صدای معلم

" نخستین تاثیر تجربه این است که آدمی را از توهمات و مفاهیم غلط که در جوانی در ذهن جای گرفته رها می کند. البته بهترین نوع تربیت، ایمن ساختن انسان ها در جوانی در برابر این گونه توهمات است. این تربیت اگر چه صرفا هدفی سلبی دارد گاهی بس دشوار است "

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر " شوپنهاور "

عبدالله افراسیابی / همکار صدای معلم

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر آرتور شوپنهاور

تکوین شخصیت و چگونگی و میزان آن در انسان از کودکی تا میان سالی و پیری مختلف است. متخصصان فن تربیت و روان شناسان هر کدام از دیدگاه خویش اظهار نظر کرده اند. در این میان، آرتور شوپنهاور فیلسوف بلندپایه و مشهور آلمانی که در روان کاوی دستی داشته و نظرات مفید و قابل توجهی را مطرح ساخته است علی رغم آن که وی را فیلسوف و روان شناس بدبین و درون گرا دانسته اند و چنین پنداشته اند که شوپنهاور منفی باف و معتقد به غلبه جبری شر بر خیر بوده است مع الوصف با عنایت به مطالبی که ذیلا خواهد آمد بایستی او را یک اندیشمند و محقق واقع گرا ، تجربی، محاسبه گر، مدقق و موثر بر فیلسوفان و روان شناسان زمان خویش و حتی سال های بعد قلمداد نمود. نیچه، واگنر، فروید، سارتر، توماس مان،  وینگنشتاین و ... از او تاثیر پذیرفته اند. برخی حتی این چنین نظر داده اند که وی حتی پیش از فروید و نیچه پدر روان شناسی مدرن می باشد.

شوپنهاور عمده دلواپسی ها و نگرانی های خود را پنهان نساخته و رک و پوست کنده سخن می گفت و از سطحی نگری و شعارهای واهی و مدینه فاضله پوچ و توهم آمیز و خوشبختی و سعادت دروغین و به اصطلاح هپروتی و رویایی و بدون مبنا پرهیز داشت. چاپلوسی و ظاهرسازی و سیاه نمایی در قاموس فکری و دستگاه فلسفی و روان شناختی وی جایی نداشت. این جمله از اوست که "آسایش و رنج ما در غایت وابسته به این است که فکرمان از چه چیز آکنده و به چه چیز مشغول است. "

به طور کلی هر مشغولیت فکری برای ذهنی که توانایی آن را داشته باشد بسیار مفیدتر از زندگی واقعی با توالی مداوم موفقیت ها و شکست ها و ضربه ها و آفات است. البته این مستلزم استعدادهای ذهنی بیشتر است. نباید سعادت زندگی را بر پایه زیربنایی وسیع که شامل توقعات بسیار است بنا کرد، زیرا در این صورت همه چیز به آسانی فرو می ریزد. علت این است که چنین نحوه ای از زندگی امکان وقوع حوادث ناگوار را افزایش می دهد و ممکن نیست این حوادث رخ ندهند. پایین آوردن توقعات متناسب با امکانات (از هر نوع که باشند) مطمئن ترین راه برای پرهیز از بدبختی است. اگر بخواهیم وضع کسی را از حیث سعادت ارزیابی کنیم نباید آنچه را که موجب لذت او می شود بجوییم بلکه باید بپرسیم چه چیز او را اندوهگین می کند زیرا هر چه مایه اندوه ناچیزتر باشد شخص خوشبخت تر است. (در باب حکمت زندگی) در جوانی، مشاهده غالب است  و در پیری تفکر. از این رو جوانی دوران شعر است و پیری زمان فلسفه.

شوپنهاور به این جمله ارسطو می پردازد که "هدف خویش را صرفا لذت ها و راحتی های زندگی قرار ندهیم بلکه تا آنجا که ممکن است از مصیبت های زندگی بگریزیم. " سپس به این موضوع از قول "ولتر" اشاره می کند " سعادت رویایی بیش نیست اما رنج واقعیت دارد."

در کتاب  « در باب حکمت زندگی » اثر آرتور شوپنهاور ترجمه محمد مبشری می خوانیم : " کسی که رنج نکشیده باشد تربیت نشده است." در همه اموری که مربوط به مسیر زندگی مان می شود باید تخیل را مهار کنیم. نخست باید هوشیار باشیم که کاخ های موهوم نسازیم زیرا بهای گزافی دارند و پس از اندک زمانی فرو می ریزند که این موجب افسوس می شود. اما افزون بر این باید مراقب باشیم که با تصویر کردن حوادث ناگواری که فقط احتمال وقوع دارند دل خود را از ترس آکنده نکنیم.

آقای آرتورشوپنهاور در فصل ششم کتاب خویش تحت عنوان "درباره تفاوت های آدمی در سنین گوناگون" با اشاره به این جمله مهم "ولتر" که "هر کس روحیه مناسب با سنش را نداشته باشد فقط گرفتار مصائب سن خویش است بحث خویش را دنبال می کند."

شوپنهاور معتقد بود که در دوران کودکی بیشتر از ذهن خود استفاده می کنیم تا از اراده خویش و البته آن چنان که خود گفته علت سعادت انسان در ربع اول زندگی درست همین است که این دوران پس از گذشت ایام در نظر ادمی به منزله بهشتی گمشده جلوه می کند. در کودکی روابط و نیازهای اندکی داریم. یعنی اراده ما کمتر تحریک می شود بنابراین بخش عمده وجود ما به شناختن معطوف می گردد. عقل هم مانند مغز که در سن هفت سالگی از حیث اندازه کامل می شود اگر چه هنوز واجد پختگی نیست به سرعت تکامل می یابد و در جهانی که برایش تازگی دارد به دنبال خوراک فکری است ، جهانی که در آن همه چیز سراسر از جذبه اعیانی تشکیل شده است که جلای نو دارد. علت این که سال های کودکی سراسر شاعرانه اند همین است. زیرا جوهر شعر مانند جوهر همه هنرها درک ایده افلاطونی است. یعنی درک ماهیت اساسی اعیان که در همه احاد نوع مشترک است و هر چیز را به منزله نماینده نوع خود جلوه می دهد و یک مورد مصداق هزاران دیگر است. اگر چه این طور به نظر می رسد که در صحنه های گوناگون دوران کودکی پیوسته فقط به یک شی ء یا به یک روند منفرد که خواست انی ما را جلب می کند مشغولیم.

واقعیت اساسا چیز دیگری است. علت واقعی این است که زندگی در برابر دیدگان ما واجد کمال اهمیت است، نو و شاداب است بی آن که در اثر تکرار احساس بی اعتنایی در ما به وجود آورده باشد و از این رو ما پیوسته در آرامش و بدون هدفی معین ضمن فعایت های کودکانه خود جوهر زندگی و سنخ های اساسی صور و تظاهر آنها را در صحنه ها و روندها ادراک می کنیم.

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر آرتور شوپنهاور

به بیان اسپینوزا ما در کودکی همه اشیاء و اشخاص را از دیدگاه جاودانگی می بینیم. انسان هر چه کم سال تر است بیشتر نماینده نوع خویش است. این خصوصیت هر سال پیوسته کاهش می یابد. تفاوت بزرگ تاثیر اشیاء در جوانی و در پیری بر ما از اینجا ناشی می شود. از این رو همه تجربیات و آشنایان دوران کودکی و نوجوانی به نمونه های نوع و عنوان های مقولات شناخت و تجربه ما تبدیل می گردند که در دوران های بعدی زندگی هکه چیز را در این مقولات می گنجانیم اگر چه این کار را همواره با آگاهی واضح نمی کنیم. بدین ترتیب در سال های کودکی اساس مستحکم جهان بینی انسان شکل می گیرد که سطحی یا عمیق است و پس از آن توسعه می یابد و کامل می شود... پس چنین شیوه نگرش عینی محض که به همین علت شاعرانه است و مختص دوران کودکی است به این جهت که نیروی اراده هنوز کاملا پدید نیامده است تقویت می شود و موجب می گردد که رفتارمان در کودکی بسیار بیشتر به شناختن معطوف باشد تا به خواستن. خاطره سال های کودکی درست به این علت همیشه حسرت انگیز باقی می ماند که این دوران سرشار از شادی است.

ما در آغاز زندگی با چنین جدیتی به درک زنده اشیاء از طریق مشاهده مشغولیم در حالی که تربیت (متداول) می کوشد به ما مفاهیم را بیاموزد اما مفاهیم ماهیت واقعی و اساسی اشیاء را به ما عرضه نمی کنند بلکه اساس و محتوای حقیقی کل شناخت از درک شهودی جهان حاصل می گردد. این نوع شناخت را فقط خود انسان می تواند به دست بیاورد و نمی توان آن را با مفاهیم به او آموخت. بنابراین توانایی های ذهنی ما همچون ارزش های اخلاقی از بیرون نمی آیند بلکه از عمق وجود خودمان پدیدار می شوند و هیچ الگوی تربیتی چه الگوی تربیتی پستالوزی چه هر الگوی دیگر قادر نیست از کند ذهنی متفکری بسازد. علت این که محیط و تجربه های کودکی چنین در حافظه حک می شوند همین عمق و شدت شناخت شهودی (مشاهده اعیان) جهان بیرون در کودکی است. زیرا در آن دوران به طور کامل مجذوب جهان بیرون بوده ایم هیچ چیز حواس ما را متفرق نمی کرده است و به اشیاء طوری می نگریسته ایم که گویی در نوع خود منحصر به فردند یا اصلا چیزی جز آن اشیاء وجود ندارد. در جای دیگر گفته ام که هستی عینی جهان یعنی نمود هستی در تصور محض امری خوشایند است و به عکس هستی ذهنی یعنی خواستن با رنج و غم همراه است.

می توان این معنی را به طور خلاصه چنین بیان کرد: نمود جهان باشکوه اما بود آن هولناک است. پس در کودکی چیزها را از جنبه دیدن یعنی نمود یا عینیت می شناسیم نه از جنبه بودن یا ماهیت آنها که همان اراده است. حال به علت این که جنبه عینی جهان جنبه ای خوشایند است و عقل کودک و نوجوان جنبه ذهنی و هولناک ان را هنوز نمی شناسد این دوران می پنداریم که همه صورت هایی که واقعیت و هنر از برابر چشمان ما می گذرانند موجوداتی سعادتمندند و گمان می کنیم چیزی که ظاهرش چنین زیباست واقعیت درونش باید زیباتر باشد.

بنابراین جهان در نظر کودک و نوجوان مانند باغ عدن است، مکان امن و راحتی بخشی که همه ما در آن زاده شده ایم. کمی بعد عطش زندگی واقعی در ما ایجاد می شود یعنی انگیزه عمل و رنج که ما را به درون همهمه جهان می کشاند. آنگاه با جنبه دیگر جهان آشنا می شویم. با بود جهان یعنی اراده که در هر گام با مانعی رو به رو می شود. سپس به تدریج سرخوردگی پدید می آید و در آغاز می گوییم زمان اوهام به سر رسیده است و با وجود این سرخوردگی ما گام به گام افزایش می یابد و مدام کامل تر می شود.

بنابراین می توان گفت که زندگی در کودکی در چشم ما به منزله صحنه نمایشی است که از دور دیده می شود در سالمندی همان صحنه بسیار نزدیک است ... اگر نیمه اول زندگی از اشتیاق ناکام در جست و جوی سعادت تشکیل شده است نیمه دوم متشکل از نگرانی از شوربختی است. زیرا در نیمه دوم بیش و کم به این شناخت دست می یابیم که سعادت کاملا افسانه و رنج واقعی است. بنابراین اکنون دست کم انسان های عاقل تنها در پی دوری از رنج و ایجاد وضعی امن اند نه به دنبال لذت.

نیمه دوم عمر مانند نیمه دوم پریود موسیقائی است که شور و شوقش کمتر اما آرامشش بیشتر از نیمه اول است. این امر به طور کلی بر این مبناست که ادمی در جوانی می پندارد که در جهان چه سعادت ها و لذت های شگفت انگیزی وجود دارد و فقط دست یابی به آن دشوار است حال آن که در سالمندی می داند که چنین چیزی نیست بنابراین خیالش از این حیث آسوده است. از زندگی قابل تحملی که دارد لذت می برد و حتی از امور کوچک احساس شادی می کند. آنچه مرد پخته در اثر زندگی به آن دست می یابد و نگاه او را به جهان از جوانان و پیران متمایز می کند در درجه اول بینش واقع گرایانه است. مرد پخته نخست همه چیز را ساده و چنان که واقعا هست می بیند حال آن که جوانان و پسران سرابی را می بینند که حاصل حوس ها پیش داوری های سنتی و تخیلات غریب است که بر جهان حقیقی پرده می افکنند یا شکل آن را تغییر می دهند. نخستین تاثیر تجربه این است که آدمی را از توهمات و مفاهیم غلط که در جوانی در ذهن جای گرفته رها می کند. البته بهترین نوع تربیت، ایمن ساختن انسان ها در جوانی در برابر این گونه توهمات است. این تربیت اگر چه صرفا هدفی سلبی دارد گاهی بس دشوار است.(در باب حکمت زندگی)

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر آرتور شوپنهاور

آرتورشوپنهاور ضمن اشاره به این مطلب که "از منظر جوانی زندگی آینده ای است بی انتها اما در مقام پیری گذشته ای بسیار کوتاه است و تا زمانی که جوانیم زندگی در نظرمان بی پایان است." چنین می گوید: باید پیر شد یعنی عمری طولانی کرد تا فهمید که زندگی چه زودگذر است. انسان هر چه سالمندتر می شود همه امور بشری در نظرش کم اهمیت تر می شوند.... در سالمندی پوچی همه چیز نمایان می شود. نیروی ذهنی به تدریج در اثر عادت طولانی به دریافت های یکسان چنان ساییده می شود و صیقل می خورد که همه چیز به روی آن می لغزد بی آن که اثری بر جای نهد. این امر موجب می گردد که زمان مدام بی اهمیت تر و در نتیجه کوتاه تر شود. ساعات یک پسر بچه طولانی تر از روزهای مرد سالمند است. بنابراین هر چه پیرتر می شویم حرکت زمان پرشتاب تر می شود مانند گویی که در سراشیب غلتان است ... سنین کودکی با این که فقط پانزده سال را در بر می گیرد طولانی ترین دوران زندگی است  و بنابراین از حیث خاطره از همه دوران های دیگر عمر غنی تر است.

احساس بی حوصلگی با سن رابطه ای معکوس دارد. کودکان دائم نیاز به سرگرمی دارند. چه بازی چه کار اگر سرگرمی متوقف شود فورا به کسالت وحشتناکی گرفتار می شوند حتی نوجوانان نیز به این حالت گرفتارند و با نگرانی به اوقاتی از برنامه که پر نشده است می نگرند.

هنگامی که به سن بزرگسالی می رسیم بی حوصلگی ناشی از نداشتن مشغولیت به تدریج ناپدید می گردد. زمان برای سالمندان همواره کوتاه است و روزها چون تیری از کنار انان می گذرد. البته روشن است که درباره انسان ها سخن می گوییم نه از بهائمی که پیر شده اند. پس بی حوصلگی در اثر شتاب سیر زمان در سنین بالا غالبا از میان می رود و چون از سوی دیگر شهوت ها و رنج های حاصل از آن نیز خاموش می شوند اگر فقط سلامت انسان برقرار باشد با زندگی در مجموع واقعا سبک تر از دوران جوانی است. از این رو این دوره زندگی را که قبل از رسیدن ضعف ها و ناخوشی های دوران پیری است بهترین سال ها می خوانند. شاید از حیث احساس راحتی این مرحله واقعا بهترین سال های عمر باشد. اما امتیاز سال های جوانی که همه چیز بر آدمی تاثیر می گذارد و هر چیز به طور زنده به ذهن راه می یابد عبارت از این است که زمان باروری و شکوفایی ذهن است زیرا حقیقت های عمیق را فقط می توان از راه مشاهده ادراک کرد نه از راه محاسبه یعنی شناخت نخستین از این حقایق بلاواسطه است و در اثر تاثیری آنی حاصل می گردد. در نتیجه این گونه شناخت فقط هنگامی حاصل می شود که تاثیرات قوی، زنده و عمیق باشند. پس از این لحاظ همه چیز به دوران جوانی وابسته است. در سال های بعد می توانیم خود بر دیگران یا حتی بر جهان تاثیر بگذریم زیرا شخصیت مان کامل و تمام است و دیگر زیر نفوذ تاثیری نیست اما جهان بر ما کم تاثیر می گذارد. از این رو این سال ها، سال های کار و دستاوردانه اما جوانی، زمان شکل گرفتن مفاهیم اساسی و شناخت است.

در جوانی، مشاهده غالب است  و در پیری تفکر. از این رو جوانی دوران شعر است و پیری زمان فلسفه. در امور عملی نیز چنین است فقط کسی که پیر می شود تصوری کامل و درست از زندگی به دست می آورد. زیرا تنها سالمندان می تواند زندگی را در کلیت و روند طبیع اش بشناسند به ویژه این که نه فقط راه ورود به زندگی را می شناسند بلکه به راه خروجی نیز مشرفند  و از این رو به پوچی آن به خوبی واقفند در حالی که بقیه مردم مدام در چنگال این توهم گرفتارند که هر آنچه نیک و درست است در اینده اتفاق خواهد افتاد. در عوض در جوانی توان برداشت بیشتر است. به این علت می توانیم از آنچه می دانیم چیزهای بیشتری بسازیم اما در پیری توان داوری، بصیرت و دقت غالب است. جوانی زمان گردآوردن مطالب برای شناختن جهان و ساختن عقاید اساسی خاص خویش است. یعنی آنچه انسان برگزیده باید طبق رسالت خویش به جهان عرضه کند. اما تازه در سالمندی قادر است بر این مطالب استادانه تسلط یابد. از این رو می بینیم که نویسندگان بزرگ شاهکارهای خود را غالبا در حدود پنجاه سالگی عرضه کرده اند. با این همه ریشه درخت شناخت در جوانی است. اگر چه ثمره آن در قسمت بالایی می روید. هر عصری حتی اگر مفلوک ترین عصر باشد خود را خردمندتر از عصر پیش از خود می داند. چهل سال نخست زندگی متن را فراهم می آورد پس سال بعدی تفسیر متن را که معنای واقعی و ارتباط متن را با نتایج اخلاقی و هم ظرافت های آن برای ما قبل فهم می کند در پایان زندگی همان اتفاقی می افتد که در اخر هر جشن بالماسکه مشاهده می کنیم. ماسک ها را از چهره برمی دارند .

اکنون می بینیم آن کسانی که در طول زندگی با ما تماس پیدا کرده اند واقعا چه کسانی بوده اند زیرا اکنون دیگر افراد شخصیت خود را نشان داده اند اعمال به نتیجه نشسته اند دستاوردها به طور منصفانه مورد قدردانی واقع شده  وهمه فریب ها فرو ریخته اند. همه اینها به زمان نیاز داشت. اما شگفت انگیزتر از همه این است که آدمی حتی خویشتن و اهداف و مقاصد خود را در اواخر عمر می شناسد و درک می کند به ویژه رابطه خود را با جهان و دیگر انسان ها در ضمن آدمی در می یابد که خمیرمایه اش چیست؟

ادامه دارد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر آرتور شوپنهاور

چهارشنبه, 25 تیر 1399 12:42 خوانده شده: 213 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +5 0 --
ناشناس 1399/04/25 - 14:33
بنظر این حقیر شخصیتهای وارسته در مسیولان ما تبلور پیدا کرده اند که جزو پاک دست ترین مسیولان دنیا هستند.
پاسخ + +5 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 17:35
نخستین تاثیر تجربه این است که آدمی را از توهمات و مفاهیم غلط که در جوانی در ذهن جای گرفته رها می‌کند (متن) و پس جوان بودن یک نظام و غیره

شخصیت از کودکی تا پیری از منظر " حرکت جوهری "
" ... " از منظر " تربیت و روانشناسی" و خداوند رب العالمین

در جوانی، مشاهده غالب است و در پیری تفکر. از این رو جوانی دوران شعر است و پیری زمان فلسفه.(متن)
مشاهده در تمام گذر عمر است و گاه در نوجوانی، مشاهده است و در نوجوانی و جوانی هم تفکر. از این رو نوچوانی به بعد (آغاز سن تکلیف به بعد) دوران شعر و فلسفه است. اینچنین نگاه‌هایی باعث می شود که فردی خردمند مثل استاد الهی قمشه‌ای در رسانه ملی بفرمایند که کسی نیست که در جوانی طلب عقل از خدا کرده باشد؛
بار الهی !! سلام مرا به هر نوجوانی که در قنوت نمازش طلب عقل از خدا می‌کرد برسان!!
یکی از مصادیق توهّم عظمی این قبیل تفکیک‌های سن و سال، در کسب مدارک و مدارج و قابلیت‌هاست.
بار الهی !! پناه بر تو که برای فهم فلسفه سن و سال تعیین شود و ترتیبی محدود به سن و سال! ترتیب درست است ولی محدود به بازه زمانی نادرست! و ...
پاسخ + +5 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 17:55
کسی که رنج نکشیده باشد تربیت نشده است.(متن)

مصیبتها سازنده‌اند مگر اینکه کمر آدم را بشکند اما متاسفانه وجود و بقای توهّم در عرف و قوانین، مصیبتی است کمر شکن! و کمر شکسته تحت شرایطی مظلومیست مستجاب الدعوه! و خداوند با فرستادن رحمت به او و حامیانش و عذاب به ... هر طور که بخواهد رحمت را بر او می‌فرستد! و چه دردیست بزرگ، عبرت نگرفتن!

چه نیکو و جکیمانه فرمودند حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نامه 31 نهج البلاغه: از کسی که به تو ستمی کرده چندان غمگین مباش که او به سود تو و زیان خود کوشش نموده است!
و سلام بر پیامبر(ص) به موجب حدیثی دیگر !!
پاسخ + +5 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 18:02
... ایمن ساختن انسان ها در جوانی در برابر این گونه توهمات است (متن)

چه فرد یا افراد یا سیستمی یا قانونی یا عرفی در این ایمن سازی اثر مثبت دارد و کدام اثر منفی؟
پاسخ + +5 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 18:13
زمان مقوله ای وسیعتر دارد و می‌ توان به آن جبران سرعت میانگین که اثر روانی دارد یا می توان به آن جنبه حقوقی که جنبه پایداری و آرامش دارد و یا پدیده‌های نو ظهور که جنبه آنتروپی دارد و ... را افزود و ...
پاسخ + +4 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 18:30
حقیقت های عمیق را فقط می توان از راه مشاهده ادراک کرد نه از راه محاسبه یعنی شناخت نخستین از این حقایق بلاواسطه است و در اثر تاثیری آنی حاصل می گردد. (متن)
جمله فوق قابل نقد است مگر اینکه مشاهده را طوری خاص معنا کنیم و خیلی از حقیقت های عمیق را توانسته اند با محاسبه بدست آورند در علوم ریاضی، مهندسی و علوم اجتماعی و حتی انسانی
یکی از تلخی های قوانین و مجلس و دولت و کارخانه های تولیدی اینست که با تجربه و مشاهده پیش برود در حالی که بی دقتی در محاسبه موجب افزایش هزینه ها و تغییر برنامه ها و قوانین بد محاسبه شده یا بی حساب می شود و ... در واقع محاسبه برتر رسیدن به شهود آتی برتر و بهتر است
جامعه و فرد از بد محاسبه ای و بی محاسبه ای چقدر زیان دیده است؟ حاسبو قبل ان تحاسبوا تا به بهترین و برترین مشاهده برسید
پاسخ + +4 0 --
مدرس آزاد 1399/04/25 - 18:38
و ... و...

اکنون می بینیم آن کسانی که در طول زندگی با ما تماس پیدا کرده اند واقعا چه کسانی بوده اند زیرا اکنون دیگر افراد شخصیت خود را نشان داده اند ... وهمه فریب ها فرو ریخته اند. همه اینها به زمان نیاز داشت... (متن)

پیامبر(ص): مؤمن مردم را به توسم می‌شناسد (نهج الفصاحه)
شناخت یعنی گذشت زمان و تابع غلط سن و سال؟
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1399/04/27 - 16:25
همه اش شد اظهار فضل مدرس آزاد.... جناب مدرس آزاد دست همه ی پدیدارشناسان و هرمنوتیک ها را از پشت بسته است.
پاسخ + 0 0 --
مدرس آزاد 1399/04/29 - 06:53
سلام جناب ناشناس قویاً شناس
کنایه می گویید؟ کدام فضل؟ آنچه نوشته ام یا آنچه نمی نویسم؟
دوست کسی است که عیب را تذکّر دهد
اصلا فضل خوب است؟ اگر فضل خوب است پس چگونه ظهورش فرضاً بد است؟
یا ظهور و اظهار فضل گاهی خوب و واجب و مستحبّ و گاهی بد است؟
می شود جایگاه و نیت اظهار فضل را خواند؟
بهلول با نادانی و خطای خود اظهار فضل می کرد؟
در هر صورت سپاس
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1399/04/28 - 08:21
سرباز 100 ساله جنگ جهانی دوم شوالیه شد.خبر آنلاین.

آیا عقل ما قد می دهد که یک پیرمرد
۱۰۰ ساله می تواند شخصیت موثری
بر روند بیماری کرونا باشد؟!!

تام مور پیرمرد صدساله سرباز بازنشسته جنگ جهانی دوم، که امروز افتخار کسب عنوان شوالیه از ملکه الیزابت را داشت. ایشان یکی دو ماه پیش که کرونا در انگلیس شایع شد گفت: من با واکرم صد دور، دور باغچه خانه ام می گردم و ویدیو آن را منتشر می کنم. او امیدوار بود با این کار بتواند هزار پوند جمع کند و آن را به سیستم بهداشت ملی برای درمان بیماران کرونا بدهد. اما کارش گرفت و بجای هزار پوند، نزدیک ۳۳ میلیون پوند جمع آوری کرد.
پاسخ + 0 0 --
کرامت سلیمی 1399/05/09 - 22:21
قضاوتی که یکی از افراد کرده اند و گفته اند شما اظهار فضل کرده اید قضاوت درستی نیست و نشان می دهد که این فرد به جای اظهار نظر در مورد مطلب شما ، دنبال کوبیدن شماست و با شما مشکل دارد.



ارتور شوپنهاور در کتاب هنر همیشه برحق بودن میگوید بر خلاف انچه میگویند
انسانها ذاتا" پاک هستند و با انجام گناهان پست و خبیث می شوند , انسانها
ذاتا" پست و خبیث هستند اما با فاصله گرفتن از یک سری بدیها اخلاق و
انسانیت و معرفت بوجود میاید که انهم ناپایدار است و هر ان ممکن است که
همان افراد دارای خصوصیت اخلاقی و انسانی به
سمت پستی و خباثت گرایش پیدا کنند.
مهمترین دلیلی که شوپنهاور برای اثبات ابن حرف می اورد این است که که
انسانها به راحتی پا بر روی حقایق و
واقعیات می گذارند و در هر مباحثه ای بدون اعتنا به حقیقت بدنبال پیروزیند
پاسخ + 0 0 --
کرامت سلیمی 1399/05/09 - 22:22
شوپنهاور میگوید اگر طبیعت بشری پست نبود و شریف میبود باید در هر مباحثه
ای فقط در پی کشف حقیقت میبودیم و نمیبایست کمترین اهمیتی به این موضوع
می دادیم که حق با ماست ویا طرف مقابلمان. و دلیل اصلی این موضوع همان
" دنائت فطری طبیعت بشری" است.
پاسخ + 0 0 --
کرامت سلیمی 1399/05/09 - 22:24
یک مثال ساده و ابتدایی که در این مورد اورده شده این است که اگر دو کودک
را در یک اطاق قرار دهیم و تحت کنترل

نباشند با یکدیگر درگیر می شوند و ممکن است به هم اسیب برسانند. به ما
گفته بودند که کودکان پاک و معصومند. اگر این موضوع درست باشد نباید
اتفاقی رخ دهد. واین نشان میدهد که پستی و خباثت به صورت ذاتی در فطرت
بشر وجود
دارد.
از نظر شوپنهاور راه حل معضلات این است که همیشه به خود زحمت دهیم تا حکم
درستی صادر کنیم.
البته دلایل دیگری را هم ذکر می کند اما ذکر انها نوشته را کسل کننده میکند


مطلب شما یکی از زیباترین و پرمعناترین نوشته هاییست که تا به حال خوانده ام. و با وجود اینکه خودم کتابها و مطالب ارتور شوپنهاور را خوانده ام اما هیچگاه با این عمق به بررسی و شکافت سخنان شوپنهاور نپرداخته بودم. و تا به حال چند بار ان را خوانده ام و برای دوستان همفکرم فرستاده ام.
پاسخ + 0 0 --
کرامت سلیمی 1399/05/09 - 22:26
این مطلب شایستگی ان را دارد که در تمام سایتهای فارسی زبان منتشر گردد.

نوشتن چنین مطالبی کار هر کسی نیست و نیاز به نبوغ ادبی و فلسفی دارد.

باز هم در این موارد مطلب بنویسید.

زنده باد.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

به نظر شما ، جنس ارتباط نمایندگان مجلس شورای اسلامی با آموزش و پرورش از کدام نوع است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور