بارها گفتم که به نظر من مشکل ما اعتقادی و ایدئولوژیک نیست، بلکه اخلاقی و سایکولوژیک است.
مشکل ما مشکل اخلاقی و فرهنگی است.
اجازه بدهید بعد از این همه سال کمی بیپرده حرف بزنم.
ما مردمی هستیم که گفت و گوی محترمانه، احترام به حقوق یکدیگر، رعایت مرز و حریم دیگران و رعایت حقوق و آزادیهای یکدیگر را بلد نیستیم.
بخش اعظم جامعه ما مثل کودکی است که در درک و رفتار سنجیده و خردمندانه، هنوز در کلاس اول ابتدایی است.
افتخار به اجداد و نیاکان، فرافکنی مشکل به غرب و شرق، توهین و حمله به منتقدان و پنهان شدن پشت ارزشهای وطنپرستی و احترام به ملت و ملیت هم دردی از ما دوا نخواهد کرد.
ما هرقدر در عقیده و نظر و شعار با هم مخالف باشیم ؛ در اخلاق و عمل و رفتار ، نسخه بدل یکدیگر هستیم.
شاهدوست و حزباللهی و چپی و راستی هیچ فرقی با هم نداریم، همگی زورگو، قلدر، بی تحمل، فحاش، بی ادب، خود بزرگبین، چاپلوس، دروغ گو و متقلبیم.

ما مردمی هستیم که از دست ظلم و سرکوب، فریادمان بر آسمان است اما تک تک مان ظالم و سرکوبگریم.
راستش را بخواهید درد ما این نیست که چرا کسانی قدرت را در دست دارند و به ما ظلم میکنند. دردمان این است که چرا ما قدرت را در دست نداریم تا ما ظلم کنیم!
از خواب خرگوشی خود برتربینی و افتخار به تاریخ و نیاکان بیدار شویم.
شعار سیاسی دادن و زنده باد و مرده باد گفتن آسان است اما خودنگری، خودسازی، پرورش دانش و اخلاق و مسئولیت پذیری سخت و دشوار، از شما چه پنهان ترسناک است. این است که ما به یقهدرانی و زنده باد و مرده باد اکتفا میکنیم.
ما حتی ترجیح میدهیم در مغزمان هم از فکر کردن به چیزهای سخت خودداری کنیم و در عوض، افکار آسان و خوشایند را بپرورانیم، مثل اینکه: فلان کس میآید و همه چیز از جمله همه رنج و بدبختی را که حاصل جهل و بیاخلاقی و زورگویی بیمسئولیتی خود من است، درست میکند و تنها کسی که قرار نیست زحمتی بکشد یا تغییری بکند من هستم.
و به ندرت با خود فکر میکنیم که اگر فرد یا نظام صالح و سالمی به قدرت برسد، اولین مشکلش، من خود بزرگ بین و بی اخلاق و مسئولیتگریز هستم...
در آخر عرض کنم که به عنوان یک نویسنده، درمان گر و روشنفکر اجتماعی با همه رنج هایی که برده و می بریم همدلم و برای مردم عزیزم از عمق دل آرزوی شادکامی و بهروزی در سایه رشد و آگاهی دارم و هدف این نوشته هم چیزی جز این نیست...
t.me/sasanhabibvand
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
ثانیا نیش اول چه بود و نوازش آخر چرا؟
می شود و از نشانه های روشنفکری است.
چه حاجت به اغیار؟
از کوزه همان برون طراود که در اوست. فرهنگ این جامعه چه زمانی توفیق قد کشیدن یافت که
با ذره بین دنبال آدم های درست و حسابی هستید؟
روشنفکر شعار نمی دهد، بر رفع عیوب و نقصان موجود راه حل، راه کار و افق دیدی کارآ می یابد.
همه باید خود را در آئینه بنگرند.
در همین جامعه انسان هایی وارسته بسیاری وجود دارند که به انزوانشینی محکوم هستند.
برجسته کردن عیوب ایرانیان توسط خود ایرانیان
آسیب جدی به فرهنگ می زند. افراط و تفریط
هر دو ناپسند است.
فکر کردن تنها اکر چاره ساز بود وضع فقرا خیلی بهتر می شد چون به دلیل فلاکت زیاد فکر
می کنند.
ایراد روشنفکر این است که به فکر کردن بسنده می کند. اما راه کارها و پیشنهادات عملی چاره ساز هستند نه فکر کردن به تنهایی.
ما در باور مذهبی نیت مهم تر یا اولی تر از عمل
است جا مانده ایم.
ایرانیان همگی ...... نیستند.