صدای معلم

« محافظه کاری معلمان در مدارس ، شهره آفاق است و سکوت و یا قایم شدن بسیاری از آنان در پشت نماینده دبیران و یا معلم جسوری که قدرت بیانی مؤثر دارد در جلسات شورای دبیران و یا هنگام حضور نیروهای ستادی در مناسبت هایی خاص در مدارس ، تجربه عملی همه ماست. با حضور طلاب در مدارس، این محافظه کاری شدیدتر شده و حق کُشی اصلی در حق دانش آموزان عملی خواهد شد.... "

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند علامت پرسش ؟!

مینو امامی/ دبیر بازنشسته

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

مقدمه

شاید نخستین بار دخالت سازمان دهی شده و مستمر روحانیون در امور آموزش و پرورش از زمان وزارت فرشیدی در دولت نخست احمدی نژاد شروع شد .
در زمان وزارت بطحایی نیز این وضعیت به صورتی مشابه تکرار شد .

برخی گردانندگان عمده تجارت پرسود کنکور در دیدار خود با مراجع تقلید، قصد داشتند فعالیت های خود را صورتی مقبول و مشروع داده و آن را با حمایت روحانیون توسعه دهند.

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

متعاقبِ آن حرکت و به تدریج ، با ثبات معضل کمبود معلم که به دلیل بی کفایتی وزرای سابق و کنونی و ناتوانی دانشگاه فرهنگیان در تربیت معلم مورد نیاز مدارس، وجود داشت، بهانه جذب 10 درصدی طلاب در آموزش و پرورش مطرح شد. در همان زمان در یادداشتی با عنوان " نقدی بر جذب ۱۰ درصدی طلاب در آموزش و پرورش " در مورخه 1398/09/10 گفتنی ها را بیان داشتم . ( این جا )

در یادداشتی دیگر که علاقه مندان می توانند به آن مراجعه و مطالعه کنند ، استاد گرانمایه سرکار فاطمه سادات اشرفی زاده با عنوان " بر اساس کدام قانون حوزوی ها در استخدام دبیر ادبیات فارسی راه پیدا کردند؟ " در 30 شهریور 1399 در همین سایت، انتقادات خود را مطرح ساختند. ( این جا )

و امروز شرایط کرونایی و خواب مصنوعی در تمامی لایه های جانبی و اصلی آموزش و پرورش که بر اثر آن کمتر خبری از وزارتخانه به سمع و نظر فرهنگیان و معلمان می رسد، عاملی شده برای کودتای نرم جهت استخدام طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش . آنان قرار است معلمین دروسی چون علوم اجتماعی، زبان و ادبیات فارسی، دین و زندگی و پرورشی .... گردند. حال تکلیف معلمین فعلی این دروس که بر اساس رشته تحصیلی و تخصص شان ، در استخدام آموزش و پرورش هستند چه خواهد شد؟ مشخص نیست. یا تکلیف دانشجو معلمانی که در این رشته ها در حال تحصیل اند و برای استخدام در آموزش و پرورش روزشماری می کنند.

در این شرایط دو مظلومیت تحمیلی برای معلمان ، درد آور است :

کوتاهی دیوار آموزش و پرورش و کوتاهی دیوار رشته های علوم انسانی.

چرا تصور می کنید تدریس جامعه شناسی یا زبان فارسی ، کار ساده ای است و نیازی به مهارت و تخصص و دانش خاصی ندارد ؟ این تفکر بسیار سطحی زائیده کدام ادّعاست؟ یا تصور می کنید چون دروس حفظی هستند و شما حافظه قوی برای حفظیات دارید، پس قادرید مثل آب خوردن آنها را تدریس نمایید؟ پس حیف 6 - 4 سال عمر و جوانی ما که برای کسب دانش در این حیطه ها هدر رفته است!!

در واقع ، وزیر آموزش و پرورش با این کار ، ورشکستگی خود را در اداره نظام آموزشی کشور اعلام کرده است. البته دانشگاه فرهنگیان نیز ورشکست دیگر این ماجراست. کاش هرگز دانشگاه فرهنگیان جایگزین دانش سراهای مقدماتی و عالی نمی شد. این کاش را با تمام وجود و از اعماق دردمندی ام فریاد می زنم.

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

با استخدام روحانیون در آموزش و پرورش ، به کدام ناتوانی ها اعتراف خواهیم کرد؟

آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان با استخدام 25 هزار طلاب زن و مرد در آموزش و پرورش، با یک تیر چندین نشانه را هدف خود قرار خواهند داد، اما به طور ضمنی به مواردی از ناتوانی خود نیز معترف خواهند شد :

1 ) مهم تر از هر چیز ، از فشار منتقدین برای بزرگ نمایی ضعف چندین دهه ای کمبود معلم در آموزش و پرورش ، خلاص خواهد شد .

2 ) سپس اداره و مدیریت مدارس را ز کف برون داده و به سمبل حاکمیتی کشور خواهد سپرد.

3 ) چون روحانیون ، نماد حاکمیتی و مذهبی جامعه اسلامی شناخته می شوند ، پس چهار طرز تفکر مشاهده خواهد شد :
الف - گروهی آنان را با توجه به باورهای مذهبی خود مقدس شمرده قبول خواهند کرد.
ب - گروهی از سر محافظه کاری یا بی تفاوتی دائمی ، در سکوت فرو خواهند رفت .
ج - گروهی از فرط خستگی و مستأصلی ، دست از اعتراض ، اِعمال فشار و انتقاد بر خواهند داشت.
د - گروهی دیگر آنان را برای امر تدریس در مدارس فرزندان و دانش آموزان شان به رسمیت نخواهند شناخت.

4 ) با استخدام طلاب در آموزش و پرورش، نظام آموزشی با ساختاری مندرس و کهنه، آخرین تلاش های خود را برای یافتن نجات غریقی مطمئن می نماید و نظام سیاسی بدین طریق، نگرانی خود را در نحوه تربیت مذهبی، ایدئولوژیک و دینی کودکان، بر طرف خواهد کرد و با طیب خاطر در انتظار کودکان تربیت شده توسط آنان خواهد نشست تا امر ترویج مذهب، سیر تسلسل خود را ادامه دهد. اما این اتفاق در بین 1000 دانش آموز، چند نفر خواهد بود ، قابل پیش بینی است. بالاخره ما معلمان فضای مدرسه ، ظرفیت ها و روحیات دانش آموزان را بهتر از هر کس دیگر حتی والدین آنها می شناسیم .

5 ) آموزش و پرورش با اجرای این تصمیم ، خانواده ها را در مقابل روحانیون قرار خواهد داد و همگی به حضور روحانیون در مدارس روی خوش نشان نخواهند داد . در این مورد خواهند گفت : اگر ما حاضر به تربیت دینی فرزند خود باشیم او را در حوزه های علمیه ثبت نام می کنیم . این خط تمیز ، قراردادی ما بین دو سازمان و نهاد با اهداف جدا از هم هست و عبور از آن و یا نادیده گرفتن آن ، به معنای لوث شدن ارزش های هر یک خواهد بود.

6 ) محافظه کاری معلمان در مدارس ، شهره آفاق است و سکوت و یا قایم شدن بسیاری از آنان در پشت نماینده دبیران و یا معلم جسوری که قدرت بیانی مؤثر دارد در جلسات شورای دبیران و یا هنگام حضور نیروهای ستادی در مناسبت هایی خاص در مدارس ، تجربه عملی همه ماست. با حضور طلاب در مدارس، این محافظه کاری شدیدتر شده و حق کُشی اصلی در حق دانش آموزان عملی خواهد شد. چون معلمی که جسارت و شهامت بیان واقعیت های موجود جامعه خود را ندارد، نمی تواند الگوی مناسبی برای دانش آموزان خود باشد. مطیع و مُنقاد بودن، هدفی شایسته و ممتاز برای تعلیم و تربیت کودکان نیست و گر نه کشورهای پیشرو در امر آموزش و پرورش، این همه سرمایه گذاری کلان جهت تربیت معلم و توسعه آموزش نمی کردند. نظام آموزشی با عملکرد یک سویه خود از تشکیل سازمان نظام معلمی، با توجه به همین مسایل واهمه دارد، که مبادا این سازمان به حق خواهی و دادخواهی پرداخته و به تنویر اذهان دیگر معلمان بپردازد.

7 ) نظام آموزشی با موافقت حضور طلاب در مدارس، که ظاهرا قدرتی برای مخالفت هم ندارد، در واقع اعتراف می کند که دبیران دینی و پرورشی طی 4 دهه در مدارس، نقشی موفقیت آمیز نداشته اند و در این وادی شکست خورده اند و گر نه چرا باید بدین کار راضی شوند؟ در پاسخ کمبود معلم را نشانه نروید که این خود سیاستی ضمنی برای بی کفایت اعلام کردن آموزش و پرورش کشور است. یک قصدی عمدی که اهداف بر اساس آن تنظیم می شود. نمی توان از یک سو گفت کمبود معلم داریم و از دیگر سو بیان داشت که مجوزی برای استخدام نیروهای جدید نداریم! این چگونه ممنوعیتی است که فقط در پر نیازترین وزارتخانه کشور وجود دارد؟ شما با سیاست های متناقض، نمی توانید در اداره پر نیروترین وزارتخانه موفق شوید. برای همین با بیانی نابه جا می گوئید: چون تعداد معلمان زیاد هست، نمی توانیم شرایط مناسب حقوق و رفاه را برای آنان فراهم کنیم، و در پاسخ آنان نیز می گویند زیاد بودن جرم ما نیست، گناه ما زیادی بودن هست! یعنی هر سیاست غلط توجیه تصمیم غلط دیگرتان گردیده است. به قول بوعلی سینا:

" اگر برای یک اشتباه هزار و یک دلیل بیاورید، در واقع هزار و یک اشتباه از شما سر زده است."
من نیز همانند آن کارمند بانک یا دارایی و ثبت و احوال،کارمند دولت هستم. ابتدا برای من تعریفی مناسب بیابید بعد جایگزینی برایم جست و جو کنید، چون خود شما هم نمی خواهید قبول کنید که من نیز کارمند دولت هستم و مرا فقط معلم خطاب می کنید. البته دلیل این بیان زیرکانه آشکار است، تا منِ کارمند خود را با دیگر کارمندان تساوی احساس نکنم و مطالبات آنان را از شما نطلبم. تمامی نام گذاری های این وزارتخانه عمدی و هوشیارانه است تا با ساز و کار حقوق زیر خط فقر و سواد غیربالنده، ناتوانی آنان را شدت بخشید. و گرنه روزگاری وظیفه آموزش ضمن خدمت، آموزش کتب جدید تألیف شده و کتاب های درسی بود، اما به ناگاه احساس کردید که چنین انگیزه ای مسدود و به جای آن با معرّفی کتب مذهبی ، به هدایت ایدئولوژیک معلمان نشستید. شما با منوط کردن تمامی انگیزه ها به امتیازاتی این چنینی ، انگیزش های غیراصولی را ترویج دادید.

8 ) طلاب به عنوان افرادی که دروس فقه و دینی خوانده اند چگونه دانش و مهارت تدریس زبان و ادبیات فارسی ، تاریخ ، جغرافیا ، جامعه شناسی را خواهند داشت؟ اگر قرار است دوره آموزشی دو سه ماهه برای آنها گذاشته شود، دو ایراد بزرگ این تصمیم عبارت خواهد بود از :

الف - هیچ کس با سه ماه دوره آموزشی ، متخصص تدریس در این رشته ها نمی شود. من معلم طی 4 یا 6 سال تحصیل این توانایی را به دست آورده ام.
ب - ماهیت و محتوای دوره های آموزشی در آموزش و پرورش حداقل برای ما معلمان مشخص است و ما معلمان مطمئن هستیم که چنین پتانسیل و ظرفیتی در آموزش و پرورش وجود ندارد و گر نه دهه ها معلمان را به تدریس کتاب واحد محکوم نمی کردید. چرا هر چند سال یک بار و با توجه به تغییرات همه جانبه در زندگی اجتماعی و همانند کشورهای پیشرفته کتب جدیدی چاپ نمی شوند؟ بهانه شما کمبود کاغذ و هزینه سنگین چاپ هست و گاه با بیانی روشنفکرمآبانه به عدم نابودی جنگل ها و درختان اشاره می کنید! اما واقعیتِ عدم تحقق این هدف، نداشتن مؤلفینی باسواد است. چاپ کتب درسی جدید طی دو سه سال یک بار، نیازمند تسلط مؤلفین به دانش روز است، کو آدرس این توفیق؟ شما بهتر از هر کس دیگر می دانید که مؤلفین انتخاب شده، توانایی انجام چنین کاری را ندارند و یا مراجع قدرت ، چنین مجوزی صادر نمی کنند.

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

9 ) طلاب وارد آموزش و پرورش خواهند شد و با بودجه آموزش و پرورش تأمین معاش خواهند شد و خبری از انتقال سرمایه های هنگفت آنان در مدارس نخواهد بود. یعنی کوچک تر شدن سهم نیروهای فعلی از بودجه تخصیص یافته . ما بیشتر از نقش روحانیون در مدارس ، به باور این مهم توسط آنان نیازمندیم که یک یا چند تن از مراجع عالیقدر ، متوجه کمبودهای نظام آموزشی کشور باشند و بخش قابل توجهی از بودجه سرسام آور خود را جهت تقویت اهداف تربیتی و آموزشی به آموزش و پرورش منتقل سازند.

10) طلاب با حدود تعریفی مشخص، تاکنون به کارهایی در خور شأن و حد توانایی خود مشغول بوده اند، آنان امروز می خواهند جایگزین جوانانی گردند که رؤیا، امید و آرزوی استخدام در آموزش و پرورش را از کودکی یا نوجوانی در ذهن خود داشته اند. وجدان طلاب شرعا چگونه راضی می شود که 25 هزار دیپلم و یا لیسانس بیکار بمانند و فرصت کسب روزی حلال و ازدواج را از دست بدهند؟ یا طلاب چگونه راضی می شوند تا به جای نیروهای خرید خدماتی، حق التدریس، نهضت سواد آموزی، نیروهای خدماتی که ادامه تحصیل داده اند، معلمانی که در مدارس هیئت امنایی تدریس می کنند و..... عمر و جوانی خود را در حسرت روزِ استخدام سپری ساخته اند، در آموزش و پرورش جذب شوند ؟

11 ) طلاب محترم می توانند به جای پا نهادن بر جا پای معلمان که حریم خصوصی و حرفه ای آنان شمرده می شود، مثلا در بانک ها مشغول به کار شوند تا جلوی ربا و بهره های غیراسلامی را بگیرند . شما بهتر است با تربیت الهی خود در بانک ها، جلوی وسوسه شیطانی کارمندان و مدیران را در راستای اختلاس و رشوه را بگیرید که بدین طریق به همه ملت خدمتی شایان توجه خواهید نمود.

12 ) راستی شما که جزو قشر روحانیون هستید چرا راضی می شوید مسئولیتی را بپذیرید که برای آن هدف تربیت نشده اید ؟ معلمی ، موعظه و سخنرانی کردن نیست. شما عادات قبلی خود را چگونه بر محور تدریس منظم صفحات کتب درسی طی 9 ماه سال تحصیلی خواهید چرخاند ؟ وزیر آموزش و پرورش با این کار ، ورشکستگی خود را در اداره نظام آموزشی کشور اعلام کرده است. البته دانشگاه فرهنگیان نیز ورشکست دیگر این ماجراست.

به همان اندازه که منِ معلم کفایت و ظرفیت تدریس در حوزه ها را ندارم، قبول کنید که شما هم برای فضای مدارس و حقوق و تکالیف آن تربیت نشده اید.

13 ) روحانیون محترم نگران نیستید که با تغییر نقش خود ، دیدگاه مردم نسبت به شما تغییر نماید ؟

14 ) نسل سرکش امروز ، چگونه تسلیم اهداف حرکت شما به سوی مدارس خواهد شد؟ تصور نمی کنید فرار مغزها از سنین بالای بیست به زیر بیست سال نزول خواهد کرد و مهاجرت خانواده ها به تبع کم سن و سالی دانش آموزان، تبدیل به پدیده ای جدید در کشور خواهد شد؟ البته هم اکنون چنین حرکتی به دلیل آینده گنگ کودکان در جامعه ، آغاز شده است. لابد خبر غرق شدن زن و مرد ایرانی و سه فرزندشان در آب‌های بین فرانسه و انگلیس، در مانش را به خاطر دارید؟ ۲۲ پناهجوی دیگر که در قایق بوده‌اند، نجات یافته‌اند. آن‌ها تلاش می‌کردند به انگلیس برسند و آنجا درخواست پناهندگی بدهند.
شاید شما تصور می کنید که گرایشات غیرمذهبی دانش آموزان را هدایت خواهید کرد و یا اعتیاد آنان را درمان . روحانی بزرگوار ، کودک امروز ، کودک مطیع و نجیب و سر به زیر دیروز نیست. او از دو سه ماهگی با موبایلِ مادرش مجبور به غذا خوردن، نگریستن و خوابیدن شده است و پاک کردن اثرات فضای مجازی از تاروپود او، به این سادگی ها اتفاق نخواهد افتاد که آموزش مجازی نیز کاتالیزوری دیگر بر این مدعا گشته است.

15 ) اصولا رسم بر این است که منطقه و کشوری که ضعیف است مورد تهاجم کشورهای قوی تر قرار می گیرد و کشورگشایی برای آنان ، ساده ترین کار ممکن می باشد. ظاهرا ضعف های بی شمار 4 دهه ای آموزش و پرورش، طلاب را تشویق به چنین اقدامی نموده است. یعنی وقتی سازمانی لیاقت، کفایت و اراده ای مستقل برای مدیریت زیرمجموعه خود را ندارد، همان بهتر که به مزایده گذاشته شود، آن هم برای یک مدعی و طالب که رقابتی هم در کار نیست یا سنجشی برای گزینه و ترجیح بهتر و اصلح وجود ندارد.

16 ) نظام آموزشی با عملکرد یک سویه خود از تشکیل سازمان نظام معلمی، با توجه به همین مسایل واهمه دارد، که مبادا این سازمان به حق خواهی و دادخواهی پرداخته و به تنویر اذهان دیگر معلمان بپردازد. پس نتیجه آن که معلمان با تلاش های جزیره ای و یا با انتقادات جسته و گریخته کم رنگ، هرگز قادر نیستند تا حرف های خود را به کرسی بنشانند و چون فرهنگ گفت و گو در این جامعه، حیاتی ترین حق نادیده گرفته شده هست، پس حرف اول و آخر را خودتان بزنید، چون بِستری برای تقابل سخن منطقی وجود ندارد و کسی یارای مخالفت با شما را ندارد.

17 ) لابد برای همین منظور و در راستای تثبیت ورود طلاب محترم به مدارس است که با تشکیل سازمان نظام  علوم تربیتی موافقت نموده اید! یعنی برخلاف عادات ناپسند و کارکردهای عجولانه دائمی مدیران آموزش و پرورش، این بار با برنامه ریزی و هدف گذاری از پیش اندیشیده شده از خود درایت نشان داده و بعد وارد عمل شده اید! و زیربنا را با روبنا متناسب سازی کرده اید. اما این روبنا و زیربنا با صاحبان اصلی وزارت آموزش و پرورش هیچ سنخیتی ندارد .

18 - وزارت آموزش و پرورش به جای جو گیر شدن با مجموع آمار نمایشی، بهتر است به بی کفایتی خود در هدایت بزرگ ترین وزارتخانه کشور اعتراف کند تا ما معلمان نیز با فریب شما و خودمان، راه به خطا نرویم.

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

نحوه آموزش کودکان در 10 سال آینده چگونه پیش بینی می شود ؟
برای توجیه تکلیف ما نسبت به فردا، ترجیح دادم تا به پیش بینی های 10 سال آینده نیم نگاهی بیفکنیم. با تمامی عجز و شگفتی می پرسم که شرایط قرن حاضر چه زمانی برای ما اهمیت پیدا خواهد کرد؟ چون قرار است طی ده سال آینده، آموزش دیگر نه معلم محور باشد و نه دانش آموز محور. هر چند هم اکنون نیز ما در بازارچه سنتی و در همان معلم محور باقی مانده ایم و با آوردن روحانیون به مدارس تصمیم بر تقویت ساختار سنتی آن، حتی بیشتر از قبل را داریم .

در آینده ، به دلیل پیشرفت های الکترونیکی این امکان فراهم خواهد شد تا افراد به صورت شخص محور آموزش ببینند و برای یادگیری نیازی به حضور در کلاس های درس نداشته باشند. بارها شنیده ایم که آموزش باید بر مبنای نیاز زمان باشد. در دنیایی که رایانه ها محاسبات ریاضی را انجام می دهند و وسایل الکترونیکی و اینترنت، امکان مشارکت در جلسات مختلف آموزشی و کاری را حتی از راه دور فراهم می کنند، باید مهارت هایی به دانش آموزان و دانشجویان آموزش داده شود که مطابق با شرایط و نیازهای دنیای آینده باشد. به همین خاطر انتظار می رود که ساختار آموزش و فضای آموزشی در آینده تغییر کند.

ما نیز باید زودتر با دنیای فیزیک و شیمی که پای تخته سیاه تدریس می شوند و دانش آموزان را به حفظ جدول مندلیف و خواص عناصر و سرعت در محاسبه انتگرال دو گانه ترغیب می کنند، خداحافظی کنیم. این ها دیگر در دهه های آینده به درد کسی نخواهد خورد و علوم میان رشته ای از پایه در دستور کار نظام های آموزش و پرورش پیشرفته جهان مثل فنلاند و ژاپن قرار می گیرند. دیگر ممنوعیت هایی چون نیاوردن ماشین حساب مهندسی یا موبایل به مدارس وجود نخواهد داشت، یعنی چنین مدرسه ای وجود نخواهد داشت که ما در مقاومت های جاهلانه خود دست و پا بزنیم.

در آینده ،  تحلیل داده ها اهمیت بیشتری می یابد و پروژه محور شدن آموزش فردی یا گروهی جایگزین نوع آموزش فعلی خواهد بود. تحولات فن آوری نحوه آموزش را تغییر خواهد داد. البته آموزش یک ضرورت در زندگی انسان ها است و هیچ گاه کارکرد مدارس و معلمان از بین نخواهد رفت، اما نحوه آموزش و نحوه ارزیابی تغییر خواهد کرد.
البته تنها بخش نظری آموزش را می توان در خارج از کلاس تدریس کرد یا افرادی که به هر دلیلی امکان حضور فیزیکی در کلاس را ندارند خواهند توانست با استفاده از وسایل الکترونیکی در کلاس حاضر شوند. ولی بخش عملی که نیاز به تعامل با افراد دیگر دارد در کلاس درس انجام می شود و تمامی دانش آموزان باید حضور فیزیکی داشته باشند.
آموزش در سال ۲۰۳۰ به کمک ابزارهای تازه و تمرینات گسترده انجام می شود. یعنی دانش آموزانی که از بهره هوشی متوسط و به بالا  برخوردار هستند باید تمرینات دشوارتری انجام دهند تا بتوانند تمامی جوانب و جنبه های مختلف درس را به خوبی درک کنند. در این زمان، دانش آموزانی که در یک یا چند مبحث خاص مشکل داشته باشند، این فرصت را خواهند داشت که آن قدر تمرین کنند تا به سطح مطلوب برسند. در این سال ها دیگر آموزش بر مبنای یک سری سرفصل خاص و زمان محدود انجام نمی شود.

در این سیستم آموزشی ، دانش آموزان اعتماد به نفس بالاتری خواهند داشت و یادگیری هم در بالاترین سطح ممکن انجام خواهد شد.
فرد محور شدن آموزش این امکان را فراهم می کند تا هر فرد بر مبنای توانایی خود و شناختی که از خود در مورد بهترین روش یادگیری دارد، ابزارهای لازم، روش های مناسب و تکنیک های کارآمد را انتخاب کند و از کمک معلم در جهت تحقق هدفش بهره مند شود.

در آینده، اغلب کارها به صورت پروژه ای عرضه می شود و حضور فیزیکی کارمندان در یک محیط خاص و برای ساعات طولانی تحقق پیدا نمی کند. بنابراین آموزش برای انجام پروژه های مختلف، زمان بندی صحیح و همکاری و مشارکت با دیگران برای انجام بهینه کار از دوره دبیرستان آغاز می شود. در این سال ها، پروژه های مختلف درسی به دانش آموزان واگذار می شود و آنها به صورت فردی یا گروهی موظف هستند پروژه های مذکور را به نتیجه برسانند. تحلیل داده ها اهمیت بیشتری می یابد و قدرت تحلیل اطلاعات مهم تر از قدرت محاسبات ریاضی دانش آموزان خواهد بود. آینده آموزش و پرورش جهان را می توان در سیستم آموزش و پرورش امروز استونی و فنلاند مشاهده کرد.

و جایگاه ما در آموزش و پرورش ؛
توصیه می کنم با اصرار در حفظ ساخت سنتی نظام آموزشی، ایران در هیچ یک از مطالعات بین المللی جهت سنجش میزان یادگیری و توانایی دانش آموزان شرکت نکند. تُرک ها ضرب المثل ارزشمندی در این خصوص دارند و می گویند : سفره بسته یک ایراد دارد اما سفره باز هزار عیب و ایراد. پس برای حفظ آبروی معلمان و دانش آموزان و ملت ایران و رهایی از رسوایی برچسب نزول رتبه ای طی سال ها، همان بهتر که جسارت شرکت در این ارزشیابی ها را نداشته باشیم.

آموزش فی نفسه، امری پویا، تغییرپذیر و تکامل جوست و ما در خاموشی تحصیل کردگان این مملکت و در بی اعتنایی وزیر خود، از این موهبت بی نصیب می مانیم. گناه نابخشودنی هدر دادن منابع طبیعی ، غیر طبیعی و انسانی، اگر بر من پوشیده باشد برای همین روحانیون که قرار است در آموزش و پرورش به پیاده سازی نیروی غیرکارآمد توفیق یابند، محرز و آشکار است.
چرا قدرت بصیرت خود را قربانی یک سری اهداف گروهی یا شخصی می نمایی؟ چرا عوامل درون سازمانی آموزش و پرورش در مدیریت سازمان خود ابتر و ناقص مانده اند؟
اگر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ، قرار بود ما را به این نقطه کور برساند، همان بهتر که کنار گذاشته شود و حضرات بر اساس معلومات تحصیلی و تجارب شغلی خود به اداره آموزش و پرورش بپردازند. این چگونه سندی است که با فلج ساختن هوش و درایت و بصیرت و دوراندیشی یک وزیر ، او را تسلیم یک طرح از پیش اندیشیده شده خارج از اصول درونی نظام آموزشی می نماید؟
با طی چنین مسیری، ایران در آینده حرفی برای گفتن نخواهد داشت.

حرف حساب با گفت و گو و مصالحه و همزیستی مسالمت آمیز زدنی است نه پیشرفت تسلیحاتی. جنگ ایران و عراق ما را در عرصه های نظامی تقویت کر ، درس گرفتن از تجارب عملی امری پسندیده است، اما فعلا در جنگ پیشروی آموزشی، ایران عقب مانده ترین کشور آسیایی است، چه باید کرد؟

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

سخن آخر
ما معلمان از شما طلاب و روحانیون می خواهیم که وزارت آموزش و پرورش را فقط از لحاظ مالی پشتیبانی کنید و مابقی کار را به اهل فن بسپارید. و گر نه همان بهتر که هرگز مدارس به صورت حضوری آموزش ندهند و آموزش مجازی همچنان گزینه ناچاری ما باشد. به جای تزریق نشاط و شادابی در مدارس، به جای الگوجویی از شیوه های ممتاز و برجسته آموزشی در سطوح بین المللی که نتایج مفید آن در مطالعات مشهود است، به جای مدرن کردن شیوه های آموزش و ایجاد تحولی اساسی در فرآیند آموزش، شما با جذب روحانیون در مدارس، ساختار سنتی آن را مستحکم تر خواهید ساخت. حداقل یک بار هم با معلمان خود گفت و گو کنید و خواسته های آنان را بدون اِعمال فشار یا ایجاد جوّ غالب به نفع خودتان، پرس و جو شوید .

اگر یک فردِ جاهلِ فقیر ناتوان قارچ خودرو باشد که نیست، باور کنید که ما معلمان اصلا چنین نیستیم و برای تحقق اهدافی تربیت شده ایم، دولت بر روی ما سرمایه گذاری کرده است و ما عمر و جوانی خود را برای نیل به نتایجی مطلوب، هزینه کرده ایم. دانش آموزان را با تفاوت های فردی بیشمار در راستای یک هدف و ایجاد نظم، نسبتا همسان تربیت کرده ایم. اموری را که والدین از انجام آن عاجز بوده اند ما معلمان با مهربانی و عطوفت پدرانه و مادرانه، انجام داده ایم، که همه آنها را امروز در فضای مجازی تجربه می کنید. حال چگونه ممکن است خانه ما به غیر سپرده شود و ما از صاحب خانه بودن عزل و در آن مستأجر گردیم؟!

در این وزارتخانه چون همیشه، تنها و بدون حامی دلسوز، سی سال مدت خدمت خود را سپری ساخته و می سازیم، همکاران پیشکسوت ما با حسرت هایی جانگداز جان به جان آفرین سپرده اند و سنگینی دِین محرومیت و مظلومیت مطلق آنان بر دوش شما، سالیان متمادی باقی خواهد ماند. چون تاریخ، گواهی خواهد داد که آنان چگونه زیستند، چگونه خدمت کردند و چگونه از این دنیای فانی، رخت فرو بستند.
فقط یک تن چون امیرکبیر در این مملکت پیدا شود و نیازهای حیاتی آموزش و پرورش را در شرایط کنونی درک کند. فقط یک تن از بین 83 میلیون نفر بیاید و تکلیف ملت و آموزش را برای همه ما روشن سازد. این همه بلاتکلیفی از بهر چیست؟


1) روزیاتو ، آینده آموزش و پرورش جهان چگونه خواهد بود؟ علی زمانی . 28 شهریور 1397 .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ورود گسترده طلاب و روحانیون در آموزش و پرورش و چند پرسش

دوشنبه, 11 اسفند 1399 21:02 خوانده شده: 2145 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 -1 --
زنبور آخرالزمان 1399/12/12 - 06:17
خوش به حالم که فقط زنبورم
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/12 - 09:16
شنیدستم که بازار بسوخت ، دوان دوان
رفتم تا شاید قواره شالی هم نصیب من گردد. الهی شکر!
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/12 - 09:18
شنیدستم که بازار بسوخت نگران و پریشان به سوی بازار دویدم، آنگه که
دیدم دکان من برجاست، شکر خدا بجا
آوردم و برگشتم!
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/12 - 09:20
خوش به حالم که مرده ای متحرک
هستم. حداقل به اقتضای ذات خود
نیش بزن!
پاسخ + +4 0 --
ناشناس 1399/12/12 - 09:14
رگ و پی ما ببُریدند و حیات نباتی
هدیه بخشیده اند!
آموزش و پرورشی که روح و جان ندارد چگونه حیات خواهد بخشید؟!
پاسخ + +2 -2 --
مجید علیپور 1399/12/12 - 09:45
این خواهر ما عجب کشکول بی در و پیکری نوشته! از علایم آخرالزمان تا جنگ ایران و عراق و آفات حضور روحانیون در آموزش و پرورش تا توصیه به حضورشان در بانکها و پایمال شدن حق نیروهای نهضتی و خدماتی های تحصیل کرده و و و ... ماشاءالله به این نفس!
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 09:56
سلام برادر
در و پیکر همه موارد هم در دستان
آموزش و پرورش است و هم از ید
اختیار آن خارج شده است.
کل کلام فقط حاوی یک پیام است:
استقلال آموزش و پرورش و هویت مستقل و درخور زمان برای نظام آموزشی.
لطف کنید تعریفی جهانشمول برای آموزش و پرورش ایران ، مرقوم نمایید.
داده و ستاده آن چیست؟ از من و شما
گذشت، تکلیف کودکان زیر ۱۰ سال در
این کشکول بی در و پیکر چیست؟
یعنی متوجه نشدید چرا به جنگ و آموزش ۱۰ سال بعد، اشاره کرده ام؟
پاسخ + +2 0 --
مجید علیپور 1399/12/12 - 11:28
از آنجا که ما معلمان خیلی با اظهار نظر صریح همدلی و موافقتی نداریم؛ بنده رو بابت چنان ادبیاتی ببخشایید.
جناب پورسلیمان می توانستند آن اظهار نظر بنده رو در خصوصی برای شما بفرستند و چنین عمومی نکنند خصوصا آنکه بین نحوه دستیابی به مطالب در تلگرام با صفحات وب تفاوت های جدی وجود دارد.
الان هم حدس زدم که احتمالا از این روش استفاده کرده اند و برای رساندن نظر، آن را زیر مطلب شما به عنوان کامنت گذاشته اند.
پاسخ + +2 -1 --
مجید علیپور 1399/12/12 - 11:35
موضوع یادداشت شما درباره چرایی حضور روحانیون در کسوت معلم آموزش و پرورش بوده ولی به حدی به حواشی بی ربط پرداختید که عملا خواننده را گیج و منگ می سازید. روحانیون نیز مثل همه اقشار (روزنامه نگار، ورزشکار، هنرمند، صنعتگر و ...) می توانند و حق دارند تا در مناصب آموزشی قرار بگیرند. بحث و مخالفتی اگر هست در سهم خواهی و ویژه خواری آنان است. اینکه ادعا می شود سهمیه 25هزارنفری برای آنها در نظر گرفته شده (با سرچ کردن نتوانستم منبع این ادعا را پیدا کنم) و یا تاسیس مرکز اختصاصی برای آموزش آنها (مبلغ-معلم) نشان ویژه خواری هایی است که باید با آن مخالفت کرد . اگرنه چطور می شود مدافع حق استخدام و بر سرکلاس رفتن «نیروهای خدماتی که ادامه تحصیل داده اند» بود اما مخالف جذب روحانی ای که بناست مثل سایرین در آزمون استخدامی (ماده 28) شرکت کند شد؟!
یا شما از نحوه به کارگیری همان نیروهای خدماتی (راننده، آشپزی، نظافت چی و...) در ادارات و سپس شیوه های ادامه تحصیل و جذب آنها بی اطلاعید و یا همه فرض ها را برای مخالفت با اصل موضوع فهرست کرده اید.
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 13:29
سلام
همه مشاغلی که نام بردید شاید از معلمی و یا پس از معلمی خبرنگار و ورزشکار و ....... شده اند، اما
لزوما معلم نشده اند. شما یا متوجه نیستید و یا نمی خواهید متوجه شوید، در متن اشاره کردم روحانیون و طلاب به عنوان نماد و سمبل حکومت وارد مدارس می شوند، لابد نتیجه آن را هم می دانید؟
جناب برعکس شما که معتقدید کشکول بی در و پیکر، بنده در هر نوشتارم تابع نظم و قاعده هستم و اصول نوشتار یعنی ورود، اوج و جمع بندی را نیک می شناسم.‌ لطف نمایید برخی مسایل را هم خودتان استنباط کنید، چون به دلیل حساسیت موضوع بیش از این شفاف نمی توانستم بنویسم........
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 13:30
در مورد نیروهای خدماتی ، اولا عرض نکردم بیایند کلاس درس ، می توانید این یادداشت را مطالعه نمایید تا با نظرم آشنا شوید :
"نیروهای خدماتی و واقعیت هایی در مورد طرح رتبه بندی و حقوق فرهنگیان"
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 13:38
عرض کردم استخدام نیروهای خدماتی و حق التدریس و.....
اما بگذارید صریح عرض کنم اگر در این جامعه برای افراد جهت نیل به تحرک عمودی ، امکان ادامه تحصیل تا حد توان فراهم می شود، تکلیف بوجود آورندگان چنین حقوقی، تبدیل مدرک آنان است.
آنچنان راننده و نظافت چی می گویید انگار عصر ساسانی است و تحصیل امری طبقاتی است. اگر شما به موقع چنین حقی داشته اید ایشان به دلیل فقر و بیسوادی خانواده ، بعد سی سالگی صاحب چنین امتیازی شده است . او هم لیسانس و فوق لیسانس است من و شما هم.‌ شما با سابقه ایشان چه کار دارید. مهم وضعیت آموزشی امروز اوست. پزشک گوش و حلق من ابتدا معلم بود، بنده به ایشان مراچعه نکنم که بعد ۴۰ سالگی پزشک شده اند و یا کم سوادند.
این همه خودستایی از بهر چیست؟
حقی ایجاد شده است و دولت به دلیل کم بودن تعداد نیروهای خدماتی از تبدیل مدرک آنان اِبا دارد. مگر تا دیروز معلمانی با مدارک بالاتر طالب تبدیل مدرک نبوده اند؟.....
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 13:44
بر اساس کدام استناد می توان معلومات و سطح سواد یک معلم را ارزیابی کرد؟
کدام باسواد و کدام کم سواد است؟
حال طلاب قرار است جایگزین استخدام جوانانی باشد که یا به معلمی علاقمندند و یا شغل ناچاری آنهاست.
آنچنان از برخی چیزها دفاع می کنید و یا به برخی چیزها می تازید که گویی الگوی برتر آموزشی جهان ایران است.
یا صدای معلم را نمی خوانید و یا گزیده می خوانید. تصور می کنم اگر
چند یادداشت از بنده بخوانید بیشتر با افکارم آشنا می شوید. و گر نه دیگر همکاران هم چون شما می اندیشیدند.
در ضمن اگر معلم هستید کامنت اینجا آنجا ندارد ما همیشه باید دست به عصا باشیم چون شغلی حساس داریم. تشکر
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 13:58
فقط کسانی حق دارند معلم شوند که برای این منظور تربیت شده اند.
شما حق دارید جامعه ای که ۱۸ نوع مدرسه دارد و بیش از ده نوع نام معلم
را با خود یدک می کشد، حق دارید معتقد باشید که چه اشکالی دارد اگر طلاب هم معلم شوند؟
اما این سایت و نویسندگان آن که البته بنده ادعایی ندارم، همگی تلاش
می کنیم تا از حیثیت ، هویت و قداست معلم واقعی دفاع کنیم.
اخیرا یادداشت دانش سراها را نوشتم، مطالعه کردید؟
هدف ما این است که ثابت کنیم که همه نمی توانند معلم شوند. خود شما همان طور که مخالف حضور نیروهای خدماتی تحصیل کرده‌ در کلاس درس هستید، ما هم از سهل الوصول بودن کلاس درس شاکی هستیم.
ما می خواهیم معلمانی حرفه ای در کلاس فرزندان مان حضور داشته باشند. کسانی که برای این منظور تحصیل کرده و استخدام شده اند.
هدف ما تعیین تعریف و حدود و ثغور مشخص برای شغل معلم هست تا جایگاه ارزشی خود را در جامعه حفظ کند.
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/12 - 14:19
به صِرف شرکت در آزمون هیچ کس حق ندارد معلم شود. اشاره بنده به شرایط آموزش ۱۰ سال بعد، برای دادن
هشدار جهت تغییر رویه برنامه ریزان
نظام آموزشی از همین امروز است.
سختی یا آسانی آزمون اصلا مدنظر نیست، برای معلم شدن باید قابلیت هایی کسب کرد که مهارت تدریس، فن معلمی، آشنایی با اصول اولیه روانشناسی و...... از جمله آنهاست.
دیوار معلمی در این جامعه باید آنقدر بلند باشد که هر کس هوس بالا رفتن از آن را نداشته باشد.
هر قشری محترم و ارجمند است اما در جایگاه خود.
پاسخ + +4 0 --
امامی 1399/12/12 - 14:09
جهت مطالعه حضرتعالی تقدیم
می شود:
از دانش سراهای مقدماتی و عالی تا مراکز تربیت معلم و دانشگاه
فرهنگیان ؟! ( بخش ۱ ) و
( بخش پایانی).
یادداشت دیگر:
وزیر محترم آموزش و پرورش لطفا ابتدا " معلم " را تعریف نمائید !
پاسخ + +2 0 --
مجید علیپور 1399/12/16 - 06:04
ممنونم بابت توضیح
مطمئنا روشي بهتر از گفتگو و هم انديشی به فهم موضوع و نزديک کردن بينش کمک نخواهد کرد.
نيازی هم به اينکه بنده شما را قانع کنم و يا به عکس وجود ندارد. همينکه بدانيم مخالفت با يکديگر الزاما به معنای دشمنی نیست خودش قدم بزرگی است.
درباره موضوع يادداشت شما با هم اختلاف نظر داریم. شما معتقدید که روزنامه نگار و هنرمند و ورزشکار و ... اول معلم شده اند (و ظاهرا منظورتان پذيرش شغل معلمی است) و سپس به فعاليت در چنان حوزه هایی علاقمند شده اند.
بنده منظورم اين نبود بلکه گفتم کسی که از ابتدا فعاليت تخصصی در حوزه های هنر، ورزش و ... را پیش گرفته این حق را دارد که برای معلمی اقدام و طبعا راهش را مسدود نبیند. طبعا برای طلاب هم اين حق محفوظ است. اما چرا برای اين دسته حق ويژه طلب می کنند، برايشان سهمیه در نظر می گيرند، در مرکز ويژه برايشان امکانات تحصِل مهیا می کنند و ... حتما بايد با این ويژه خواری و سهم خواهی مخالفت و مقابله کرد
پاسخ + +2 0 --
مجید علیپور 1399/12/16 - 06:09
می فرمایید با یک آزمون نمی شود معلم شد. با این استدلال بایستی آزمون استخدامی را تعطیل کنیم و همانند جماعتی که با آنها مخالفت می کنید صرفا از مسير جذب معلمان از دانشگاه فرهنگیان دفاع کنیم که به گمانم شما بهتر از من از کیفیت آموزش، سطح قریب به اتفاق مدرسان (مسمی به استاد!)، فضا و ... آن مطلعید.
اشاره بنده به نيروهای خدماتی که از جذب و ارتقای آنها دفاع کرده اید هم به نحوه جذب آنها از همان ابتداست. درباره همان عده ای که می شناسید (به هر تعداد) جستجوی مختصری بفرماييد و ببينيد از همان ابتدای جذب به عنوان راننده و نظافتچی و ... با اهرم آشنا و پارتی و ... جذب شئه بودند يا خير؟ اوضاع را به مراتب فاجعه بارتر از آنی که تصور مي فرمایید خواهيد یافت.
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/16 - 10:23
سلام همکار ارجمند
صدالبته هدف گفت و گوست. و صد البته میدان برای طرح نظر شخصی و
برداشت از موضوع نیز مسلم ترین
حق فردی است.
بنده نه تحمیل نظر از سوی هیچ کس را
می پسندم و نه خود چنین می کنم.
بنده موافق تربیت دبیر فقط توسط دانشگاه سراسری هستم.
دوره تدریس فرق نمی کند. معلمانی که
از این کانال وارد آموزش و پرورش
می شدند شایسته تر بودند.
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/16 - 10:26
دقت کنید عرض کردم فقط با شرکت در یک آزمون نمی توان معلم شد. حداقل یک دوره یک ساله برای تربیت و آموزش قبول شدگان لازم هست.
مشکل فقط این نیست، مرجع رسمی
شایسته برای کار نه مراکز تربیت معلم امروزی هستند نه دانشگاه فرهنگیان و نه آموزش ضمن خدمت.
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/16 - 10:36
شما طلاب را به عنوان یک فرد که
می تواند معلم شود در نظر می گیرید،
اما من جایگاه و لباس رسمی و اصلی
که برای آن تربیت شده اند مد نظرم
هست.
مدرسه و آموزش ، محل و مسند دین و مذهب و ایدئولوژی نیستند حال برای تبلیغات باشد یا تلقینات و القائات.
مدرسه فقط به معلمی اختصاص دارد
که برای اهداف نظام آموزشی تربیت
شده است یعنی اهل فن.
از سویی تدریس طلاب برای برخی از دروس علوم انسانی (۸ رشته) نیز درد
غیرقابل تحمل است.
شما منتظر واکنش اولیا باشید. اگر
عکس العملی نبود به بی تفاوتی مردم
بیشتر ایمان خواهم آورد.
آریستوکراسی یعنی هر فرد نسبت به توانایی های خود در جایگاهی که
شایستگی آن را دارد قرار بگیرد.
من فقط ترجیح می دهم جایگاه ارزشی
معلم سست و بلااراده نباشد.
در مورد نیروهای خدماتی نیز معتقدم می بایست فرصت تحصیل داده
نمی شد و حال که داده شده با تبدیل مدرک در امور دفتری و اداری ، باید آنان هم جذب شوند و با تحرک عمودی
خود را از فلاکت رهایی دهند. مثل تمامی انسانها.
تشکر برای همراهی تان.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/12 - 20:16
در فضا اولین هتل توسط آمریکا ساخته شده و افراد می توانند به این هتل با ظرفیت ۴۰۰ نفر در سال ۲۰۲۷ ، سفر کنند.
و مشکل ما در سنخیت با روش سنتی
آموزش، حضور روحانیون در مدارس
است. همه جلو می روند و ما......
پاسخ + +6 0 --
رئیسی 1399/12/13 - 00:40
مهم اینجاست که این نیروهای تربیت نشده برای امرمهم تعلیم وتربیت چه آسیبهایی میتونن به دانش آموزان وخانواده ها ودر ابعاد وسیعتربه جامعه بزنند،دردبیرستان فرزندم مدیر متخلف اقوامش روبدون مدرک وسابقه وگزینش توکارهای حساس دبیرستان مشغول به کارکرده بودافرادی که مشکل داشتند وروحیه دیکتاتوری داشتن،پولهای زیادی که به جیب زدند بدون نظارت، تخلف که محرز شد آموزش وپرورش همکاری نمیکرد بنده باکمک نهادهای نظارتی بالاتر والبته وزارتخانه موفق به برکناری واخراج این افراد خلافکارشدم که اسم فرهنگیان روهم باکارهای غیرفرهنگی ودور از شان نام معلمی خراب میکنند،به امیدروزی که محیط مدارس پراز عدالت شادی وانسانیت باشد
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/13 - 08:41
سلام و سپاس.
پاسخ + +3 0 --
معلم 1399/12/13 - 07:10
جناب علیپور
نویسنده قبل از توضیح ۱۸ مورد،
نوشته اند
آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان با استخدام 25 هزار طلاب زن و مرد در آموزش و پرورش، با یک تیر چندین نشانه را هدف خود قرار خواهند داد، اما به طور ضمنی به مواردی از ناتوانی خود نیز معترف خواهند شد .

پس طبیعی است که مسایل مطروحه
زیاد و در ظاهر ربطی به یکدیگر نداشته باشند اما اگر هر یک را دقیق تر
بخوانید، متوجه منظور نویسنده
می شوید.
همه مسایل به یکدیگر و همه آنها به
آموزش و پرورش مرتبط است.
بجای تجهیز دانش نظامی، بهتر نیست
دانش معلمان را به روز رسانی کنیم
و یا بجای جذب طلاب بهتر نیست تکلیف نیروهای فعلی سرگردان را مشخص سازیم یا موضوع بیکاری جوانان را و مابقی مطالب!
این همه موضوع بی ربط از نظر شما
همان اعترافات ضمنی وزیر و دانشگاه فرهنگیان است که مدعی
ناکرده هاست. با یک تیر ببینید چند نشانه خواهند زد؟
پاسخ + +2 0 --
امامی 1399/12/13 - 08:52
سلام
طبیعی است که موارد گفته شده باید
متفاوت باشد. سعی کردم آنچه که
با ورود طلاب به مدارس اثر می پذیرند
را مطرح سازم، از سویی با پرداختن به آینده آموزش در جهان، موقعیت خودمان را برجسته سازم که با چنین سازوکاری در آینده بیشتر ناتوان خواهیم بود.
بانک را مثال زدم چون حضور آنان
بر کسی اثر نمی گذارد، جنگ را اشاره کردم چون هزینه های نظامی بیشتر از آموزشی است و......
ممنونم همکار محترم.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1399/12/13 - 12:16
24.09.2020

انجمن‌های علوم اجتماعی و تاریخی و انجمن زبان و ادبیات فارسی در اعتراض به استخدام طلاب به عنوان دبیر تاریخ و علوم اجتماعی بیانیه صادر کرده‌اند. در هر دو بیانیه به اقدام آموزش و پرورش نسبت به استخدام طلاب اعتراض شده است.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/13 - 12:16
حجت الاسلام نبوی، معاون فرهنگی تبلیغی حوزه‌های علمیه در تیرماه ۹۸ اعلام کرد: «در سال‌های قبل طلاب فقط در سه رشته می‌توانستند شرکت کنند، ولی امسال با پیگیری‌های "ستاد همکاری ها و مرکز تربیت مبلغ معلم" در هشت رشته علوم انسانی ازجمله "دبیری عربی، مربی امور تربیتی، دبیری معارف اسلامی، آموزگاری ابتدایی، دبیری ادبیات فارسی، دبیری علوم اجتماعی، دبیری تاریخ و دبیری فلسفه می‌توانند در آزمون استخدامی شرکت کرده و در صورت پذیرش در همان رشته‌ای که قبول شده‌اند، به استخدام آموزش و پرورش در آیند.»
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/13 - 18:29
چرا نمی فهمیم که فقط با شرکت
در یک آزمون ، نمی توان معلم شد.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/13 - 12:18
انجمن‌های علوم اجتماعی و تاریخی درباره "تعمیق تعارضات میان حوزه و دانشگاه" هشدار داده و نوشته‌اند "قرار گرفتن دانش آموختگان حوزوی در جایگاهی که دانش تخصصی آن را ندارند، از اعتبار اخلاقی و اجتماعی آنها می‌کاهد و به تعارضات غیراصولی بین نظام حوزوی و دانشگاهی دامن می‌زند که به هیچ عنوان به نفع این دو نهاد مهم علمی و آموزشی جامعه ایران نیست."
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/13 - 12:19
دویچه وله فارسی
افزایش اعتراض‌‌ها به استخدام طلاب به عنوان دبیر تاریخ و علوم‌ اجتماعی
24.09.2020
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/14 - 13:15
به گزارش مشرق، عبدالله گنجی، فعال رسانه‌ای در توییتر نوشت: امروز دانشگاه آمریکایی بغداد با حضور نخست‌وزیر عراق افتتاح شد. رئیس این دانشگاه آمریکایی است و گفته این دانشگاه اینقدر بزرگ است که من احساس میکنم شهردار یک شهرم. رشته علوم سیاسی و مدیریت جزو رشته های اولیه است. به برکت کاظمی آمریکا شکست سخت را پاسخ نرم، راهبردی و بلند مدت می دهند.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/15 - 07:11
خبرگزاری تسنیم. 9 خرداد 96
هزینه گزاف اعراب در افغانستان؛ «فاجعه‌ای» به نام «مدارس دینی» در سایه سکوت دولت

فعالیت هزاران مدرسه دینی با هزینه گزاف اعراب در افغانستان آن هم در سایه سکوت محض دولت افغانستان، به نگرانی جدی این روزهای مردم قلب آسیا تبدیل شده است.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، افزایش حضور و فعالیت گسترده حکام آل‌سعود و امیرنشینان حاشیه خلیج‌فارس در صحنه سیاسی، اقتصادی، آموزشی و نظامی افغانستان به نگرانی جدی برای مردم این کشور تبدیل شده است.
اکنون با حمایت اعراب هزاران مدرسه دینی در سراسر افغانستان تأسیس شده است. بودجه‌های هنگفتی برای فعالیت و تقویت این مدارس سرازیر و علما و روحانیون فراوانی با حمایت اعراب وارد این کشور شدند تا به آموزش دانشجویان بپردازند. این دگرگونی در نقش و فعالیت مدارس دینی در عمق تحولات افغانستان، نقش مهمی را بازی کرد. هزاران جوان با تفکر خاص براساس میل حامیان این مدارس، پرورش یافتند زیرا باور براین بود که اسلام در «خطر» است.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1399/12/15 - 07:17
بی بی سی . 28 شهریور 96.

'دانش آموزان کشورهای مذهبی‌تر در ریاضیات و علوم ضعیف‌ترند ...
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/15 - 07:22
منبع برای مطالعه :

در مدارس نقاط مختلف جهان به دانش آموزان چه
آموزش هایی داده می شود؟

روزیاتو .حسین علی پناهی جمعه، ۲۰ مهر 97
پاسخ + +3 0 --
آتی نگر 1399/12/15 - 08:24
اصولا کانالیزه کردن ذهن و گرفتن اختیار و آزادی انسان تحت هر عنوان ِ افراطی که باشد. ناپسند است ... چه فرقی می کند این هم نوعی تربیت جاهلانه و مقدس مابانه است یا به عبارت دیگر تربیت نسلی تک بعدی که چیزی شبیه " داعشی" و " طالبانی" البته آاز نوع ِ ایرانی اش از خروجی آن در خواهد آمد !
پاسخ + +4 0 --
ناشناس 1399/12/15 - 09:53
مذهب در سیستم آموزشی والدورف

وابستگی به هیچ مذهبی در این مدارس دیده نمی شود . در ابتدای دوران دبستان خانواده تصمیم می گیرد که فرزندش در کدام کلاس دینی شرکت کند ولی در ابتدای دوران متوسطه نوجوان خودش تصمیم
می گیرد.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/26 - 14:43
مرتضی مطهری

از نظر فلسفه اجتماعی نه‌تنها اعتقاد به خدا پذیرش حکومت مطلقه افراد نیست و حاکم در مقابل مردم مسوولیت دارد، بلکه از نظر این فلسفه، تنها اعتقاد به خداست که حاکم را در مقابل اجتماع مسوول می‌سازد و افراد را ذی‌حق می‌کند و استیفای حقوق را یک وظیفه لازم شرعی معرفی می‌کند... در نوشته‌های خود تصریح کرده‌ام که... هر مقام غیر معصومی که در وضع غیرقابل ا نتقاد قرار گیرد هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1399/12/26 - 14:45
مرتضی مطهری

روحانیت نه باید به طور مجموعه و دستگاه روحانیت وابسته به دولت شود و نه افرادی از روحانیون بیایند پست‌های دولتی را به جای دیگران اشغال کنند، بلکه روحانیت باید همان پست خودش را که ارشاد و هدایت و نظارت و مبارزه با انحرافات حکومت‌ها و دولت‌ها است حفظ کند.
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1399/12/27 - 19:36
جمله از حضرت امام خمینی است نه شهید مطهری.
پاسخ + +1 0 --
حسنی 1399/12/29 - 07:03
با توجه به نظرسنجی سایت صدای معلم، بیش از ۵۰ درصد پاسخ دهندگان
مخالف حضور طلاب در مدارس هستند.یعنی ۵۵/۸ درصد.
۱۵ درصد نیز نقش آنان را در مدارس کم و یا بی تاثیر دانسته اند. یعنی مجموعا ۷۰/۸ درصد مخالف.
پس لطفا با جسارت و شهامت خود
ذیل این یادداشت ارزنده را با قید نام و اعلام مخالفت خود به نوعی هشتگی
راه بیندازیم که فردا بسیار دیر خواهد
بود.
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1400/01/02 - 01:04
طلاب هرجا وارد شوند با حرفهایشان موجب اختلاف و زیرآب زدن شده اند. خدا رحم کنه به مدارس
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1400/01/07 - 15:09
کسی که بر جوانان تسلط داشته باشد، آینده را به دست می آورد. “ آدولف هیتلر”
پاسخ + 0 0 --
امامی 1400/01/22 - 08:31
دنیای اقتصاد
پیشنهاد محرمانه برای تغییر در کتاب درسی مدارس
این روزها در فضای مجازی نامه‌ای دست به دست می‌شود که معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش به رئیس مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی این وزارتخانه نوشته و در آن از عدم امکان موارد اصلاحی کتاب‌های درسی خبر داده است.
وی در این نامه علت عدم امکان انتشار را محرمانه ‌بودن پیشنهادهای ارسالی از حوزه علمیه درخصوص نقد محتوائی کتاب‌های درسی اعلام کرده است!
اگر این نامه جعلی نباشد، باید از آقای وزیر آموزش و پرورش خواسته شود در این معاونت به صورت جدی تجدیدنظر نماید و با شفافیت کامل به اطلاع عموم برساند که اگر حوزه علمیه به محتوای کتاب‌های درسی نقدی داشته باشد به هیچ وجه محرمانه نخواهد بود و اگر کسی چنین تصوری از دین دارد باید در افکار خودش تجدیدنظر کند.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در شرايط كنوني حضور طلاب و روحانيون حوزه‌هاي علميه در مدارس چه مزيت‌هايي دارد؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور