صدای معلم

" درک جایگاه خیل وسیع معلمان بادر نظر گرفتن موارد فوق و حساسیت به اینکه نهادی موازی با دولت در آموزش و پرورش دخالت موثر داشته باشد مهم ترین عامل مسکوت ماندن طرح سازمان نظام معلمی است .وجود هسته های سخت سنتی که در قالب تشکل ها و تفکرات متفاوت و گاه با چهره ای تحول خواه حضور دارند مهم ترین مانع برای سیاست ورزی تحول خواه می باشد . بخش زیادی از معلمان منفعلانه با مقوله سیاست ورزی برای تحول خواهی برخورد می کنند و تشکل های معلمان نیز از حصار سخت تصورهای خود خارج نمی شوند "

سیاست ورزی و تحول خواهی در آموزش و پرورش

سیدهادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران

حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

آموزش و پرورش نهادی گسترده و وسیع  و در نوع خود بی نظیر است که از قلب پایتخت تا دورترین نقاط کشور مشغول به فعالیت می باشد.

در این  " ابر وزارتخانه "  سخن گفتن از سیاست ورزی  سهل ممتنع است چون از یک سو تمام تارو پود این نهاد و تمام تصمیم گیری های آن آغشته  به سیاست است ولی از سوی دیگر روال ظاهری  و عرف آن اینست که همه اجزای این وزراتخانه خود را غیر سیاسی نشان دهند . همواره افرادی سیاسی براین وزارتخانه مدیریت کرده اند و تصمیم های سیاسی گرفته اند ولی کوشیده اند خود را پاک و منزه از سیاست نشان دهند. گفتمان غالب در آموزش و پرورش  تاکید بر غیرسیاسی بودن است . بسیاری از معلمان نیز سیاستمداران را موجب بسیاری از مشکلات خود می دانند.

هر جریان و گروهی به شکلی معضلات آموزش و پرورش را توصیف می نماید .عمده معلمان ، مشکلات معیشتی  را به عنوان مهم ترین معضل آموزش و پرورش  می دانند. متخصصان علوم تربیتی  به معضلات کتاب ها و برنامه ها آموزشی و تربیتی اشاره می کنتد. معلمان سیاسی  و تکنوکرات بر نقش مدیران و مشکلات مدیران تاکید می کنند . ازاین رو هر جریان و گروهی از ظن خود یار آموزش و پرورش می شود و برای مشکلاتش راهکارهای متفاوت  ارائه می دهد. این نگاه های متفاوت گرانیگاهی نیاز دارد که همه دردهای آموزش و پرورش را جمع کند و با توجه به  شرایط سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اجتماعی کشور و در تعامل با متخصصان ،کنشگران و مدیران و با فهم آنچه در عرصه سیاست می گذارد،  همه مشکلات را به هم متصل نماید و به سوی تحول  مثبت رهنمون نماید. این گرانیگاه نقطه ای است که باید خواست های های معلمان را با اراده  حکومت  پیوند زند و واسطه ای برای دردهای معلمان ، مدارس و آموزش و پرورش  باشد .

با جمع بندی مشکلات و تبدیل مشکل به مسئله  ، راهکار ارائه دهد و بتواند برای تحقق راهکارها پشتوانه معلمان را بسیج نماید . این گرانیگاه سیاست است که توان جمع زدن بین عرصه های تخصصی آموزش و پرورش ، معضلات و دردهای موجود و کنشگران  و حوزه های عمومی و سیاسی  را برخوردار است .

 سیاست ورزی برای تحول خواهی در اصل 43 قانون اساسی مورد  تاکید قرار گرفته است .بر اساس اصل فوق تنظیم شکل و برنامه و محتوای برنامهکاری  باید به ترتیبی باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‏، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در راهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد.

 سیاست ورزی در آموزش و پرورش به معنای  تلاش برای تحول مثبت در این دستگاه با شرکت فعال و همه جانیه کنشگران این عرصه براساس مهارت و خلاقیت است . این سیاست ورزی  بر مبنای تعریفی  است که که برخی از اندیشمندان معاصر از سیاست ارئه داده اند که هر رابطه اجتماعی را یک رابطه قدرت و یک نوع فعالیت سیاسی می دانند و بنابراین نه تنها نهاد های رسمی سیاسی  که  هر نوع فعالیت برای تاثیرگذاری در جامعه را  در برمی گیرد . (عبدالرحمان عالم ، بنیادهای علم سیاست ،تهران ، نشر نی ،1388،چ 20 ، ص149)  این تعریف سیاست ورزی حتی  شامل افرادی که خود را غیرسیاسی معرفی می کنند نیز می شود.

اسناد بالادستی در آموزش و پرورش که در برپایی نظامی مطلوب تربیتی خویش می باشند یک  نظم سیاسی را تشکیل می دهند که سعی دارد شبکه ای  از قدرت و دانش مطلوب خویش را ارئه دهد . مقاومت تربیت شوندگان در برابر مطلوب های اسناد فوق  نیز یک رفتار سیاسی است .

  تلاش تشکل های فرهنگیان برای تصرف پست های اداری رفتار سیاسی است و فعالیت تشکل های صنفی برای  تئوریزه کردن مشکلات معیشتی و صنفی و ایجاد موج از طریق اعتصاب نیز رفتار سیاسی محسوب می گردد .

رفتار قاطبه معلمان  که تلاش دارند نارضایتی خود را به شکل های متفاوت نشان دهند نیز تلاشی برای تاثیرگذار ی و یک رفتار سیاسی محسوب می گردد.

جریان های مالی قدرتمندی که درقالب موسسات  کنکور و کمک آموزشی و  مدارس غیردولتی  نبض اقتصاد آموزش وپرورش را در اختیار گرفته اند و آموزش و پرورش  را تبدیل به یک بازار نموده اند  رفتاری سیاسی می باشد.

رفتار بخش اداری و حرفه ای وزارت آموزش و پرورش  که تلاش دارد تا از طریق راهکارها و دستورالعمل هایی  مانند مدرسه محوری و ساماندهی مدیریت مدارس و مانند این ها به  ارتقای حرفه ای شدن آموزش و پرورش کمک نماید رفتاری سیاسی برای تاثیرگذاری بر یک نهاد حرفه ای می باشد  . رفتار برخی معلمان برای حضور در انتخابات و استفاده از پیروزی در انتخابات برای تصدی پست های آموزش و پرورش رفتاری سیاسی است  .

برخی رفتارهای سیاسی حوزه آموزش و پرورش جنبه ی اقتصادی و منفعت طلبانه دارد ولی برخی دیگر با تحول خواهی در آموزش و پرورش ابراز می شوند .

جریان های سیاسی در آموزش و پرورش که در قالب تشکل های سیاسی معلمان اعم از اصلاح طلب یا اصول گرا و شاخه های فرهنگیان  فعالیت می کنند مدعی تحول در آموزش و پرورش هستند رویکرد تحول خواهانه دارند ولی در مرحله عمل عمده تلاش آن ها جهت کسب پست و مقام برای اعضایشان می شود و رویکری کاملا پست محور به تحولات آموزش و پرورش دارند . تشکل های سیاسی فوق در بیشتر موارد دیدگاه خاص و متفاوتی را در مورد مسائل اساسی آموزش و پرورش بیان نمی نمایند و برنامه ای ارائه  نمی دهند . نباید منکر تلاش  تشکل ها شد ولی نقدی که امروز بیشتر بر عملکرد آن ها می شود دراین جا مورد توجه قرار گرفته است . مدیران تشکل ها نیز در دروان تصدی خود رفتار متفاوتی که نشان دهنده نگاه خاص یک تشکل به آموزش و پرورش باشد بروز نمی دهند .

تفاوت عمده گفتمان های اصلاح طلب و اصول گرا و اعتدال گرا در آموزش و پرورش در مورد افرادی است که در مدیریت به کار می گیرند . رویکرد اصلاح گرایانه تشکل های اصلاح طلب که در ابتدای دولت یازدهم خوش می درخشید با محدود کردن خود به پست و مقام موجب  کاهش و تخریب سرمایه اجتماعی آن ها شد. در بین تشکل های اصولگرای فرهنگیان نیز به جز حضور در جلسات مقامات عالی رتبه و تلاش برای فعالیت در چارچوب جبهه اصولگرایان فعالتی مشاهده نمی شود . سیاست فقط دور یک میز نشستن و گفت و گو کردن برای تفاهم نیست. وقتی اختلاف نظرهای اساسی وجود نداشته باشد توافق های بزرگ به وجود نمی آید .

رویکرد دیگر رویکرد انتقادی به آموزش و پرورش است که در برخی سایت ها و فعالان مستقل مشاهده می شود  که می کوشد نگاه تخصصی به آموزش و پرورش داشته باشد هرچند فقدان حوزه عمومی و سوء تفاهم ها مانع از شکل گیری جریان وسیع منتقدان مستقل  می شود و این جریان آن چنان پراکنده است که توان تاثیرگذاری ندارد .

رویکرد تحول خواهانه دیگری نیز که در عرصه آموزش و پرورش مشاهده می شود رویکرد فعالان صنفی است که بیشتر به دنبال معیشت محوری و اعتراض به شرایط موجود برای تغیر شرایط اقتصادی و معیشتی  می باشند . هرچند این افراد خود را غیر سیاسی می دانند ولی در حال حاضر و در جامعه ای با ویژگی های ایرانی نیز حوزه ای غیر سیاسی نداریم . این رویکرد در بسیاری از موارد دچار چالش با نهادهای خاص می شوند و عده ای از اعضای آن طعم زندان و تبعید و مانند این ها را چشیده اند و این تشکل ها به دلیل بالا بودن هزینه های فعالیت شان محدود شده اند ولی درمواردی که فضای بازی وجود دارد بیانیه اعتصاب آن ها مورد توجه خیل وسیعی از معلمان قرار می گیرد .

حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

رویکرد تحول خواهانه دیگر رویکرد قاطبه معلمان است که در برخی بزنگاه های مهم سیاسی نقش آفرینی کرده اند و به دلیل وضعیت معیشت خود معترضند ولی یا از وجود تشکل های اصلاح طلب و اصولگرای معلمان بی خبرند یابه آنان بی میل می باشند و یا از هر نوع فعایت سیاسی رویگردانند ولی با روند اعتصاب ها همراهی دارند . این قشر وسیع از توان تاثیرگذااری بالا در عرصه سیاسی برخوردارند و کمتر مطالعه عمیقی در مورد تاثیرگذری آن ها دربزنگاه های مهم  مانند انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و روی کار آمدن دولت های مختلف صورت گرفته است .

درحال حاضر بی وفایی دولت ها در مورد عمل به وعده هایشان موجب دلسردی آن ها شده است . 

چهار رویکرد متفاوت فوق  به تحول خواهی در عرصه آموزش و پرورش را می توان به ترتیب زیر خلاصه نمود:

 حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

 هرچهار رویکرد فوق با معضل روبه رو هستند.

در رویکرد سیاسی سرمایه اجتماعی آسیب دیده است و پست محوری مانع از شکل گیری تشکل های تاثیرگذار شده است . سیاست ورزی تحول خواهانه باید برنامه مدون برای حرفه ای شدن مدیریت در آموزش و پرورش برای جلوگیری از دخالت نهادهای دیگر در نصب و عزل ها داشته باشد و از حق حرفه ای بودن معلمی دفاع نماید .

رویکرد انتقادی به دلیل پراکندگی و اختلاف نظرها  توان تاثیرگذاری ندارد .

در رویکرد صنفی به دلیل بالا بودن  هزینه فعالیت با محدودیت شدید روبه رو است  و قاطبه معلمان به دلیل پرهیز از متشکل شدن و فعالیت های پیگیر دستاورد ثابتی ندارند .در بسیاری از موارد هر چهار رویکرد فوق نگاه جامعی به آموزش و پرورش ندارند و یا درک درستی از جایگاه آموزش و پرورش در عرصه سیاسی ارائه نمی دهند . برنامه های شفاف و منسجمی برای تحول در آموزش و پرورش کمتر مشاهده می شود و تلاش کمی برای حل مهم ترین موضوعات آموزش و پرورش از جمله آسیب دیدن جایگاه حرفه ای آموزش و پرورش دیده می شود . تشکل ها گرفتار باند بازی و حامی پروری هستند و قاطبه معلمان نیز از متشکل شدن هراس دارند یا پرهیز می نمایند . منافع باندی یا گروهی بر منافع آموزش و پرورش و منافع ملی ترجیح داده می شود و با یک فضای عمومی نقد و گفت و گو در عرصه آموزش و پرورش روبه رو نیستیم .

با نقد چهاررویکرد فوق ، ویژگی های الگوی سیاست ورزی تحول خواهانه در آموزش  پرورش  به شرح زیر قابل ترسیم است:  

1- جامع نگری به آموزش و پرورش :

آموزش و پرورش هم یک فرایند است که بخشی از آن در چارچوب مدرسه صورت می گیرد و هم یک دستگاه بوروکراتیک وسیع به نام وزارت آموزش و پرورش وجود دارد که به اداره این فرآیند تا سطح استان ها و مناطق مشغول است .محتوای آموزشی  نیز ضلع سوم این مثلث است . سیاست ورزی برای تحول خواهی بدون توجه به هر سه ضلع  و داشتن  دیدگاه  و برنامه مشخص و منسجم در مورد آن ها بی معنا است .

حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

2-  فهم جایگاه آموزش و پرورش در عرصه سیاست در ایران :

از ابتدای تاسیس دولت کنونی بحث  تشکیل سازمان نظام معلمی به صورت مستمر پیگیری شده است و منجر به تهیه طرحی شد که فعلا مسکوت باقی مانده است . پاسخ به چرایی مسکوت گذاشتن این طرح به فهم جایگاه آموزش و پرورش در سپهر سیاسی ایران کمک می کند . فرایند آموزش و پرورش یک نهاد تولید و بازتولید قدرت محسوب می گردد همه دولت ها می کوشند اختیار آن را در دست داشته باشند تا بتوانند شهروندان مطلوب  خود را از طریق آموزش و پرورش تربیت نمایند.

از سوی دیگر بوروکراسی آموزش و پرورش بخشی مهم و تاثیرگذار از دولت است که عمده هزینه آن از طرف دولت پرداخت می شود و بزرگترین دستگاه دولتی می باشد. به صورت طبیعی حاکمیت و دولت با توجه به عوامل فوق  و مسائل ایدئولوژیک نگاه خاصی به آموزش و پرورش دارد .موقعیت کشور در شرایط بین اللملی فعلی  و مسائل مربوط به امنیت ملی هم بر این حساسیت می افزاید.

درک جایگاه خیل وسیع معلمان بادر نظر گرفتن موارد فوق  و حساسیت به اینکه نهادی موازی با دولت در آموزش و پرورش دخالت موثر داشته باشد مهم ترین عامل مسکوت ماندن طرح سازمان نظام معلمی است .سیاست ورزی تحول خواه در آموزش و پرورش نمی تواند بدون درک جایگاه آموزش و پرورش در عرصه سیاست گام موثری بردارد. درک جایگاه آموزش و پرورش در عرصه سیاست موجب اتخاذ راهکارهای خلاقانه ای می شود که هزینه فعالیت سیاسی را کاهش دهد و زمینه عمومی تر شدن سیاست ورزی را فراهم آورد .  سیاست ورزی در آموزش و پرورش به معنای  تلاش برای تحول مثبت در این دستگاه با شرکت فعال و همه جانیه کنشگران این عرصه براساس مهارت و خلاقیت است .

3- شفافیت و برنامه محوری برای وحدت و کثرت :

سیاست زمانی به وجود می آید که میدانی برای اختلاف نظر بین عقاید و برنامه های مختلف وجود داشته باشد. . شانتال موفه (نظریه پرداز سیاسی) در کتاب (( درباره امر سیاسی )) به نکته مهمی اشاره می کند:

« من با صراحت بین امر سیاسی و سیاست تمایز قائل می شود . منظور من از امر سیاسی ، بعد تخاصم (آنتاگونیسم )است که به نظرم عنصر قوام بخش جوامع بشری است درحالی که سیاست مجموعه ای ازکردارها و نهادها است که از طریق آن نظم ایجاد می شود .همزیستی بشر در زمینه تضادی سازمان می یابد که امر سیاسی فراهم می آورد . » (شانتال موفه ، درباره امرسیاسی ،ترجمه منصورانصاری ،1391 ف رخ داد نو)

بدون  بیان شفاف برنامه های متنوع و وجود تنوع در دیدگاه های موجود عرصه سیاست ورزی به وجود نمی آید که بتوانند بر سر وحد برای تحول به توافق برسند ؛ جریان ها و تشکل های مختلف باید شفاف و صریح برنامه های خود را در عرصه آموزش و پرورش بیان کنند و از تخاصم و اختلاف نظرهای مهم دراین زمینه استقبال نمایند تا  سیاست ورزی و تحول خواهی در آموزش و پرورش پدید آید . سیاست فقط دور یک میز نشستن و گفت و گو کردن برای تفاهم نیست. وقتی اختلاف نظرهای اساسی وجود نداشته باشد توافق های بزرگ به وجود نمی آید .

4-  حرفه ای بودن آموزش و پرورش :

آموزش و پرورش یک نهاد حرفه ای  است  .از تدریس در مدرسه ، مدیریت مدرسه و مدیریت مناطق و ادارات و ادارات کل آموزش و پرورش  تا تهیه و تنظیم کتب و محتوای آموزشی فعالیت های حرفه ای می شوند و تا زمانی که حرفه ای بودن آنها به رسمیت شناخته نشود امیدی به اوضاع آموزش و پرورش نخواهد بود . سیاست ورزی در آموزش و پرورش می تواند مهم ترین دغدغه خود را حرفه ای شدن اجزای آموزش و پرورش برای تحول در آن قرار دهد .

سیاست ورزی تحول خواهانه باید برنامه مدون برای حرفه ای شدن مدیریت در آموزش و پرورش برای جلوگیری از دخالت نهادهای دیگر در نصب و عزل ها داشته باشد و از حق حرفه ای بودن معلمی دفاع نماید .

5-  تشکل محوری به جای باند بازی  و حامی پروری :

سیاست ورزی در آموزش و پرورش  نمی تواند در قالب های فردگرایانه رشد کند و به تحول خواهی برسد . تشکل ها  اگر از باند بازی و حامی پروری گذر کنند می توانند مهم ترین سنگر تحول خواهی باشند و این گذر جز در سایه اقبال گسترده معلمان به متشکل شدن پدید نمی آید . لزومی  به حضور در تشکل های موجود نیست. ، حضور تشکل های جدید با برنامه ها و روش های نوین به نوسازی تشکل های موجود کمک  می کند و فضا را برای رقابت و مشارکت گسترده تر فراهم آورد و به نقد متقابل می انجامد . باند بازی و حامی پروری دو آسیب جدید در عرصه سیاست ورزی امروز آموزش و پرورش می باشند و تشکل های فرهنگیان نیز  درگیر آن می باشند . تشکل گریزی بین معلمان نیز فضا را برای باند بازی و حامی پروری گشوده است .

6-  در نظر گرفتن سلسله منافع :

سیاست ورزی برای تحول خواهی در آموزش وپرورش  منوط به فهم به سلسله منافع است . مهم ترین منفعت موجود در کشور منافع ملی و بعد از آن منافع دستگاه آموزش و پروش برای نیل به وظایف خود و ارتقای کیفی و کمی  آموزش و ترتبیت در چارچوب منافع ملی است و سایر منافع گروهی و باندی باید در چارچوب این منافع باز تعریف شوند .سیاست ورزی تحول خواه باید به نقد و بررسی جدید  هرنوع منفعت طلبی خلاف منافع ملی و منافع کلان آموزش و پرورش که منافع معلمان نیز در چارچوب آن محسوب می گردد بپردازد.

7-  فضیلت نقد در فضای عمومی :

یکی از مهم ترین معضلات  امروز آموزش و پرورش فقدان حوزه عمومی فراگیر است . تشکل ها ، سایت ها، کانال ها و محافل  متفاوتی در زمینه آموزش و پرورش فعالیت می کنند ولی  حوزه عمومی فراگیر که مسائل آموزش و پرورش در آن به صورت جدی  و فراگیر مورد نقد قرار گیرد وجود ندارد و کنشگران این عرصه نیز تلاشی برای شکل گیری آن نمی کنند. سیاست ورزی برای تحول خواهی با فضیلت دانستن نقد و تاکید بر شکل گیری  حوزه عمومی  زمینه رشد و توسعه آموزش و پرورش  را فراهم می آورد .

حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

در وزارتخانه ای که بزرگترین وزارت خانه دولت و وسیع ترین دستگاه دولت محسوب می گردد، سیاست ورزی و تحول خواه بودن سخت و دشوار ولی لازم و ضروری می باشد .

وجود هسته های سخت سنتی که در قالب تشکل ها و تفکرات متفاوت و گاه با چهره ای تحول خواه حضور دارند مهم ترین مانع برای سیاست ورزی تحول خواه می باشد .

بخش زیادی از معلمان منفعلانه  با مقوله  سیاست ورزی  برای تحول خواهی برخورد می کنند و تشکل های  معلمان نیز از حصار  سخت تصورهای خود خارج نمی شوند .

در آموزش و پرورش حوزه ای خارج از سیاست نداریم و برای حل بحران های آن نیز چاره ای جز عبوراز زمین سنگلاخ سیاست نیست .

ترسیم الگوی سیاست ورزی تحول خواهانه به عنوان یک پیشنهاد برای گفت و گو و خروج از شرایط موجود است و خود می تواند زمینه نقد و بررسی های جدی را فراهم آورد . 


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

حوزه عمومی در آموزش و پرورش و سیاست ورزی و تحول خواهی در نظام آموزشی ایران

سه شنبه, 23 ارديبهشت 1399 12:08 خوانده شده: 243 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +2 -1 --
مسعود 1399/02/23 - 22:38
خیلی خوبه که یک عضو انجمن اسلامی معلمان به نقد رفاار تشکل ها پرداخته
پاسخ + +7 -1 --
شاکی 1399/02/24 - 00:10
انجمن اسلامی معلمان شهرری مصداق بارز منفعت طلبی در عرصه ی تشکل های فرهنگیان است...مدیریت نواحی یک و دو شهرری را انجمن اسلامی معلمان شهرری جهت تامین منافع خودش به فرهنگیان تحولخواه ری تحمیل کرد و صندوق ذخیره استان را هم تصاحب نمود!!و غیر از خودشان به هیچ نیروی شایسته ای امکان ورود به این چرخه ی منحوس و انحصارطلبانه را ندادند و متاسفانه فریاد های معلمان تحولخواه شهرری را هم هیچ کس نشنید و فقط امثال یزدیخواه از پس این ها برمیان اما بدا به حال معلمان شهرری که همواره میان این دو جریان و مافیای قدرت انجمن اسلامی معلمان/یزدیخواه مورد ظلم قرار گرفته اند و هیچ دوره ای معلمان آزاده ی شهرری رنگ تحول و آزادگی را ندیده اند و مرغ عزا و عروسی انجمن اسلامی معلمان شهرری و موتلفه ای هایی همچون یزدیخواه شدند!!که البته در روش و عملکرد هیچ تفاوتی با هم نداشته اند!!
پاسخ + +6 0 --
شاکی 1399/02/24 - 00:12
از خدا در این شب قدر آزادی نواحی آموزش و پرورش شهرری را طلب می کنیم از دست این انجمن اسلامی معلمان شهرری و.... یزدیخواه و ریزه خوارانش...امیدواریم روزی رهبرانی در سیستم آموزش و پرورش قدرت را در دست بگیرند که این آرزوی دیرینه ی تحول در نواحی یک و دو شهرری را رقم بزنند!!
پاسخ + +6 -1 --
شاکی 1399/02/24 - 00:18
مدیر ناحیه2شهرری قدرت انتصاب یک مدیر کانون رو بدون هماهنگی با مسوول صندوق ذخیره استان رو نداره و بدون هماهنگی با رئیس در سایه ی ری2 که همان مسوول صندوق ذخیره استان هست تجدید وضو هم نمیکنه...معاونین نواحی ری یک و دو شهرری همه کسانی هستند که در برنامه های انجمن اسلامی معلمان کیک و ساندیس پخش می کنند و فرم ورود حاضرین رو دم در پر می کنند!!این وضعیت نواحی یک و دو شهرری از برکات این تشکل منفعت طلب و نقد گریزه!!انجمن اسلامی معلمان شهرری منتقدان خودش رو به انحاء مختلف نابود میکنه البته انسان های شریفی همچون عطارد و کریم آبادی قابل احترام هستند و حسابشان جداست!!
پاسخ + +6 -1 --
کریمی نژاد 1399/02/24 - 00:23
تلاش برای تحول مثبت در این دستگاه با شرکت فعال و همه جانیه کنشگران این عرصه براساس مهارت و خلاقیت؟!!جای کنشگران در آموزش و پرورش کجاست دقیقا؟!مدیرکل آموزش و پرورش زنجان سفارش یه نفر رو میکنه رئیس منطقه میشه...فلان نماینده خدم و حشم خودش رو معرفی میکنه معاون مدیرکل و رئیس اداره میشه...اونوقت کنشگران در سطح آموزش و پرورش باید توانمندی هاشون رو بذارن در کوزه آبش رو بخورند چون نه پسرعمه ی فلانی هستند و نه تملق و چاپلوسی بلدند!!توانمندی در آموزش و پرورش فرصت نیست تهدیده!! لطفا شعر نگو مومن!!
پاسخ + +6 -1 --
پلتفرم 1399/02/24 - 00:27
در آموزش و پرورش گفت و گو معنا نداره...دانش و تخصص و نقد و بررسی و منتقد و صاحب نظر جایگاه نداره!!پیشنهاد میکنم فیلم پلتفرم را ببین برادر دقیقاً شبیه ساختار آموزش و پرورشه و اینگونه فرهنگسازی ها و گفت و گو ها در این سیستم معنا نداره چون هیچ کس در جای خودش نیست!!و منتقد و صاحب نظر رو در آموزش و پرورش خوار و خفیف میکنند...همه تو این سیستم آموزش و پرورش حاجی اند!!و گنده گویی ویژگی همه است و منتقدین هم یکسری آدم بیکار و منفعت طلب و قدرت طلب هستند!!که باید محو بشن از صفحه روزگار چون تلخ صحبت می کنند و کار نمی کنند یعنی درواقع گاسپر قلعه حیوانات نیستند!!
پاسخ + +5 -1 --
مهدی توانا 1399/02/24 - 15:11
با سلام انصافاً جای خوشحالی که در شهرستان های استان تهران افراد صاحب قلمی همچون شما پرچم این استان را در حوزه گفت و گو نقد برافراشته اند...دم شما و همکاران منتقد و خوشفکر و صاحب نظر گرم...امثال شما برای آموزش و پرورش خار درچشم و استخولان در گلو هستید...انصافاً چند نفر اهل قلم در سطح هر استان صاحب قلم و صاحب نظر وجود دارد؟!کاش از نظرات شماها بیشتر استفاده می شد!!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

میزان توجه به " منشور حقوق شهروندی " در وزارت محسن حاجی میرزایی را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور