
آغاز سال تحصیلی، بهار تعلیم و تربیت است. باید با بازگشایی مدارس و بازگشت دانشآموزان، روح و طراوت به مدرسه بازگردد.
امید داریم سال تحصیلی جدید، سالی بهتر از سالهای گذشته و همراه با آموزش حضوری، باکیفیت و ایمن برای همه دانشآموزان باشد.
آموزش و پرورش مهمترین نهاد برای ساختن آینده ایران است؛ اما امروز با مجموعهای از بحرانهای انباشته و به هم پیوسته روبهروست. این بحرانها صرفاً ناشی از عملکرد یک مدیر یا یک دولت نیست، اگرچه نقش وزیر به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم سازی و تصمیم گیری در کاهش و افزایش این بحرانها تعیین کننده است و ارزیابی ما از عملکرد ایشان مثبت نیست، بلکه ریشه در نوع نگاه به آموزش، شیوه حکمرانی، تمرکزگرایی، نحوه تخصیص منابع ،قانون و فاصله میان قانون و اجرا دارد.
دولت دکتر پزشکیان توانسته است فضای آموزش و پرورش را تا حدی تغییر دهد و از برخی فشارهای گزینشی و امنیتی بکاهد ؛ با این حال ، مشکلات موجود همچنان با انتظارات معلمان و جامعه فاصله زیادی دارد .
انتظار میرود که دولت با توجه به وعدههای رییس جمهور محترم تلاش بیشتری در جهت تحول در آموزش و پرورش انجام دهد .
متاسفانه مواردی همچون تنظیم تفاهم نامه با مسجد جمکران، امنیتی و نظامی کردن فضاهای آموزشی و تربیتی و مانند این ها با ماهیت و ماموریت مدرسه و آموزش و پرورش نسبتی ندارد.
ما بر این باوریم:
1- آموزش و پرورش ؛ سرمایه ملی و حق عمومی است و نباید نهادی هزینهای تلقی شود؛ بلکه سرمایهای ملی و زیربنای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. افزایش بودجه آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۵ با توجه به حجم کمبودها و تورم و گرانی برای جبران انباشت مشکلات کافی نیست. بودجه کشور باید با نگاه سرمایهای به آموزش و پرورش و با هدف تأمین کامل هزینههای مدارس دولتی تدوین شود.
دریافت شهریه از مدارس دولتی که به امری عادی تبدیل شده است، با فلسفه آموزش رایگان و اصول قانون اساسی سازگار نیست. اصل ۳۰ و بند ۳ اصل ۳ قانون اساسی، دولت را به تأمین آموزش و پرورش رایگان مکلف کردهاند. فاصله میان این اصول و واقعیت موجود، یکی از مسائل اساسی نظام آموزشی کشور است.
2- عدالت آموزشی به شدت آسیب دیده است
باید با کالایی شدن آموزش مقابله کرد ؛ آموزش زمانی میتواند به کاهش نابرابری اجتماعی کمک کند که کیفیت آن وابسته به توان اقتصادی خانوادهها نباشد.
گسترش مدارس پولی، شهریههای سنگین، تنوع و تفکیک گسترده مدارس و رشد بازار خدمات آموزشی، موجب افزایش نابرابری فرصتهای آموزشی شده است. در حالی که بخشی از کودکان به دلیل فقر و مشکلات اجتماعی از تحصیل بازمیمانند، مدارس برخوردار با امکانات و شهریههای بسیار بالا گسترش مییابند. این وضعیت با عدالت آموزشی سازگار نیست.
از نظر ما ؛ تقویت مدارس دولتی، کاهش شکاف آموزشی، مقابله با کالایی شدن آموزش و توجه ویژه به مناطق روستایی، محروم و حاشیه شهرها باید در اولویت سیاستگذاری قرار گیرد. هیچ کودکی نباید به دلیل فقر از حق تحصیل محروم شود.
3- آموزش و پرورش با بحران کیفیت رو به رو است . زنگ خطر برای آینده ایران
مسئله آموزش و پرورش تنها دسترسی به مدرسه نیست؛ کیفیت یادگیری نیز اهمیتی اساسی دارد. نتایج آزمونهای تیمز، پرلز و آزمونهای نهایی، در کنار افزایش نگرانیها درباره ضعف مهارتهای پایه خواندن، نوشتن، درک مطلب و حل مسئله، ضرورت بازنگری جدی در سیاستهای آموزشی را نشان میدهد.
مبارزه با بیسوادی و کمسوادی دانشآموزان باید به یک اولویت ملی تبدیل شود. تداوم این وضعیت، آثار خود را در سالهای آینده در بازار کار، اقتصاد، فرهنگ و مشارکت اجتماعی نشان خواهد داد.
4- معلم محور تحول آموزشی و تربیتی است
هیچ تحول آموزشی بدون معلم امکان پذیر نیست. کاهش قدرت خرید، مشکلات معیشتی، افزایش شغل دوم، فشارهای اداری، فرسودگی حرفهای و ناامنی شغلی، توان معلمان برای ایفای نقش مؤثر آموزشی را کاهش داده است.
تأمین معیشت آبرومندانه و متناسب با تورم، ارتقای منزلت اجتماعی و حرفهای، امنیت شغلی و حفظ استقلال حرفهای معلمان، از الزامات تحول آموزشی است. طرحهایی مانند رتبهبندی نیز باید از کاغذبازی و سندسازی فاصله گرفته و آثار واقعی خود را در معیشت و کیفیت آموزش نشان دهند. همچنین برخوردهای اداری و احکام هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری، در مواردی که با شأن حرفهای و حقوق قانونی معلمان تعارض پیدا میکند، نیازمند بررسی و بازنگری جدی است.
5- نسل جدید به مدرسهای انسانی، بانشاط و متناسب نیاز دارد.
مدرسه نباید صرفاً محل انتقال محفوظات و اجرای بخشنامهها باشد. سلامت روان، نشاط، مهارتهای اجتماعی و کرامت دانشآموزان و معلمان باید در کانون سیاستگذاری آموزشی قرار گیرد.
پذیرش تکثر اجتماعی، احترام به تفاوتهای دانشآموزان و معلمان و پرهیز از دخالت در سبک زندگی آنان، میتواند به ایجاد محیطی امنتر و انسانیتر در مدرسه کمک کند.از سوی دیگر، برنامه درسی باید با نیازهای واقعی نسل جدید و تحولات فن آوری، هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و بازار کار هماهنگ شود. پرورش تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله، سواد رسانهای و دیجیتال و مهارتهای زندگی باید جایگاه جدیتری در آموزش پیدا کند.
فاصله میان تجربه زیسته نسل جدید و برخی آموزههای رسمی، نیازمند توجه و گفتوگوی جدی است.
6- مدرسه یک نهاد اجتماعی است
نمیتوان با انبوه بخشنامهها و تصمیمهای متمرکز، پاسخ گوی نیازهای متنوع مدارس و مناطق مختلف کشور بود. باید اختیار و مسئولیت متناسب با آن به مدیران، معلمان و شوراهای مدارس واگذار شود و مشارکت خانوادهها و معلمان در تصمیمگیری افزایش یابد. محوریت مدرسه در آموزش و پرورش، بدون تقویت مدیریت مدارس و ایجاد سازوکارهای شایستهگزینی در انتخاب مدیران امکانپذیر نیست.
همچنین اصل باید بر آموزش حضوری باکیفیت و عادلانه باشد و فن آوری در خدمت مدرسه و معلم قرار گیرد، نه اینکه به جایگزینی کم هزینه برای آموزش حضوری تبدیل شود.

سخن پایانی
آموزش و پرورش ایران بیش از هر زمان دیگری به تحول در سیاستگذاری، مدیریت و حکمرانی نیاز دارد. نمیتوان بحرانهای انباشته را با مدیریت روزمره، و دستورالعمل های متمرکز متعدد و راهحلهای مقطعی حل کرد.
ما خواهان آموزش و پرورشی هستیم که در آن:
- معلم از منزلت، معیشت و امنیت شغلی برخوردار باشد.
- آموزش باکیفیت و رایگان، حق همه دانشآموزان باشد.
- مدارس دولتی تقویت و آموزش از کالاییشدن دور شود.
- عدالت آموزشی و توزیع عادلانه منابع در اولویت قرار گیرد.
- مبارزه با بیسوادی و کمسوادی به یک اولویت ملی تبدیل شود.
- سلامت روان، نشاط و کرامت دانشآموزان و معلمان جدی گرفته شود.
- برنامه درسی با نیازهای نسل جدید و تحولات فن آوری و هوش مصنوعی هماهنگ شود.
- مدرسه از تمرکزگرایی رهایی یابد و مشارکت معلمان و خانوادهها افزایش پیدا کند.
- آموزش حضوری، باکیفیت، ایمن و عادلانه برای همه تضمین شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.