صدای معلم

" شهین ایروانی " عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در نشست تخصصی بررسی " فلسفۀ ضمنی آموزش و پرورش ایران و نسبت آن با فلسفۀ تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران " :

زبان سند تحول بنیادین، مدرسه ای نیست !

صدای معلم منتشر می کند ؛

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست تخصصی  بررسی " فلسفۀ ضمنی آموزش و پرورش ایران و نسبت آن با فلسفۀ تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران " در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار گردید . میزبان این نشست شورای دانشجویی گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت  دانشگاه تهران بود .

دکتر « شهین ایروانی » عضو هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران به ارائه دیدگاه های خویش پرداخت .

« صدای معلم » بخش سوم سخنان و دیدگاه های این استاد دانشگاه را منتشر می کند .

آسیب شناسی سند تحول بنیادین

طولانی شدن فرایند تولید این سند آسیب هایی داشته و این که چرا این اتفاق می افتد من خدمتتان توضیح دادم ؛ همه این فرایندها طی شد بدون این که بدانیم که باز چه  باید کرد؟

 اتصال فلسفه ضمنی با فلسفه تربیت سند هم فقط در چرخش های تحول آفرین است. خود چرخش های تحول آفرین در جای دیگر متاسفانه  پیش از خودش انعکاس ندارد. در سال 1340  آقای خسرو مهندسی یک گزارشی را ترجمه کردند از شورای فرهنگ افغانستان .

کلمه فرهنگ یعنی آموزش و پرورش . سال چهل زمانی است که از نظر تاریخی پاکستان از هند جدا شده و حالا کشور پاکستان به رهبری محمدعلی جناح دارد سامان می گیرد و می خواستند آموزش و پرورش خاص خودشان را داشته باشند.

از ابتدا آرمان ها مدنظر است ولیکن نگارش، تلفیق وضعیت موجود و مطلوب با هم است. به هیچ وجه فلسفه به تنهایی نیست ، می گویند مجموعه مبانی نظری ولی در واقع آن چه که غلبه کاری دارد مبانی فلسفی است ، سایر مبانی خیلی محدود دیده شده است. مثلا در آن گزارش مشکلی که در چرخش ها است ، بحث حاکمیت سلایق یا در گزارشات قبلی ما هست که در سندش اصلا به این موارد توجهی نمی شود آنجا دقیقا توضیح می دهد که ما جامعه ای داریم که این ویژگی ها را دارد. مثلا عرق ملی در آن کم است ، منفعت گرایی بیشتر است پس ما در تعریف سیستم مان باید یک طوری سامان بدهیم که این اتفاق به دست آدم ها نیفتد یعنی از ابتدا تلفیق این دو را با هم دیگر داریم.

ما عملا با نوشتن این سند با این رویکرد این فرصت را از دست دادیم ولی از آن مهمتر آن چه که ما به عنوان فرهنگ آسیب رسان در نظام آموزشی یا فلسفه ضمنی یا عناصر فلسفه اجتماع داریم این است که ما به شدت زیاده خواهیم و کمتر کمال گرا هستیم.  هرگز یک معلم ضعیف از نظر شخصیت - دانش قابل جبران است - نمی تواند دانش آموز قوی تربیت کند .

نکته خیلی مهم آن است که آن ویژگی هایی که گزارش شده و ما هم در پژوهش ها به آن رسیدیم ، شما  این ویژگی ها را در متن سند می بینید . در سال 1290 اولین قانون اساسی معارف را داریم. اولین متنی که به عنوان اساسنامه وزارت آموزش و پرورش نوشته شده و در مجلس تصویب شده است. آنجا یک هدف تعیین کرده است. از آن به بعد روند کاهش ما روند افزایشی بوده است.

ما یک پایان نامه در بحث تربیت اخلاقی در مدارس کار کردیم و رفتیم سراغ هدف های سال 1379  که شورای عالی تصویب کرده بود . فقط در مقطع ابتدایی 33 هدف برای تربیت اخلاقی نوشته شده  بود فقط در یک مقطع. اگر شما سایر ابعاد را ببینید یک نظام آموزشی برای این که بخواهد در طی دوازده سال دانش آموز تربیت کند باید به چند هدف برسد. این کثرت خواهی حاکمیت " کمیت گرایی " است .

آسیب شناسی سند تحول بنیادین

یک ویژگی مهمی اقدام بوم برای رفع تمرکز گرایی است. جالب است سازمان تحولی به گونه ای طراحی شده که اصلا رویکرد، رویکرد تمرکزگرایانه است. یعنی موضوعش نظام آموزشی است و تنها نکته ای که من به آن رسیدم این بود که برای این که ما بتوانیم اصلاحات آموزشی را انجام بدهیم باید مدرسه را از نظام آموزشی جدا کنیم. شاید برای کسانی که زیر نظام ها و ساحت ها را مطالعه نکرده اند ، این محتوا و آن چه که باید لحاظ شود وظایف را ندیدند شاید این مطلب خیلی ملموس نباشد ولی نظام آموزشی ایران یک نظام بسیار عریض و طویل است و این راهنما یا رهنامه برای اصلاح نظام نوشته شده است و واقعیت این است که خود تصور نگاه تغییر به این بزرگی ناشی از همان رویکرد کمال گرایانه است که غلبه دارد.

 بحث من این است که در واقع سند تحول و حتی وجه فلسفی آن، خودش نمایانگر نمادهایی است که نشان دهنده غلبه فلسفه ضمنی بر سند است و به همین دلیل توضیح دادم اگر ما کمیت مداری، صورت گرایی، تقلیل گرایی و اقتدارگرایی را از نظام آموزشی مان جدا کنیم و اینها را نبینیم وقتی که داریم برنامه اصلاحی را تعریف می کنیم ؛ اینها برنامه های ما را مستحیل می کنند. یعنی اجازه کار نمی دهند و حالا این اتفاقی است که افتاده در حالی که اگر ما بتوانیم مدرسه را از نظام جدا بکنیم مدرسه ها خیلی محدود و کوچکند ، یک واحد کوچکند و با مسائل خیلی محدود خودشان.

خود سند نمی تواند به مدرسه بپردازد. چون ریشه هایش در این نظام خیلی قدیمی است مانع از این می شود که این اتفاق بیفتد. با نگاه به آن پیش فرض هایی که درباره انسان و آموزش وجود دارد من به این نتیجه رسیدم که ما چاره ای نداریم به جز این که سعی کنیم بدون تنش از این ویژگی ها کمی فاصله بگیریم. ما به شدت به آن آغشته ایم و روند آن هم روبه افزایش بوده ما چه داریم که بخواهیم از تغییر بگذریم چیزی نداریم. چاره ای نداریم که چنین اتفاقی بیفتد. از آن مهمتر آن چه که ما به عنوان فرهنگ آسیب رسان در نظام آموزشی یا فلسفه ضمنی یا عناصر فلسفه اجتماع داریم این است که ما به شدت زیاده خواهیم و کمتر کمال گرا هستیم.

مگر می توانید اقتدار را از این سیستم بردارید ؟ ولی شاید در مورد مدرسه بشود این کار را انجام داد. در نظر بگیرید که نظام آموزشی یک درخت قدیمی خیلی پر شاخ و برگ است که نمی شود با تبر هم زد در مقابل یک نهال، مدرسه آن نهال است.

رویکرد حداکثرنگری بوده و الان بحث دستور اصلاح دادند.

الآن از کجا باید آغاز کرد ؟

 سند برنامه ریزی درسی به نظر من خیلی توفیقش بیشتر است چون تکلیفش روشن است ، برنامه ریزی درسی است و چون مخاطبش مدرسه است مشکلش کمتر است. اما نظام مدیریتی واویلا !

 تامین منابع مالی !

 در این مجموعه مشکلاتی وجود دارند مانند فرهنگ اصلاحات .

 ما داریم تغییرات بزرگی در آموزش و پرورش می دهیم بدون این که خودمان بدانیم. اسمش را اصلاحات نمی گذاریم، رویکرد بازار و رقابت در برنامه زیرنظام تامین مالی ؛ اصلا شگفت زده می شوید به صراحت نوشته رقابت ! معیار ما هزینه سود است برای اینکه وقتی بحث تکلیف بودجه بندی را مشخص می کنند ، بحث تامین منابع مدارس را مشخص کنید و خودش هم نوشته که این رویکرد تامین منابع است که حتی هدف ها را هم مشخص می کند.

 الآن فرض کنید ما مدارس غیر دولتی را به رسمیت شناختیم ، بحث تنوع مدارس را قبول کردیم ؛ اینها همه تغییرات است و ما منتظریم که اصلاحات آموزشی سند بیاید و تحول بنیادین صورت بگیرد ؛ خوب تغییرات اتفاق می افتد ولی انگار وقتی ما آن را اراده می کنیم آن اصلاحات محسوب می شود یا تغییر محسوب می شود ولی چون قصد فقط حل مسئله است این اصلاحات محسوب نمی شود. خود این مفهوم هم درست روشن نمی شود.

ما از شورای دانشجویی تشکر می کنیم که این نشست ها را می گذارد. در جلسه ای که بحث خرید خدمت ها مطرح شد ، ما معلمانی داریم با حقوق ماهی پانصد تومان خدمتشان خریداری می شود به مبلغ پانصد هزار تومان در ماه. سالی یک بار یا شش ماه یک بار و بعد این معلم در آن مجموعه در آن روستاها و مناطق تعریف می شود به معلم پانصد تومانی و این معلم پانصد تومانی سر کلاس می رود و به بچه ها درس می دهد و بچه ها به آنها می گویند معلم پانصد تومانی !

 در روستایی وقتی فهمیدند معلم خرید خدمت هست و پانصد تومانی است از آن روستا بیرونش کردند و گفتند ما معلم پانصد تومانی نمی خواهیم !

 این اتفاقاتی است که دارد نظام آموزشی ما را تعریف می کند . تغییر می دهد و ما هنوز منتظریم که سند تحول بنیادین بیاید و تغییر بنیادین ایجاد بکند.

 عنصر زبان سند که واقعا  بعد از این که متوجه شدم نشستم و فکر کردم که چه پیشنهادی می شود داد ؟

در مورد رویکرد حداکثری تا جایی که به وظیفه مربوط نمی شود و می شود کاری انجام داد این است که شما باید فقط یک برنامه را دنبال کنید.

آسیب شناسی سند تحول بنیادین

 پیشنهاد من این است که مدرسه را از نظام آموزشی جدا کنیم. کاری که اداره کل شهر تهران انجام داده مدارس داوطلب را پیدا کرده و بعضی از آنها هم مدارس دولتی هستند و مدارس غیر دولتی در آنها نیست و این فاکتور خیلی مهمی است ؛ اینها نمی دانستد که آنها چه بکنند و ما به این نتیجه رسیدیم که ما می توانیم روی ساحت ها تمرکز بکنیم من با خودم گفتم ببینم از ساحت ها چه در می آید ؟

 من توانستم دو فاکتور و دو مولفه را از ساحت ها به صورت زنجیره وار نسبت به هم همه ساحت ها را ببینم. یکی می تواند توجه به فردیت دانش آموز و لاجرم تربیت معلم باشد. بحث معلم در این مجموعه واقعا ضعیف است.

من این را از روی تجربه به شما می گویم.

 هرگز یک معلم ضعیف از نظر شخصیت - دانش قابل جبران است - نمی تواند دانش آموز قوی تربیت کند .

نظام آموزشی با آن رویکرد تمرکزگرا و اقتدارگراو  با رفتاری که با معلم کرد ، معلم را به حاشیه برد و عملا معلم را تضعیف کرد و تضعیف معلم تضعیف دانش آموز را به دنبال می آورد.

بنابراین وقتی رشد فردیت می گوییم ، توجه به فردیت می گوییم که با هدف و تعریف سند تحول کاملا همسویی دارد چون سند روی هویت خیلی تاکید می کند. این در تمام ساحت ها به یک شکل آمده است . به نظر می رسد این می تواند برای مدرسه بسته بشود.

یک مولفه دیگر بحث پیوند دادن بین محتوا و زندگی روزمره است. این را هم در تمام ساحت ها می توانید پیدا بکنید.

همه ی نظام آموزشی برای این است که مدرسه باشد و مدرسه کار آموزش را انجام بدهد. زبان سند تحول، مدرسه ای نیست.

در ادبیات این مجموعه چند بار نام دانش آموز برده شده است ؟

چند بار نام انسان برده شده و  چند بار نام مدرسه برده شده است ؟

 چند بار نام تربیت برده شده است ؟ اینها همه زبان انتزاعی هستند .

 برای این که ما بتوانیم اصلاحات آموزشی را انجام بدهیم باید مدرسه را از نظام آموزشی جدا کنیم.زبان مدرسه نیست !

مدرسه نهادی است که باید اصلاح بشود. همه آن تلاش ها برای این است. ولی خود مدرسه در این مجموعه ردش خیلی قوی نیست. به همین دلیل هم نمی دانند چطور آن را اجرایی اش بکنند. موضوع این نیست که ما به عنوان متخصص چقدر قبول داریم که این سند گویای همه نیازها بوده خواه اسلامی  ، توسعه بر هر حوزه دیگری.

مسئله اصلی این است که این مجموعه به دلیل انتخاب نوع زبان ، به دلیل نوع موضوعاتی که در آن متمرکز شده و آن رویکرد نظری که اتخاذ کرده است مشکلاتی دارد . من نمی توانم انکار کنم اگر بخواهم سه سند تولیدی را با هم مقایسه کنم. سند اول شورای عالی انقلاب فرهنگی سال 1367 مصوب و منتشر کرد یک فصل دارد ویژه مسائل وضعیت موجود آموزش و پرورش قبل از این که به حوزه تربیت اسلامی برسد.

بعد که آقای دکتر باقری نوشته اند که کاملا نظری است به جز بخش آخرش که پیوندی با بخش های قبلی ندارد کاملا بحث نظری است .

 من نمی توانم بگویم که این سند اصلا !،به خصوص که به فلسفه رسمی که می رسد ما بین آنها اشاراتی می بینید ولی کارا نیست و عمیق نیست، اشاراتی است.

من نگاه داشتم به وضعیت موجود ولی ما خیلی تصریح نکردیم. مثلا الآن پایان نامه هایی که داریم و صحت هویت وقتی به داخل سند می روند اشاره شده پرداخته شده ولی دقیق نیست.

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش دوم

بخش اول


آسیب شناسی سند تحول بنیادین

یکشنبه, 15 دی 1398 16:21 خوانده شده: 155 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/10/16 - 11:25
واقعا از .... انتظار چه تحولی می توانیم داشته باشیم؟ فقط صحبت و حرف ....
سند در ملحفه ای از ایدئولوژی پوشانده شده است.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1398/10/23 - 20:37
اساسنامه بی اساس آموزش و پرورش

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

رویکرد و عملکرد " نهاد گزینش " در آموزش و پرورش را تا چه میزان در مسیر سالم‌سازی نظام اداری و عدالت استخدامی ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور