صدای معلم

علی پورسلیمان / مدیر گروه سخن معلم

نگاهی به لایحه ی دائمی شدن « تاسیس و اداره مدارس غیردولتی » (حاکمیتی بودن آموزش و پرورش ؛ آری یا خیر ؟ )

نقد لایحه تاسیس و اداره مدارس غیردولتی و حاکمیتی بودن آموزش و پرورش

لایحه تاسیس و اداره مدارس غیردولتی که قرار است دائمی شود از بررسی و تصویب در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گذشته و به زودی در صحن علنی مجلس مطرح خواهد شد .
در این خصوص نظرات و پیشنهاداتی مطرح می شود .
قبل از ورود به این موضوع لازم است به مقدمات و مواردی اشاره گردد .
منتقدان این لایحه تصویب آن را زمینه ای برای خصوصی کردن آموزش دانسته و با آن مخالفت می کنند .
این افراد و جریان ها آموزش رایگان برای همه را از وظایف اصلی و مهم دولت ها می دانند .
البته به گونه ای ضمنی اگر چه ممکن است خاستگاه و اندیشه سیاسی این افراد ممکن است از دو زاویه کاملا متفاوت و حتی متضاد باشد اما این دو گروه در یک نقطه به هم می رسند !


" دولت باید تمام هزینه های مربوط به آموزش و پرورش را تقبل کند "


طیفی که عمدتا دارای دیدگاه های چپ اقتصادی است مهم ترین دلیل این وضعیت را فقدان کارآمدی دولت به ویژه وزارت آموزش و پرورش در زمینه فرآیند نظارت و کنترل می داند ضمن آن که از نظر این عده ، گسترش مدارس غیردولتی ( غیرانتقاعی ) و به به عبارتی خصوصی سازی آموزش گامی را در جهت طبقاتی کردن آموزش و شکاف هر چه بیشتر " غنی " و " فقیر " می دانند و درصدد پاک کردن اصل و صورت مساله هستند .
اما گروهی که در زاویه مختلف این طیف قرار می گیرد ، آموزش و پرورش را یک امر " حاکمیتی " می داند . نهادی که باید در خدمت ترویج و تثبیت ارزش های مورد قبول نظام باشد .

موضوع این یادداشت همان گونه که قبلا نیز ذکر شد نقد لایحه دائمی شدن مدارس غیردولتی است و قصد نقد دیدگاه های دو طرف را فعلا ندارد اما به نظر می رسد هر دو گروه تفسیر واقع بینانه ای از وضعیت و موقعیت این دستگاه نزد جامعه و حاکمیت ندارند .


آموزش و پرورش در جامعه ما به دلایل مختلف جایگاه مناسبی ندارد و بر اساس شواهد و آمارها هیچ گاه در عمل در اولویت های نخست دولت مردان و مسئولان نبوده است .


همین مساله که وزارت آموزش و پرورش همیشه و به صورت دائمی درگیر مسائل بودجه و اعتبارات مانند کسری بودجه ، پرداخت نشدن به موقع مطالبات ، معوقات و دیون و... می باشد خود دلیلی بر این مدعاست .


با وجود کارکرد معکوس انجمن اولیا و مربیان در بسیاری از مدارس و نظام آموزشی باز هم به دلایل مختلف وضعیت تغییر چندانی نکرده است و در حال حاضر به نظر می رسد بزرگ ترین صورت مساله در آموزش و پرورش " اقتصاد " آن باشد که به نحو قابل ملاحظه و معناداری بحث " کیفیت بخشی " و " عملکرد بر اساس اهداف " را دچار چالشی اساسی نموده است .


واقعیت آن است که آموزش و پرورش در جامعه ما " مردمی " نشده است و مردم نقش چندانی در اداره آن ندارند .
برای مردمی شدن آموزش و پرورش نیاز به برخی تمهیدات و مقدمات می باشد که از نظر نگارنده می تواند در تحول در فرآیند ها و ساز و کارهای موجود به منظور اعتمادسازی باشد .


با وجود بحث های فراوان هنوز موضوع آموزش از سطح وزارتخانه آن بالاتر نرفته است و به گفتمان عمومی جامعه و نخبگان تبدیل نشده است .


بر اساس برخی شواهد ، فرزندان مسئولان و مقامات در بهترین مدارس و مراکز مشغول تحصیل اند و به دلیل فضای ایزوله و گلخانه ای که در چنین مدارسی وجود دارد روبه رو شدن با واقعیت های جامعه و نظام آموزشی برای آنان تبدیل به یک دل مشغولی و یا دغدغه نشده است .


در همه جای دنیا ، دولت ها تکالیفی نسبت به آموزش و پرورش دارند و تاکید می گردد واگذاری امور آموزش به مردم باید واقعی بوده و در کنار تمرکز زدایی از بدنه اداری آموزش و پرورش نباید تعهدات نسبت به آن به فراموشی سپرده شود .

 

حاکمیتی بودن آموزش و پرورش ؛ آری یا خیر ؟
در این زمینه به نظر می رسد آرای متفاوتی وجود داشته باشد .
آموزش و پرورش در قانون مدیریت خدمات کشوری در ذیل ماده  9 یعنی امور فرهنگی و اجتماعی تعریف شده است در حالی که ماده 8 این قانون شامل امور حاکمیتی می شود .
با این وجود از بررسی اسناد و قوانین کلان کشور از جمله اصل 30 قانون اساسی ، بند دوم از سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری درباره تحول آموزش و پرورش و بند دهم از راهبردهای کلان سند تحول بنیادین می توان این گونه استنتاج کرد که آموزش و پرورش امری حاکمیتی تعریف شده است .
اما همان گونه که قبلا نیز آمد ؛ آموزش و پرورش در عمل و به ویژه در زمان تخصیص بودجه و اعتبارات مانند سایر امور حاکمیتی نیست و این دوگانگی موجب کاهش و یا افت عملکرد و حتی رویکردها خواهد گردید .


بااین مقدمه وارد نقد لایحه می شویم .
ماده 4 این لایحه ترکیب شورای برنامه‌ریزی و نظارت مرکزی را متشکل از 7 نفر تعریف نموده است .
در این شورا هیچ نماینده ای از سوی معلمان شاغل در این مدارس وجود ندارد .
معلمان بارها عنوان کرده اند که بسیاری از حقوق اساسی آن ها و از جمله بیمه توسط موسسان این مدارس رعایت نمی گردد .
با توجه به فقدان سندیکا و یا اتحادیه فراگیر معلمی در جامعه ما و به منظور لحاظ نمودن حقوق قانونی معلمان که از ارکان مهم در اداره این مدارس هستند پیشنهاد می شود یک نفر نماینده معلمان در فرآیند انتخابی که بعدا تعریف و تببین می شود یا به شورا اضافه گردد و یا با توجه به فرد بودن عدد شورا برای رای گیری می توان آن را با یک نفر از دو نماینده  مؤسسان مدارس غیردولتی و نماینده مؤسسان مراکز غیردولتی جا به جا نمود .


البته در نشستی که قبلا مدیر گروه سخن معلم در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و در این رابطه داشت ( این جا ) موضوع انتخابی تر شدن این شورا واقعی تر شده و به مردمی شدن بیشتر سوق پیدا کرده است .

تبصره 2 از ماده 5 این لایحه به گونه ای حق وتو را برای وزیر جایز شمرده شده است .
پیشنهاد می شود به منظور افزایش درجه هم افزایی در شورا و احترام بیشتر به نظرات افراد ، چنان چه مصوبه ای حداقل دو سوم آرای موافق را داشت لازم الاجرا بوده و وزیر آموزش و پرورش از آن حمایت کند .

ماده 8 این لایحه به شرایط متقاضیان تاسیس مدرسه یا مرکز آموزشی و پرورشی غیردولتی اشاره دارد .
بر اساس ارزیابی ها ، نگاه غالب جامعه به مدارس غیردولتی ( غیرانتقاعی ) مانند بنگاه های اقتصادی است . البته این مساله ریشه در عوامل مختلفی دارد .
این که یک فرد سرمایه دار غیرفرهنگی عهده  دار تاسیس مدرسه شود ممکن است در تشدید این نگاه موثر باشد .
در این زمینه پیشنهاد می شود :
1- موسس فرهنگی باشد .
2- در صورت متقاضی بودن یک غیر فرهنگی به این ماده این تبصره اضافه شود :
اگر موسس شخص حقیقی خارج از سیستم آموزش و پرورش باشد معرفی یک مشاور حداقل با 5 سال سابقه فرهنگی  در هنگام درخواست جزء شرایط اصلی باشد .

ماده 13 این لایحه به تشکیل  « صندوق حمایت از توسعه مدارس غیردولتی  » اشاره می کند .
بر اساس آن ، دولت موظف است هر ساله تا سقف ۵۰ درصد از قیمت تمام شده سرانه سالانه دانش‌آموزی در بخش دولتی را به ازای کل دانش‌آموزان شاغل به تحصیل در مدارس غیردولتی در قالب کمک در لایحه بودجه سالانه کل کشور پیش‌بینی نماید.
به نظر می رسد با گذشت 27 سال از سابقه تشکیل چنین مدارسی ، این گونه سوبسیدهای دولتی منطقی و قابل قبول نباشد.
قرار است این مدارس بار از دوش آموزش و پرورش و دولت بردارند نه این که خود بار دیگری بر دوش آموزش و پرورش باشند .
با توجه به واقعیت ها و این که دولت در اداره مدارس دولتی مشکل دارد و حتی سرانه مدارس آن با تاخیر زیاد و آن هم ناقص پرداخت می شود تخصیص 50 درصد از قیمت تمام شده سرانه سالانه دانش آموزی در بخش دولتی منطقی و قابل قبول نیست .
البته می توان از مکانیسم های دیگری برای حمایت دولت از این گونه مدارس بهره جست که به نظر می رسد موضوع " خرید خدمات " به شرط نظارت دقیق و حساب رسی می تواند جایگزین خوبی برای آن منظور گردد .


ماده 16 این لایحه به تشکیل شورایی برای تعیین شهریه سالانه دلالت دارد .
همان گونه که قبلا نیز ذکر شد می توان برای مردمی کردن آموزش و پرورش به این شورا افراد زیر را نیز اضافه نمود تا نگاه جامعه نسبت به اصل مشارکت تغییر کرده و گامی در جهت اصل تمرکز زدایی نیز برداشته شود :
1- یک نفر به انتخاب انجمن های اولیاء و مربیان مدارس غیردولتی
2-یک نفر به نمایندگی از شورایاری ها ( ترجیحا فرهنگی باشد )پیشنهاد می شود ماده 31 به این صورت تغییر یابد :
ماده 31 – قسمت ب :
متناسب با میزان تسهیلات دریافتی و آورده موسس و میزان تورم که بر اساس نظر کارشناسی رسمی دادگستری ( منتخب وزارت آموزش و پرورش ) بر اساس شاخص های بانک مرکزی تعیین می شود به مدت حداقل 5 سال که بیشتر از 20 سال نمی باشد به عنوان مدرسه باقی می مانند .

لایحه دائمی شدن مدارس غیردولتی و حاکمییت بودن آموزش و پرورش

سه شنبه, 20 بهمن 1394 23:03 خوانده شده: 1295 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +10 0 --
غیاثی فراهانی 1394/11/20 - 23:37
در نظام سیاسی ایران عرصه ی فرهنگ کاملا حاکمیتی است و اصولا نمی گذارند به طور کامل مردمی شود .آموزش و پرورش هم که مهمترین جز از اجزای فرهنگی کشور است نمی تواند مردمی به معنای کامل شود .چراکه سیاست گذار امور اموزشی و پرورشی آن به طور کامل حاکمیت خواهد بود لذا بهتر است در خصوصی سازی مدارس بیشتر از این جلو نرویم .خود حاکمیت وظبفه دارد بهترین شرایط را برای آموزش و پرورش فرزندان این مرز و بوم فراهم سازد
پاسخ + +6 -1 --
جلیل 1394/11/21 - 00:37
آقای پورسلیمان لطفا فایل صوتی جلسه رتبه بندی معلمان که در مجلس رای نیاورد را قرار دهید تا معلمان با خصوصیات نمایندگان خود و افرادی که رای منفی دادند اشنا شوند
پاسخ + +3 -2 --
معلم ناامید 1394/11/21 - 06:08
من معلم با پولی شدن مدرسه موافقم
چ اصرار ب مدرسه رایگان و فشار ب معیشت معلم و نبود سرانه و مدرسه ضعیف و عقب افتاده و...؟
پاسخ + +3 -3 --
جلیل 1394/11/21 - 10:47
در تمام کشورهای دموکراتیک و پیشرفته دنیا اموزش و پرورش نهاد حاکمیتی است و بالاترین بودجه به این سازمان اختصاص می یابد که نتیجه این هزینه موجب رشد و ترقی کشورشان در تمام زمینه ها شده است اما اصلاح طلبان و‌کارگزاران و حامیان انان از جمله شیرزاد از خصوصی سازی مدارس و استخدام معلمان دویست هزار تومانی دفاع می کنند و معتقدند که باید در اموزش و پرورش صرفه جویی شود هر یک ریال صرفه جویی در اموزش و پرورش موجب عقب افتادگی یک قدم در علم و فرهنگ میشود اموزش و پرورش باید حاکمیتی بماند و بهترین و بیشترین بودجه تزریق شود تا موجب رشد کشور گردد اما شیرزادی که درامریکا زندگی می کند که تمام مدارسش دولتی است کش
وری که هر گز به فکر خصوصی سازی نیست از فروش مدارس و اخراج معلمان با هدف صرفه جویی حرف میزد چنین افرادی دشمن فرهنگ و اموزش هستند که برای منافع خود چنین افکاری را رواج می دهند
پاسخ + 0 0 --
علی پورسلیمان 1394/11/21 - 11:29
سلام
آقای جلیل
این گفته شما مستند به کدام یافته و یا منبع است ؟
در همان کشورها مدارس توسط مردم و حتی شهرداری ها اداره می شود .
مدارس مردمی است و آموزه های ایدئولوژیک در آن ترویج نمی شود .
معلمی یک شغل با معیارهای حرفه ای است و داخل شدن به آن تابع معیارهای خاص و کسب مهارات های معلمی است .
این گونه نیست که بنگاه کازیابی باشد .
در آن جا منزلت معلمی بالاست و چون رشد اقتصادی بالاست و نسبت به بودجه آموزش به تولید ناخالص ملی بالاست وضعیت آموزش و پرورش و معلمان در حد قابل قابل قبولی است .
پایدار باشید .
پاسخ + +3 -2 --
جلیل 1394/11/21 - 11:04
موافقان خصوصی سازی اموزش و پرورش با این ادعا که بودجه این سازمان در فرایند بروکراتیک اداری دود میشود خواستار ارایه بودجه این سازمان به سرمایه داران هستند که با این پول مدارس را اداره کند انان انقدر بی سواد هستند که نمی دانند تعداد و‌میزان حقوق معلمان و‌کارمندان اموزش و پرورش مشخص است پس این پول کجا دود میشود؟ هدف دولت سرمایه دار روحانی و وزیرش ان است که این پول را در اختیار دوستان خود قرار دهند در حقیقت برای اموزش و پرورش نقشه کشیدند و‌شیرزاد نیز ماموریت دارد تا با مقالات خود زمینه را برای ابن نقشه عملی سازد
پاسخ + 0 0 --
احمد 1394/11/22 - 11:14
جانا سخن از زبان ما مي گويي...
پاسخ + +1 0 --
گودرزی 1394/11/21 - 23:43
چون آموزش یک فرآیندی است برای کیفی شدن آدمهاست لذا خصوصی کردن وانتفاعی کردن آن نقض غرض است ولی مشارکت مردم در تمام فرآیندآموزش میتواند آن رااز سیطره فکری حاکمیت خارج کرده تادرکیفی شدن انسا ن ،ذی نفعان امر آموزش نقش موثر داشته باشند
پاسخ + 0 0 --
فراهانی 1394/11/23 - 01:06
آموزش وپرورش در کشور ما نمی تواند خصوصی باشد به هزار ویک دلیل که بیان هردلیل مقاله بالا بلندی می شود. اما این هم جور در نمی آید که مدارس دولتی تحت نام تیز هوشان .نمونه دولتی در اختیار طیف خاصی قرار گیرد وباز این هم نمی شود که مدارسی درست کنیم ودر هرکلاس بخصوص دبیرستان بچه های را بگذاریم که پر از انحراف اخلاقی وجنسی و هزار کوفت دیگر باشد واز مردم بخواهیم فرزندانتان را آنجا بفرستید. آموزش وپرورش مدیر می خواهد حتی اگر لازم شد بروید مانند مربی فوتبال از کشورهای موفق بیاورید

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از نظر شما دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی در امور آموزش و پرورش از نوع " تخصصی " است ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور