مقدمه
گاهی شنیدن یک خبر علیرغم فرسنگ ها فاصله با آن، شما را به شگفتی وامی دارد. چگونه ممکن است در جهان هستی و بر روی کره زمین نسل قابیل زندگی کند اما در بخش کوچکی از آن جنایتی صورت نگیرد؟
چگونه ممکن است در این بخش از زمین خشم و غضب، حسادت و بخل و کینه و نفرت، منافع مشترک و محدودیت منابع طبیعی و غیرطبیعی، تضاد طبقاتی و زور و سلطه جویی موجب جنایت و قتل دیگری نشود؟
خبر گویای تضاد شگفتانگیزی در امنترین کشور جهان یعنی ایسلند است که در آن مطالعه رمانهای جنایی بیشتر از جنایتهای واقعی است. مردم ایسلند میل و رغبت روزافزون نسبت به این مهم یافته اند و نویسندگان رمان و کتاب فروشی ها در نوشتن و تهیه رمان دچار دردسر شده اند. با وجود امنیت بالا و آمار کم جرم و جنایت در ایسلند، رمانهای جنایی با استقبال قابل توجهی مواجه می شود. موضوعی که به پدیده عجیبی در اروپا و البته چالشی برای نویسندگان برای یافتن سوژه مبدل شده است.
لازم به ذکر است که مطالعه فی النفسه، امری مهم و لازم است اما افراط یا اشتیاق زیاد ایسلندی ها برای مطالعه رمان های جنایی به عنوان یک فاکتور شتاب دهنده قادر است تا میل، انگیزه و انگیزش و حس کنجکاوی به قتل را در مردم تقویت نماید.
و همچنین می تواند آنچه را که در مقطعی از زمان شگفت انگیز شمرده می شد تبدیل به جرمی کنترل ناپذیر نماید. با تعقیب آمار جنایت سال های آتی در ایسلند، برای این پرسش مهم، می توان پاسخ یافت:
آیا اشتیاق بیش از حد برای خواندن رمان های جنایی، به تنهایی آمار جنایت را در این کشور افزایش خواهد داد و یا شاخص های برتری ایسلند در زمینه های مختلف و در سطح جهان، مانع این افزایش خواهد بود؟
عنوان خبر به نقل از نیویورک تایمز؛ تضاد شگفتانگیز در امنترین کشور جهان؛ در ایسلند رمانهای جنایی بیشتر از جنایتهای واقعی است:
« ایسلند واقعا به طرز شگفتآوری امن است. در واقع آن قدر امن است که وقتی آمار سالانه قتل در این کشور اسکاندیناوی با جمعیتی کمتر از 400 هزار نفر در سال 2024 به هشت مورد رسید، به یک خبر ملی تبدیل شد. چون قتل تقریباً دو برابر شده بود، (قبل از 2020 سالانه دو قتل انجام می شد و بعد از آن تا سال 2024، تبدیل به چهار قتل در سال شده بود.) بر اساس چندین نظرسنجی، این کشور امنترین مکان در جهان است. اما با نگاهی به کتاب فروشیها هرگز متوجه این موضوع نخواهید شد. حداقل روی قفسهها، قتل همه جا حضور دارد. کاترین یاکوبسدوتیر، نخستوزیر سابق که دو رمان جنایی را به طور مشترک نوشته است، گفت: «هر سال قتلهای خیالی بیشتری نسبت به قتلهای واقعی در ایسلند اتفاق میافتد که این چیز خوبی است.» (1)
به طور طبیعی و با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیایی؛ تعداد قتل در ایران بیشتر از ایسلند است که آمار آن طی سال های مختلف با ارائه یک جدول، تقدیم شده است. (2)

ارائه 4 فرضیه در مورد چرایی کم بودن جنایت در ایسلند :
فرضیه اول:
کوچک بودن وسعت ایسلند ( 103000کیلومتر مربع) و کم بودن تعداد جمعیت ( 400 هزار نفر در سال 2024) ، دلیل عدم انجام جنایت بیشتر در این کشور است؟
فرضیه دوم:
نظریه جامعه شناختی مبنی بر کمتر بودن جرم و جنایت در آب و هوای سرد نسبت به آب و هوای گرم، عامل کم بودن تعداد جنایت است؟
فرضیه سوم:
داشتن رتبه اول جهانی در زمینه امنیت، عامل کم بودن تعداد جنایت در ایسلند است؟
فرضیه چهارم:
بالا بودن سطح سواد، کیفیت زندگی، امید به زندگی و سطح دستمزد و حقوق افراد و به تعبیری داشتن رفاه اجتماعی، تعداد جنایت را کم ساخته است؟
بخش مهمی از شاخص های کلیدی و رتبه های جهانی ایسلند
آمار و ارقامی که در ادامه بحث ذکر شده گویای اثبات هر چهار فرضیه است. نتایج مقایسه ایسلند در برخی از موارد با ایران نیز بدیهی اما نومیدکننده است.
ایسلند با میانگین امتیاز 79 از 100در رده کشورهای سطح بالای دنیا است:
- امنیت 84 و رتبه جهانی: 1
- بهداشت 72 و رتبه جهانی: 17
- کیفیت زندگی 185 و رتبه جهانی: 6
- هزینه زندگی 78 و رتبه جهانی: 97
- آموزش 78 و رتبه جهانی: 11
- تولید ناخالص داخلی (GDP) 0/031 تریلیون دلار
- حداقل دستمزد 2500 دلار
- GDP سرانه 78000دلار
- میانگین حقوق 5800 دلار
- نرخ تورم 5/8%
- رشد اقتصادی 2/4%
- اینترنت و زیرساخت آن: فیبر نوری و هزینه ماهانه آن 50 دلار
- کیفیت زندگی 93 از 100
- امید به زندگی 82/5 سال
- پزشک به ازای هر 1000نفر: 3/8
- تخت بیمارستانی به ازای هر 1000نفر: 3/5
- درمان دولتی رایگان و بیمه اجباری است.
- هزینه بیمه خصوصی (ماهانه) 50 - 150 دلار
- نرخ سواد 99%
- آموزش دولتی رایگان
- هزینه مدرسه بینالمللی 8000 - 15000 دلار (3)

و برخی از مهمترین تفاوت ها مابین ایران و ایسلند به شرح زیر است:
* زندگی در ایران حدود 92% ارزانتر از ایسلند است — میانگین هزینه ماهانه یک نفر 174 دلار در برابر 2300 دلار.
* میانگین حقوق ماهانه در ایسلند حدود 5800 دلار است؛ یعنی حدود 93% بیشتر از ایران با 420 دلار.
* ایسلند در سرعت اینترنت به طور محسوسی جلوتر از ایران است — امتیاز 198 در برابر 22 (حدود 89% اختلاف).
* ایسلند در قدرت خرید به طور محسوسی جلوتر از ایران است — امتیاز 120 در برابر 28 (حدود 77% اختلاف).
* ایسلند در شفافیت اداری به طور محسوسی جلوتر از ایران است — امتیاز 83 در برابر 24 (حدود 71% اختلاف).
* ایسلند در کیفیت زندگی به طور محسوسی جلوتر از ایران است — امتیاز 185 در برابر 95 (حدود 49% اختلاف).
* ایسلند در شاخص شادی به طور محسوسی جلوتر از ایران است — امتیاز 7.5 در برابر 4.5 (حدود 40% اختلاف). (4)
لازم به ذکر است که درآمد 420 دلار حقوق ماهانه در ایران با نرخ دلار امروز نزدیک به 100 میلیون تومان می شود و چون همه چنین حقوقی دریافت نمی کنند لذا تصور می کنم سقف حقوق ذکر شده است نه کف حقوق.
دلایل مقایسه ایران با ایسلند
می دانم برخی هنگام مطالعه متن بر من خرده می گیرید که اصولا چرا چنین مقایسه ای باید انجام شود؟ معتقدم اگر هر دائم خود را با کشورهای منطقه یا عقب مانده تر از خود در دیگر قاره ها مقایسه کنیم هرگز پیشرفت نخواهیم کرد. ما باید به دنبال الگوهایی برتر، ایده آل تر و مطلوب تر باشیم تا سطح و میزان تلاش و برنامه ریزی خود را نسبت به آن تنظیم نماییم.
مقایسه ایران با ایسلند مقایسه ای مع الفارق و غیرمنطقی است. اما وقتی از فرهنگ، خِرد و شعور فردی و جمعی سخن می گوییم باید بدانیم از چه چیزِ باارزش، کم و از چه چیزِ بی ارزش یا کم ارزش، زیاد داریم.
فرآیند مقایسه فقط برای آشکار ساختن فاکتورهایی است که تفاوت زمین و آسمانی را خلق می کند. مقایسه برای انجام مهندسی معکوس است تا شاید بتوانیم مثلا با کالبدشکافی دلایل رتبه اول جهانی ایسلند در حیطه امنیت، طرحی نو دراندازیم تا علاوه بر امنیت سیاسی به دنبال برقراری امنیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز باشیم.
مهندسی معکوس، لزوما کپی برداری از ایسلند یا شبیه سازی از آن نیست. بلکه دریافت نقصان ها و ضعف ها در حیطه های گوناگون آموزشی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. با انجام این تلاش، شاید هرگز ایسلند نشویم، اما حداقل طی آن به ارتقای شعور اجتماعی، کمکی ارزنده می نماییم. در ضمن با مقایسه خود با ایسلند و مهندسی معکوس موقعیت جهانی آن، من و شما نیز شاید بفهمیم که چه حقوق انسانی و اجتماعی می باید داشته باشیم که متأسفانه نداریم.
معنای زندگی برای ما غرق شدن و مسخ گردیدن در بازار آشفته دلار و طلا و وام های مفلوک کننده مسکن و خودرو تا آخر عمر است. کوری خودخواسته با افکنده شدن رشتهای بر گردن توسط دولت است که تار و پود آن در جهت تقویت خودباختگی و شتاب گرفتن به سوی مادیات با تصور واهی از رفاه است.
به نظر شما خلاصه شدن فرصت مطالعه به دقایقی در سال، چگونه ملت یا کشوری را به اعتلای فرهنگی می رساند؟ یا چگونه قادر است شعور اجتماعی آنان را افزایش دهد؟
تفاوت ایران با ایسلند را از لحاظ موقعیت جغرافیایی، آب و هوا، وسعت و تعداد جمعیت، نمی توان نادیده گرفت، اما ایران و ایرانیان برای دانستن موقعیت مطلوب زندگی به الگو نیاز دارند. اگر قدرت خلق کردن نداریم حداقل باید الگوجویی قهار باشیم. الگوجویی باارزش تر و مهم تر از شبیه سازی کورکورانه است.
اگر آنچه را که می خوانیم قادر به روشنگری یا تغییر ما نیست، یعنی معلومات و اطلاعاتی را که آموزش می گیریم و آموزش می دهیم بارِ ارزشی ندارد و در این حیطه ضعیف یا ناموفق هستیم.
ما چون توان خلاقیت و نوآوری و رسیدن به شرایط مطلوب یا ایده آل را نداریم، پس مجبوریم الگوهای مناسبی برای حرکت کردن انتخاب کنیم. شاید یکی از مهم ترین ضعف ما ایرانیان در بُعد فردی و اجتماعی، همین نداشتن الگو یا نداشتن دانش الگوبرداری است. با یافتن الگوی مناسب، الفبای حرکت نیز هجی خواهد شد.
شاید اگر جغرافیای ایران در یکی از قطبین قرار داشت آموزش در جامعه ما هر دائم تعطیل بود!

ما باید درک کنیم جامعه به فهم و دانایی و خرد عمومی نیاز دارد. باید درک کنیم مدرسه و دانشگاه فقط ویترین یک جامعه شمرده نمی شود که با ظاهرآرایی فریبنده در پی عوام فریبی باشیم. باید درک کنیم هر سال و ماه و هفته و روز و ساعت و دقیقه و ثانیه از آموزش یعنی یک گام به سوی برتری فرهنگی و علمی. آثار تاریخی بخشی از هویت ملی ما است اما فقط با پاسداشت و بزرگداشت و مرمت و بازسازی آثار به جا مانده از نیاکان خود نمی توان به صف اولین ها پیوست.
هر سیاستی می باید گام به گام، همه جانبه و همسو با یکدیگر انجام گیرد. باید درک کنیم هم زمان با چنین سیاستی و با باروری و انتقال علم و دانش می توان فرهنگ را غنی ساخت که افتخار به گذشته فقط بخش کوچکی از آن است.
کسی به افتخارات 2500 ساله فرهنگ ایرانی اعتنایی نمی کند. امروز همه به اکنون می اندیشند. همین لحظه آمار گوناگون در زمینه های متعددی از جمله بهداشتی، آموزشی، فن آوری و تکنولوژی علمی یک کشور چه جایگاهی دارد؟ چون آمار و ارقام گویای واقعیت های سالانه است نه چند هزار ساله! چند هزار سال در گذشته ماند و بیشتر از آن، امروز گواه هویت ملی و توصیف گر قدر و منزلت جهانی ماست.
کشور ایسلند به تناسب وسعت خود، واهمه ای از جمعیت کم خود یا سالخوردگی جمعیت ندارد اما ما قصد داریم هر وجب خاک کشور را با سیاست جوانی جمعیت، پر از افرادی کنیم که تضمین مطمئنی برای آینده ای روشن ندارند. بیکاری در کمین نشسته است و هنوز نهضت سوادآموزی اول انقلاب بعد از حدود نیم قرن پابرجاست.

کیفیت سواد در ایسلند با ایران یکی نیست، چون ما توان خواندن و نوشتن را نیز سواد تعریف می کنیم. در کشور ما بزرگ ترین تهدید ارزشی، بازماندگی از تحصیل یا ترک تحصیل کودکان و نوجوانان است که تبدیل به کودکان کار یا مساعد جرم و بزه برای اربابان اوباش و قانون شکنان می شوند. بزرگ ترین مانع رشد و توسعه پایدار، نداشتن ساختار آموزشی متّقنی است که به افزایش رتبه های ملی و جهانی ما در حیطه های گوناگون آموزشی منجر شود.
ما طی مدت طولانی در حال عبور از یک سرازیری پرشیب پر از سنگلاخی هستیم که اختیار و اراده حرکت را از من و شما سلب کرده است. تاکنون این سرازیری به هیچ سربالایی مرتبط یا متصل نشده است تا شرایط ایده آل زندگی درخور انسان را درک کنیم.

هزینه زندگی در ایسلند بالاست اما در مقابل حقوق ماهانه نیز بیشتر است و متأسفانه در کشور ما هر دو در سطح نازلی قرار دارد. پایین بودن هزینه زندگی یعنی محرومیت و ناتوانی در برطرف ساختن نیازهای اولیه و ثانویه. یعنی عمومیت یافتن فقر در جامعه. سیاست افزایش سالانه حقوق در ایران، فقط استتاری جهت پوشاندن ضعف ها و معایب ریز و درشت است. تزریق لحظه ای خوشی به حقوق بگیران که فقط بیان خبر آن یک سال و گاه بیشتر طول می کشد. این خوشی ظاهری در واقع همان دلیل فرسایش روحی - روانی شاغلان و بازنشستگان و استیصال توان زندگی آنان است.
دولت باید دریابد که کشورهای پیشرفته افزایش سالانه حقوق ندارند تا تورم تقویت شود. افزایش حقوق در این کشورها بر اساس قابلیت ها و موفقیت هایی است که توسط فرد شاغل در مؤسسه و سازمان ایجاد می شود.
در دنیایی که دانش هر روز بارورتر می شود رقابت نیز در سطح بالایی قرار دارد. لذا برای حفظ مرتبت سازمان، هر دائم در حال دگرگونی و سازندگی هستند. و ما ثبات مدیریت و حفظ رویه معمول در اداره سازمان ها را رمز موفقیت می دانیم.

چرا نمی توانیم تغییر کنیم؟
چرا اوضاع نا به سامان اقتصادی و اجتماعی ما، سامان نمی یابد؟ چرا در شاخص های ملی و جهانی ارتقا نمی یابیم؟ شاید چنین مقایسه هایی، بهانه ای برای اندیشیدن باشد. اندیشه ای که نتیجه داشته باشد.
نتیجه ای که اثر داشته باشد. اثری که تغییر ایجاد کند. تغییری که به بهبود شرایط منجر شود. بهبودی که نتایج آن در زندگی همه گروه های جامعه، نمایان شود. و گروه های مختلف جامعه با قرار گرفتن در مثلث متساویالاضلاع، تضاد طبقاتی را مات کنند و به عنوان انسان، انسانیت را رقم زنند. با این مقایسه ایران قرار نیست ایسلند شود، اما ایران باید ایران شود.
منابع:
1) فرادید؛ تضاد شگفتانگیز در امنترین کشور جهان؛ در ایسلند رمانهای جنایی بیشتر از جنایتهای واقعی است!
12 شهریور 1405.
2) پیام ما؛ آمار نگرانکننده روند صعودی قتل در ایران، 17 خرداد 1404.
3) Global Path؛ ایسلند؛ هزینه زندگی، ویزا و مهاجرت.
4) Global Path؛ مقایسه کشورها، 2 یا 3 کشور کنار هم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
شروع کن. (مهاتما گاندی)