صدای معلم

« یدالله سعید نیا » مؤسس اولین مدرسه انسان گرای ایران و مدرس بین المللی روش آموزشی در سمینار تخصصی « شناخت روش آموزش فنلاندی » :

سیستم ما معلم توانمند تولید نمی کند ! ما در ایران استاد مسابقه هستیم ! در نظام آموزشی فنلاند چیزی به نام " بازرسی " وجود ندارد ؛ مبنا اعتماد متقابل است ؛ در فنلاند هر دانش آموزی حق دارد در مورد دین خود درس داشته باشد

گزارشگر : نرگس کارگری

گروه گزارش/

سمینار تخصصی « شناخت روش آموزش فنلاندی » برای نخستین بار در اصفهان در تاریخ 14 آذر 98  توسط « یدالله سعید نیا » ( 1 ) برگزار گردید .

« صدای معلم » بخش دوم سخنان آقای سعیدنیا را در اختیار مخاطبان قرار می دهد .

 مصاحبه ی کوتاهی نیز با سخنران این سمینار انجام شد که در پایان ارائه شده است.

 

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

در فنلاند تکیف نداریم. واقعیت این است که تکلیف وجود دارد ولی خیل کم است. صحبتی که با دانش آموزان دبیرستانی داشتم ، مدت زمان انجام تکالیف را ده دقیقه بیان کرد و در طول هفته حداکثر 20 دقیقه است و بیشتر نمی شود. در مقاطع پیش دبستان و دبستان که بسیار کمتر است. ممکن است در مقاطع دبیرستان و بالاخص دو سال آخر یک سری تکلیف داده شود.

این که تکلیف نیست و بچه خودش دنبال تمرین و فعالیت برود ، فرق دارد. بچه  در دوره ی دبیرستان خودشان به من گفتند که ما روزی 2 تا 3 ساعت درس می خوانیم . این را به عنوان تکلیف انجام نمی دهند. آن ها چون می خواهند پیشرفت کنند ، خودشان درس می خوانند.  از یک مدیر دبیرستان پرسیدم ، گفت عملا ما اینجا هیچ تکلیفی نداریم. به این معناست که بچه ها خودشان تشخیص می دهند که باید بیشتر تلاش کنند . بچه های دبیرستان چون تا این مقطع به هدفی رسیده اند ، برایشان میزان تلاش مهم است. این که می خواهند چه رشته ای قبول شوند و رشته ی خاصی مدنظرشان هست و برای آن درس می خوانند. یک موضوع دیگری که در مدارس فنلاند و حتی دبیرستان های آن ها مهم است ، بازی ست. تأکید دارند که بچه ها باید وقت کافی برای بازی کردن داشته باشند. میزان ساعت هایی که در مدرسه هستند خیلی کم است و کمترین میزان  مجموع ساعت های حضور در مدرسه را دارند.  این که کشوری بتواند با این میزان ساعت کم ، مؤثرترین و فعال ترین سیستم آموزش را داشته باشد عجیب است. 

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

من معتقدم که معلمان ما ، مخصوصا در دوره های بالاتر ، کلا وقت بچه ها را هدر می دهند. خودم هم معلمم و با این مسئله درگیر بودم و برای فرزند خویش هم می بینم. چند مثال کوچک برایتان می زنم. یکی این که مرتب سر کلاس امتحان می گیریم. مثلا هفته ای یکبار ، یا دو بار می گوییم امتحان . بعد هم همان جا می نشینیم و تصحیح می کنیم. بچه ها مشغول باشید تا من برگه هایتان را تصحیح کنم و به شما بدهم ! اینکه می گویند ایرانی ها باهوش ترین مردم دنیا هستند هم صحیح نیست. چینی ها در رتبه 106 هستند و ما در رتبه ی 82 .

خیلی از اوقات بچه ها  می گویند ، معلمان وقتی برگه ها را تصحیح می کنند از ما می پرسند ، برای نمره ات اعتراضی نداری و با بحث در این مورد ، کل وقت دانش آموزان گرفته می شود. این چه کاری هست که ما می کنیم؟ خیلی از این کارها وقت تلف کردن های الکی ست. تازه همان موقع هم که درس می دهیم ، وقت بچه ها را می گیریم. مثلا عین همان چیزی که در کتاب نوشته را برای بچه ها ی خوانیم و توضیح می دهیم. دانش آموز سواد دارد. خودش آن را می خواند. اگر ما می خواهیم چیزی به به آن مطلب اضافه کنیم این کار را انجام دهیم ، وگرنه بیهوده وقت بچه ها را نگیریم. واقعا بخش زیادی از وقت بچه ها برای درس هایی چون تاریخ و جغرافی و دینی هدر می رود. متن درس را خود دانش آموز می خواند. اگر می خواهید ببینید دانش اموز خوانده و فهمیده است ، حداقل پنج سؤال مفهومی طرح کنید که مجبور شود خودش 2 یا 3 بار با دقت بخواند.

سؤالاتی هم که طرح می کنیم مزخرف است. سؤالاتی که کلیدی اند و با علامت و نشانه پیدا می شوند. دانش آموز هم به کلمات کلیدی و حفظ کردن عادت کرده است.

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

اگر این زمان های اضافه را کم کنیم می بینیم که بچه های ما کمتر از فنلاندی ها درس می خوانند. آن ها فقط برنامه ریزی دارند. یک ثانیه هم وقت بچه ها را تلف نمی کنند. زمان شروع و پایان  روزهای هفته مدارس با هم یکسان نیستند. هر مدرسه خودش تعیین می کند که چه برنامه ای داشته باشد. مثلا امروز می گویند بچه های کلاس دوم ساعت 9 بیایند. بقیه ساعت 8 مدرسه باشند. یا همه مدارس این منطقه ساعت نه و نیم بیایند. با مقتضیات شرایط مردمشان زمان را تنظیم می کنند. چه دلیلی دارد که همه با هم شروع کنند و همه با هم تمام کنند. این چه آورده ای دارد؟ تازه در این چهار ساعت ، یک ساعت را هم ناهار می خورند. غیر از آن هم به زنگ های تفریح بسیار اهمیت می دهند. یعنی زنگ تفریح باید همه به حیاط بروند و بازی کنند. بازی اجباری ست. حتی اگر سنگ از آسمان ببارد . فنلاند کشور بسیار سردی ست. یک اصطلاحی دارند که می گویند :

" ما هوای خوب و بد نداریم ، لباس خوب و بد داریم ".

 در فنلاند فرض کلی بر آن است که همه باید با هم درس بخوانند. چیزی به اسم مدارس تیزهوشان یا استثنایی ندارند.اگر از درخت بالا می روند ، از آن ها می پرسیم که از آن بالا چه دیدی؟ در دبستان از هر موقعیتی برای آموزش استفاده می کنند.

هر مدرسه یک مسئول آموزش های خاص برای بچه های خاص دارد. خدمات اجتماعی که این قدر اهمیت دارد. در کنار فعالیت های جاری مدرسه ، در عمل چگونه پیاده می شود ؟ فرهنگی ایجاد کرده اند که اعضای مدرسه خودشان را مسئول می دانند. حتی معلمی که در کلاس است ، خودش شاید هیچ یک از آن وظایف را انجام ندهد ولی حداقل جنبه های تشخیصی آن برایش خیلی مهم است. مثلا از کجا بفهمیم که دانش آموز نیاز به آموزش های خاص دارد.

من جمله خدمات اجتماعی ، ایجاد مدرسه امن است.  شاخص هایی که محیط مدرسه را برای بچه ها امن می کند ، بیشتر جنبه های فیزیکی دارد.

دیگر خدمت اجتماعی ، جامعه ی روانی مدرسه است که ای کاش این موضوع را همه ی ما در مدارس در نظر بگیریم ، مسئله زورگویی ست ؛ ما فکر می کنیم که اگر به عنوان یک معلم به بچه فحش نمی دهیم ، اذیتش نمی کنیم ، تنبیه و توهین نمی کنیم ، محیط امنی برایش ایجاد کرده ایم. فرض کنیم معلم خوب ولی بچه ها با یکدیگر چه ؟ آمار وحشتناکی وجود دارد که بچه ها به یکدیگر زورگویی دارند. برخی از این زورگویی ها جنبه فیزیکی دارد و برخی جنبه روانی. گروه هایی تشکیل می دهند و بقیه را  اذیت می کنند. برایشان جوک درست می کنند. لقب می گذارند. طردشان می کنند. بایکوت شان می کنند و مدرسه از این موضوع غافل است که بچه ها چه می کنند. معلم ما باید در این زمینه توانمند باشد ولی چون سیستم ما معلم توانمند تولید نمی کند ، نمی تواند در این مورد صحیح حرکت کند.

حمایت های روزانه از دانش آموزان خدمت اجتماعی ست. فرهنگ نوع دوستی و حمایت از دانش آموزانی که به کمک اضافه نیاز دارند. نوع دوستی را نمی توان با یک پکیج جدا درس داد . نوع دوستی فرآیندی ست که در طول مدرسه ، صبح تا شب با آن برخورد می کند. در بین دوستانشان و در میان فرهنگ خانواده هایشان و در عین حال در درس هایشان هم ببیند. مداخله ی زود هنگام نه این است که بگذاریم بیماری بیاید ، بعد درمان کنیم . بلکه باید شاخک های معلم ها آنقدر تیز باشد که به محض آن که مسئله ای هست گزارش دهد. بلافاصله اقدام شود. منظور از زود هنگام عمل کردن ، بهتان زدن به دانش آموز نیست. مثلا من حس می کنم تو معتاد شده ای ....

یعنی این که سریع برایتان مسئله شود. تک تک دانش آموزان باید برای شما اهمیت داشته باشند. معلم ها خواهشا دانش اموزان را روانشناسی نکنند و انگ به آن ها نزنند. قبلا می گفتند دانش آموز تُخس است . امروز فحش می دهند که پیش فعال است. این وظیفه ی شما نیست . ممکن است حس کنید مشکلی وجود دارد ولی باید او را ارجاع دهید. پیش فعالی یا زود رنجی یا دیر آموزی بچه ها را شما تشخیص نمی دهید.

( تیم خدمات اجتماعی شامل ناظم مدرسه ، معلم آموزش های خاص ، پرستار ( هر مدرسه یک پرستار باید داشته باشد )  ، روانشناس مدرسه ، مددکار اجتماعی و مشاور دانش آموز. اگر این زمان های اضافه را کم کنیم می بینیم که بچه های ما کمتر از فنلاندی ها درس می خوانند. آن ها فقط برنامه ریزی دارند.

هیچ کدام از اینها معلم های مدرسه نیستند و تدریس نمی کنند. هر مدرسه ای در فنلاند از کوچک و بزرگ این تیم را دارد. جز معلم آموزش های خاص که می تواند بین دو مدرسه مشترک باشد.

مدارس در فنلاند زیر نظر شهرداری هاست ؛ در نتیجه فضای فیزیکی مدارس کوچک نیستند. مدرسه 100 نفره در ایران نمی تواند تیم متخصص بیاورد ولی مدارس 300 نفره بخشی از این تخصص ها را دارد و برایش معنا پیدا می کند. در فنلاند اینگونه نیست. مشاور مدرسه ، مسائل ساده را در مدرسه بررسی می کند. مانند نحوه ی دوستی بچه ها با هم . روانشناس مدرسه مسائل پیچیده تر را کنترل می کند. مانند افسردگی . کلا مشاغل در فنلاند تخصصی هستند.

تیم اجتماعی در طراحی آموزش مشارکت دارد. از ایده های آن ها حتما استفاده می شود. این تیم می تواند جزیی از یک تیم طراحی مدرسه  هم باشد. در فنلاند همه چیز بر پایه ی حمایت است. بازرسی و بررسی وجود ندارد. کسی بررسی نمی کند که تو خوبی یا بد . یکی از دلایل آن اعتماد متقابل است. ولی آیا می شود به همه اعتماد کرد؟ باید یک رفتاری انجام شود که بتوان با آن اعتماد را ایجاد کرد. چرا این اعتماد آنجا جواب می دهد؟ یکی از دلایلش این است که معلم کارآمد است . اینجا باید برای کمک و حمایت از معلم بازرسی بروند تا توانمند شود. ما انسان ها را متناسب با میزان رشدشان آزادی می دهیم. چون ما سیستمی نداریم که این قدر رشد را آموزش داده باشد  ، نمی تواینم این کار را انجام دهیم.

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

این طور هم نیست که اگر بازرسی نیست ، اصلا گزارشی هم نیست. خودشان گزارش پُر می کنند و می فرستند. اگر به هر دلیلی اعتراض اولیا و یا مشکلی هست وارد می شوند. ولی نه برای مُچ گیری. مثلا معلمی سطح ریاضی دانش آموزانش پایین آمده است. آنجا آزمون های ملی وجود ندارد. اما به صورت رندوم آزمون هایی طراحی می کننند و در چند مدرسه ارسال می کنند. بعد از برگزاری موردی ببینند آن معلم را دعوت می کنند و به وی می گویند سطح امتیاز ریاضی شما از استاندارد کمتر است. (با دیگران مقایسه نمی کنند). چه کمکی می توانیم به شما داشته باشیم. معلم موظف می شود طرحی بیاورد تا بررسی شود و برای حل مشکل امکانات و پول به معلم داده می شود تا مورد با همکاری هم حل شود.

یکی از ارزش ها در فنلاند، توسعه درک و پذیرش چند فرهنگی ست. یکی از طرح هایی هم که دارند ، طرح چند فرهنگی ست. چون از فرهنگ های مختلف آنجا زندگی می کنند و می گویند اگر دوست داشتید اجرا کنید. طرحی حمایتی ست نه اجباری.

برای ادیان مختلف ، توصیه ها و محتوایی تهیه شده است که اگر مثلا در مدرسه دو دانش آموز مسلمان دارید ، استفاده شود. آنجا هر بچه ای حق دارد که در مورد دین خود درس داشته باشد. اگر در یک مدرسه بیش از یک دین داشته باشند ، برای آن یک معلم اختصاص می دهند و کلی هم هزینه برای شهرداری دارد. اگر از سه نفر کمتر بود ، مدرسه حق دارد که با مدرسه های مجاور برای آن درس کلاس برگزار کند.  هزینه ی رفت و آمد هم با خود مدرسه است. تمام این امکانات را شهرداری در اختیار مدرسه می گذارد.

معلم اگر در زمینه ای درخواست حمایت کند ، حتما حمایت می شود. یکی از چیزهایی که به طور خاص در کل دنیا و من جمله فنلاند با آن مخالفند و نمی دانم چه کسی آن را در ایران باب کرد ، این است که معلم موضوعی در ابتدایی ندارند. این که یک معلم ریاضی ، یک معلم فارسی و ... در یک پایه درس دهند. دانش آموز ابتدایی باید در یک پایه یک معلم داشته باشد. قرار نیست در ابتدایی به دانش اموزان تخصص آموزش داده شود که معلم تخصصی وجود داشته باشد. فقط ممکن است معلم هنر و موسیقی جدا باشد و یا معلم دین متفاوت باشد. آن هم در موارد خاص.  الزامی هم نیست که معلم یک پایه با دانش آموزان خود به پایه ی بالاتر برود. این بستگی به نظر مدرسه دارد.

در همان 4 تا 5 ساعت که درس می خوانند ، همه ی دانش آموزان سه تا زبان یاد می گیرند. نمی دانم چطوری یاد می گیرند ولی نقش زبان برایشان اهمیت زیادی دارد. زبان چهارم را هم برخی دانش آموزان می توانند بخوانند. برای زبان دوم ، اگر کسی زبان انگلیسی بداند ، ولی نتواند به آن زبان آزمون دهد ، به زبانی که مسلط است از وی آزمون می گیرند. حتی برای یک دانش آموز معلم می گذارند که سه تا 4 ماه و بیشتر با این دانش آموز زبان مورد تدریس را همراهی کند. از دانش آموز هزینه هم نمی گیرند. برای مهاجران این مورد قابل حل است. هر موقع از سال باشد این حمایت صورت می گیرد. آن قدر با وی کار می کنند تا جذب مدرسه شود. نمی ارزد را آن ها متوجه نمی شوند. آن ها به تک تک افراد احترام می گذارند و توجهات فردی را در نظر می گیرند. یک سری مشاورهای خاص دارند . برای ورودی های خاص که وی را با محیط و شرایط آشنا کنند.

در بحث آموزش تلفیقی خصوصا در پایه های پایین تر خیلی موفق بوده اند. آموزش مبتنی بر پدیده که بچه ها با پدیده های طبیعی مواجه می شوند. مثلا اگر قرار است امروز راجع به گربه صحبت کنند ، معلم خوب خود پدیدده که اینجا گربه است را پیش رو قرار می دهد. برخی مواقع خود پدیده می آید .مثل بارانی که قرار است فردا ببارد. بهتر است حالا که بچه درگیر آن است از این انرژی استفاده شود و از آن در امر آموزش بهره گیرید. بچه ها را متناسب با وقایع آموزش می دهند. پدیده های اجتماعی هم می تواند موضوع آموزش باشد.

در جامعه یاد گیرنده ، دانش تولید می شود و به اشتراک گذاشته می شود . اینکه معلم ها خودشان تولید کننده های دانش باشند مستلزم روحیه ی کار گروهی ست.

از واحد هایی که بچه ها باید بگذرانند ، زبان و ادبیات است. هر درسی 35 ساعت (زنگ) است.

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

جغرافی و زیست شناسی و فیزیک و شیمی و سلامت را در دبستان جزو درس مطالعات محیطی می خوانند. برخی کشور ها درس دین ندارند ولی برای سایر کشور ها تدریس می کنند. خودشان اخلاق آموزش می دهند. اقتصاد خانه درس بسیار مهمی ست که برای آن سرمایه گذاری خیلی خوبی می شود. آشپزخانه های بسیار شیک و بزرگی دارند که دختر و پسر در آن واحدهای درسی خود را می گذرانند. فنلاندی ها انسان های مستقلی هستند. هر کس باید بتواند مهارت آشپزی و خانه داری را برای زندگی مطلوب بلد باشد.

45 درصد هنر های کاربردی و 64 درصد زبان و 20 درصد تربیت بدنی اهم واحدهای ارائه شده است که در کل سیلابس درسی آن ها اهمیت زیادی دارد. ریاضی و ادبیات در رتبه های بعدی هستند. فنلاندی ها اهل ورزش اند. حتی در هوای بسیار سرد آنجا زیاد ورزش می کنند.

این تصور غلط است که آموزش زبان دوم را منوط به سن و دوره ی خاصی می کنیم. در فنلاند زبان انگلیسی را از بدو تولد یاد می گیرند و در مدرسه نوشتنش را می آموزند. مرزی بین کی شروع کردن نیست. بعد از سه سالگی هم زبان مادری را بلد است و هم زبان دوم. زبان اول و دوم هم به خاطر زمان خواندن و نوشتن است. ما فکر می کنیم که بچه ها باید به یک سطحی برسند تا زبان دوم را شروع کنند . مثلا آخر کلاس اول خواندن و نوشتن زبان انگلیسی را شروع می کنند و از سال سوم زبان دوم را شروع  می کنند وگرنه خواندن و نوشتن را از همان اول شروع می کنند و مشکلی پیش نمی آید . تحقبقات نشان می دهد که اختلالی ایجاد نمی کند. می توانید تحقیق کنید . الان همه علم دارند و نباید ادعای الکی داشت. بچه هایی که می خواهند دو یا حتی سه زبان را آشنا شوند اینها مشکلی در بزرگسالی ندارند . جدای از اینکه سه زبان را یاد می گیرند. اینها توسعه ی شناختی بیشتری دارند . یعنی توانمندی ذهنی آن ها بیشتر است. زمان زبان باز کردن ممکن است کمی دیرتر شود. فقط این تأثیر منفی را توانستند پیدا کنند. یعنی اگر یک زبان باشد ، مثلا دو سالگی زبان باز می کند و اگر 2 زبان باشد سه سالگی زبانش باز می شود. ولی از نظر یادگیری هیچ مشکلی برایش پیش نمی آید. ما یک زبان دوم داریم ، یک زبان خارجی . زبان دوم ، زبانی ست که مثل زبان اصلی حرف می زنید و با آن فکر می کنید. ولی زبان خارجی ، زبانی ست که نمی توانیم با آن فکر کنیم و فقط با آن کاری را انجام می دهیم و متن می خوانیم. کارهای روزانه را با ان انجام می دهیم وقتی این زبان را از 8 یا 9 سالگی شروع کنیم ، همین می شود.

هیچ نوع مسابقه و آزمون های خاصی آنجا وجود ندارد. مسابقات ورزشی هست ولی در سطح کلوپ برای بچه های بزرگتر که به عنوان یک فعالیت اجتماعی نه فعالیت مدرسه ای محسوب می شود.

ولی ما در ایران کلا استاد مسابقه هستیم !

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

اصلا روش آموزش را مبنایش را مسابقه گذاشته ایم. مثالی می زنم. سازمانی به ما پیشنهاد دادند که برای صرفه جویی در مصرف آب در مدرسه چگونه آموزش دهیم؟ وقتی ما رفتیم و صحبت کردیم. گفتیم شما تاکنون چه فعالیت هایی را انجام داده اید؟ گفتند : مسابقه ی نقاشی گذاشتیم. اولین کار فرهنگی را مسابقه می دانیم. در این مسابقات برترین ها را انتخاب می کنیم . پرسیدم این برترین ها چند نفرند؟ گفتند : 20 نفر . گفتیم چند نفر شرکت کردند ؟ گفتند 600 نفر. گفتم فکر می کنید آن نفراتی که اسمشان چاپ نشد حس مثبتی نسبت به مصرف آب پیدا کردند. فقط به برنده ها فکر می کنیم و بقیه را در سطل زباله می ریزم. این مسابقات همه مضرند. هیچ کدام به عشق به یادگیر کمک نمی کند. مسابقات کانگورو در دنیا مسابقه نیست. کانگورو یک جشنواره ریاضی است. استرالیا برا اینکه علاقه مردم به ریاضی بیشتر شود روزی را برای این موضوع اختصاص داده است. ولی ببینید ما با آن چه کردیم.

در دوره ی ابتدایی بچه ها بیشتر روش ها و ابزار های یادگیری را می آموزند. در پایه های بالاتر دانش را می فهمند. اینکه می گویند ریاضیات ما در دنیا بالاتر است ، در آزمون تیمز که این  امتیاز را نداریم. اینکه می گویند ایرانی ها باهوش ترین مردم دنیا هستند هم صحیح نیست. چینی ها در رتبه 106 هستند و ما در رتبه ی 82 . در فنلاند زبان انگلیسی را از بدو تولد یاد می گیرند و در مدرسه نوشتنش را می آموزند.

در فنلاند فرض کلی بر آن است که همه باید با هم درس بخوانند. چیزی به اسم مدارس تیزهوشان یا استثنایی ندارند. بسته به شرایط بچه از وی و معلمش حمایت می شود. برخی دروس را با معلم آموزش های خاص می گذرانند. ناشنوا و نابینا هم در همان کلاس ولی با کمک کار خاص آموزش های حمایتی را دریافت می کند. اگر وضعیت دانش آموز به نحوی باشد که معلول به حساب بیاید ، آن ها در بیمارستان آموزشی همراه با درمان آموزش لازم را به وی ارائه می دهند.

در مدرسه ای که با نام رها خودمان تأسیس کردیم، فکر می کردیم فنلاند را پشت سر می گذاریم. مدرسه ای که بتوان همه دانش آموزان را با هر شرایطی ثبت نام کرد. بچه های اتیسم را هم ثبت نام کردیم. بعد از مدتی دیدم ما از عهده ی این ها بر نمی آییم. بچه ها داغون و اعصاب های ما خرد شد. فنلاند امکاناتش را دارد. نیروهای خاص خودش را هم دارد. ما نمی تواینم با این شرایط و بلد هم نیستیم که بخواهیم ادعای توانستن داشته باشیم. آن ها تدبیرات خاصی برای این موضوعات دارند.

 

( 1 ) متخصص سیستم های پیشرو فنلاندی ، عضو شورای تألیف کتب درسی ، راهبر تیم مدل آموزشی مؤسسه سلام و مفید ، مؤسس اولین مدرسه انسان گرای ایران و مدرس بین المللی روش آموزشی

پیاده سازی و ویرایش : نرگس کارگری

ادامه دارد

بخش اول


مقایسه تطبیقی نظام آموزشی فنلاند و آموزش و پرورش ایران و سیستم بازرسی و آموزش دین در مدارس

پنج شنبه, 05 دی 1398 21:41 خوانده شده: 347 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +2 0 --
رضایی 1398/10/05 - 23:33
بله
در فنلاند دزدی و فساد و اختلاس نمی شود.
معلمان فنلاند دلسرد نیستند.
در آنجا حقوق معلم را بوق و کرنا نمی کنند و به موسم انتخابات حواله نمی کنند.
و.......
در نتیجه کشورشان پیشرفت می کند.
پاسخ + +2 0 --
دانش آموز دکتر حسینی 1398/10/06 - 06:45
در ایران معلم توانمندتر از معلمان فنلاندی هم داریم منتها این نوع معلمان رو به حاشیه می رانند و اجازه کار و خدمت به آنها نمیدهند.....
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1398/10/06 - 08:50
دمشون گرم
یاد جمله معروف سید جمال افتادم
در غرب ....دیدم اما....ندیدم و در شرق .... اما...ندیدم
پاسخ + 0 0 --
مدرس آزاد 1398/10/07 - 14:05
مسلمان - اسلام - اسلام - مسلمان
در ضمن فکر کنم این جمله نقلی از او منسوب به ایشان باشد تا مکتوب و ثبتی.

اگر سید جمال می‌خواست استاد معارف دانشگاه باشد قطعاً حق شرکت در آزمون نهاد رهبری را نداشت چون مجرد بود

رحمت خدا بر او باد، چه اشک آور است آخرین نامه او.

او برای میرزای شیرازی نامه ای نوشت و او میرزا را به عنوان قطب اجتهاد شیعه، توصیه به حرکت نمود .... و یکی از مواردی که به آن اشاره کرد موضوع تنباکو بود؛ گویند میرزای شیرازی تحت تأثیر قرار گرفت و تنباکو را تحریم کرد و ...سلام بر این مجرد شریف و یکلفونه ما لا یطیق
بار الهی! قوانین ما و خواص ما و عوام ما را از توهّم دور کن؛ که سرمه چشم و نمک طعام بی ارزش است تا دولت صاحب الزمان(عج).
پاسخ + +2 0 --
آرش 1398/10/06 - 14:34
بازرسی اداره ما فقط و فقط به دنبال این است که روزهای بین التعطیل که معمولا مدارس شبانه روزی دانش آموزان به مدرسه میآیند دبیران حتما حضور داشته باشند. تا به حال حتی یک بار یک نفر به نگفته طرح درس داری یا نه!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

رویکرد و عملکرد " نهاد گزینش " در آموزش و پرورش را تا چه میزان در مسیر سالم‌سازی نظام اداری و عدالت استخدامی ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

سرویس مدارس

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور