیچ ربط منطقی با تفاوت حقوق یا تخم دوزرده بودن اساتید نسبت به معلمان ندارد. حتی غفلت ما از اصل انتقال فرهنگ و آموزش در سال های بعدی، جایگاه ما را متزلزل تر نیز خواهد ساخت.
ما معلمان و اساتید دانشگاه اگر نگاه و برداشت خود را نسبت به یکدیگر و شرایط جامعه، اصلاح نسازیم، هرگز انتظار هیچ تغییر ارزشی را نباید داشته باشیم.
سازندگی زمان تحقق می یابد که با اعتماد و احترام به بیان نقاط ضعف و قوت یکدیگر بپردازیم.
به عنوان یک آموزش دهنده، نقش کلیدی خود را در ریکاوری آموزشی دریابیم. کاتالیزور اهداف غیرآموزشی نباشیم که تخریب ما نسبت به نقش مخرب دیگران، فاجعه بارتر خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
معلمان و نگاه خودباخته معلمان از پایین به
بالا یعنی اساتید، حاصل جایگاه و پایگاه ضعیف
و ناپایدار معلمان در جامعه است.
خدماتی دارند. اما هر یک در ساختاری اداری
متفاوتی قرار دارند. حقوق تمامی وزارتخانه ها
به دلیل تفاوت در بندها و تبصره ها، از یکدیگر
متفاوت است.
خیز حقوق اساتید دانشگاه برای جلوگیری از
مهاجرت آن هاست. و رسوب حقوق آموزش و پرورشی ها زیر خط فقر، حاصل بی کفایتی
وزراست.
هر کس مرا یک حرف بیاموزد مرا بنده خود کرده است.
حتی نگفته اند یک کلمه، اهمیت یاد دادن به کسی که نمی داند بسیار با ارزش است پس پسندیده نیست بین معلم و استاد تفاوت ارزشی وجود داشته باشد. هر دو ارزشمند و مهم هستند.
دانشگاه آزاد:
استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در جلسه امتحان بلامانع است
به همین دلیل دانشگاه آزاد در کشور رتبه دوم شده
این دانشگاه اعلام کرده است که این قانون که مختص امتحانات نظری نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ است و از بیستم تیرماه اجرایی میشود. معاونت آموزشی دانشگاه آزاد تاکید کرده است که استفاده از این تجهیزات فقط با نظارت دقیق مراقبان آزمون مجاز خواهد بود.
مجوز استفاده از گوشی موبایل و هوش مصنوعی در شرایطی صادر شده است که گروهی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی، نسبت به اجباری بودن حضور فیزیکی در امتحانات اعتراض کرده بودند.
تدریس معلمان سخت از اساتید است. معلمان برای کسانی که نسبت به مفاهیم کتب درسی هیچ نمی دانند آموزش می دهد اما اساتید به
کسانی که می دانند. دانشجو قادر به خواندن جزوه درسی منهای استاد است اما دانش آموز خیر.
مانند سایر وزارتخانه ها درآمدزایی ندارند مورد
بی توجهی هر دولتی هستند. چشم و چراغ
دولت ها وزارتخانه های نفت و گاز، آب و برق، مخابرات و امور مالیاتی هستند.
هدف غایی چیست؟
اول باید به گونه ای برنامه ریزی وعمل کرد که هیچ ایرانی تلاشگری دغدغه معیشتی نداشته باشد
دوم هرفردی درهر جایگاهی که قرار دارد باتوجه به کیفیت کار وارتقای خود مشمول دریافتی بیشتر گردد کیفیت پایین کار وعدم ارتقا باعث کاهش دریافتی گردد به گونه ای که دغدغه معیشت ایجاد نکند کاهش کیفیت نیاز به بررسی وآسیب شناسی دارد تا ایرادات برطرف شوداین کاهش دریافتی نباید طولانی مدت باشد
سوم هدف زندگی ثمر بخش بودن وانسانی زندگی کردن باشد نه زراندوزی وتفاخرهای ناروا وقتی در دام پول پرستی بیفتیم دیگر هیچ انسانی اشباع یاسیر نخواهد شد دامنه خواسته های مادی نامحدود هست
چهارم گزینش انسان ها براساس توانایی هایی یک فرد باشد نه براساس سایر ملاک ها مثل شغل پدر ،درآمد بالای یک شغل وسایر ملاک های غیر منطقی دیگر
پنجم تفاوت دریافتی به شکاف وفاصله طبقاتی تبدیل نگردد به گونه ای باشد که محرک فرد برای تلاش ولی مانعی برای فاصله طبقاتی ایجاد کردن گردد
مشکل این است که وسیله و ملاک های معتبری برای
سنجش و اندازه گیری وجود ندارد و یا کارشناسانی
برای انجام آن تربیت نشده اند.
موافقم. اما سیستم اداری ما سالم و علمی نیست که افراد بی کفایت را پس زند. برعکس این افراد را جذب
می کند. پر و بال پرواز به سوی بهترین جایگاه و بیشترین امتیازات را به افراد بی کفایت می دهد.
اگر معلم هستید ارزشیابی و ملاک های سنجش را در نظر آورید. نتیجه آن تقلب در تحقق بند بند امتیازات و دور ماندن از ارزش های شغل معلمی بود و هست. مانند کپی پیست مقالات دیگران از جمله دانش اموزان به نام خود یا چاپلوسی مدیر و معاون مدرسه.
مدیریت در جامعه ما با نگرش سیستمی پیش نمی رود که قدرت پس زنی افراد کم کار بی کفایت را داشته باشد. رئیس جمهور دستور پرداخت حقوق بر اساس عملکرد را صادر کرده اند. منتظر نحوه اجرا و نتایج اجرا بمانیم. اگر غیر روند رتبه بندی یا ارزشیابی بود، فرمایش شما صحیح .
طی 20 سال گذشته طلا 1250 برابر رشد کرده، اما مسکن فقط 158 برابر شده است / استراتژی منطقی، تمرکز بر نقدشوندگی بازار، تقسیم ریسک و قابلیت خروج سریع از سرمایهگذاری است
معلم باشی یا استاد، کارگر یا کارمند، به قول نویسنده پول آنقدر بی ارزش شده که با ۱۲۰ میلیون هم نمیشه راحت هزینه های خانواده سه
چهارنفری را تامین کرد.
اما مشاغلی چون ما معلمان کارگران باید برای
زنده ماندن بجنگیم. جنگ اصلی همین است.
تا دیروز می گفتم خدا بده برکت
امروز میگم خدایا پول بده زنده بمانم!
دوشنبه ۲۹ تیر علیه مشکلات معیشتی و بی ثباتی
شغلی، در تهران تجمع اعتراض آمیز کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس هیأت مؤسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس مرکز درمانی، آموزشی و پژوهشی حجت بن الحسن عسگری(عج) -مسیح دانشوری سابق- از اعزام هیأت صد نفره متشکل از دانشمندان، پژوهشگران و استاد برجسته دانشگاه آزاد اسلامی به یمن جهت بررسی اولیه همکاری علمی مشترک خبر داد.
اکو ایران/ ورشکستگی آرام دولت با حراج قسطی اموال
گزارش سازمان خصوصیسازی نشان میدهد عملکرد واگذاری شرکتها و داراییهای دولتی در سال ۱۴۰۴ کمتر از هدف تعیینشده در قانون بودجه بوده و بخش عمده درآمد حاصل از این واگذاریها نیز به جای ورود به خزانه، برای تسویه بدهیهای دولت استفاده شده است.
دکتر پزشکیان در نشست با جمعی از خیرین و حامیان دانشگاه:
خیرین و حامیان دانشگاهها در تحقق رسالت بزرگ توسعه علم نقشآفرینی میکنند/ با حمایت از توسعه علم زمینه بازگشت کشور به جایگاه شایسته تاریخی خود را فراهم کنید/ با اتکا به ظرفیت دانشگاهیان، خیرین و سرمایه انسانی کشور، میتوان بر دشواریها غلبه کرد
فرار ۱۵ نفر از تراستی های مورد اطمینان نظام با میلیاردها دلار ثروت ملی
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز
مجیدرضا حریری نوشت: حداقل ۱۵ نفر از تراستی (افراد مورد اطمینان نظام برای انتقال پول نفت) فرار کردهاند و میلیاردها دلار ثروت ملی را بردهاند.
افشاگری تکان دهنده درباره خیانت تراستیها | یک تراستی ۲۰۰ میلیون دلار از سرمایه کشور را برنگرداند و از کشور هم خارج شد | دلالان با کارتهای بازرگانی اجارهای صادرات انجام میدهند
1- آزادی در زندگی معنوی
2- برابری در زندگی حقوقی
3- برادری در زندگی اقتصادی
در ادبیات اقتصادی و تعاریف مجامع بینالمللی مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، «ابرتورم» به وضعیتی اطلاق میشود که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد عبور کند یا تورم سالانه به ارقام چندصد یا چند هزار درصدی برسد؛ تجربهای که کشورهایی نظیر آلمان پس از جنگ جهانی اول، و در سالهای اخیر ونزوئلا و زیمباوه آن را از سر گذراندهاند. در ابرتورم کلاسیک، پول ملی کارکرد خود را به عنوان ابزار مبادله و ذخیره ارزش به طور کامل از دست میدهد، معامله با ارزهای خارجی جایگزین میشود و سیستم پولی رسماً از فروپاشی رنج میبرد.
طبق نظر اقتصاددانان ایران در مرحله پیش ابرتورم قرار دارد.
ایلان ماسک (Elon Musk)، مدیرعامل تسلا و اسپیس ایکس، در مصاحبهای جدید پیشبینی کرد که با گسترش رباتیک و هوش مصنوعی، دوران تسلط پول بر جوامع بشری تا سال ۲۰۳۶ به پایان میرسد. او معتقد است زمانی که رباتها کالاهایی بیش از توان مصرفی انسانها تولید کنند، مفهوم سنتی سرمایه و نقدینگی کارکرد خود را از دست میدهد. ماسک این تغییر را ناشی از وفور بیسابقه منابع و خدمات میداند.
شاخص قیمت مصرفکننده در گزارش جدید مرکز آمار نشان میدهد نرخ تورم سالانه در تیرماه ۱۴۰۵ به ۶۶ درصد رسیده است. همچنین تورم نقطهبهنقطه خانوارهای کشور ۸۷.۹ درصد اعلام شده و تورم ماهانه نیز ۳.۱ درصد ثبت شده است.
بالاخره پس از ماهها کشمکش بین دولت و مجلس بر سر لایحه بودجه ۱۴۰۵، تکلیف افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان مشخص شد. بر اساس مصوبه نهایی کمیسیون تلفیق بودجه که مورد تأیید صحن علنی مجلس نیز قرار گرفته، حقوق کارمندان دولت در سال ۱۴۰۵ بهصورت پلکانی معکوس و در بازه ۲۱ تا ۴۳ درصد افزایش خواهد یافت. این افزایش که از فروردینماه ۱۴۰۵ اعمال شده، حداقل حقوق کارمندان را به ۱۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسانده است. همچنین برای نخستین بار، مبلغ ثابتی بین ۳ تا ۳.۵ میلیون تومان به همه کارمندان، صرفنظر از پایه حقوقی آنها، پرداخت میشود.
بر اساس برخی گزارشها، حقوقهای پایین تا ۴۹ درصد رشد، حقوقهای متوسط بین ۳۰ تا ۳۷ درصد و حقوقهای بالا بین ۲۷ تا ۳۰ درصد افزایش خواهند داشت. همچنین مقایسه دریافتیها نشان میدهد که حداقل حقوق کارمندان نسبت به سال ۱۴۰۴ دستکم ۳۲ درصد افزایش یافته و در بالاترین سطوح تا ۴۵ درصد رشد خواهد داشت.
بر اساس مصوبه جدید مجلس، حداقل حقوق کارمندان دولت در سال ۱۴۰۵ به ۱۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این رقم در حالی اعلام شده که پیش از این، حداقل حقوق کارمندان حدود ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار تومان بود. حداکثر حقوق کارمندان دولت نیز ۱۳۰ میلیون تومان تعیین شده است.
یکی از مهمترین تغییرات در نظام حقوقی سال ۱۴۰۵، پرداخت مبلغ ثابت ۳ تا ۳.۵ میلیون تومانی به تمامی کارمندان، صرفنظر از پایه حقوقی آنهاست. به عبارت دیگر، حقوق کارمندان در سال ۱۴۰۵ با فرمول «۲۰ درصد افزایش پایه + مبلغ ثابت ۳ تا ۳.۵ میلیون تومان» محاسبه میشود.
بر اساس این مصوبه، معلمان ۳۰ درصد و سایر کارمندان تا ۴۳ درصد رشد در حقوق خود تجربه خواهند کرد. این موضوع نشان میدهد که معلمان نیز مشمول افزایشهای ویژهای شدهاند که در سالهای گذشته کمتر به آن توجه میشد.
بر اساس مصوبه مجلس، افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان به صورت همزمان اعمال میشود و بازنشستگان نیز مشمول این افزایش خواهند بود.