صدای معلم

" اگر می خواهیم اراده ای در این بین قادر به نگرش و عمل متفاوت باشد به دانش آموزان خود فرصت رهبر شدن بدهیم "

ما چرا در بین خود معلمِ " رهبر " نداریم ؟!

مینو امامی

معلم رهبر و معلم دنباله رو

مقدمه
اگر گفته شود معلمان این سرزمین سردرگمند ، ادعایی بیهوده نیست. حداقل در همین سایت ، دغدغه همه معلمان آگاه و دردمند ، جستن و یافتن مسیر رهایی از فقر و تنگدستی دیرین خود است و بیشتر آنان تنها طریق رهایی را در برخاستن و پیوستن به اعتراضات سراسری می دانند. اما عمده مشکل ما نداشتن " لیدر و رهبر " جسور و خوش فکر و توانمند جهت همسو کردن همه معلمان با هدف مشترک رهایی از فقر مادی و معنوی و علمی است. شاید اگر تشکلی با زیربنای خردمندی و بایستگی و شایستگی همچون " سازمان نظام معلمی " داشتیم که اعضای آن دغدغه هدایت معلمان به سوی توانمندی داشتند و بعد از انتخاب خویش به عنوان یکی از اعضای آن ، تبدیل به کوه یخ نمی شدند ، ما نیز همچون بسیاری از گروه های شغلی دیگر در این جامعه و دیگر جوامع ، می توانستیم در جایگاه و منزلت اصلی خود قرار بگیریم . امروز با قابلیت هایی که ما داریم " سازمان نظام معلمی " نیز قادر به رهبری ما به سوی رستگاری نخواهد بود چون قرار است منِ نوعی عضو آن شوم. یک سازمان به صِرف نام و جایگاه خود ، نمی تواند راهبر عده ای کثیر شود ، آنچه که آن را ارزشمند می سازد اعضای منتخب آن است. باید فردی در رأس چنین سازمانی قرار بگیرد که همه شرایط ایده آل رهبری را در خود داشته باشد.  ما تنها ضعف شغلی خود را نداشتن توان مالی و برخورداری از شرایط مطلوب اقتصادی می دانیم.

رنج اصلی ما معلمان برخاسته از دو علت مهم است :
1 - نداشتن معلمانی پیشرو و نفوذناپذیر و خردمند
2 - مظلومیت مفهوم تشکل مدنی و فقر شناختی ما از آن
در واقع دلیل تداوم شرایط اسفبار زندگی یک معلم در جامعه ما و محصور ماندن او در سلول استیصال ، با استمرار فقر دانش و آگاهی اوست و همین امر دلیل استمرار اقتدار مدیران دنباله رو در بین ماست. ما معلمان حداقل در یک دهه اخیر ، حرکت های جزیره ای شکل گسسته ، بسیار انجام داده ایم ولی به دلیل نداشتن رهبر ، به نتایج مورد انتظار دست نیافته ایم . اما ادامه همین شرایط ، علیرغم داشتن یقین از بی حاصلی آن نیز ، تکرار اشتباه و دور از عقل است. ما معلمان قدرت دانایی یعنی کارشناسی مسایل پیرامون خود را نداریم ، البته این مشکل مسئولان نظام آموزشی نیز هست ، که هر دو عامل تداوم دور باطل تمامی ناتوانی هاست.

معلم رهبر و معلم دنباله رو

تاکنون اعتراضات معلمان در جامعه ما چگونه بوده است ؟
اگر دقت کنید در جامعه ما بیشتر اعتراضات و "بست نشستن ها" از سوی معلمان بازنشسته ، صورت گرفته است تا شاغلین . علیرغم این که محافظه کاری با بالا رفتن سن ارتباطی مستقیم دارد ، اما وخیم بودن زندگی آنان نسبت به شاغلان ، جسارت آنان را بیشتر تحریک نموده است. علت این وخیم بودن را چنین تفسیر می توان نمود که :
اولا حقوق یک معلم پس از بازنشستگی ، خیلی کاهش می یابد ،
ثانیا نیازهای یک بازنشسته به دلیل صاحب عروس و داماد و نوه دار شدن از یک سو و درگیری با ضعف و ناتوانی بیماری های گوناگون دوران کهولت و سالمندی و هزینه های کمرشکن آن ، از سوی دیگر ، بسیار بیشتر از افراد شاغل در شرایط طبیعی است.

در بررسی زیر ، سعی بر آشکار ساختن این واقعیت تلخ دارم که چرا ما معلمان از درد و رنج پینه بسته تحمیلی رهایی نمی یابیم؟
جمله ای از یک نویسنده فرانسوی ، گواه شرایط ماست :
" افراد بشر هيچ گاه نمی توانند به اقدامی مفيد مبادرت ورزند و به عملی مشترك دست زنند ، مگر اين كه يكی از ميان آنان برخاسته و تلاش همه را هر لحظه به سوی هدف مشترك رهبری كند. " ( آندره موروا )

تعریف رهبری و تفاوت آن با مدیریت
" رهبری عبارت‌ از : « اثرگذاری یک فرد بر مجموعه‌ای از افراد برای رسیدن به یک هدف مشترک». رهبری به‌ عنوان یک فرآیند به این معنا است که جدا از شخصیت رهبر ، مذاکرات و ارتباطات بین رهبر و پیرو ، باعث تغییر در پیروان می‌شود. دراین فرآیند رهبر ، هم بر پیروان تأثیر می‌گذارد و هم از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد. با این تعریف ، رهبری برای همگان قابل‌ دسترسی است و فقط به رهبری رسمی در گروه محدود نمی‌شود. رهبری با اثرگذاری و تغییر همراه است و بدون آن ، رهبری وجود ندارد.

بر پایه دیدگاه فرآیندی ، رهبری پدیده‌ای است که به شرایط بستگی دارد و برای همگان در دسترس است و چون در رفتار رهبر قابل‌ مشاهده است می‌تواند آموخته شود. بنابر این منحصر کردن رهبری به معدودی از افراد با صفات ذاتی ، به دلیل اهمیت رهبری و ضرورت آموزش آن به همگان در کنار فزونی سازمان‌های بازرگانی ، صنعتی و دولتی ، پذیرفتنی نیست.
رهبر انتخابی کسی است که از رفتار پیروان حمایت می‌کند. این‌ چنین رهبری به‌ وسیله مقام یا موقعیت تعیین نشده است ، بلکه با گذشت زمان و از طریق ارتباطات بین رهبر و پیروان پدید آمده است. رفتارهای ارتباطی مثبت مانند محاوره و مکالمه با مردم، مطلع شدن از امور ، کسب نظر دیگران ، ارائه اظهارنظر صریح درباره امور و سرانجام ثابت‌ قدم بودن بر موفقیت رهبران انتخابی مردم اثرگذار است.

تفاوت مدیریت با رهبری چیست ‌؟
مطالعه رهبری به دوران ارسطو باز می‌گردد ، در حالی‌ که‌ تاریخ مدیریت ، مربوط به اوایل قرن بیستم و ظهور جامعه صنعتی است. مدیریت برای کاهش هرج‌ و مرج و بی‌نظمی در سازمان‌ها و کمک به افزایش کارایی و اثربخشی در آن‌ها خلق‌ شده است.اصول اولیه مدیریت را ابتدا " فایول" با عنوان برنامه‌ریزی اهداف و سازمان‌دهی و کارگزینی و کنترل بیان کرد و هنوز هم رعایت این اصول در صحنه سازمان‌ها بیانگر حضور مدیریت است.
" کاتر " در کتابی ضمن مقایسه وظایف مدیریت با وظایف رهبری می‌نویسد : که این دو وظیفه کاملاً باهم متفاوت‌اند. وظیفه اصلی مدیریت ، فراهم آوردن نظم و ترتیب و هماهنگی در سازمان است ، در حالی‌ که وظیفه اولیه رهبری ، ایجاد تغییر و حرکت است. مدیریت به دنبال جست‌ و جوی نظم و ثبات است ، ولی رهبری در پی تغییرات سازنده است.
" استاگدیل "در تحقیقی از صفات و ویژگی‌های شخصی رهبر که به‌ طور اثباتی در رهبری مؤثرند ، نام‌ برده است. این یازده صفت به شرح زیرند:

* اشتیاق مسئولیت‌پذیری و تکمیل وظایف؛
* قدرت و پافشاری در رسیدن به هدف؛
* تهور و قدرت ابتکار در حل مسائل؛
* علاقه به استفاده از راه‌ حل‌های ابتکاری در موقعیت‌های اجتماعی؛
* اعتماد به‌ نفس؛
* احساس تشخص فردی؛
* مشتاق پذیرفتن عواقب و نتایج تصمیم‌گیری‌ها و عملیات؛
* آمادگی تحمل فشارهای روانی و ناراحتی‌های شخصی؛
* اشتیاق تحمل سختی‌ها و انتظار؛
* توانایی تأثیرگذاری بر رفتار دیگران؛
* ظرفیت سازمان‌دهی اجزاء مراودات اجتماعی برای رسیدن به هدف‌های مورد انتظار." (1)

اما چرا ما معلمان بر اساس آنچه که گفته شد ، رهبری نجات بخش برای خود نمی توانیم داشته باشیم ، چون :

1 - هر یک از ما خود را حائز داشتن ویژگی های رهبریِ هم صنفان نمی بینیم .
2 - همیشه به دنبال تولد اَبرمردی با سوپر قدرت های برخاسته از قهرمانان کارتونی هستیم.
3 - درک درستی از مفهوم رهبری و تفاوت آن با مدیر نداریم .
4 - همیشه انتظار داریم با انتصاب وزیری شایسته و توانمند ، همه مشکلات معلمان به طور معجزه آسایی حل و فصل خواهد شد.
5 - ما معلمِ اثرگذارِ قادر به ایجاد تغییر نداریم .
6 - ما به علم تعاریف مفاهیم ، دسترسی نداریم و تصور می کنیم دانسته های یک معلم ، کمال دانش است .
7 - ما تنها ضعف شغلی خود را نداشتن توان مالی و برخورداری از شرایط مطلوب اقتصادی می دانیم.
8 - مفهوم " مسئولیت پذیری " در تار و پود تربیت دو نهاد اصلی جامعه ما یعنی خانواده و مدرسه ، تکه پازل گمشده است .
9 - معلمان هدف مشترک و آرمان اجتماعی واحدی ندارند و یا تصورشان از شرایط مطلوب و ایده آل ، واحد نیست.
10 - بیشتر ما معتقدیم چرا من ؟ بگذار دیگری حرکت کند ، چرا من خود را به مخاطره ای هولناک بیندازم که دیگران به وضعیت مطلوب برسند؟
11 - عافیت طلبیم و انتظار داریم بدون سفر در اعماق ریسک و خطر ، به مراد مطلوب خود دست یابیم.
12 - ما قدرت اثرگذاری بر روی رفتار دیگران را نداریم و البته عمده دلیل این نکته ، مقاومت شدید آنان است.
13 - بیشتر ما معلمان به دلیل وجود انگاره های ناشایست از این شغل در جامعه ، اعتماد به نفس لازم برای رهبری عده ای را نداریم.
14 - ترس از عواقب برخورد نیروهای قدرتی ، ما را از قبول مسئولیت رهبری بازمی دارد.
15 - معلمان چنان در هاله ای مقاوم و فولادین خود را محصور ساخته اند که حتی در یک مدرسه ، قادر به همفکری و تبادل افکار نیستند.
16 - عده ای از معلمان هنوز تصور و تلقی همکاران پیشن خود را در خردمندی محض خود دارند و اعترافی برای بیسوادی سفید خود ندارند.
17 - نظام آموزشی با محکومیت ابدی معلمان به مدرک واحد اول استخدام ، انگیزه ادامه تحصیل و خردمندی را از آنان سلب نموده است.
18 - ما در مشخص ساختن هدف و تلاش برای دسترسی بدان نیز ناتوانیم.
19 - تصور بیشتر معلمان از هویت رشته تحصیلی و تدریس آنان برمی خیزد لذا آنان به همه گیر بودن علومی چون روانشناسی و جامعه شناسی و مدیریت و برنامه ریزی حداقل برای مطالعه آزاد و مکمل دانش خود ، اعتقادی ندارند. هر معلم بر اساس همین دیدگاه مسایل پیرامون خود را ارزیابی می کند لذا نتایج برداشت آنان ، تفاوت معنی داری نسبت به یکدیگر دارد.
20 - بیشتر ما در انتظار تولد شخص رهبر برای معلمان هستیم ، اما رهبری ، قابلیت و توانایی اکتسابی است و او فردی است که در کوران حوادث خلق می شود و در جمع و در بین اعضای گروه ، عینیت می یابد.
21 - ایدئولوژیک بودن همه ابعاد و ساختار نظام آموزشی ، معلمان را تک ساحتی ساخته است لذا کمتر قادر و ملزم به تفکر در فراتر از آنند.
22 - استقلال رأی و عمل اصلی است که نه وزیر آموزش و پرورش دارد و نه مدیر مدرسه و نه منِ معلم .

معلم رهبر و معلم دنباله رو

سخن آخر
و باز می گویم که سرآغاز ایجاد تحول اساسی و تغییرات مؤثر ، کلاس درس و اقتدار معلم در آن است. اگر امروز در بین ما معلمان اعتماد به نفس می لنگد ، عزت نفس کم رنگ است و جسارت در پی حسابگری های چندرغاز گم گشته است ، بدان دلیل است که معلمانِ ما ، مهارت های لازم در زندگی را خارج از محتوای محدود کتب درسی ، به ما آموزش نداده اند . معلمان ما زنگ گفت و گوی آزاد و رها از هر نوع قید و بند را نداشته اند. اما اگر امروز من و شما می خواهیم فردایی بهتر و روشن تر از شرایط اکنون خود داشته باشیم ، می بایست بدین مهم همت گماریم تا شاید افرادی رهبر برای آینده ای نزدیک تربیت کنیم . به دانش آموزان خود فرصت ابراز وجود دهیم تا مهارت بیان اندیشه بیابند و اعتماد به نفس شان تقویت گردد. همه چیز با هیس گفتن منِ معلم در کلاس درس آغاز می شود و همه چیز در متکلم الوحده بودن منِ معلم در کلاس درس ادامه می یابد.

اگر می خواهیم اراده ای در این بین قادر به نگرش و عمل متفاوت باشد به دانش آموزان خود فرصت رهبر شدن بدهیم.
برای تحقق این مهم دادن الگوهای حقیقی و موفق به دانش آموزان بسیار مهم است. مفهوم رهبری را از یک گروه دو سه نفره درسی و یا هنری و ورزشی آغاز کنیم و بعد به مفهوم تعمیم یافته آن برسیم . با تأیید و تشویق متناسب با تلاش آنان ، عزت نفس شان را تقویت کنیم و با پرداختن به زندگی نامه بزرگان و دادن الگو به آنان ، اعتماد به نفس شان را پرورش دهیم . فقط کافی است که با دانش آموزان درست و صمیمی سخن بگوئیم ، مابقی مسیر خود به خود هموار خواهد شد. اول منِ معلم باید باور کنم که این امر شدنی است تا او نیز به باور من برسد. باور داشتن هدف مشترک و ایجاد تغییر باوجود یک معلم رهبر .


1) ایران مدیر . رهبری چیست؟ آیا رهبران در کوران حوادث ساخته می‌شوند یا ذاتاً رهبر به دنیا می‌آیند؟ . نویسنده : پویا پور مقدسیان. دانشجوی دکتری منابع انسانی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معلم رهبر و معلم دنباله رو

شنبه, 07 دی 1398 21:04 خوانده شده: 1413 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +5 0 --
دبیر 1398/10/08 - 11:20
بسیار جالبه ، بیشتر ما به وحدت معلمان در اعتراض جمعی جهت احقاق حق و حقوق
خود معتقدیم ، تا حال این طوری به موضوع نگاه
نکرده بودم. داشتن معلمِ رهبر!
پاسخ + +6 0 --
دبیر 1398/10/08 - 11:26
در خود همین سایت ، علیرغم احترامی که به مدیر
سایت قائلم ، معلمی که روی رفتار دیگر معلمان
تاثیر بگذارد وجود دارد یا خیر؟
ما معلمان بیشتر خود را قبول داریم تا یکی از
خودمان با ۱۱ ویژگی که ذکر کردید. یعنی یک نفر
همه این ویژگی ها را می تواند در خود داشته
باشد ؟
عمده چیزی که ما معلمان نداریم دو چیز است
اعتماد به نفس
عزت نفس
پاسخ + +6 -1 --
ناشناس 1398/10/08 - 15:43
معلم رهبر نیست اگر هم باشه جایش زندان
خواهد بود.
پاسخ + +9 -1 --
مهدی 1398/10/09 - 11:07
سلام خانم امامی
سپاس از مقاله های زیبایتان.
سیاست و هدف کلان حکومتی همین است که معلمان تریبون و رهبر و در کمترین حالت لیدر نداشته باشند.
هدف از این کار را هم شما و هم من و سایر همکاران عزیز به خوبی می دانند.
عمرتان مستدام وتنتان سالم باد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1398/10/09 - 11:54
سلام و سپاسگزارم.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1398/10/11 - 15:55
معلم رهبر باید همان وزیر باشد که نیست.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

رویکرد و عملکرد " نهاد گزینش " در آموزش و پرورش را تا چه میزان در مسیر سالم‌سازی نظام اداری و عدالت استخدامی ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور