صدای معلم

مدیر صدای معلم در گفت و گو و پرسش و پاسخ انتقادی با فرهنگیان شهر ری :

آموزش و پرورش ، رسانه و تشکل در یک فرآیند " هم پوشانی " دچار فرسودگی و روزمرگی شده اند ؛ " تفکر " یک واژه به حاشیه کشیده شده و در انزوا در آموزش و پرورش ماست !

صدای معلم منتشر می کند ؛

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ پنج شنبه 17 بهمن نشست فرهنگیان شهر ری با موضوع " تشکیل شورای سازمان معلمان شهر ری " در مرکز آموزشی – فرهنگی شهر ری برگزار گردید .

در ابتدای این نشست ، « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم به ارائه دیدگاه های خویش در حوزه جامعه مدنی و نهادهای موثر آن یعنی " رسانه و تشکل " پرداخت .

در ادامه مدیر صدای معلم در فرآیند پرسش و پاسخ با فرهنگیان شهر ری شرکت کرد و به مدت بیش از 90 دقیقه به گفت و گو با همکاران پرداخت .

در این بخش پرسش و پاسخ با معلمان را می خوانیم .

 

آموزش و پرورش و رسانه و تشکل و فرسودگی و روزمرگی و جایگاه تفکر انتقادی

خانم رضامند:

من با سخنان شما در رابطه با تفکر انتقادی موافق هستم. شما گفتید ما می توانیم مطالباتمان را در راستای یک محور کانونی و به صورت کاملا مستند پیگیری کنیم. این محور کانونی که همیشه از آن صحبت می شود کجاست و چقدر می تواند تاثیر بگذارد روی مطالباتی که ما می خواهیم داشته باشیم. به عنوان مثال رتبه بندی معلمان که چندین سال است که مطرح شده و کاملا رسانه ای هم شده است ؛ من وقتی وارد سیستم آموزشی شدم بحث اش هست و به تازگی اجرا شده چقدر روال آن تغییر کرد و آمدند یک بخشنامه جدید با شرایط جدید زدند ؛  چقدر رسانه ها آمدند و اعتراض کردند و چقدر معلمان اعتراض کردند – همان چیزی که شما فرمودید - با یک حالت ناراحت ولی نه مستند و خواستند که این طرح اجرا شود اما این چقدر تاثیر داشت ؟

چقدر مسئولین واکنش نشان دادند و چقدر این رسانه ها توانستند مطالبه از مسئولین داشته باشند ؟

 در نهایت مسئولین آن کاری را که دوست داشتند انجام دادند و هیچ کس نتوانست حتی یک تغییر کوچک در این زمینه ایجاد کند و من فکر می کنم که علاوه بر آن که ساختارمان ایراد دارد و معلمان مان تفکر انتقادی را یاد نگرفتند و یا شاید بلد نیستند که چگونه باید مطالبات شان را انجام دهند  ؛ من حس می کنم احتیاج به یک جایی داریم که صدای ما شنیده شود جایی که مطالباتمان را  به صورت قانونی از مسئولان بخواهیم  و مسئولین نیز به طور قانونی پاسخ گو باشند.

یک جا و مرجعی باید باشد که این پاسخ گویی عینیت و ظهور پیدا کند .

آموزش و پرورش و رسانه و تشکل و فرسودگی و روزمرگی و جایگاه تفکر انتقادی

مدیر صدای معلم:

خانم رضا مند

این که فرمودید کارکرد تشکل ها در ارتباط با کانونی کردن مطالبات است ، درست است منتها الآن در حوزه رسانه و تشکل هیچ تعریف مشخصی از خود مطالبات و اولویت بندی آنها نداریم، به تناسب روز است روزمره است. یعنی هر حادثه ای که پیش بیاید  یک دفعه رسانه ها روی آن تمرکز می کنند ، تشکل ها هم به همین صورت البته تشکل ها عقب تر از رسانه ها عمل می کنند به خاطر آن کارکرد و فلسفه ای که دارند و  صورت مساله به آن سمت می رود.  تا این نهادهای حرفه ای در آموزش و پرورش تشکیل نشوند صحبت کردن در مورد رتبه بندی معلمان فایده ای ندارد و بلاموضوع است .

چرا ؟

چون اصلا برنامه ای در سیستم آموزشی ما تعریف نشده است. اصلا برنامه ای نداریم.

 برداشت من این است در آموزش و پرورش با این که ما چشم اندازهای مختلف ، برنامه های مختلف و.. نوشته اند ؛ وقتی شما اینها را کنکاش می کنید کالبدشکافی می کنید بر اساس برنامه تعریف نشده است ، اصلا خصوصیات برنامه را ندارد.

فرض کنید  سند تحول بنیادین هدف غایی را، رسیدن به حیات طیبه تعریف می کند و این حیات طیبه قرار است تا سال 1404 اتفاق بیفتد این چگونه می شود !

 آیا چنین چیزی ممکن است؟ نمی شود چون در هدف نویسی مشکل داریم ، در فرایند تدوین برنامه مشکل داریم و در عمل مشکل داریم در بازخورد مشکل داریم.

ما باید بیاییم به عنوان یک رسانه و تشکل اینها را اولویت بندی کنیم. بر اساس برنامه حرکت کنیم.

آیا این برنامه وجود دارد ؟

پاسخ منفی است .

باور من این است که خود وزارت آموزش و پرورش و این دو نهاد به یک نسبت دچار فرسودگی شده اند و این فرسودگی باعث شده که حتی همدیگر را در عنصر " فرسوگی " تقویت و هم پوشانی هم بکنند. رسانه به آموزش و پرورش نگاه می کند ، تشکل به آموزش و پرورش نگاه می کند ؛ آنها هم به ما نگاه می کنند و در نهایت این فرسودگی را توجیه ، فربه و نهادینه می کنند.

 به جای این که اصلاح کنیم و به جای این که این را درمان کنیم.

من فکر می کنم پاسخ سوال اول شما همان اولویت بندی مطالبات و حرکت بر اساس برنامه است و جلوگیری از افتادن در ورطه روزمرگی چون واقعا بزرگترین آسیب و خطری که می تواند تشکل را از درون بی محتوا کند و تهی بکند افتادن در دام روزمرگی است که متاسفانه در حال حاضر چنین وضعیتی ساری و جاری است .

 بحث رتبه بندی معلمان بحث مفصلی است که در سند تحول هم آمده است.

( این تاریخچه طولانی دارد و وقت می گیرد )

بحث جدی آن از زمان آقای حاجی بابایی مطرح شد.

4 سال پیش با ایشان و درست پیش از انتخابات مجلس فعلی 5 / 5 ساعت با ایشان گفت و گو کردیم که تماما در صدای معلم منتشر شد.

 ایشان اعتقاد دارند که  معلمان مانند اعضای هیات علمی هشتاد درصد چیزی که از هیات علمی می گیرند باید در قالب رتبه بندی به معلمان داده شود.

بنده سوال می کنم چرا این طرح خوب  را در زمان خودتان اجرا نکردید  آن هم در اوج درآمدهای نفتی !

 چرا به این طرف پاس دادید ؟

 با کدام منابع ؟ کدام اعتبارات ؟

 با این بودجه آموزش و پرورش که بیست هزار میلیارد تومان آن کسری بودجه است  !

دائما هم تکرار می کنید !

 از آن طرف می گویند ما بودجه عمومی را افزایش دادیم و از طرف دیگر وقتی کسری بودجه را حساب می کنیم می بینیم  سهم بودجه آموزش و پرورش  از بودجه عمومی در عمل تغییری نکرده است .

 شما وقتی بحث رتبه بندی معلمان را مطالعه می کنید می خواهد معلم حرفه ای را در فرایند آموزش تعریف کند.

 آیا معلم حرفه ای تعریف مشخصی دارد ؟

 نهاد ارزیاب معلم حرفه ای به نظر من سازمان نظام معلمی است که اصلا وجود ندارد.

در پیش نویس سند تحول بنیادین متاسفانه سازمان نظام معلمی را حذف کردند.

گروه های آموزشی هم در مناطق در ادارات کل وجود دارد متاسفانه این گروه های آموزشی نمی توانند کمکی به بهبود کیفیت آموزش کنند به خاطر همان ساختار بوروکراتیک انتصابی که دارند و ارتباط شان با بدنه معلمان قطع است.

در حال حاضر بود و یا نبود گروه های آموزشی در اتمسفر نظام آموزشی تقریبا یکسان است .

آموزش و پرورش و رسانه و تشکل و فرسودگی و روزمرگی و جایگاه تفکر انتقادی

وقتی شما به رتبه بندی نگاه می کنید تنها چیزی که در آن دیده نشده معلم حرفه ای است.

معلم حرفه ای به آن معنا نیست که من بروم یک آزمون بدهم و شرکت کنم بعد بگویند شما الان معلم حرفه ای هستید ! رسانه به آموزش و پرورش نگاه می کند ، تشکل به آموزش و پرورش نگاه می کند ؛ آنها هم به ما نگاه می کنند و در نهایت این فرسودگی را توجیه ، فربه و نهادینه می کنند.

 معلم حرفه ای باید یک نهاد ارزیاب و مستقل بیاید عملکرد من معلم را در سر کلاس مشاهده کند و رفتارهایی که سر کلاس از خودم نشان می دهم به من نمره بدهد ، برای من گواهی نامه صادر کند و اگر جایی مشکل داشتم تحت آموزش های توجیهی و ترمیمی قرار بگیرم تا سطحم را بالاتر بیاورم ولی آیا چنین چیزی وجود دارد؟

بحث رتبه بندی معلمان متاسفانه شهید شد و این ذهنیت منفی هم که افکار عمومی فرهنگیان و معلمان در اثر عملکرد و مدیریت سوء و ناکارآمد مسئولان نسبت به رتبه بندی معلمان پیدا کردند به این زودی اصلاح نخواهد شد !

 تا این نهادهای حرفه ای در آموزش و پرورش تشکیل نشوند صحبت کردن در مورد رتبه بندی معلمان فایده ای ندارد و بلاموضوع است .

 

آقای کوثری مهر:

یک مشکلی که ما الآن داریم که آن را به این سو و آن سو بسط می دهیم و در تایید صحبت های شما می گویم ما معلم مؤلف نداریم. آن چیزی که در کتب درسی است و مدام داریم آن را ارائه می دهیم از سالیان گذشته و رو به جلو حرکت می کنیم. این که معلم مؤلف نداریم بنابراین رتبه بندی معلمان که شما می فرمایید نمی تواند مثمر ثمر واقع بشود. در تایید صحبت های دوستمان که برای اعتیاد داشتند .

الان ما داریم روی بحث کارآفرینی کار می کنیم این مشکل بزرگ را داریم که به شدت در دبستان و پیش دبستانی مطرح بشود مقاومت های شدیدی در آموزش و پرورش برای این موضوع وجود دارد. تا زمانی که معلم مؤلف نداشته باشیم نمی توانیم تغییری در سیر آموزش بچه ها داشته باشیم. قبول کنیم آدمی که می آید و معلم می شود و کسی که به وزارت خانه می رود به آموزش عالی می رود این را از ما یاد نگرفته که وقتی در آن منصب می نشیند یک کار اصولی انجام بدهد چون اصولی برای این درک نداشتیم. از میان یک میلیون دانش آموزی که در شهرستان آموزش و پرورش تهران وجود دارد شاید ده درصد آنها به مناصب دولتی برسند. یاد نگرفته اند بر اساس آموزشی که ما به آنها دادیم. همان بخشنامه ها را یاد گرفتند همان جایگاه دنبال مطالبه گری نرفتند چون ما به آنها یاد ندادیم و این به معلمان ما کماکان وارد است و ما باید بپذیریم . همیشه سر بودجه می آییم سر کلاس و نارضایتی خود را ابراز می کنیم ولی آیا شده بگوییم چند ساعت کار کنیم و نتیجه مثبت را خودمان خواهیم دید .

مدیر صدای معلم:

شما بیشتر من را تایید کردید تا از من انتقاد بکنید. نظر من با نظر شما مکمل است ولی با یک تعریف واژه دیگر. اعتقاد من بر این است که ما بیشتر به یک معلم متفکر و منتقد احتیاج داریم. تالیف به معنی جمع آوری ایده ها بدون این که تئوری یا ایده ای از آن ساطع بشود. معلمان مؤلف یا معلمانی که کتاب تالیف می کنند و می نویسند در آموزش و پرورش کم نداریم.

 

کوثری مهر:

منظور من معلم مؤلف صرفا تالیف کتاب نیست. معلم مؤلف یعنی این که از نظر من وقتی که من کتاب را درس می دهم باید خیلی راجع به آن اطلاع داشته باشم تا بروم سر کلاس و آن را تدریس کنم.

 

مدیر صدای معلم:

عنصر بی بدیل " تفکر " یک واژه به حاشیه کشیده شده و در انزوا در آموزش و پرورش ماست.

به نظر من  این فرهنگ سازمانی که خود معلمان بنشینند و در رابطه با کتاب های درسی فکر کنند و سپس آن را مورد نقد محتوایی قرار بدهند خیلی کم دیدم.

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش نخست

بخش دوم


آموزش و پرورش و رسانه و تشکل و فرسودگی و روزمرگی و جایگاه تفکر انتقادی

دوشنبه, 28 بهمن 1398 21:55 خوانده شده: 152 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
دانش اموز اسبق دکتر 1398/11/29 - 14:23
دکتر حسینی معتقده لازمه تفکر اینه که سرت رو از تو لاکت بیاری بیرون و حداقل در تفکر ورزی اهل ریسک کردن باشید.
پاسخ + 0 0 --
اردک میرزا 1398/11/30 - 06:57
سرت رو از لاکت بیاری بیرون ممنوع التدریس ت میکنم، حقوقت رو کات می کنم و .... تا خطوط قرمز رو رعایت کنی. عین بز برو درست رو بده بیا خونه ات و کاری با همکاری ما با مافیای کنکور و کمونیست ها و فروش مجوز موسسات و مدارس و دریافت ۲۰ ملیون برای ثبت نام و ... نداشته باش. فکر کردن ریشه تمام فلاکت های بشریست. بقول دکتر شریعتی اگر میخوای خوشبخت باشی حین خر بی خیال همه چیز باش و همیشه الکی خوش.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در مورد اجرای بخشنامه وزیر آموزش و پرورش مبنی بر لزوم انتخاب شبکه اجتماعی داخلی مناسب هر مدرسه ، شما خودتان کدام پیام رسان را ترجیح می دهید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور