چاپ کردن این صفحه

علی پورسلیمان/ مدیر گروه صدای معلم

کاسبان صنف !

در فعالیت های صنفی کسی نباید از تشکیلات و برنامه ها جلو بزند و یا در پس پرده خود را مخفی کند / تشکل های صنفی معلمان در جامعه ما در پی نتیجه و بازده کوتاه مدت هستند/ جامعه معلمان هم مانند اقشار دیگر حوصله کارهای جمعی و کسب نتایج تدریجی را ندارند/ در جامعه ای که کم تر از نیم درصد مردم عضو سازمان های مردم نهاد هستند چه انتظاری می توان و یا باید داشت/ پدیده " قهرمان بازی " درجامعه ما به یک وضعیت دائمی و غیر قابل برگشت تبدیل شده است / فعالیت صنفی چیزی نیست که بخواهد از طریق " قهرمان بازی " و " بازار گرمی چهره ها " و خود را در پشت قهرمانان مخفی کردن به نتیجه ای برسد

آسیب شناسی تشکل های معلمان و رفتار شناسی معلمان و نقد رفتارهای کانون صنفی معلمان

در ادامه سلسله یادداشت های آسیب شناسی تشکل های صنفی معلمان و نیز رفتار شناسی معلمان ( 1 ) این بار  به مفهوم " کاسب گری در صنف "می پردازم.

 در یادداشت های قبلی نوشتم که تشکل های صنفی معلمان ،غالبا نقشه راه و یا برنامه ای برای حل مشکلات آموزش و پرورش ندارند و فاقد  اراده  و یا راه کاری برای فعالیت در چارچوب قوانین و اعتماد سازی با مسئولان و ابهام زدایی از تاکتیک های  خود هستند. حتی در مواردی اعتراف می کنند که از حرکات خودجوش  پیروی می کنند . شدت و ضعف فعالیت ها هم موسمی و تابع فضای سیاسی- امنیتی  جامعه است.

مهم ترین محور فعالیت های سندیکایی حرکت حول اصول کار جمعی و گروهی است .

 مبارزات صنفی و یا سندیکایی در همه جای دنیا تابع اصول و چارچوبی است و افرادی که عضو یک اتحادیه یا تشکل صنفی می شوند خود را مقید و متعهد به اجرا و پیروی از آن می دانند .

 در فعالیت های صنفی کسی نباید از تشکیلات و برنامه ها جلو بزند و یا در پس پرده خود را مخفی کند  !

اعضا باید در مورد برنامه ها و چارچوب فعالیت توجیه شوند  و رهبران سندیکاها تعامل مناسبی با مدیران و نیز افکار عمومی جامعه از طریق رسانه ها بر قرار سازند .

در تشکل های صنفی ما  اصولا کار جمعی و گروهی ، تعریف نشده و جایگاهی ندارد . تعدادی از معلمان با انگیزه های مختلف و اغلب غیر صنفی، عضو یا هوادار  تشکل های صنفی می شوند .

در تشکل های صنفی معلمان " آموزش " اصول و روش های کار صنفی  اساسا جایگاهی ندارد و افراد اکثرا و یا غالبا بر حسب تجربه و درک شخصی و تحلیل خود از مسایل  در درون تشکیلات به فعالیت می پردازند و حرکت ها غالبا از طریق آزمایش و خطا صورت می گیرد.

مبارزات صنفی و فعالیت های سندیکایی می تواند " نتیجه محور " باشد ، اما با یک حرکت نمی توان به نتیجه دست یافت.

تشکل های صنفی معلمان در جامعه ما در پی نتیجه و بازده کوتاه مدت هستند .جامعه معلمان هم مانند اقشار دیگر حوصله کارهای جمعی و کسب نتایج تدریجی را ندارند و تصور می کنند که به محض نوشتن یک نامه ، صدور یک بیانیه با مطالبات حداکثری  و... مشکلات باید در سریع ترین زمان حل شود .

این در حالی است که :

مساله ابتدا باید به طور دقیق و درست تعریف و تببین شود .تاریخچه و داده های مربوط به آن جمع آوری و طبقه بندی شود و در یک فرآیند حل مساله با روش پژوهش از آن مشکل رمز گشایی شده و با در نظر گرفتن امکانات موجود و تناسب قوا برای طرح مطالبه در سطح جامعه و گفت و گو با مسئولان اقدام شود و با دریافت بازخورد مناسب و مستمر به یک نتیجه منطقی منتج شود .

ممکن است نتایجی که از این وضعیت حاصل می شود کم و یا ناچیز باشد اما نکته مهم پیروی از خرد جمعی و تکیه بر مسئولیت اجتماعی است .

در این جا باید به نکته ای اشاره شود که بسیار مهم و راهبردی است . حضور و فعالیت در تشکل ها باید منجر به « هم افزایی » شود اما از آن جا که الگوی گفت و گو و کار جمعی تعریف نشده است چه بسا حضور یک فرد و فعالیت در یک تشکل ممکن است منجر به تحلیل توان و انرژی او شود و مانع بروز خلاقیت های فردی در جمع شود .

در واقع تجربه نشان داده است که معمولا بخش عظیمی از نیروی افراد در تشکل ها صرف رقابت و اختلاف بر سر مسایل حاشیه ای و یا شخصی می شود و در این اوضاع تفکر و تحلیل شرایط و اوضاع در حاشیه قرار می گیرد . در این مورد در آینده بیشتر گفته خواهد شد .

در فعالیت سیاسی می توان « آرمان گرا » بود اما فعالیت های صنفی در جامعه معلمان باید تابع محاسبه هزینه – فایده باشد. فرهنگیان و معلمان هر چند در فضای مجازی شعارهای تند و احساسی می دهند اما غالبا در عالم واقعیت طرفدار فعالیت های آرام  و بدون هزینه هستند و اگر احساس کنند فعالیتی هر چند صنفی موجب تهدید ثبات و امنیت شغلی آنها می شود از آن کناره گیری می کنند ؛ این روحیه با منطق کار صنفی منطبق است  .

نوع عملکرد و ماهیت فعالیت ها در برخی از  کانون های صنفی معلمان که اکثرا پرهزینه و با ضریب بالای ریسک همراه است موجب شده است تا اکثریت فرهنگیان انگیزه و یا گرایشی برای عضویت و فعالیت در این گونه تشکل ها نداشته باشند .البته این خصیصه شاید مختص به جامعه معلمان نباشد و عدم فعالیت های گروهی و عضویت در تشکل های مردم نهاد در جامعه ایران یک سندرم عمومی است .

در جامعه ای که کم تر از نیم درصد مردم عضو سازمان های مردم نهاد هستند چه انتظاری می توان و یا باید داشت ؟! ( این جا )

 معلمان هم تافته جدا بافته ای از جامعه نیستند و به قول معروف " آسمان همه جا یک رنگ است " !

مسائلی که در بالا اشاره شد و نیز برخی دلایل تاریخی و فرهنگی که مهم ترین آن غلبه فرهنگ پوپولیسم بر خردمداری است موجب شده است تا پدیده " قهرمان بازی " درجامعه ما به یک وضعیت دائمی و غیر قابل برگشت تبدیل شود و دائما در حال بازتولید به اشکال مختلف و در ادوار گوناگون باشد .

برخی از کانون های صنفی معلمان به جای آن که در پی یافتن راه های کم هزینه با حداکثر نتیجه باشند معمولا همیشه پر ریسک ترین گزینه را انتخاب کرده اند .

آن ها تصور می کنند که برای دیده شدن حتما باید در " خیابان ها " حاضر شوند و یا از طریق راه های میان بر مانند اعتصاب ، تحصن و... توجه مسئولان و جامعه را به خود جلب کنند .

ممکن است این روش ها در کوتاه مدت موثر بوده و تا مدتی توجه دیگران جلب شود اما معمولا این روش ها پر هزینه بوده و غالبا در تقابل با ارزش ها و هنجارهای حاکمیت قرار می گیرد ...

در پی اجرای این روش ها ؛ با افرادی که در راس این گونه فعالیت ها قرار می گیرند ، برخورد می شود و و پس از آن شور و هیجان فروکش می کند و افراد دنباله رو دچار یاس و سرخوردگی می شوند .

قرار گرفتن در موقعیت " قهرمان " برای افراد درگیر، هر چند  برای آن ها موقعیت و یا پایگاه اجتماعی در بین  طرفداران ایجاد می کند ، اما روی دیگر سکه قهرمان سازی این است که تا زمانی که فرد در حال هزینه دادن است محبوبیت تداوم دارد اما به محض اینکه قهرمان در وضعیت عادی قرار گیرد فراموش می شود !

برخی از افراد در برخی کانون های صنفی معلمان که معمولا در جرگه هواداران احساسی قرار می گیرند برای آن که در این اعتبار و یا پایگاه اجتماعی با قهرمانان سهیم شوند شروع به تبلیغ و ترویج " چهره ها و " و " قهرمانان " در فضای بی در و پیکر مجازی کرده و در واقع  با درد و رنج چند زندانی و خانواده آنها برای خود کاسبی می کنند .

شاید اگر تحولی رخ دهد و چند زندانی معلم آزاد شوند ، کاسبی برخی از این ها نیز تعطیل شود !

فعالان صنفی به جای تکرار روش ها و راه های پرهزینه  و بلند کردن بیرق قهرمان ها و احتمالا کاسب گری به طریقی که گفته شد به دنبال ارائه روش های جدید و مبتنی بر خرد متناسب با شرایط جامعه باشند .

فعالیت صنفی چیزی نیست که بخواهد از طریق " قهرمان بازی " و " بازار گرمی چهره ها " و خود را در پشت قهرمانان مخفی کردن به نتیجه ای برسد !

به جای این ها باید مسئولیت اجتماعی و مشارکت شهروندی را بین تک تک معلمان و جامعه از طریق تفکر ، کار جمعی و استمرار مطالبه محوری نهادینه نمود .

( 1 )

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

جمعه, 26 فروردين 1395 18:24 خوانده شده: 2364 دفعه

در همین زمینه بخوانید: